نامور،مرکز نوآوري های آموزشی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • ✅ توصیه های اساسی و کلیدی درباره آرایش دخترانه و زنانه
  • ⭐ توصیه های مهم درباره میکاپ
  • تکنیک های طلایی درباره آرایش برای دختران که نباید نادیده گرفت
  • کاش این موارد را درباره آرایش دخترانه و زنانه می دانستم
  • جدیدترین توصیه های مهم درباره آرایش دخترانه
  • ❌ هشدار!  رعایت نکردن این نکته ها درباره آرایش برای دختران مساوی با ضرر
  • ❌ هشدار!  رعایت نکردن این موارد درباره آرایش دخترانه و زنانه مساوی با زیان
  • " مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | ۵-۲- بحث و نتیجه گیری – 7 "
  • " مقاله های علمی- دانشگاهی | گفتار چهارم- تاکید عقل بر تامین عدالت استخدامی – 7 "
  • " خرید متن کامل پایان نامه ارشد | ۲-۲-۱-۲-۴- انتشار آگهی مزایده – 7 "
باور و دستگاه اعصاب خودکار
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

برداریم حتی قبل از اینکه درد را آگاهانه حس کنیم سلول های خاموش مانند مدارشکن عمل می کنند. آنها جریان علایم درد را تفسیر می کنند. اگر سلول های خاموش غالب شوند ما به استقبال درد می رویم.

مقاله - متن کامل - پایان نامه

باور و انتظار دو مؤلفه اصلی امیدند که پایه و اساس تأثیرات بیولوژیک دارو نماهایند. این دو با آزادسازی اندورفین و انکفالینمای مغز قادرند مانع درد شوند و در نتیجه مقلد اثرات مورفین اند. لغت دارونما (مثل آب مقطر، سرم قندی یا نمکی) واژه ای لاتین و معادل «من باید خوشحال باشم» است. امید مانند دارونما گرچه نافعال است اما دارای اثرات بیولوژیکی چشمگیری است. دارونما نشان می دهد که بین جسم و ذهن رابطه وجود دارد. به ویژه در مورد اینکه چگونه باور و انتظار روی درد و ناتوانی جسمی تأثیر می گذارد. باور، انتظار و تمایل مدارهای مغزی را فعال می کنند، و موجب آزاد شدن اندورفین و انکفالین و احتمالاً مانع کلوسیستوکنین می شوند. مواد شیمیایی دیگری هم در سیستم اعصاب خودمختار وجود دارد که می توانند مدارهای درد را تنظیم کنند. یکی از این مواد کلوسیستوکنین و دیگری ماده p است، cck به سهم خود با مسدود کردن اندورفین ها عمل می کند و در نتیجه درد را افزایش می دهد. برخی از محققان مدعی بودند که انتظار و باور نیز در آزاد شدن cck دخیل اند و در نتیجه اثرات ضد درد اندورفین و انکفالین را افزایش می دهند (گروپمن، ۲۰۰۵).

مکانیزم ارتباط جسم و ذهن را می توان این طور تشریح کرد که وقتی اندام های بدن بیمار می شوند بافت ها پلامیده شده و اندام های بدن ضعیف می شوند، بنابراین اعصاب متصل به این اندام های بیمار شده، علایمی مثل درد می فرستند که بالقوه احساسات ترس، دلهره و ناامیدی را در ما تشدید می کند. حرکات بهبودی در بافت ها به ایجاد احساس امید کمک می کنند و در این لحظه درمان های دارویی می توانند عمیق ترین تأثیر را روی روان ما بگذارند با هر قدم که به سمت بالا برمی دارد نقطه پایان را آسان تر می بیند و امید او بیشتر می شود.

از طرفی، وقتی به دلیل ضعف جسمی احساس درد می کنیم این درد، حس درماندگی و ناامیدی ما را تشدید و هر چه کمتر احساس امیدواری می کنیم اندورفین و انکفالین و کلوسیستوکنین بیشتری در بدن آزاد می شود. هر چه به علت این مواد نوروشیمیایی درد بیشتری احساس می کنیم کمتر می توانیم در آستانه احساس امید قرار بگیریم. کلید اصلی، شکستن این دور باطل است. این دور باطل را می توان با اولین جهش امید شکست. امید واکنش های زنجیره ای را به دنبال دارد. امید درد را تعدیل می کند و وقتی که ما درد کمتری (خواه جسمی یا روانی) حس کردیم احساس امید بیشتر می شود که به سهم خود باعث کاهش درد بیشتری شود. وقتی درد کنار می رود مانع اصلی برای حفظ درمان ناخوشایند اما ضروری برطرف می شود.

رابطه بین باور و دستگاه مرکزی (GNS)

دستگاه اعصاب خودمختار جزئی از مغز و طناب نخاعی است که فعالیت خودمختار فیزیولوژیابی تنفس، گردش خون، و هاضمه را تنظیم می کند. ما این سیستم ها را آگاهانه تنظیم نمی کنیم. آزمایش های با بهره گرفتن از دارونما حاکی است که باور و انتظار می توانند اثرات بالقوه ای روی دستگاه اعصاب خودکار (GNS) بگذارند و با آزمایش هایی که روی درد انجام گرفته است باور و انتظار در پاسخ به نشانه های محیطی موجب تغییراتی در مسیرهای مغز می شوند که برونداد (GNS) را تعدیل می کند. این اعصاب خودمختار مواد شیمیایی خانواده آدرنالین می کنند و جایگزین آلبوترول می شوند. آلبوترول ماهیچه های صاف را آرام می کند و منافذ برونشیتی را باز می کند برخی مطالعات حاکی از این است که بیمارانی که امیدوارند عملاً به دلیل ایمان مذهبی و اعتمادشان به متخصص، سلامتی خود را سریع تر باز یافته اند و با سرعت بیشتری بهبود یافته اند بنابراین، بین امیدواری و بهبودی همبستگی وجود دارد به آنکه گفته شود که امید علت بهبودی است. ضربان قلب، فشار خون، تنفس، و هضم غذا که در جرگه کارکردهای خودکارند، عواملی اند که در بیماری و پاسخ بیمار به درمان وجود دارند و ممکن است در زمینه ای خاص مانند بهبودی از حمله قلبی، حالت هیجانی بیمار سهم عمده ای داشته باشند. همان طور که بروس کوهن (۲۰۰۳) اشاره می کند، می توان ارتباط های معقولی را بین ذهن و جسم در نظر گرفت. چنین فرض می شود که مدارهای پاداش که کوهن برای اعتیاد به مواد بررسی کرده است، در اثر دارونما نقش دارند. برای نمونه، استوسل (۲۰۰۱) تصور می کند که بیماران دارای سطوح انگیزشی بالا و رفتار هدف جویانه انتظار خود را از منفعت به صورت شکلی از پاداش پردازش می کند. مدارهای پاداشی که در قطعات پیشانی مغز پیدا شده اند، سرشار از دوپایین هستند. احتمال دارد اما هنوز ثابت نشده است که این مدارهای پاداش مسئول آزاد شدن مواد شیمیایی در قطعات پیشانی باشند و در قسمت های عمیق تر مغز، گره های پایه ای که در بیماران دچار پارکینسون، موجود است. همین طور، مطالعات جدیدتر حاکی از آن است که مدارهای عصبی که دوپامین آزاد می کنند ممکن است با مسیرهایی مرتبط باشند که اندورمین ها و انکفالین ها را به نواحی دستگاه اعصاب مرکزی که مسئول ارسال علایم دردند، می فرستند با این حال، این مطلب که چگونه محیط های قبلی و فعلی ممکن است مدارهای را شکل دهند که هیجان های پیچیده (مثل باور و انتظار) را به مسیرهایی متصل می کنند که آزادکننده دوپایمن، اندورفین و انکفالین ها، یا واسطه های خودکارند هنوز ناشناخته است. اما این بیولوژی پویا تأکید می کند که ما اسیر نقشه ژنتیکی خود نیستیم و احتمالاً ژن هایی در احساس های بسیار پیچیده ای که به عنوان امید می شناسیم، سهیم اند اما مدارهای موجود در مغز که از این احساس ریشه می گیرد، ایستا و راکد نیست. بلکه وقایع موجود در زندگیمان آنها را تعدیل می کنند و هر حرفی که متخصصان، دوستان و اعضای خانواده می زنند روی این گره های سیناپسی تأثیر می گذارند. بنابراین نباید پیچیدگی عوامل دخیل در این فرایند بیولوژیکی را دست کم گرفت. با این حال به عقیده دکتر دیویدسون (۲۰۰۳) هیچ مرکز انحصاری یا هیچ انتقال دهنده عصبی امید در مغز وجود ندارد. هیچ ناحیه یا مولکول خاصی که در نوع خود واسط هیجان باشد نیز کشف نشده است. او و همکارانش با بهره گرفتن از اسکن های پیچیده مغزی برای نقشه برداری یا ترسیم مدارها و گره هایی که علایم عصبی را یکپارچه و پردازش می کنند، متوجه منطقه ای در قشر مخ نزدیک پرده های

نظر دهید »
پایان نامه : امید در زندگی
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مقاله - متن کامل - پایان نامه

افراد بزرگسال در تفکر امیدآفرین در فرزندان خود سهیم اند. نسل امروز با یاد گرفتن درباره امید قادر است با مشکلات فردا مبارزه کند. امیداندیشی پل زدن فکری به سوی اهداف تجسم شده اکنون و دستیابی به آن در آینده است. این گفته که رنگ رخساره حکایت کند از حال درون به این معناست که پختگی رشدی یک فرد موازی با پختگی رشدی گونه های کلی تر است. به عبارتی این قصه در مورد یک نفر درباره افراد دیگر هم صدق می کند. به طور خلاصه، امید نوعی تفکر هدفمند است، که شخصیت اصلی در آن خود را به عنوان موجودی که قادر است مسیرهای جدیدی به سمت اهداف مطلوب همراه با انگیزه ایجاد، و کاربرد این مسیرها را حفظ کند بنابراین، امید درباره تفکرات رهیاب و پایور برای اهداف است (اسنایدر، ۱۹۹۶). در سطور زیر مراحل شکل گیری امید در نوزاد بررسی می شود.

 

ظهور تفکر امیدبخش

دوره اول کودکی: تولد تا نوپایی (۳ سالگی)

برای توضیح و تصریح بیشتر تفکر رهیاب و تفکر پایورانه هدفمند و رابطه آنها با محور مشترک اهداف، کشف این مطلب که هر مؤلفه چگونه از نظر تحولی در دوران اولیه کودکی رشد می کند، مفید است.

تفکرات رهیاب

از نظر نوزاد، «تولد» مفهوم اطلاعات جدید را برای او به همراه دارد که ناشی از سرازیر شدن این اطلاعات از طریق اندام های حسی است. هر حس خاص باید برای داشتن معنای خاصی رمزگردانی شود. برای مثال، چهره مادر در میان تمام چهره هایی که در مقابل چشمان وی قرار می گیرد. این حس با ظرافت پیچیده توسط ادراک که ذاتاً رویدادی روان شناختی است، غصب می شود زیرا نوزاد این اطلاعات وارد را تشخیص داد، سازماندهی می کند. افزون بر آن، نوزاد انسان فوراً مجذوب محورهای ارتباطی بین انبوهی از چیزهایی می شود که سکانس هایی را به دنبال دارند. در این فرآیند، ذهن کودک نورسیده بلافاصله متوجه زمان وقایع مجاور مهم در زندگیش می شود به نظر می رسد که این افکار انتظاری (پیش آیندی) از لحظه تولد وارد عمل می شوند و در تمام سال اول زندگی و بعد از آن ادامه می یابند (کوپر، ۱۹۹۴).

ادراک و محورهای ارتباطی با توانایی نوزاد به هم گره می خورند تا به ابژه های دلخواه (اشخاص یا اشیاء محبوب) اشاره کنند. فرض می شود که این رفتارهای مورد اشاره در سه ماه اول زندگی روی می دهند و به طور مشخص تا اواخر ۱۲ ماهگی فعال می شوند (شولمان ۱۹۹۱)، نوزاد «با اشاره کردن» در حال شناسایی هدف است. همین طور، باید توجه داشت که اشاره کردن حاکی از آن است که کودک در حال انتخاب یک هدف از میان چند هدف است. خلاصه کلام درباره تفکر رهیاب این است که نوزاد فوراً ادراکی (تصوری) را درباره «آینده که خارج از ذهن اوست» شکل می دهد و یاد می گیرد که وقایع خاصی موقتاً هم زمان روی می دهند. به علاوه، نوزاد شروع به تمرکز روی اهداف خاصی می کند و با ادراک/ تصور مسیرهای ارتباطی با اهداف، جریان های اساسی لازم را برای تفکر رهیاب کسب می کند. نوزاد با درک این زشته های ارتباطی با اهداف، جریان های اصلی لازم را برای تفکر رهیاب کسب کرده است.

تفکر پایورانه

درواکاری قبلی از تفکر رهیاب هدفمند، نوزاد فاقد هر گونه آگاهی شخصی درباره اشتیاق به اعمال هدفمند است. وقتی نوزاد قادر می شود بینش خودانگیزی کسب کند، تفکر پایورانه وارد عمل می شود. به هر حال، ظهور افکار خودانگیز مسبوق بر مرحله رشدی است که متضمن اطلاع از خویشتن است (استرن، ۱۹۸۵). تصورات مبهم درباره خویشتن در چند ماه اول بروز می کند، بینش و بصیرت به خود در اکثر نوپاها از ۱۲ تا ۲۱ ماهگی به خوبی محرز می شود (کایلان، ۱۹۷۸). اگر نقطه ای رنگی روی بینی کودک یک ساله ای کشیده می شود وقتی او در مقابل آیینه قرار می گیرد آن را لمس می کند اما کودکان خردسال تر چنین کاری نمی کنند. همین طور، از حدوداً ۱۸ تا ۲۱ ماهگی، تولد روان شناختی روی می دهد که در آن کودک شروع به استفاده از ضمیر «من» می کند (همان منبع).

وقتی بازشناسی خود شکوفه می زند کودکان هم رفته رفته می فهمند که می توانند سبب اتفاق چیزی شوند. حرف زدن کودکان نوپا «آموزنده» است. چون آنها اغلب به ظرفیت و خواست و اراده شان اشاره می کنند. حرف های آنها نشان می دهد که می فهمند آنها عامل اتفاقات بعدی اند. برای نمونه، «من می توانم»، «نه، من خودم آن کار را انجام می دهم» (یک دختر ۳۲ ماهه)؛ «من می توانم آن کار را بکنم» (یک دختر ۳۱ ماهه)؛ «من هم»، «من می خواهم»، «خودم انجامش می دهم» (یک پسر ۳۵ ماهه). این جملات تلویحاً نشان دهنده اهداف کوتاه مدت کودک نوپایی است که برای رسیدن به آن اهداف از خود اعمالی را بروز می دهد. افکار خودمحورانه به ویژه وقتی با این بینش همراه می شوند که خودش در حال حرکت به سوی هدف مورد نظرش است، پایه و اساس تفکر خودانتسابی را تشکیل می دهند. نقش موانع در این دوره بسیار مهم است. والدین می توانند فوراً ببینند که وقتی فرزندانشان با موانعی برخورد می کنند چقدر ناراحت می شوند. این موضوع عام در روان شناسی سابقه طولانی دارد. برای درک این پدیده با بهره گرفتن از نظریه به امید می توان گفت موانع فیزیکی بر سر راه تعقیب هدف هیجان های منفی ایجاد خواهند کرد به ویژه اگر کودک درک کند که برای رسیدن به اهدافش باید بر موانع غلبه کند (اسنایدر، ۱۹۹۶).

از آنجا که زندگی همواره موانعی روبه رو شویم این معضل مکرراً در مورد نوجوانان ما در برخورد با موانع پیش می آید. بنابراین، خوب نیست بلافاصله وساطت کنیم و به کودک نوپا نشان دهیم که چگونه مانی را دور بزند. ضرورتاً تحمل ناکامی وجود دارد، و کودک حتی وقتی که در کاری با مانع مواجه می شود با دست و پنجه نرم کردن با موانع با فهم و شعور خویش، این ناکامی را تحمل می کند. با این حال، وقتی کودک نوپا محکم قدم برمی دارد و مانعی او را متوقف می کند آن گاه ما از طریق نقش الگو مانند یک مربی می توانیم و باید به کودکان کمک کنیم که یاد بگیرند تفکر رهیاب وارادی را برای رسیدن به اهداف خود به کار بگیرند. در چنین مواردی، ایفای نقش کارآگاه بسیار مفید است و کودک کمک می شود که چگونه موانع را دور بزند (اسنایدر و همکاران، ۲۰۰۶). به عقیده وی تفکر بسیار امیدبخش از غلبه بر موانع را دور بزند یعنی موانع فیزیکی و فکری برمی خیزد. از این روی، موانع چیزی نیستند که باید از سر راه بازی کودک برداشته شوند برعکس، موانع درس های مهمی می دهند که کودک نوپا ذهنش به مسیرهای دیگری حول مانع که علامت ایست است، می اندیشد. تفکر رهیاب در طی شرایط بدون مانع و طبیعی، انطباقی است اما حتی ارزش بیشتری پیدا خواهد کرد وقتی «به کار حول آن» نیاز است.

سایر محققان این سروکار داشتن با موانع را یک جریان شبه ایمن سازی نامیده اند و آن را تاب آوری نامیده اند؛ با این حال، تاب آوری ظاهراً با مزایای متعددی همراه است. بسیاری از کتاب های کودکان نقشه های مخفی ارائه می کنند که در آن شخصیت اصلی داستان با مشکلاتی مواجه می شود و برای این مشکلات راه حل هایی پیدا می کند. اهمیت این نقشه های دقیقاً در تاکتیکی که قهرمان داستان اتخاذ می کند، نیست بلکه تقریباً در حفظ تلاش هاست. بنابراین، در این مفهوم، موانع به اذهان جوان می آموزد که به توانایی های خویش برای یافتن مسیرهایی که مؤثر خواهند بود، ایمان داشته باشد اما این موانع نشان می دهد که تلاش های مداومی در این جریان نیز وجود دارد (برای نمونه، تفکر پایورانه). تفکر هدف مدار تقریباً برو برگرد در بافت (در ارتباط با) سایر کسانی که امید را می آموزند، یاد می گیرد در واقع، امید شاید یکی از اساسی ترین هدیه های بین فردی است بنابراین، تعجبی ندارد که بزرگسالانی که دارای امید بالایی اند پیوند نزدیکی با مراقبت کننده خود داشته باشند، مراقبی که زمان باارزشی با آنها صرف کرده است. به طور کلی، این افراد بزرگسال بسیار امیدوار به نوبه خود با دید بسیار مثبتی درباره رابطه بزرگ می شوند، در واقع آنها به دنبال مصاحبت و همدمی با دیگرانند. آنها دلبستگی قوی با دیگران ایجاد می کنند و اهداف آنها. وقتی بچه ها با موانع برخورد می کنند ممکن است دیگران را برای کمک به خود در رابطه با مشکل در جریان بگذارند، کودکان بسیار امیدوار موجودات اجتماعی اند و به نظر می رسد که توانایی آنها برای برقراری ارتباط ناشی از دلبستگی های قدرتمند آنها با مراقبت کنند. اولیه شان است همان طور که در شکل ۵-۳ نشان داده شده است، دلبستگی احتمالاً آخرین درس از مرحله نوزادی تا نوپایی برای کسب تفکر امیدبخش است.

دوره دوم کودکی

سال های پیش دبستانی: ۶-۳ سالگی: انفجار کلمات

در سال های پیش دبستانی کودک با انفجار کلمات روبه رو است. حجم مغز از ۳ تا ۶ سالگی به اندازه نصف حجم مغز در بزرگسالی و وزن آن به ۹۰% وزن مغز در بزرگسال می رسد. این افزایش حجم و وزن با رشد شگفت انگیز زبان همراه است؛ یعنی متوسط خزانه واژگان در حدود ۵۰ تا تقریباً ۱۰۰۰۰ کلمه می رسد. حالت بیان تک کلمه ای کودک دو ساله نیز تا رشته ای از جملات چند کلمه ای یک کودک پیش دبستانی می یابد. این مهارت های زبانی ظرفیت کودک را برای انتقال افکار هدفمند به همسالان و بزرگسالان اطرافش تسهیل می کند. از آنجا که کلمات نظام مشترک برای شناسایی چیزهای دنیای پیرامون است و اهداف و افکار و رهیاب و پایورانه همراه با آنها نیز توسط زبان برحسب زده می شوند، بنابراین با فقدان نظام مشترک شناسایی این علائم در دنیای مان، قدرت امیدواری نیز از بین خواهد رفت.

همین طور باید دقت کرد که تفکر امیدوارانه بازتاب تعامل با اشخاص و اشیاء پیرامون ماست به طور خلاصه، زبان سیستمی را برای شناسایی اهداف و نیز افکار رهیاب و پایورانه که ما را به آن اهداف وصل می کنند، فراهم می سازد. به همین دلیل جوانه های امید توسط زبان می رویند.

سناریوسازی

سناریو سلسله وقایعی است که برای شرایط خاصی به کار می رود، و مراقبان کودک نوعاً کسانی اند که چنین مطالب سناریو شده ای را آموزش می دهند. در یک سناریو، مراقبت کند. معمولاً به کودک زمینه و دلایلی به نفع سناریویی که قرار است تعلیم داده شود، ارائه می کند. برای مثال، یک نمونه سناریو آماده شدن برای خوابیدن منظم در شبهاست. برای رفتن کودک به رختخواب، مهم است که کودک عادات مربوط به بهداشت شخصی و نیز استراحت کردن را یاد بگیرد (گرچه بچه ها اغلب پی به این ها می برند) تا بتواند بخوابد. این سناریو معمولاً با حمام شروع می شود و کودک ممکن است حمام کند. پس از آن، مسواک زدن دندان ها، به توالت رفتن و آماده شدن برای خواب (اغلب پوشیدن لباس راحت برای دخترها و پسرها) است. سپس، نوبت قصه گفتن توسط یکی از والدین مثل خواندن داستان و سرانجام خاموش کردن چراغ ها و روشن کردن چراغ خواب با حداقل چانه زنی از سوی بچه هاست. بچه ها با وجود اعترافشان، نظم و ترتیب و قابل پیش بینی بودن این سناریو را دوست دارند.

در این دوره، سناریوسازی از طریق قصه گویی که در آن قهرمان قصه برای رسیدن به اهداف از نظم و پیش بینی چنین سناریویی را دوست دارند. به ویژه قهرمان داستان برای کودکان نمونه ای از تفکر امیدوارانه است. زیرا این قصه ها قهرمانان آن چنانی ما را با موانع و مشکلات مواجه می کنند که باید بر آنها غلبه کنند و همین جاست که بچه ها می توانند اعمال و کارهای سناریوسازی شده ای را بیاموزند که به آنها کمک کند از مخمصه خلاص شوند و در آینده به صورت ذخایر باارزشی استفاده شوند. بچه های پیش دبستانی می توانند واکنش های دیگران را درک کنند و مجذوب آن می شوند که این قواعد چگونه و چه وقت در مورد آنها اعمال می شود آنها قادرند با ظرافت تمام اعمال خود را مطابق با آن قواعد تنظیم کنند. این درس ها برای ایجاد امید بسیار حیاتی است. به نظر می رسد که کودکان به طرز الهام بخشی درک می کنند که باید نظر دیگران را هنگام پیگیری اهداف خود را در نظر بگیرند. احتمالاً درس عمده ای که کودکان در مورد امید در این دوره می آموزند، این آگاهی برجسته و شاخص است که تعقیب اهداف خاص آنها درست در همان محیطی روی می دهد که دیگران همخ قصد دارند به اهدافشان برسند.

کسب نظر دیگران

درست همان طور که توانایی های بالقوه زبانی و سناریوی آنها بزرگ تر می شوند، بچه ها افراد بزرگسال بسیار متفاوتی را می بینند و

نظر دهید »
پایان نامه مراحل ناامیدی
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

پایان نامه

غضب

وقتی شخصی شدیداً عصبانی می شود ـ که اولین واکنش به موقعی است که با مانع بزرگی برخورد کرده است، هنوز انرژی دارد و سعی می کند اهداف دیگر را دنبال کند (البته این واکنش لزوماً عاطفی نیست). مردم اغلب هنگامی که غضبنا کند اعمال تکانشی، خودشکن، و بدجوری را مرتکب می شوند.

یأس: هنگام یأس، که قدم بعدی در این پیشروی فرضی است، فرد هنوز روی هدف مسدود شده متمرکز است. اما درباره غلبه بر مانع یا موانع مربوط احساس عجز می کند. براون و هریس (۱۹۷۸) به طور واضح و مختصر یأس را به صورت، «اوه، بازم یه چیز دیگه» توصیف می کنند. با این حال بی ضرر مانند گم کردن کلید یا ناتوانی از پیروز شدن در بحث با همسرشان فوراً مأیوس می شوند. همین طور، بعضی از مردم به ویژه مشکلات را پیچیده تصور می کنند که به نوبه خود بیشتر احساس ناشایستی می کنند و منابع روان شناختی را از دست می دهند. به علاوه به اعتقاد براون و هریس (۱۹۷۸) مردم ممکن است به دلیل فقدان آگاهی یا اطلاع از اینکه چگونه مشکلات را حل کنند، در یأس و نومیدی بلغزند.

بی تفاوتی

سرانجام، اشخاص زمانی که شکست خود را تصدیق می کنند و دست از تعقیب اهداف می کشند، بی تفاوت می شوند (اسنایدر، ۱۹۹۶). آیاتی به صورت «فقدان علاقه یا توجه به ویژه به موضوعات دارای اهمیت کلی» است، بی تفاوتی فقدان هیجان یا احساس یا منفعل بودن توصیف می شود. این یک حالت نباتی و عاری از توجه است که شخص حس رشد مداوم خود را از دست می دهد و موجب دلواپسی نزدیکانش می شود. به عقیده اسنایدر (۲۰۰۲) بی تفاوتی صحنه غم انگیزی است که شخص حس شوخی و نیز هر گونه احتمال مشارکت بالقوه دیگران و جامعه را به طور کلی از دست می دهد.

جمع بندی

در این فصل، فرایند کسب تفکر امیدبخش و نومیدانه بررسی شد. به نظر می رسد که وقتی مردم طرح رسیدن به اهدافی را می کشند، الگوهای لازم معینی از تفکر خلاق و منعطف وجود دارد. چنان چه این راهبردها در اوایل زندگی آموخته نشود، فرد به تدریج به گونه ای کمتر امیدوارانه می اندیشد و با گذشت زمان نگرش های بسیار ضعیفی در او شکل می گیرد. به علاوه هنگامی که شخص با وقایع روان خراش زندگی در بزرگسالی مواجه می شود (مانند طلاق، سوءاستفاده، ناتوانی، یا فرسودگی) دنیا را چالش انگیز می بیند و ممکن است احساس خودمختاریش را از دست دهد.

با این که از دست دادن امید چندان خوشایند به نظر نمی رسد، اما مزیت مطالعه مرگ امید در آدمی این است که می توان فرایند از دست دادن امید را شناخت و برای پیشگیری از این اتفاق آگاه شد. همین طور یک راه برای افزایش امید در دیگری این است که بدانیم چگونه وی به قعر امید می رود و سپس امید خود را از نو می سازد. مانند داستان ققنوس که برای زندگی دوباره خود را آتش می زند یا عقاب که برای پرواز دوباره یک صد و پنجاه روز در بلندترین قله کوه سختی می کشد تا بتواند دوباره پرواز کند. بنابراین با دانستن بیشتر درباره فرایندهایی که طی آن امید افول می کند، بهتر می شود پی برد که چگونه امید را دوباره می توان احیاء کرد.

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

امید و افسردگی

افسردگی یکی از شایع ترین مشکلات سلامت روان است. براساس چاپ چهارم راهنمای آماری و اختلافات روانی آمریکا و انجمن روان پزشکان آمریکا (۱۹۱۹) خطر طول عمر برای اختلال افسردگی اسای از ۱۰% تا ۱۲% برای مردان است. به علاوه، براساس مطالعات برگرفته از نمونه های دانشجویی و عادی به نظر می رسد که بسیاری از کسانی که ملاک های افسردگی اساسی را ندارند با این حال نشانه های مرضی این اختلال را نشان می دهند. به هر حال، اکر کسانی که از افسردگی رنج می برند، احساسات عمیق غمگینی، بی ارزش بودن و درد را تجربه می کنند.

محققان برای کشف نشانه های مرضی افسردگی و آسیب پذیرهای زیربنایی آن به تازگی روی متغیرهای تفاوت فردی و سبک پردازش شناختی متمرکز شده اند. یکی از این متغیرهایی که ممکن است نقش مهمی در شروع، طول عمر و بهبودی از افسردگی و غمگینی داشته باشد، امید است. به تعبیری، افراد با داشتن سطوح بالای امید در مقابل شروع افسردگی و غمگینی داشته باشند، تداوم برهه های افسرده وار برای مدت های کوتاه حراست می شوند و به سرعت از برهه های افسردگی بهبود می یابند، احتمال عود علائم را ندارند. با توجه به چنین مسایلی صاحب نظران سال هاست که مدافع اهمیت امید (یا ناامیدی) در ظهور و بروز اختلالات روان پزشکی و تغییر درمانی متعاقب آن بوده اند (لازاروس، ۱۹۹۹). اسنایدر (۲۰۰۲) عقیده دارد که نظریه امید را می توان هم برای شناخت و درک شروع و تجربه افسردگی و هم برای مداخله برای مبارزه با نشانه های مرضی افسردگی به کار بست؛ زیرا بین امید و تجربه افسردگی و ناشادی رابطه وجود دارد. متخصصان بالینی با درک بهتر این رابطه می توانند از عوامل محافظ بالقوه، امید هنگام کار با کسانی که تشخیص افسردگی گرفته اند، استفاده کنند. برای نمونه، تحقیقات متعدد نشان داده اند که اشخاص پر امید در مقایسه با اشخاص کم امید نشانه های مرضی و افسردگی کمتری را تجربه می کنند (اسنایدر، و همکاران، ۲۰۰۶). اسنایدر (۲۰۰۲) مورد بالینی زیر را مطرح می کند که چگونه امید می تواند تبیین مناسبی برای افسردگی باشد. لیزا زن جوانی بود که به دلیل یک برهه افسردگی اساسی در بیمارستان بستری شده بود. او زندگیش را قبل از آمدن به بیمارستان این گونه توصیف می کند. او با صدایی گرفته گفت که مطلقاً چیزی باب میل او وجود نداشت که در طول روز انجام بدهد. او مادام به این فکر می کرد که احساس بی ارزشی و خستگی که داشت؛ چقدر وحشتناک است. او

نظر دهید »
منابع پایان نامه روانشناسی و مقاله در مورد خودکارآمدی تحصیلی:
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در چارچوب رویکرد شناختی اجتماعی بندورا باورهای خودکارآمدی چنین تعریف شده است: برداشت­هایی که فرد از توانایی های خویش در انجام یک تکلیف خاص دارد، به گونه­ای که تکلیف مورد نظر به صورت مفید و مؤثر انجام شود یا سطح اعتمادی که فرد بر توانایی خویش در اجرای برخی فعالیت­ها یا موفقیت در برخی عملکردها دارد (بندورا،۱۹۹۷).

 





 

بر اساس مدل خودکارآمدی برای اینکه شخص برای رسیدن به یک هدف تلاش کند یا با مشکلات مقابله کند باید سه شرط زیر را داشته باشد:

  • شخص معتقد باشد که هدف قابل دستیابی است و با تلاش به هدفش می­رسد.
  • شخص معتقد باشد که مهارت­های لازم برای رسیدن به هدف را دارد.
  • هدف باید ارزش تلاش کردن را داشته باشد (بندورا،۱۹۷۷).

خودکارآمدی همچنین یکی از ویژگی­های شخصیتی و باور درونی می­باشد که بر طرز تفکر و چگونگی رویارویی با مشکلات سلامت هیجانی و در تصمیم ­گیری و مقابله با فشار روانی و افسردگی تأثیر می­گذارد (بندورا و همکاران،۲۰۰۳).

در واقع کارآمدی شخصی عبارت است از اعتقاد فرد مبنی برآنکه می ­تواند جریانی از رفتار مورد انتظار در یک موقعیت را به طور موفقیت­آمیزی انجام دهد و بنابراین کارآمدی شخصی به عنوان برآورد شخص از نتایج پیامدهای رفتاری تلقی می­شود (محمدی،۱۳۸۳).

باورهای خودکارآمدی می­توانند تأثیرات مثبت و منفی بر روی سلامتی افراد داشته باشند، اگر شما باور داشته باشید که توانایی سازش با موقعیت را دارید، کمتر احساس تنیدگی در آن موقعیت می­کنید، باور مثبت درمورد توانایی­های خود در ارتباط با بیماری و غلبه بر مشکلات همراه آن تأثیرات مثبتی بر سلامت داد (اعرابیان و همکاران،۱۹۸۳).

افراد دارای باورهای خودکارآمدی قویتر، در ارتباط با برطرف نمودن مشکلات روانی قادر به تغییر حالات روانی خود می­باشند، که کسب این متغیر به باورها و تلاش افراد بستگی دارد. همچنین خودکارآمدی نقش میانجی در کاهش نشانه­ های افسردگی ایفا می­نماید و اضطراب و افسردگی افراد بالغ را می­توان با افزایش و تقویت باورهای خودکارآمدی کاهش داد (کیم،۲۰۰۲؛ به نقل از اعرابیان،۱۳۸۳).

انتظار و نظریه اسناد، نظریه خودکارآمدی بندورا بر روی انتظار برای موفقی  متمرکز است. هر چند، بندورا میان دو نوع از باورهای انتظار تمایز قایل بود. انتظارات پیامد، باورهاییاست که رفتارهای معین را به سمت نتایج معین هدایت خواهد کرد (مانند اعتقاد به این موضوع که تمرین عملکرد فرد را بهبود خواهد بخشید) و باورهایی در این مورد که فرد به طور مؤثر می تواند رفتارهای مورد نیاز برای ایجا  نتایج را انجام دهد (من می­توانم تمرینات سختی برای برنده شدن در مسابقه بعدی انجام دهم)  این دو نوع از باورهای انتظار متفاوتند زیرا افراد می­توانند باور کنند که یک رفتار معیین منج  به یک نتیجه معیین خواهد شد (انتظار پیامد) اما ممکن است باور  نداشته  باشند که آنها می­توانند آن رفتار را انجام دهند. (فیسکر و همکاران،۲۰۰۲).

باورهای خودکارآمدی به صورت اتفاقی رخ نمی­دهند. بندورا (۱۹۹۷) مطرح می کند که باور افراد درباره خودکارآمدی خویش، بخش عمده‌ای از «خودآگاهی » آنان را تشکیل می دهد و برای ایجاد و تغییر نظام باورهای خود کارآمدی چهار منبع مهم تشخیص داده است. این منابع شامل «تجارب تسلط یابی»، «تجربه جانشینی»، «قانع سازی اجتماعی» و «حالت های فیزیولوژیکی»  می باشند.

باورهای خودکارآمدی افراد می ­تواند به وسیله چهار منبع تقویت و ایجاد شود:

  • تجارب مستقیم: مؤثرترین روش تجارب مستقیم است. موفقیت­های افراد، باوری نیرومند در خودکارآمدی افراد ایجاد می­ کند، در حالی که شکست­ها آنها را ویران می­سازند.
  • باورهای جانشینی: که توسط الگوهای اجتماعی بدست می­آید. دیدن افراد مشابه با کسب موفقیت­های آنها باعث تلاش و برانگیختگی آنان شده و توانایی­های لازم جهت تسلط بر موانع را یافته و موفق می­شوند.
  • اقناع کلامی: افرادی که به صورت شفاهی تشویق می شوند زمانی که تسلط کامل بر توانایی ها را دارند، باعث تلاش و تحمل بیشتر آنها می­شود.
  • داوری توانایی­های خود: خلق مثبت باعث افزایش خودکارآمدی شده و خلق محزون، معکوس عمل می­نماید (بندورا،۱۹۹۷).

 

تعیین­کننده­های خودکارآمدی:

باورهای خودکارآمدی به طور متناوب از طریق تعیین کننده­هایی در رفتار انسان نقش اساسی ایفا می­ کنند. برخی از این تعیین کننده­ها عبارتند از

 

انتخاب هدف:

خودکارآمدی به عنوان یک عامل تعیین­کننده مهم انتخاب اهداف پرچالش و فعالیت­های دشوار فردی عملمی کند. یک فرد معمولاً اهدافی را انتخاب می­ کند که در کسب موفقیت آمیز آنها، سطح معینی از توانایی را داشته باشد. بر این اساس، افراد از فعالیت­هایی که توانایی انجام آنها را ندارند، اجتناب می­ کنند. این اجتناب به نوبه خود می ­تواند برای افراد در انجام فعالیت­های چالش برانگیز و میزان تقویت مثب بازخوردهای حاصل از آن محدودیت ایجاد نماید. افرادی که به کارآمدی خود باور دارند، اهداف چالش انگیز را انتخاب می­ کنند

و از تجارب تهدیدآمیز اجتناب می­نمایند و افراد با کارآمدی پایین از رویارویی با تکالیف، وظایف واهداف مشکل پرهیز می­ کنند. افراد خودکارآمد بر اساس اهداف انتخابی، خود را موظف به تعیین معیارهای عملکرد کرده و پس از آن به مشاهده و قضاوت درباره نتایج عملکرد خود می­پردازند و در صورت مشاهده ناهمخوانی بین سطوح واقعی و مطلوب عملکرد، آنان احساس نارضایتی کرده و این محرکی برای تعیین واصلاح عمل در آنان است. افراد از طریق انتخاب ها بر جریان زندگی شخصی و شغلی خود اثر می­گذارند. آنان از موقعیت ها، فعالیت­ها و به طور کلی انتخاب­هایی که باور دارند بیش از حد توان آنهاست، اجتناب می‌کنند و آن دسته از فعالیت­هایی را انتخاب می­نمایند که باور دارند می­توانند از عهده آنها برآیند. افراد دارای احساس خودکارآمدی بالا، موقعیت­ها و اهدافی را انتخاب می­ کنند که ممکن است بتوانند انجام دهند ولی خارج از توان آنان نیست. باورهای خودکارآمدی در انتخاب­های افراد همچون انتخاب رشته، حرفه و کلاس­های پیشرفته تأثیر دارد و نقش مهمی در آینده شغلی و شخصی فرد دارد (بندورا،۱۹۷۷).

 

ب) کسب نتایج یا پیامدهای مورد انتظار

خودکارآمدی همچنین نقش مؤثری در پیامدهای بالقوه مشوق­ها و بازدارنده­های مورد انتظار دارد. پیامدهای قابل پیشبینی، عمدتاً به باورهای افراد در توانایی انجام فعالیت­ها در موقعیت­های مختلف وابسته است. افراد دارای کارآمدی بالا انتظار پیامدهای مطلوب از طریق عملکرد خوب را دارند ولی افراد دارای کارآمدی پایین، انتظار عملکرد ضعیفی را از خود دارند و در نهایت نتایج ضعیفی را به دست می‌آورند(بندورا،۱۹۷۷).

 

به نظر بندورا فعالیت­های بی شماری وجود دارد که اگر به خوبی انجام شوند، پیامدهای مطلوبی به دنبال دارند، ولی آن فعالیت­ها توسط افرادی که به توانایی­های خود در انجام موفقیت آمیز شک می­ کنند، پیگیر نمی­شوند. بالعکس افراد با کارآمدی بالا، انتظار دارند با تلاش­های خود موفقیت­هایی کسب کنند و با وجود پیامدهای منفی به آسانی منصرف نمی­شوند. بنابراین، نظریه خودکارآمدی بیان می­ کند که باور فرد به توانایی­های خود، رفتارهای مورد نیاز برای کسب نتایج مثبت مورد انتظار را ایجاد می­ کند و موجب می­شود که فرد برای به کارگیری رفتار خود تلاش های مضاعفی انجام دهد(بندورا،۱۹۷۷).

ج) اجرای اهداف

کارآمدی درک شده نه تنها در انتخاب اهداف بلکه بر اجرای آنها نیز اثر می­گذارد. انجام یک تصمیم به هیچ وجه به افراد اطمینان نمیدهد که رفتارهای مورد نیاز را به طور موفقیت آمیز انجام دهند و در مواجهه با مشکلات، استقامت و پایداری داشته باشند. یک تصمیم گیری روانی به یک عمل روانی مشتق شده از باور کارآمدی بالا، نیاز دارد. شخص باید یک خودکرداری(عملکردی) را به یک خودعزمی اضافه کند، و گرنه، تصمیم گیرنده اندیشه و تفکر را به کار نگرفته است. باور به کارآمدی شخصی همچنین به رفتار انسان شکل می­دهد که آیا از فرصت­ها استفاده می­ کند و یا از حضور آنان در شرایط مختلف زندگی جلوگیری به عمل می­آورد و وجود موانع و مشکلات را دشوارتر می­سازد. افراد با خودکارآمدی بالا بر فرصت­های ارتقاء شغلی و غلبه بر موانع متمرکز می­شوند، با ابتکار و پشتکار عنان کنترل بر محیط و محدودیت­ها را به دست می­گیرند. همچنین افرادی که دچار خودشکی می­شوند، بر موانع و محدودیت­ها کنترل کمی دارند و به آسانی تلاش‌های خود را بیهوده می­شمارند و از فرصت­های محیطی کمتر استفاده می­ کنند(بندورا،۱۹۹۷).

ه) میزان استقامت و پشتکار

خودکارآمدی درک شده در میزان استقامت، جدیت و پشتکار فرد در رسیدن به اهداف مورد انتظار در برخورد با موانع، اثر می­گذارد. افراد کارآمد در مواجهه با رویدادهای دشوار، استقامت و پشتکار زیادی به خرج می­ دهند و از منابع مختلف فردی و محیطی بازخوردهای مثبت می­گیرند که آن بازخوردها به نو­به­خود به عنوان تقویت کننده یا قدرت دهنده به خودکارآمدی عمل می­ کنند.

برعکس، افراد با خودکارآمدی پایین، و یا افرادی که در کسب نتایج مورد انتظار تلاش نمی­کنند، بازخوردهایی که نشانگر عدم توانمندی آنان در انجام وظایف است، دریافت می­ کنند (بندورا،۱۹۹۷).

 

 

ی) استرس و فشار روانی

خودکارآمدی بر میزان استرس و فشار روانی و افسردگی ناشی از موقعیت های تهدید کننده اثر می‌گذارد. افراد با کارآمدی بالا در

نظر دهید »
پایان نامه مراحل رشد خودکارآمدی:
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مادران آنها پرتوقع­تر از پدرانشان بوده و سطوح بالای عملکرد و موفقیت را انتظار داشته اند. در مقابل زنان دارای کارایی شخصی بالا، در کودکی برای سطوح بالا موفقیت، از جانب پدر تحت فشار بوده ­اند (پروچسکا و همکاران،۱۳۸۵).

تحول باورهای خودکارآمدی تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله خانواده، دوستان، مدرسه، همسالان، بزرگسالان و دوره گذر به نوجوانی می­باشد.

کودکی

زمانی که کودکان می­کوشند بر محیط فیزیکی و اجتماعی­شان اعمال نفوذ کنند، آغاز پرورش کارآیی شخصی آنها است. آموختن توانایی­ها، مثل مهارت جسمانی، اجتماعی و توانایی زبان را آغاز می­ کنند. این توانایی­ها تقریباً به طور مستمر به کار برده می­شوند و عمدتاً از طریق تأثیرشان بر والدین، بر محیط عمل می­ کنند. بررسی­ها نشان داده­اند که مردان دارای کارآیی شخصی زیاد، به هنگام کودکی روابط گرمی با پدر خود داشته اند، مادران آنها متوقع­تر از پدرانشان بوده و سطوح بالای عملکرد و موفقیت را انتظار داشته اند. در مقابل، زنان دارای کارآیی شخصی زیاد در کودکی از جانب پدر برای سطوح بالای موفقیت تحت فشار بوده ­اند (اشنی­ویند، ۱۹۹۵). در بین همبازی­ها کودکانی که در بازی­ها و تکالیف باتجربه هستند، نقش الگوهای دارای کارآیی زیاد را برای کودکان دیگر ایفا می­ کنند. معلمان از طریق تأثیرشان بر رشد توانایی­های شناختی و مهارت­های مسئله‌گشایی که برای عملکرد کارآمد بزرگسالان حیاتی هستند، بر قضاوت­های کارآیی شخصی اثر می­گذارند. از دیدگاه بندورا مواردی که دانش­ آموزان را بر اساس توانایی گروه­بندی می­ کنند، کارآیی شخصی دانش­آموزانی را که پیشرفت کمی دارند تضعیف کرده، و از این رو اعتماد به نفس دانش­آموزانی را که در گروه­های ضعیف گمارده شده ­اند کاهش می­ دهند.

نوجوانی

تجربیات انتقالی نوجوانی شامل کنار آمدن با درخواست­ها و فشارها، از آگاهی جنسی گرفته تا انتخاب دانشگاه و شغل است. در هر موقعیتی که مستلزم سازگاری است، نوجوانان باید شایستگی‌های جدید، ارزیابی­های جدید از توانایی­هایشان را ایجاد نمایند. بندورا خاطرنشان ساخت که موفقیت این مرحله انتقالی بین کودکی و بزرگسالی، به سطح کارآیی شخصی ایجاد شده در طول سال­های کودکی بستگی دارد.

بزرگسالی

بندورا بزرگسالی را به اوان بزرگسالی و سال­های میانی تقسیم کرد. اوان بزرگسالی مستلزم سازگاری­های بیشتری چون ازدواج، فرزندپروری و ارتقاء شغلی است. کارآیی شخصی زیاد برای عملکرد موفق در این تکلیف­ها ضروری است. بررسی­ها نشان می­دهد زنان بزرگسالی که کارآیی شخصی زیادی دارند، کارآیی شخصی را در فرزندانشان تشویق می­ کنند. سال­های میانی بزرگسالی نیز استرس­زا هستند، بطوری که افراد زندگی خود را ارزیابی مجدد می­ کنند، با محدودیت­هایشان مواجه می­شوند و احساس کارآیی شخصی خود را تصریح مجدد می­نمایند.

پایان نامه

 

پیری

ارزشیابی­های کارآیی شخصی در پیری دشوار است، پایین بودن کارآیی شخصی می ­تواند به صورت نوعی پیش­گویی خود کام بخش تأثیر بیشتری بر کارکرد جسمی و ذهنی بگذارد. برای مثال کاهش احساس کارآیی شخصی در مورد میل جنسی می ­تواند به کاهش فعالیت­های

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 151
  • 152
  • 153
  • ...
  • 154
  • ...
  • 155
  • 156
  • 157
  • ...
  • 158
  • ...
  • 159
  • 160
  • 161
  • ...
  • 234
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

نامور،مرکز نوآوري های آموزشی

 کسب درآمد خلاقانه بدون اینترنت
 حفظ عشق در میان‌سالی
 درآمد از عکاسی
 سئوی فنی وبسایت
 کفایت عشق به تنهایی
 تغذیه اصولی سگ
 تفاوت کلینیک و بیمارستان دامپزشکی
 شناخت گربه از صاحبش
 نشانه‌های بیتوجهی مردان
 نژادهای سگ عروسکی
 درآمد مشاوره استارتاپ
 روانشناسی عشق مردان
 تدریس گیتار آنلاین
 ساخت دوره آموزشی هوش مصنوعی
 اعتمادسازی در رابطه
 ابراز علاقه در رابطه
 تغذیه سگ چاو چاو
 کسب درآمد با سرمایه کم
 احترام به تغییرات شخصیت
 همکاری در فروش آنلاین
 سرپرستی گربه تهران
 روانشناسی شکست عشقی
 بهبود سئو ارگانیک
 معرفی سگ گریت دین
 بهبود تجربه کاربری فروشگاه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان