نامور،مرکز نوآوري های آموزشی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • ✅ توصیه های اساسی و کلیدی درباره آرایش دخترانه و زنانه
  • ⭐ توصیه های مهم درباره میکاپ
  • تکنیک های طلایی درباره آرایش برای دختران که نباید نادیده گرفت
  • کاش این موارد را درباره آرایش دخترانه و زنانه می دانستم
  • جدیدترین توصیه های مهم درباره آرایش دخترانه
  • ❌ هشدار!  رعایت نکردن این نکته ها درباره آرایش برای دختران مساوی با ضرر
  • ❌ هشدار!  رعایت نکردن این موارد درباره آرایش دخترانه و زنانه مساوی با زیان
  • " مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | ۵-۲- بحث و نتیجه گیری – 7 "
  • " مقاله های علمی- دانشگاهی | گفتار چهارم- تاکید عقل بر تامین عدالت استخدامی – 7 "
  • " خرید متن کامل پایان نامه ارشد | ۲-۲-۱-۲-۴- انتشار آگهی مزایده – 7 "
پایان نامه آسیب های روانی وابستگی به شبکه های اجتماعی
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع
  • دریافت‏های جایگزین: در ارتباطات مجازی می‏توان دیوارها را شکست و به حوزه خصوصی دیگران وارد شد و حرف‏هایی را که افراد حاضر نیستند در ارتباط چهره به چهره بگویند، می‏گویند.

 

۲-۹- هوش هیجانی چیست؟

از گذشته های دور شناخت عقلانی  و عاطفی مطرح بوده اند ولی شناخت عقلانی در همه موارد بر شناخت  عاطفی ترجیح  داشت و انسان ها هم  دیگر را  از گرایش های عاطفی و احساسی در تصمیم گیری ها و درک حقایق برحذر می داشتند. در یونان باستان جنبش رواقیون اعتقاد داشتند شخص خردمند و عاقل هیچ هیجان یا احساسی را تأیید نمی کند. در سال ۱۹۲۰ ثراندایک  برای  نخستین بار، توانایی اجتماعی  را  جزء  هوش  دانست. هوش اجتماعی از نظر ثراندایک توانایی درک دیگران، عمل و رفتار هوشمندانه و زیرکانه در روابط با دیگران است (خسرو جاوید،۱۳۸۱).

دانلود مقاله و پایان نامه

بار- اُن نیز برای اولین بار، اصطلاح  بهره هیجانی را در برابر بهره هوشی مطرح کرد و از  سال ۱۹۸۰به تدوین پرسشنامه هوش هیجانی پرداخت.

درسال۱۹۹۰مقاله ای توسط سالووی و مایر منتشر شد که در آن اصطلاح هوش هیجانی برای اولین بار استفاده شد. آنان هوش هیجانی را به عنوان توانایی درک و بیان هیجانات، استفاده از آن و مدیریت هیجان ها درخود و سایر افراد تعریف کردند.(سالوی، بیدل و دتیلیرومایر به نقل لز چرنیس،۲۰۰۲ ، نقل از گلستان جهرمی،۱۳۸۳).

از نظر گلمن(۱۹۹۵) گاردنر الهام بخش نظریه هوش هیجانی است. گاردنر معتقد است هوش یک نوع ِواحد و یکپارچه نیست. طیف گسترده ای از هوش  وجود دارد که موفقیت در زندگی را تضمین می کند و هفت نوع اصلی آن عبارتنداز:

۱-هوش زبانی

۲- استدلال ریاضی

۳- درک فضا

۴- جنبش جسمانی

۵- موسیقی

۶- مهارت اجتماعی

۷- استعدادهای درون فردی

هوش هیجانی یک مفهوم گسترده است که شامل مهارت های فردی و حالات درونی می باشد و به مجموعه مهارت های درون فردی و برون فردی اطلاق می گردد. هوش هیجانی را می توان آگاهی  از هیجانات و چگونگی تأثیر پذیری دیگران، بروز احساسات، مدیریت هیجانات و عواطف، همدلی  و خودآگاهی و چگونگی اداره ارتباطات بین فردی دانست. گاردنر خاطر نشان می کندکه هسته هوش بین فردی توانایی درک و ارائه پاسخ مناسب به روحیات، خلق وخو، انگیزش ها و خواسته های افراد دیگر است او اضافه می کند که در هوش درون فردی، کلید خودشناسی عبارتست از آگاهی داشتن از احساسات شخصی خود و توانایی متمایز کردن و استفاده از آنها برای هدایت رفتار خویش. (گلمن،۱۹۹۵،نقل از کوچک انتظار- قدسی،۱۳۸۳).

تعاریف دیگری از هوش هیجانی وجود دارد که توانایی درک احساسات درآن نقشی اساسی دارد:

مایر و سالووی(۱۹۹۳) هوش هیجانی را نوعی از هوش اجتماعی می دانند که مستلزم توانایی درک دقیق، ارزیابی و بیان هیجان، نظارت بر هیجانات خود و سایرین، تمییز دادن بین هیجانات و استفاده از این اطلاعات برای افزایش رشد عقلانی و هیجانی است(پون تنگ فت۲۰۰۲نقل ازگلستان جهرمی ،۱۳۸۳).

مایر و سالووی(۱۹۹۷)هوش هیجانی را به چهار بخش تقسیم کرده اند:

  • تشخیص هیجانات درخود و دیگران
  • کاربرد هیجانات و توانایی ابراز احساسات و یکپارچه کردن احساساتشان
  • فهم هیجانات و توانایی فهم علل هیجانات
  • کنترل هیجانات و به کار گرفتن روش های مؤثر از احساسات برای دستیابی به اهداف (کارسیو،۱۹۹۹نقل از گلستان جهرمی،۱۳۸۳).

در تعریف  و مدل مایر و سالووی از هوش هیجانی بیشتر  به بعد بیولوژیک و روان شناختی هیجانات توجه شده و ادراک هیجانات نقش اساسی دارد. هوش هیجانی در این تعریف به قابلیت های اجتماعی تعمیم نیافته اما در بهداشت و سلامت روان نقش مؤثری دارد.

دانیل گلمن در سال ۱۹۹۵ با انتشار پر فروش ترین کتاب سال((چراهوش هیجانی مهم تر از هوش عمومی است؟)) هوش هیجانی را واژه فراگیر در محافل عمومی و علمی کرد.

درتعریف گلمن(۱۹۹۵)هوش هیجانی توانایی درک، توصیف، دریافت وکنترل هیجان هاست. هرشخصی با برخورداری از هوش هیجانی در مواجهه با وقایع مثبت یا منفی زندگی به موضع گیری پرداخته و به سازش با آنها می پردازد. انسان با برخورداری از هوش هیجانی به زندگی خود نظم و ثبات می بخشد. در تعریف دیگری ازگاردنر، هسته  هوش بین فردی، توانایی درک و ارائه پاسخ مناسب به روحیات، خلق و خو، انگیزش ها وخواسته های افراد دیگر است. به نظر گاردنر در هوش درون فردی، کلید خود شناسی عبارتست از آگاهی داشتن از احساسات شخصی خود و توانایی متمایز کردن و استفاده از آنها برای هدایت رفتار خویش.

توصیف گلمن ازهوش هیجانی چهار زمینه راشامل می شود:

  • خودآگاهی
  • خود مدیریتی
  • آگاهی اجتماعی
  • مدیریت رابطه

از نظرگلمن مفهوم هوش هیجانی بیست قابلیت مختلف را شامل می شود بنابراین نسبت به سالووی و مایر دید گسترده تری دارد از طرفی بعضی قابلیت های مورد نظر گلمن ممکن است اصلاً توانایی نباشند بنابراین از نظر تکنیکی نمی توانند هوش محسوب شوند ولی احتمالاً خصوصیات شخصیتی را نشان می دهند(برادبری وگریویز،۱۳۸۴) در تعاریف فوق به ابعاد بین فردی و روابط جمعی در تعریف هوش هیجانی توجه و تأکید شده است اما در تعریف دیگر به اهمیت کنترل هیجانات اشاره شده است.

هین(۱۹۹۶) هوش هیجانی را مهارت درکنترل هیجانها دانسته است به طوری که تعادل بین هیجان و منطق را به نحوی افزایش دهد که فرد به شادکامی دراز مدت برسد(نقل از خلیل ارجمندی،۱۳۸۳).

بار- اُن- (۲۰۰۰)، هوش هیجانی یک مفهوم جدیدی است. داده های موجود بیانگرآن است که می تواند به قدرتمندی  بهره هوشی  باشد وگاهی اوقات حتی بیشتر و دست کم  بر خلاف بهره هوشی ما را قادر می سازد تا بر احساسات و هیجانات خودمان و دیگران نظارت کنیم. تفاوت های بین آنها را تشخیص دهیم و از آن برای هدایت تفکر و عملکردمان استفاده کنیم. بار- اُن معتقد است افرادی که از نظر هیجانی باهوش اند عموماً خوش بین، انعطاف پذیر، واقع گرا، موفق در حل ﻣﺴﺄله وکنارآمدن با استرس بدون از دست دادن کنترل هستند.(گلستان جهرمی،۱۳۸۳).

بار- اُن (۱۹۹۹)، هوش هیجانی یا هوش غیر شناختی به عنوان یک توانایی اجتماعی شخصی و عاطفی است که فرد را برای سازگاری کارآمد و مؤثر با نیازها و فشارهای محیطی آماده می سازد مؤلفه های این مفهوم عبارتد از:

  • مؤلفه درون فردی که توانایی شخص را درآگاهی از هیجان ها وکنترل آنها مشخص می کند
  • مؤلفه بین فردی که توانایی شخص برای ساز گاری با دیگران در مهارت اجتماعی را بررسی می کند.
  • مؤلفه ساز گاری که انعطاف پذیری، توان حل ﻣﺴﺄله و واقع گرایی شخص را مورد بررسی قرار می دهد.
  • مؤلفه اداره یا کنترل تنش ها، توانایی تحمل تنش وکنترل تکانه ها را بررسی می کند.
  • مؤلفه خلق و خوی عمومی، نشاط و خوش بینی فرد را مورد بررسی قرار می دهد(نقل از خلیل ارجمندی،۱۳۸۳).

بار- اُن(۲۰۰۱)هوش هیجانی را دسته ای از مهارت ها، استعدادها و توانایی های غیر شناختی می داند که توانایی موفقیت فرد در مقابله با فشارها و اقتضاهای محیطی را افزایش می دهد و از جمله اشخاصی است که به هوش هیجانی به عنوان یک ویژگی شخصیتی می نگرد. در برداشت دیگر به هوش هیجانی به عنوان یک توانایی ذهنی نگریسته شده(مایر و سالووی وکارسیو،۲۰۰۰،نقل از کوچک انتظار- قدسی،۱۳۸۳).

در تعاریف گلمن و بار- اٌن هوش هیجانی به عنوان توانایی سازگاری با اجتماع نگریسته شده و اشاره ای  به قدرت تأثیر گذاری فرد بر محیط نشده است بلکه این تصور وجود دارد که افرادی با انعطاف پذیری بالا در کارهای گروهی و اموری که با مراجعه افراد گوناگون سر و کار دارند موفق ترند و مدیرانی که از این ویژگی برخوردارند به دلیل اهمیت دادن به دیگران محبوب ترند. از تعریف بار- اُن از هوش هیجانی که با نظریات گلمن هماهنگی بیشتری دارد بر کنترل و تنظیم هیجانات تأکید می شود. ازآنجا که دراین تحقیق مقیاس اندازه گیری هوش هیجانی، آزمون بار- اُن (۱۹۹۷) بوده و این مقیاس با تعریف مفهوم هوش هیجانی از نظر بار- اُن انطباق بیشتری دارد به تعریف ها و نظریات بار- اُن درباره هوش هیجانی تأکید بیشتری می کنیم.

با وجود آنکه مبحث هوش هیجانی علاقه مندان زیادی یافت اشکالات نیز نسبت به آن در چگونگی تعریف، میزان اهمیت و نحوه سنجش آن مطرح شده است. نظریه پردازان شناختی اظهار می دارند که نظریه پردازان قبلی به شیوه معکوس به تعریف هوش دست یافته اند. آنها ابتدا آزمون های هوش را ساختند سپس آنها را ﺇجرا کردند و پس از تجزیه و تحلیل داده ها آنگاه به تعاریفی ازهوش پرداختند. (حمیدی،۱۵:۱۳۸۴).

به نظر سی موراپشتاین(۱۹۹۸) درتعرف هوش هیجانی که شامل چندین توانایی مختلف است ابهاماتی وجود دارد یک اشکال در تشخیص اهمیت ابعادی از هوش عملی است که جزو هوش هیجانی محسوب نشدند و شاید مهم تر از موارد دیگر بودند اشکال دیگر در درک تأثیر تفکر ناخودآگاه و ناهشیار ذهنی است.

کارسیو(۱۹۹۹) ابراز کرد: هوش هیجانی تنها منبع پیش بینی کننده موفقیت و رضایت شغلی یا رهبری نیست بلکه یکی از عوامل مهم

نظر دهید »
پایان نامه روانشناسی در مورد اهمیت هوش هیجانی
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

به اعتقاد اکمن(۱۹۸۴)، کارکردهای اصلی هیجان شامل ارزیابی مداوم از محرک درونی و بیرونی برحسب ارتباطشان با جاندار و آمادگی برای واکنش های رفتاری است که ممکن است به عنوان پاسخ به آن محرک نیاز باشد. یک کارکرد مستقیم بدین ترتیب، تسهیل یادگیری است(رفیعی نیا،۱۳۸۱).

هوش هیجانی در تفکر خلاق به چند طریق به ما کمک می کند:

  • مشاهده مسائل از ابعاد بیشتر
  • داشتن ایده های جدید و خلاق
  • مبتکر بودن
  • ایجاد نظرات جدید و راه حل های ریشه ای
  • دیدن راه حل های جدید.(کارسو،۱۹۹۹).

۲-۱۰-۱- اهمیت هوش هیجانی درکنترل هیجانات

بخش مهمی از هوش هیجانی به حوزه کنترل درونی هیجانات مربوط می شود و کنترل مورد استفاده در هوش هیجانی پدیده ای تحمیلی و بیرونی به فرد نیست، بلکه یک توانمندی درونی است که فرد را درتولید و هدایت هیجانات یاری می رساند و چنین رویکردی، محصول کنترل درونی در ایجاد و مدیریت هیجانات از یکسو و اشراف به پیامدهای هیجانی ناشی از روابط بین فردی از سوی دیگراست. کنترل و اداره احساسات، کلید بهداشت عاطفی انسان است افرادی که از نظر خود کنترلی در سطح بالایی قرار دارند معتقدند که می توانند به طور مؤثری با وقایع و موقعیت هایی که با آنها مواجه می شوند برخورد نمایند زیرا آنها انتظار موفق شدن و غلبه بر موانع را دارند، راتر (۱۹۹۶) بیان می دارد که افراد دارای کنترل درونی، کنترل کافی بر زندگی خود دارند و در تکالیف خود عملکرد بهتری دارند، کمتر تحت نفوذ دیگران قرار می گیرند و برای مهارت ها و پیشرفت های شخصی خود ارزشی والاتر قائلند، مسئولیت بیشتری برای زندگی و رفتارهای خود می پذیرند، افرادی سخت کوش بوده و درجهت رفع مشکلات خود بیشتر چالش می کنند. (بهرامی،۱۳۸۳)گلمن نیز توانایی کنترل هیجان را با گرایش به حفظ خلق مثبت در ارتباط دانسته به طوری که باعث پیشگیری از حالات افسردگی می شوند(گلمن،۱۳۸۳).

 

۲-۱۰-۲- اهمیت هوش هیجانی درروابط اجتماعی

عاطفه، بسیاری از رفتارهای ارتباطی، گروهی، تصمیم های سازمانی و رفتارهای مرتبط با سلامت را تحت تأثیر قرار می دهند. خلق مثبت باعث ایجاد ارتباط بیشتر و مؤثرتر و استفاده بهتر از علائم غیر کلامی در روابط اجتماعی می گردد(خسروجاوید،۱۳۸۱).

عاطفه و هیجانات به دلیل نقشی که در فرایند تفکر و ادراک دارند بر قضاوت های واقعی اجتماعی درباره افراد اثر می گذارند.

از نظر بار- اُن افرادی که از نظر هوش هیجانی بالاترند عموماً خوش بین، انعطاف پذیر، واقع گرا، موفق درحل ﻣﺴﺄله و کنارآمدن با استرس ها بدون از دست دادن کنترل هستند(رایف۲۰۰۱نقل از گلستان جهرمی،۱۳۸۳).

اسکات و همکاران(۲۰۰۱) با هفت مطالعه مستقل نتیجه گرفتند افرادی که هوش هیجانی بالا دارند توانایی همدلی و خود کنترلی بیشتری در موقعیت های اجتماعی داشته و مهارت های اجتماعی بیشتری از خود نشان می دهند، با والدین خود مشارکت بیشتر و روابط عاطفی بیشتری با سایرین دارند(مایر، پرکینس، کاروسو وسالووی۲۰۰۱، به نقل از ارجمندی،۱۳۸۳).

نتایج پژوهش ورباخ (۲۰۰۲، نقل از ارجمندی،۱۳۸۳) نشان داد توانایی شناخت احساسات دیگران و تعادل عاطفی رابطه زیادی با برقراری روابط گرم و دوستانه با سایرین دارد: نتایج تحقیقات ارجمندی (۱۳۸۳) نیز بیانگر همبستگی مثبت و معنادار بین مهارت اجتماعی را درافراد بهبود می بخشد و با عملکرد بین فردی بالاتر همسو است(سرافراز، جان نثار، فراهانی،۱۳۸۳).

هوش هیجانی در همکاری با دیگران به چند دلیل مؤثر است:

  • لذت بردن از با هم بودن
  • تأثیرگذاری بیشتر بردیگران
  • ایجاد توافق عمومی
  • باور پذیری و اعتماد(کارسو،۱۹۹۹)

۲-۱۰-۳- اهمیت هوش هیجانی در مدیریت

در قرن ۲۱ مدیران به این نتیجه رسیدند که مسئولیت بیشتری به کارمندانشان واگذار کنند و به آنها اعتماد داشته باشند. این کار به تغییرات بنیادی در روش های مدیریت انجامیده است. در روش های مردمی تر در رهبری و مدیریت، آزادی و پاسخ گویی تمرین می شود. در روش های جدید رهبری، اعتماد رکن اصلی است و توانایی ارتباطات بیشتر، مشارکت گروهی و داشتن اهداف تیمی مفید است (اسکراف،۲۰۰۰).

بلیس(۱۹۹۹) تأکید کرد که رهبر برای فعالیت طرفدارانش در دستیابی به اهداف سازمانی نیاز به هوش هیجانی بالایی دارد.

نظر دهید »
اهمیت هوش هیجانی در موفقیت افراد
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

دانلود پایان نامه

محققان معتقدند اگر فرد از لحاظ هیجانی توانمند باشد بهتر می تواند با چالش های زندگی مواجه شود و هیجانات را به گونه ای تنظیم نماید که از سلامت روانی بهتری برخوردار باشد.

اهمیت هوش هیجانی درانطباق با رویدادهای زندگی و رسیدن به سلامت روانی و سلامت جسمانی، موفقیت شغلی تحصیلی وکیفیت مطلوب در روابط با دیگران است. به طور کلی توانش های هیجانی، رفتار و پیامدهای زندگی راپیش بینی می کنند لذا برای موفقیت در زندگی اهمیت دارند(خسرو جاوید، ۱۳۸۱).

با این وجود در تأثیر هوش هیجانی در موفقیت های اجتماعی در سطوح بالا جای بحث و تحقیق بیشتری وجود دارد. چرا که سازگاری با محیط یک نوع موفقیت است و توانایی تغییر شرایط درجهت دلخواه امر برتری است که هوش هیجانی با تعاریف و مقیاس های کنونی قادر به تبیین آن نیست.

 

۲-۱۱- ادراک هیجانات

این استدلال که چند هیجان محوری وجود دارد تا حدودی وامدار کشفیات پل اکمن است. وی معتقد است، افراد متعلق به فرهنگ های مختلف درسراسر دنیا از جمله افرادی که به فرهنگ های نانویسا تعلق دارند و از تلوزیون تأثیر نپذیرفته اند می توانند حالت های چهره ای حاکی از چهار هیجان (ترس، خشم، اندوه و ذلت) را تشخیص بدهند و همین امر جهان شمول بودن این هیجان ها را نشان می دهد. هیجانها از افکار، رفتار و فیزیولوژی تأثیر می پذیرند و برآنها تأثیر می گذارند.

برخی خوشایند و مثبت هستند مانند شادی و برخی منفی مانند ترس، غم وخشم.

نتایج تحقیقات مختلف حاکی از برتری زنان در ادراک هیجانی نسبت به مردان می باشد (مایر، سالووی، کارسو،۲۰۰۰)، (سیاروچی، چان وکاپوتی،۱۹۹۹)، (گلمن،۱۹۹۵)، (ورتلب،۱۹۸۷نقل از حکیم جوادی واژه ای،۱۳۸۳) ادراک در زنان بارها بیشتر و بهتر در مردان است. نکته دیگر تفاوت زن و مرد در درک کلی و جزئی است، زنان ادراک جزئی دارند و مردان ادراک کلی.

ادراک موضوعات اجتماعی به سادگی ادراک فیزیکی یا ادراک اشیاء نیست. قضاوت های ادراک موضوعات اجتماعی بسیار پیچیده تر از قضاوت های مربوط به جهان فیزیکی است. مسئله بسیار حاد دیگر این است که ما هنگام قضاوت درباره دیگران ندرتاً مشاهده کنندگان بی طرفی هستیم. در جامعه خیلی از تصمیمات بسیار مهم از برگزیدن رهبر سیاسی گرفته تا انتخاب متقاضی شغلی خاص مبتنی بر چگونگی ادراک ما از مردم می باشد. گاهی فهم اینکه آیا درحال حاضر طرف صحبت ما علاقه مند یا ملول، شاد یا غمگین، گرفته یا راحت است بیشتر اهمیت دارد تا فهم اینکه وی کلاً برون گرا، حمایتگر، خجول یا فردی سلطه گر است، ادراک فرد از روی چهره آنها مهم ترین منبع اطلاعات ما درباره هیجانات شخصی است . مطالعات دیگر نیز نشان می دهد توانایی همدلی یک فرد با دقت ادراک او مرتبط است(فرگانس،۱۳۷۹).

نقش ارتباط غیر کلامی و ادراک آن در تعامل اجتماعی امر شناخته شده ای است. پیام های کلامی تنها بخش کوچکی از ارتباط میان فردی را تشکیل می دهند در شرایطی که ارتباط کلامی آشکار بنا به دلایلی دشوار یا غیر ممکن است مبادله پیچیده ای از علائم غیر کلامی از جمله نگاه خیره، لبخند، ژستها، جانشین آن می شود. قابلیت ارسال و دریافت مؤثر پیام های غیر کلامی برای تعامل اجتماعی موفق امری است اساسی (فرگانس،۱۳۷۹).

نقش سلامت مغزی و تأثیر فیزیولوژی بخش هایی از آن در قسمت پیشین  قطعه پیشانی در ادراک هیجانات و درک تغییرات چهره و خواندن حالات هیجانی نیز به اثبات رسیده است و در پی آن چگونگی ادراک عواطف در تصمیم گیری های اصولی و رفتار بهنجار اجتماعی انسان ها نقش انکار ناپذیری دارد.

اینکه زنان احساسات دیگران را بهتر درک می کنند از قابلیت هایی است که فمنیست های رادیکال آن را سر چشمه خاص دانش زنان می شمرند. چرا که زنان از طریق شهودی بهتر از مردان قادر به دستیابی مستقیم و غیر استدلالی به احساسات دیگران هستند اما احتمال دارد که زنان در مقام فرودست، حساسیت خاصی نسبت به نشانه های رفتاری کسب کنند زیرا کشف و شهود نشانگر موقعیت انفعالی هر اقلیت سرکوب شده ای است. قدرت شهود مستلزم ممارست ذهنی، چیدن جزئیات پراکنده است و هنگامی که از سوی اعضای گروه سلطه گر اعمال می شود هوش استنتاجی خوانده می شود. اما اگر قابلیت در زنان بروز یابد بی درنگ از سوی قدرت مداران ارزش زدایی می شود( گالامین ،۱۹۸۳ ، نقل از هام وگمبل۱۳۸۲)

 

۲-۱۲-توضیحاتی درباره اصطلاحات مختلف مربوط به هوش هیجانی                     

درادبیات تحقیق، اصطلاح شناسی همواره از اهمیت خاصی برخوردار است. چگونگی نامیدن یک پدیده، منعکس کننده باورهایی درباره زیر ساخت ها، عوامل علت شناختی و عوامل دیگری است که درمجموع اساس سیاست ها، برنامه ها و فعالیت ها را به منظور بهبود بخشیدن به پدیده مورد بحث تشکیل می دهند.(آستبوری،۲۰۰۶).

همچنان که اصطلاحات متفاوت از یکدیگرند، تعاریف و آثار آنان نیز بالطبع از یکدیگر متفاوت است و از آنجا که مفهوم هوش هیجانی به سبب تکثر آرای موجود درادبیات تحقیق و چالشهای نظری به اشکال گوناگون ظاهر شده است متمایز کردن این اصطلاحات ضروری به نظر می رسد. بی شک هیچ یک ازاین اصطلاحات کامل نبوده و واجد مزایا و معایبی هستند که به برخی از آنها اشاره می کنیم.

 

۲-۱۲-۱- سواد هیجانی

این اصطلاح معمولاً به اشتاینر(اشتاینروپری،۱۹۹۷نقل ازویر،۲۰۰۰) نسبت داده می شود و شامل توانایی درک، بیان و مهار هیجان های خود و پاسخ دادن به هیجان های دیگران به گونه ای است که این هیجان ها برای خود و دیگران مفید واقع شوند.

برای روشن شدن آنچه از اصطلاح ((سوادهیجانی)) حداقل در سطح فردی برداشت می شود و بر تعدادی از توانش های هیجانی و اجتماعی کلیدی را فهرست کرده است(۲۰۰۰).

  • درک خود
  • داشتن برداشتی دقیق و مثبت از خود
  • برخورداری از حس خوش بینی نسبت به خود وجهان
  • برخورداری از پیوستگی و استمرار درجریان زندگی
  • درک و مهار هیجان
  • تجربه کل دامنه هیجانها
  • درک علل هیجان ها
  • بیان هیجان ها به نحو مناسب
  • مهار پاسخ به هیجان ها به طور مؤثر برای مثال مدیریت خشم، مهار برانگیختگی ها
  • شناسایی شیوه های حفظ طولانی مدت احساسات خوشایند
  • استفاده از اطلاعات مرتبط با هیجان ها دربرنامه ریزی و حل مسأله
  • انعطاف پذیری، پردازش و دوری گزینی از تجارب دشوار

۳- درک موقعیت های اجتماعی و ایجاد روابط

  • دلبستگی به دیگران
  • داشتن تجربه همدلی با افراد دیگر
  • برقراری ارتباط و ارائه مؤثر به دیگران
  • مهار روابط به طور مؤثر
  • خود پیروی و برخورداری از استقلال

استفاده از این اصطلاح به رغم آنکه یادآور این نکته است که سواد هیجانی می تواند یاد گرفته شود به جای این که کیفیتی فطری و ثابت باشد، توجه را برافراد و قابلیت های آنان متمرکز می سازد و موجب غفلت از بافت پیرامونی و تعیین کننده های اساسی بهزیستی هیجانی واجتماعی می شود.

 

 ۲-۱۲-۲- توانش هیجانی

سارنی(۲۰۰۰) مهارتهای مربوط به توانش هیجانی را چنین برشمرده است:

  • آگاهی ازحالت هیجانی خود با درنظر گرفتن این احتمال که یک نفر هیجان های چند گانه ای راحتی درسطوح رشد یافتگی بیشتر تجربه می کند، آگاهی از این که فرد ممکن است نسبت به احساس های خود به دلیل پویاییهای ناهشیار یا فقدان توجه انتخابی، ناهشیار باشد.
  • مهارت درمتمایز کردن هیجان های دیگران براساس نشانه های بیانی و موقعیتی که واجد درجاتی ازاجماع فرهنگی درباره معنای هیجان هاست.
  • مهارت درکاربرد واژگان هیجانی و اصطلاحات معمول درفرد، فرهنگ فرد در سطوح رشد یافته تر، مهارت درکسب پاسخ های فرهنگی که هیجان را با نقش های اجتماعی مرتبط می سازد.
  • ظرفیت همدلی وهمدردی با تجارب هیجانی دیگر
  • مهارت درفهم حالت هیجانی درون که با بیان بیرونی مطابقت ندارد هم درخود و هم در دیگران و درسطوح رشد یافته تر فهمیدن رفتار بیان هیجانی که خود ممکن است دیگری را تحت تأثیر قراردهد.
  • مهارت در مقابله سازش یافته باهیجان های نفرت انگیز و اندوه بار با بهره گرفتن از راهبردهای خود نظم دهی (نظیر تیدگی شدید) که شدت یا مدت چنین حالت های هیجانی را بهبود می بخشد.
  • آگاهی از این که بخشی از ساختار یا ماهیت ارتباط ها به وسیله درجه بی واسطه بودن یا واقعی بودن بیان هیجانی توسط درجه و توازن درون ارتباط به نمایش درمی آید، بدین معنی که صحت هیجانی که تا حدی توسط شراکت رشد یافته یا متقابل هیجان های واقعی تعریف می شود درحالی که رابطه والد- کودک ممکن است شراکت نامتوازنی از هیجانهای واقعی باشد.
  • گنجایش برای خودکارآمدی هیجانی: خودکارآمدی هیجانی به این معنی است که یک فرد تجربه هیجانی خود را چه به صورت منحصر به فرد و غیر عادی و چه بر طبق قراردادهای فرهنگی می پذیرد و این پذیرش در پیوند با باورهای فرد درمورد تعادل هیجانی قرار می گیرد.
نظر دهید »
مقاله الگوهای نظری هوش هیجانی
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

دراین بخش بیش از توصیف این دو الگو (شانل تعاریف، مقایسه ها و نقاط ضعف و قوت آنها) به تصریحی که برخی از مؤلفان (مانند پتریدز وفارنهام،۲۰۰۰) در متمایز ساختن این دو الگو از یکدیگر داشته اند می پردازیم.

۲-۱۳-۱- هوش هیجانی مبتنی بر رگه وتوانش

محققان و نظریه پردازان درشتاب برای ایجاد مقیاس ها یا اندازه گیری این سازه از تفاوت بنیادینی که بین کار آمدی بیشینه درمقابل کارآمدی متداول قرار داشت چشم پوشی کردند

( اکرمنو هگستد،۱۹۹۷؛ کرونباخ،۱۹۴۹،هافستی، ۲۰۰۰،نقل از پتریدز وفارنهام،۲۰۰۱ ).

بنابراین درحالی که برخی ازمحققان، به طراحی و استفاده از پرسشنامه های خود سنجی پرداختند. عده ای نیز آزمون های کار آمدی بهینه درهوش هیجانی را طرح کردند. درهر حال فرض هر دو گروه این بود که همان سازه را عملیاتی  می کنند. اما نکته درخور توجه آنکه، این موضوع به اغتشاش مفهومی وگرد آمدن انبوهی از یافته ها منجر شد که معارض به نظر می رسیدند(همان منبع).

شیوه ای که متغیرهای تفاوت های فردی اندازه گیری می شد (خود سنجی درمقابل کارآمدی بهینه) اثری مستقیم بر عملیاتی کردن آنان داشت. پتریدز و فارنهام(۲۰۰۱) با درک این واقعیت، هوش هیجانی مبتنی بر رگه (یا خود کارآمدی هیجانی)وهوش هیجانی مبتنی برتوانایی (یا توانایی شناختی- هیجانی را از هم متمایز کردند.

  • هوش هیجانی به عنوان رگه (یاخودکارآمدی هیجانی) به دسته ی ازگرایش های رفتاری وادراک های خویشتن مرتبط با توانایی فرد برای تمایز، پردازش و استفاده از اطلاعات هیجانی اشاره دارد و متشکل از گرایش های گوناگون برخاسته از شخصیت نظیر همدلی، برانگیختگی وجرأت ورزی، همچنین عناصری از هوش اجتماعی ( ثراندایک ، ۱۹۲۰) و هوش شخصی (گاردنر، ۱۹۸۳) است.
  • هوش هیجانی به منزله توانایی (یا توانایی شناختی- هیجانی) به توانش واقعی فرد برای تمایز، واستفاده از اطلاعات هیجانی می پردازد.

درک این موضوع که هوش هیجانی به منزله یک رگه و یا یک توانایی دو سازه متفاوت است از اهمیت بسیاری برخوردار است. هوش هیجانی به عنوان رگه از طریق پرسشنامه های خود سنجی اندازه گیری می شود و به حیطه شخصیت تعلق دارد.حال آنکه هوش هیجانی به منزله توانایی از آزمونهای کارآمدی بهینه با پاسخ های درست و نادرست سود جسته و بدین ترتیب اساسا ًبه حوزه توانایی شناختی تعلق می یابد.

این تمایز از نقطه نظر عملیاتی سازی سازه هوش هیجانی و متعاقباً نظریه ها و فرضیه هایی که درباره آن مطرح می شود دارای اهمیت بوده و در برگیرنده دلالت های نظری وعملی است. برای مثال، ازهوش هیجانی رگه انتظار نمی رود با اندازه های توانایی شناختی عمومی(g) یازمینه های وابسته به آن همبستگی قدرتمندی داشته باشد درحالی که هوش هیجانی توانایی باید به روشنی با چنین اندازه های مرتبط باشد. اندازه گیری هوش هیجانی به عنوان توانای به سبب دشواری ساخت موادی مرتبط  که به صورت عینی بتوان درستی یا نادرستی آن را تمیز داد تکلیفی چالش برانگیز است(پتریدزو فارنهام، ۲۰۰۱؛ رابرتز، زیدنروماتئوس، ۲۰۰۱)به عکس، اندازه گیری هوش هیجانی به عنوان رگه کاری به مراتب آسان تر است. ازپیش نیز چند ابزار برای سنجش آن تدارک دیده شده است(برای مثال بار-آن، ۱۹۹۷؛ شات ودیگران، ۱۹۹۸).

 

۲-۱۳-۲ الگوهای آمیخته

الگوی بهره هیجانی بار- آن(۲۰۰۰، ۲۰۰۲) مشابه الگوی گلمن آمیزه ای از قابلیت های مرتبط با هیجان، رگه های شخصیت و سایر زمینه های وابسته است، از این روست که آن را ((الگوی آمیخته)) نامیده اند.

مؤلفانی مانند ماتئوس، زیدنر و رابرتز(۲۰۰۲) روی آورد بار- آن را به این سازه به جای ژورنالیستی بودن روی آوردی علمی می دانند. وی درپایان نامه دکتری خود برای نخستین بار اصطلاح بهره هیجانی(EQ) را در مقایسه با بهره هوشی(IQ) به کاربرد. زمان انتشار پایان نامه وی در اواخر دهه۱۹۸۰ مقارن با زمانی بود که توجهی روز افزون به نقش هیجان درکنش وری اجتماعی و سلامت معطوف بود((امر لینگ وگلمن،۲۰۰۳).

بار- اٌن (۲۰۰۲) درالگوی خود به ارائه تعریف گسترده ای ازهوش هیجانی پرداخته که بر وجوه هیجانی، شخصی، اجتماعی و حیاتی هوش تمرکز داشت؛ وجوهی که برای کنش وری  روزمره مهم تر از جنبه های شناختی سنتی هوش به شمارمی آیند. بار- آن عقیده دارد که الگوی وی در مقایسه با آنچه هوش هیجانی و اجتماعی نامیده می شود برحوزه مطالعاتی گسترده تری مبتنی است واستفاده از مقیاس او یعنی پرسشنامه بهره- هیجانی بار- آن(۱-EQ)در محیط های مختلف درخصوص رفتارهایی که مستلزم صلاحیت هیجانی و اجتماعی هم چنین سازه بنیادین هوش هیجانی و اجتماعی هستند، اطلاعات بیشتری به دست می دهد.

بار- آن(۲۰۰۰) تأکید می کندکه ۱-EQ برای اندازه گیری هوش هیجانی و اجتماعی طراحی شده است نه سنجش رگه های شخصیت قابلیت شناختی این مؤلف الگوی خود را چند وجهی، مرتبط با پتانسیل عمل به جای عملکرد و معطوف برفرایند به جای نتیجه در نظر می گیرد و در تعریف عملیاتی هوش هیجانی(بار- آن، ۲۰۰۲) آن را مجموعه ای از قابلیت های غیر شناختی، صلاحیت ها و مهارتها که توانایی فرد را برای مقابله موفقیت آمیز با خواسته ها و فشارهای محیطی تحت تأثیر قرار می دهند می داند.

بار- اٌن(۱۹۹۷) الگوی غیر شناختی خود از هوش هیجانی را مرکب از پنج حوزه وسیع مهارتها یا قابلیت ها می داند که در درون هریک مهارت های خاص تری نیز وجود دارد.

  • مهارت های درون فردی (خودآگاهی هیجانی) جرأت ورزی، احترام به خود، خود شکوفایی، استقلال)

مهارت های بین فردی(همدلی، مسئولیت پذیری اجتماعی، روابط بین فردی)

  • سازش یافتگی( حل مسأله، آزمون واقعیت، انعطاف پذیری)
  • مدیریت تنیدگی(مهار برانگیختگی، تحمل برانگیختگی)
  • خلق عمومی(خوش بینی، شادمانی)

برحسب تعریف بار- آن(b1997)از میان این ۵ حوزه، چهار حوزه نخست مؤلفه های هوش هیجانی اند و مؤلفه آخر یعنی خلق عمومی جنبه تسهیل کنندگی دارد.

گلمن(۱۹۹۵) که با رویکردی ژورنالیستی و درمقام یک روزنامه نگار علمی قدم به عرصه گذاشت هوش هیجانی را شامل آمیزه ای از ویژگی های متعدد دانست که عبارتند از:

  • آگاهی از هیجان های خود
  • مدیریت هیجان ها
  • برانگیختن خود
  • تشخیص هیجان ها دردیگران و
  • اداره کردن روابط

گلمن(۱۹۹۵) هوش هیجانی را به منزله اسنادهای شخصی و مشتمل بردسته وسیعی از توانایی ها نظیر مهار برانگیختگی، پایداری، همدلی، خلق خوب، امید و خوش بینی، که خود از درون مؤلفه ها استنتاج شده اند، از ویژگی های افرادی می داند که از نظر هیجانی هوشمندند. او قابلیت های مورد نیاز برای موفقیت های شغلی را به سه مقوله تقسیم می کند:

مهارت های فنی خالص، توانایی های شناختی و توانش هایی که دال برهوش هیجانی اند.

توانش های اخیر قابلیت هایی پویا و آموختنی اند. وی در مجموع، هوش هیجانی را یک ((استعداد برتر)) می داند؛ استعدادی که عمیقاً برتمام توانایی های فردی به منزله عامل تسهیل کننده یا مزاحم اثر می گذارد.

مفهوم سازی گلمن از هوش هیجانی به چند دلیل مورد انتقاد قرار گرفت(ماتئوس، زیدنر و رابرتز، (۲۰۰۲):

  • نخست آنکه تعریف او بیش از حد، وسیع و فاقد همسانی بود. به دلیل مجموعه اسنادهایی که گلمن درمفهوم سازی خود ازاین سازه قرار داده است. این تعریف در برگیرنده جنبه هایی از شناخت، شخصیت، انگیزش، هیجان ها، عصب زیست شناختی وهوش است.
  • فقدان همبستگی درونی رگه های هوش هیجانی که توسط گلمن تعریف شده بود از دیگر نقدهای منتقدان بود.

سرانجام اینکه، گلمن قویاً مدعی مهم بودن هوش هیجانی در زمینه موفقیت های زندگی است اما دراین زمینه شواهد اندکی عرضه کرده است.

 

۲-۱۳-۳ الگوهای توانایی

یافته های مایر، سالووی و همکارانشان واجد بیشترین نفوذ و اعتبار در پدیدآیی علمی سازه هوش هیجانی بوده اند(ماتئوس، زیدنر، ورابرتز، ۲۰۰۲). سالووی و مایر(۱۹۹۰) برای نخستین بار به طور رسمی تعریفی از این سازه ارائه کرده و وجوه مختلف آن را مورد بررسی قرار دادند. تعریف اولیه شامل نوعی از پردازش اطلاعات هیجانی که شامل ارزیابی هیجان ها درخود و دیگران، بیان مناسب هیجان وتنظیم سازش یافته هیجان برای ﺇرتقای زندگی بود.

این تعریف منعکس کننده روی آوردی دو بخشی بود نخست پردازش کلی اطلاعات هیجانی وسپس تخصصی شدن مهارتهای درگیر درآن پردازش، ازسال۱۹۹۹ این تعریف گسترش یافت:

هوش هیجانی به توانایی تشخیص معانی هیجان ها و روابطشان با یکدیگر، استدلال کردن و حل مسأله برمبنای آن اشاره دارد و مشتمل بر قابلیت درک هیجان ها، درون سازی احساسات مرتبط با هیجان، درک اطلاعات هیجانی و مدیریت آن هاست (مایر،کارسووسالووی،۱۹۹۹). این مؤلفان از اصطلاح هوش هیجانی به گونه ای استفاده کردندکه مفهوم هوش به منزله پردازش درکانون توجه قرار گیرد. آنان همچنین هوش هیجانی را مرکب از توانایی های ذهنی، مهارت ها یا قابلیت هایی دانستند که می توان آن را مفهوم سازی و به صورت مجزا از هوشهای تعریف شده پیشین  اندازه گیری  کرد. افزون براین، روی آورد آنان براین واقعیت مبتنی است که هوش هیجانی متناظر با قابلیت های پردازش اطلاعات حوزه های مختلف مغز است(مورلند،۲۰۰۱).

 

نظر دهید »
دانلود وجوه اشتراک الگوهای مختلف هوش هیجانی
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع
    • گونه ایی مناسب، توانایی فهم و شناخت موقعیت ها و همچنین آگاه بودن از عواملی است که در زیر بنای بروز هیجان های خاص قرار دارند.

دانلود پایان نامه

 

  • خود انگیزشی یا خود- کارآمدی: که به طور بالقوه مؤثرترین جنبه هوش هیجانی است.
  • این مقوله شامل توانایی بسیج هیجان درجهت هدف تمرکز براشتیاق، اعتماد به نفس و تمرکز بر پیشرفت اهداف است. بدیهی است که به تعویق انداختن ارضای نیاز های زود گذر به نفع نیاز های بلند مدت و فرونشاندن برانگیختگی ها از جنبه های مهم خود انگیزشی است.
  • رابطه خوب (همدلی با دیگران یا پذیرش هیجان های دیگران): این جنبه شامل توانایی خوب ارتباط برقرار کردن بادیگران، حساس بودن به احساس ها، نگرانی ها ونیاز های دیگران و درک این نکته است که افراد گوناگون در موقعیت یکسان واکنش های متفاوتی را از خود بروز می دهند. این جنبه هم چنین بیانگر این است که فرد باید قادر باشد به اقتضای علائم ظریفی که دیگران ارسال می کنند واکنش نشان دهد و درک کند که دشواری در برقراری ارتباط یک اصل پذیرفته شده در زندگی است.
  • نظارت هیجانی (مقابله، رسیدگی یا مدیریت روابط): اگرچه فرد قادر به مهار هیجان های دیگران نیست اما باید بتوند هیجان های منفی (مانند اضطراب پادرماندگی) آنان را درک کند و جهت کمک به چنین افرادی (مدیریت هیجانات آنان) تلاش نماید.
  • ایجاد، ارتقا و حفظ روابط سالم (نه تنها با دیگران بلکه باخود): این جنبه در برگیرنده مهارتها و توانش های اجتماعی و جنبه تعیین کننده ای از هوش هیجانی است. با توجه به نکاتی که به اختصار به آنها اشاره شد جدول ۲-۱ در برگیرنده خلاصه ای از روی آوردهای هوش هیجانی است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سالووی ومایر(۱۹۹۰)

گلمن

 

(۱۹۹۵)

مایروسالووی(۱۹۹۷) بار-اٌن(۱۹۹۷)
ارزیابی و بیان هیجان خودآگاهی ادراک، ارزیابی وبیان هیجان درون فردی
استفاده ازهیجان خود نظم دهی تسهیل هیجان تفکر خودآگاهی هیجانی
تنظیم هیجان خود انگیزشی فهم و تحلیل هیجان ها، به کار گیری دانش هیجانی جرأت ورزی
– همدلی تنظیم انعکاس هیجان ها برای پیشبرد رشد هیجانی وعقلایی احترام به خود
– اداره روابط – خود شکوفایی
– – – استقلال
– – – بین فردی
– – – همدلی
– – – رابطه بین فردی
– – – پاسخگویی اجتماعی
– – – سازش یافتگی
– – – حل مسأله
– – – آزمون واقعیت
— – – انعطاف پذیری
— – – مدیریت تنیدگی
– – – مهار برانگیختگی
– – – خلق عمومی
– – – شادی
– – – خوش بینی

ادامه جدول(۲-۱): خلاصه ای ازروی آورد های هوش هیجانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 135
  • 136
  • 137
  • ...
  • 138
  • ...
  • 139
  • 140
  • 141
  • ...
  • 142
  • ...
  • 143
  • 144
  • 145
  • ...
  • 234
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

نامور،مرکز نوآوري های آموزشی

 کسب درآمد خلاقانه بدون اینترنت
 حفظ عشق در میان‌سالی
 درآمد از عکاسی
 سئوی فنی وبسایت
 کفایت عشق به تنهایی
 تغذیه اصولی سگ
 تفاوت کلینیک و بیمارستان دامپزشکی
 شناخت گربه از صاحبش
 نشانه‌های بیتوجهی مردان
 نژادهای سگ عروسکی
 درآمد مشاوره استارتاپ
 روانشناسی عشق مردان
 تدریس گیتار آنلاین
 ساخت دوره آموزشی هوش مصنوعی
 اعتمادسازی در رابطه
 ابراز علاقه در رابطه
 تغذیه سگ چاو چاو
 کسب درآمد با سرمایه کم
 احترام به تغییرات شخصیت
 همکاری در فروش آنلاین
 سرپرستی گربه تهران
 روانشناسی شکست عشقی
 بهبود سئو ارگانیک
 معرفی سگ گریت دین
 بهبود تجربه کاربری فروشگاه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان