نامور،مرکز نوآوري های آموزشی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • ✅ توصیه های اساسی و کلیدی درباره آرایش دخترانه و زنانه
  • ⭐ توصیه های مهم درباره میکاپ
  • تکنیک های طلایی درباره آرایش برای دختران که نباید نادیده گرفت
  • کاش این موارد را درباره آرایش دخترانه و زنانه می دانستم
  • جدیدترین توصیه های مهم درباره آرایش دخترانه
  • ❌ هشدار!  رعایت نکردن این نکته ها درباره آرایش برای دختران مساوی با ضرر
  • ❌ هشدار!  رعایت نکردن این موارد درباره آرایش دخترانه و زنانه مساوی با زیان
  • " مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | ۵-۲- بحث و نتیجه گیری – 7 "
  • " مقاله های علمی- دانشگاهی | گفتار چهارم- تاکید عقل بر تامین عدالت استخدامی – 7 "
  • " خرید متن کامل پایان نامه ارشد | ۲-۲-۱-۲-۴- انتشار آگهی مزایده – 7 "
مقاله باور[۱] و مدل راهاندازی عاطفی
ارسال شده در 11 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

دانلود مقاله و پایان نامه

تصور این است که شناخت‌وارههای منفی پدیده های گذرا و پویا هستند که در طی زمان و شرایط و حالتهای خلقی متفاوت تغییر میکند. همچنین طی پژوهشها دریافتند که وجود بافت یا شرایط خاص نه تنها بر محتوای فکر بلکه در چگونگی تفسیر و پاسخدهی به افکار منفی تاثیر مهمی بر جای میگذارد. پژوهشگران معتقدند که تغییر افکار با تغییر احساس همراه خواهند بود همچنین با تغییر موقعیت در افکار نیز تغییراتی رخ میدهد (کلارک،۱۹۹۳؛ حمیدپور، ۱۳۸۸). اغلب پژوهشهای تجربی درباره فرایند شناختی در اضطراب و افسردگی با فراوانی و معنای افکار مرتبط با فقدان و شکست و شناختوارههای مرتبط با ضربه، خطر و آسیبپذیری شخصی توام هستند. شواهد زیادی وجود دارد که حالتهای اضطرابی و افسردگی با میزان بالایی از تفکر منفی همراه است و چنین الگوی فکری برای مدت زمان زیاد در حالتهای هیجانی منفی دوام مییابد. شواهد قابل ملاحظهای وجود دارد که در افسردگی تفکر خودارجاعی مثبت به طور معناداری کاهش مییابد (کلارک،۱۹۹۳؛ حمیدپور، ۱۳۸۸).

طبق نظر باور (۱۹۸۷) هر نوع هیجان (مانند رویدادهای حافظهای شادی و غم) مثل یک گره در شبکه بازنمایی با بازنمایی در دیگر شبکه ها ارتباط پیدامیکند. فعال شدن این گرههای هیجانی موجب افزایش دسترسی به اطلاعات هماهنگ با خلق و در نتیجه سوگیری پردازش اطلاعات با آن هماهنگ میشود(قاسمزاده، ۱۳۷۸).

از آن‌جا که افراد به صورت انتخابی به پردازش اطلاعات میپردازند، معمولا این پردازش دچار سوگیری شده و به عنوان عاملی در گسترش یک ناتوانی مزمن و یا شرایط تهدیدکننده سلامت مطرح میشود. به همین دلیل در اغلب نظریههای شناختی بر اهمیت نقش سوگیری در فرایند پردازش اطلاعات تاکید شده است. روانشناسان و روانپزشکان شناختگرا نیز اختلالات روانی را بیشتر به عوامل شناختی نسبت دادهاند( قاسمزاده به نقل از ولز، ۱۳۷۸).  در مدل باور در خلق افسرده گرایش به فعال شدن گرههای مرتبط با حوادث غمگین و یا تجربیات نامطبوع زندگی وجود دارد که دستیابی به افکار منفی را آسان میسازد(راستی،تقوی؛۱۳۸۵).

 

ه) لسلی گرینبرگ و درمان هیجان محور

گرینبرگ و همکارانش (‌گرینبرگ، رایس و الیوت ، ۱۹۹۳؛ گرینبرگ و پایی‌ویو‌، ۱۹۹۷)براساس مدل‌های تجربی ‌سازنده‌گرایی و شناختی بر درمان هیجانمحور تاکید دارند. درمان هیجان‌محور به شدت تحت تاثیر نظریه دلبستگی و پژوهش‌های مبتنی بر فرآیند درمان است. درمان هیجان‌محور تاکید خاصی بر یکپارچه‌سازی هیجان با شناخت انگیزش و رفتار دارد. درمانگر به منظور اصلاح هیجان‌ها آن‌ها را فعال می‌کند. در این شیوه درمان شناسایی و بهبود باورهای هیجانی اهمیت زیادی دارد. گرینبرگ و پایی ویو در سال۱۹۹۷این باورهای هیجانی را مجموعه‌ای از اصول سازمان‌یافته با محتوای فرد-ویژه تعریف می‌کنند که با هیجان‌ها، اهداف، خاطرات و تمایلات رفتاری گره خورده‌اند. باورهای هیجانی از تاثیر متقابل تاریخچه یادگیری اولیه فرد و خلق‌و‌خوی فطری او به وجود می‌آیند. وقتی باورهای هیجانی فعال می‌شوند تاثیر بسزایی در چگونگی تعبیر و تفسیر وقایع زندگی و واکنش به آن‌ها دارند. هدف نهایی درمان هیجان محور تغییر باورهای هیجانی است. درمان هیجان‌محور مانند رویکرد پردازش اطلاعات که به بازسازی خاطرات تاکید میکند فعال‌سازی هیجانی را به تنهایی برای ایجاد تغییر کافی نمی‌داند. تغییر در درمان هیجان‌محور مستلزم فرآیند تدریجی فعال‌سازی هیجان است. این امر با بهره گرفتن از تکنیک‌های تجربی، غلبه بر اجتناب، کاهش رفتارهای مختل‌کننده و تسهیل شرایط بهبود هیجانی میسر می‌گردد. درمانگر به بیماران کمک می‌کند تا احساسات اولیه خود را بشناسد و آن‌ها را به زبان آورد و سپس به توانایی‌های درونی خود دست یابد (‌مانند پاسخهای مقابله‌ای سازگار). علاوه بر این درمان هیجان‌محور مداخلات درمانی گوناگونی را برای هیجان‌های متفاوت توصیه می‌کند (یانگ،کلوسکو، ویشار،۱۹۵۰؛ حمیدپور، اندوز،۱۳۸۸).

طی درمانهای شناختی رویکرد جدیدی طرح شد که ذهن را سیستم پردازشکننده در نظر گرفت و معتقد است که اطلاعات در ذهن مورد رمزگردانی و ذخیرهسازی قرار میگیرند و در زمان لازم بازیابی خواهند شد. این رویکرد که پردازش اطلاعات نام دارد در این پژوهش مورد توجه قرار خواهد گرفت که در ذیل به طور مفصل بدان پرداخته میشود و در ادامه تمرکز اصلی ما حافظه نیز طرح میشود.

[۱] Bower

نظر دهید »
دانلود مقاله و پایان نامه روانشناسی : افسردگی – رویکرد پردازش اطلاعات[۱]
ارسال شده در 11 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

این رویکرد درباره نحوه حل مسایل شناختی کودکان تا بزرگسالی توجیهات دقیقی ارائه میکند. مدلهای گوناگون پردازش اطلاعات وجود دارد. برخی از این مدلها محدود است، زیرا مهارت فرد را در یک یا چند تکلیف دنبال میکنند. الگوهای دیگری نیز وجود دارد که سیستم شناختی انسان را به صورت یک کل توصیف میکند. پردازش اطلاعات مانند نظریه شناختی- رشدی پیاژه، افراد را موجودات فعال و معقول میداند که در پاسخ به درخواستهای محیطی، تفکر خودشان را تغییر میدهند (برک، ۲۰۰۷؛ سیدمحمدی، ۱۳۸۷).

در رویکرد پردازش اطلاعات، داده ها بر حسب نمادها رمزگذاری میشوند و تغییر در نظام شناختی ناشی از پردازش واقعگرایانه از ادراکات فرد از واقعیت خواهد بود. پردازش هوشیار، کنترل شده، منطقی، دقیق و طراحی شده برای حل مشکلات و خواستههای پیچیده از لحاظ ظرفیت هیجانی محدود است. این عملکردها بر اساس قوانین منطقی و نتایج معنایی به وسیله اعتبار آن‌ها مورد ارزیابی قرار میگیرد و میتواند به صورت تجربی تایید یا به صورت منطقی اثبات شوند (جیمز، ریچلت، فرستون، بارتون، ۲۰۰۷).

دانلود مقاله و پایان نامه

مدلهای تازه شناختی دارای عقاید متفاوتی در مورد سطوح پردازش اطلاعات هستند. مطابق این مدلها سازمان شناختی و توانایی آن برای پردازش موازی اجازه میدهد تا نظام ارزیابی چند لایهای بوجود آید تا محرکهای ارائه شده در سطوح مختلفی ارزشیابی گردند (سالاس ایورت و فلگویس،۲۰۰۲).

اخیرا نظریه پردازش اطلاعات به عنوان تبیینی برای افسردگی و ترس مطرح شده است. از آن‌جا که اطلاعات در حافظه کدگذاری و بعد یاداوری میشود محققان مطرح کردند که یک روش سازماندهی و پردازش اطلاعات از طریق تحول طرحوارهها رخ میدهد. آن‌ها طرحوارهها را  پیکره انبار شدهای از دانش اساسی میدانند که در تعامل با اطلاعات جدید قرار گرفته و روی نحوه کدگذاری، درک و فهم و بازیابی اطلاعات اثر میگذارد و معتقدند طرحوارهها توجه، انتظارات، مقایسه و جستجوهای حافظه را هدایت میکند. مطرح میسازند که اطلاعاتی که در تناسب با طرحوارهها نیستند به احتمال زیاد کنار گذاشته میشوند.

از نظر سیگلر (۲۰۰۲) هنگامی که کودک اطلاعات را از جهان درک میکند (رمزگردانی، بازیابی و ذخیرهسازی میکند) درگیر فرایند تفکر است. این فرایند بسیار انعطافپذیر است. وی معتقد است افراد در حل مساله راهبردی را بکار میگیرند که این راهبرد با توجه به سطح دانش فرد و چگونگی رمزگردانی او از موقعیت میتواند متفاوت باشد (ابوالمعالی به نقل از سنتروک، ۲۰۰۸؛ زیرچاپ).

هولون و گرابر(۱۹۸۸) مطرح کردند که وقتی یک فرد با اطلاعات جدید مواجه میشود که با باورهای از پیش موجود وی یا طرحوارههایش ناسازگار است معمولا یکی از دو مورد زیر اتفاق میافتد: جذب یا انطباق. جذب به فرایندی اشاره میکند که از طریق آن اطلاعات تغییر مییابد و یا تحریف میشود(جذب میشود) در داخل طرحوارههای موجود قرار میگیرد تا با آن‌هامتناسب شود. ازطرف دیگر انطباق، طرحوارههای موجود را تغییر میدهد تا با این اطلاعات جدید و ناسازگار هماهنگ شود و برای آن پذیرفته گردد. انطباق که جهت یکپارچهسازی وقایع مورد نیاز است ممکن است برای کاهش نشانه موفقیتآمیز نباشد. تغییر افراطی در طرحوارهها و باورها سبب کاهش سلامت و بهداشت روانی در افراد میشود. در واقع درمانگر تلاش میکند تا به مراجع کمک کند از طریق کامل کردن پردازش اطلاعات هیجانی و انطباق طرحوارهها بتواند وقایع را یکپارچه کند، در همان زمان میتواند کمک کند که مراجع به بهداشت روانی دست یابد یا بهداشت روانیاش را حفظ کند. وقتی اطلاعات به خوبی پردازش نشوند بازگشت به خاطرات گذشته و کابوسهای شبانه به احتمال زیاد رخ میدهد. این نشانه های آزارنده با پاسخهای عاطفی قوی در ارتباط قرار میگیرند که به فرار یا رفتار اجتنابی مانند اجتناب از موقعیتهایی که سبب بروز وقایع میگردد، میشود. اجتناب شناختی، امتناع از پذیرش آنچیزی است که رخ داده است یا یکپارچه سازی وقایع در ارتباط با انتظارات از زندگی فرد صورت میگیرد. به اعتقاد آن‌ها در افرادی که دچار افسردگی اساسی هستند یک الگوی پردازش اطلاعات افسردگی ظاهر میشود تا اطلاعات را با طرحوارهها متناسب کند. وقتی جذب و انطباق رخ میدهد مانند زمانی که دچار افسردگی شده بود پس از بهبود مجدد به سمت افسردگی سوق پیدا میکند (رسیچ، شانیک، ۲۰۰۲؛ ابوالمعالی، زیرچاپ).

پتی و کاسیوپودو شکل تغییر رفتار را ارائه میکند که یکی از آن‌ها شامل شیوه های غیرمستقیم و بدون تفکر ترغیب توام با به چالش کشیدن افکار است که به نظر همخوان با نظریههای ارائه شده است. درمانگر ممکن است به مراجعی که از بروز احساساتش خودداری مینماید پیشنهاد کند که تجربیات دردناک گذشته را به خاطر بیاورد. هدف این مداخله دستیابی به مفری جهت برونریزی افکار و احساسات مراجع است. تمرکز درمان شناختی بر سئوالات سقراطی است که بر فرمولبندی مجدد باورهای غیرمنطقی به واسطه سئوالات نظامدار و آزمایش تجربی فرضیه ها و استدلال استقرایی است. همچنین مداخله بر مبنای درمان عقلانی- هیجانی الیس به نقش بحث و مجادله عقلانی در بازسازی مجدد باورها و ارزشهای غیرعقلانی مراجع می پردازد. زمانی که مراجع نسبت به نقص منطق خود یا نبود حمایتهای واقعی برای باورش آگاه میشود فرصت مییابد تا با توجه به واقعیت افکار و خاطرات خود را بازسازی کند و از نظر شناختی باورهای خود را اصلاح سازد و از نظر هیجانی در حالت مطلوب قرار گیرد (سالاس ایورت و فلگویس،۲۰۰۲) .

افراد به روش پردازش اطلاعات به صورت هیجانی یا ناخوداگاه از طریق پردازشهای حافظه بلندمدت، مکانیزمهای جستجو، اندوزش و فرایندهای بازیابی و استنباط به فرایندهای شناختی خود دسترسی دارند. آگاهی ما از این فرایندهای شناختی که طرحوارهها و بازنماییهای ما را شکل میدهند و توانایی ما بر کنترل آن‌ها فراشناخت را بازنمایی میکند. ما در روند پردازش اطلاعات داده های خاصی را ادراک میکنیم، خاطرات معینی را به یاد می‌آوریم و به تفسیر تجربه های ویژه میپردازیم. ساختارهای شناختی دربرگیرنده انتزاعات و باورهای اساسی و خاطراتی هستند که فرد بر اساس آن دنیای اطراف خود را تفسیر میکند و هیجانات وی شکل میگیرد و به نظر میرسد با کار بر روی خاطرات بتوان هیجانات را کنترل و یا تغییر داد (ابوالمعالی،۱۳۸۹).

به نظر میرسد فعال شدن طرحوارههای ناسازگار که در رویکرد پردازش اطلاعات معادل با خاطرات منفی در نظر گرفته میشود، موجب سوگیری در پردازش و تفسیر اطلاعات ورودی به مغز و برون‌داد ناسازگار آن با واقعیت بیرونی میشود. این سوگیریها در سطح ظاهری به صورت افکار منفی خودکار در جریان هوشیاری و در اعمال و رفتار ما به شکل ناسازگار خود را نشان میدهد. ارزیابیهای منفی از این نوع تجلی سازوکارهای شناختی هستند که سبب حفظ اختلالات هیجانی میشود. یکی از مفاهیم مورد استفاده ما در این رویکرد از نظریه طرحوارهها وام گرفته شده است اما با این نگاه که طرحوارهها دانش ذخیره شده در حافظه بلندمدت هستند و بر محتوای و ماهیت پردازش اطلاعات اثرگذارند. با توجه به آن‌که شیوه رمزگذاری اطلاعات در حافظه بلندمدت و بازیابی آن از طریق راهبردهای ذهنی و نحوه کدگذاری قابل کنترل و تغییر است به نظر میرسد قادر هستیم با توجه به مرورذهنی بسطی به بازسازی و بازخوانی خاطرات مثبت بپردازیم وآن‌ها را در جهت بازسازی تفاسیر شناختی و هیجانات مثبت کنترل کنیم. با توجه به محدودیتهایی که در نظریه طرحواره درمانی وجود دارد و از آن‌جا که نظریه طرحوارهها بر محتوای ارزیابی باورها متمرکز است مطلبی که در نظام پردازش اطلاعات مورد توجه است، با کمک دانش و تجربه های فراشناختی که مشتمل بر ارزیابی معنای وقایع ذهنی، احساسات و قضاوت در مورد آن‌ها هستند میتوان با پردازش مجدد نظیر توجهکردن و جستجو در حافظه و استفاده از تدابیر اکتشافی و جلوگیری از سوگیری در قضاوت و تحریف شناختی به اصلاح ارزیابی باورها، شناختها و پردازش مجدد اطلاعات و ایجاد برون‌دادهای سازگار پرداخت.

همچنین رویکرد درمانی متمرکز بر پردازش اطلاعات و مدل‌های درمانی روان‌پویایی شباهت‌های زیادی با یکدیگر دارد. مولفه‌های مهمی که در هر دو رویکرد وجود دارند عبارتند از وارسی ریشه‌های تحولی مشکلات جاری در دوران کودکی و تاکید بر رابطه درمانی. رویکردهای روان‌پویایی جدید در حوزه رابطه درمانی به سمت ابراز همدلی و برقراری یک رابطه صادقانه (مثل کوهات، ۱۹۸۴؛ شین و گالز، ۱۹۹۷) کشیده شده‌اند که این تغییر جهت تا حدودی با مفاهیم پردازش اطلاعات که در راستای پذیرش تمرینهای مرور ذهنی و بسط معنایی در مراجع است همسو به نظر میرسد. رویکردهای روان‌پویایی و پردازش اطلاعات هر دو به بینش عقلانی ارزش قائلند و هر دو بر نیاز به پردازش هیجان حوادث فاجعه‌آمیز تاکید می‌کنند. هر دو رویکرد تاکید می‌کنند که درمانگر باید نسبت به پدیده‌های انتقال و انتقال متقابل و تعبیر و تفاسیر مراجع هوشیار باشد. هر دو رویکرد بر ساختار شخصیت اذعان دارند و معتقدند نوع ساختار شخصیتی بیمار کلید دستیابی به درمان اثر بخش است. با این حال تفاوت‌های مهمی بین  رویکرد درمانی مبتنی بر پردازش اطلاعات و روان‌پویایی وجود دارد. تفاوت اصلی این است که روان‌کاوان مبتنی بر همان سبک و سیاق سنتی خود سعی می‌کنند در روند درمان خنثی و بی‌طرف باشند؛ در حالی که درمانگر در این رویکرد بایست فعال و جهت‌دهنده باشد. بر خلاف اکثر رویکردهای روان‌پویایی، طرحواره درمانگران به منظور بهبود طرحواره‌ها فرصت بازوالدینی حد‌ومرز‌دار را برای نیازهای هیجانی ارضا نشده بیماران فراهم می‌سازند.

تفاوت‌های مهم دیگر این که بر خلاف نظریه‌های کلاسیک تحلیلی یک نظریه سایقی به شمار نمی‌روند. در این رویکرد به جای تاکید بر تکانه‌های غریزی جنسی و پرخاشگری بر نیازهای هیجانی اساسی تاکید میشود که در خاطرات خود را نشان میدهند. مبنای کار اصل هماهنگی شناختی است. افراد برانگیخته می‌شوند تا دیدگاه ثابت خود نسبت به دنیا و خودشان را که بر اساس مرور مکرر خاطرات تداوم بخشیدند و موقعیت‌ها را به گونه متناسب با آن خاطرات تفسیر میکنند تغییر دهند. سرانجام این که درمانگران معتقد به رویکرد روان‌پویایی در مقایسه با درمانگر در این رویکرد تمایل کمتری به یکپارچه‌سازی رویکردهای درمانی دارند. درمانگرانی که جهت‌گیری روان‌پویایی دارند‌، به ندرت به بیماران تکالیف خانگی می‌دهند و احتمالا از تکنیک‌های تصویرسازی ذهنی و ایفای نقش استفاده نمی‌کنند در حالی که در این رویکرد از تکنیکهای متعدد شناختی و پردازش اطلاعات به عنوان تکالیف خانگی استفاده خواهد شد.

همان‌گونه که مطرح شد طرحواره و باورها وقایع دوران کودکی هستند و شامل خاطرات و هیجانهای مرتبط با شناخت نسبت به وقایع اولیه زندگی کودک میشود. باورها تم پایدار و طولانیمدت‌ فردی را مطرح میسازند و در دوران کودکی طی تلاشهای فردی جهت کنارآمدن با وقایع زندگی و شرایط زیستمحیطی شکل گرفتهاند. آن‌ها به شکل موتورهای خودکار افکار منفی درمیآیند و در خدمت اطلاعات متعصبانه منفی قرارمیگیرند. آن‌ها واحدهای اطلاعاتی هستند که ذخیره میشوند و قادرند در برخی شرایط در آینده تحت شرایط مناسب فعال گردند. به عبارت دیگر، آن‌ها خاطرات هستند و درمانگران باید به نمایندگی آن‌ها را به عنوان ذخایر حواس چندگانه مورد مشاهده قرار دهند. به این ترتیب، آن‌ها میتواند به اندازه کافی به شرح و تشریح تجارب گذشته که متشکل از شناخت حسی و ویژگیهای (بویایی،لامسه،چشایی و غیره) هستند، بپردازد. هر دو این ویژگیها در یک واحد منسجم ذخیره و بازیابی میشوند. از این رو، زمانی که برخی نشانه های افسردگی همراه با ارزیابی شناختی میشود یکی از این دو یعنی نوع ذخیره و بازیایی تجربه افسردگی بیمار را تعیین میکند. اگر چنین ویژگیهایی را دربرداشت نیاز به حضور درمانگران جهت ارزیابی مناسب و به موقع با هدف مداخله مناسب و ارائه استراتژیهای ضروری است(جیمز، ریچلت، فرستون، بارتون، ۲۰۰۷).

دستگاه های ادراکی به طور مداوم جریان دایما متغییر دروندادهای حسی (مانند نور قابل رویت و امواج صوتی) را به بازنماییهای جدیدی از محیط تبدیل میکند ادراکهای حاصله موقتی است و همین بیثباتی سبب میشود که تجربه درکی در طول زمان حالتی پیوسته داشته باشد. اما ادراک همانند حافظه فعال نیست. ادراک‌ها به طور مداوم با ادراکهای جدیدتر جایگزین میشوند در حالی که خاطرات باید ثابت و در مدت زمان ذخیره بدون تغییر باشند. به این ترتیب تعارضی ذاتی بین فراموش‌کاری انطباقی سیستم درکی و قدرت نگهداری مطلوب حافظه فعال وجود دارد حتی اگر سازوکارهای مشترک مغزی بین درک و حافظه که به آن‌ها اشاره شد، وجود داشته باشند (جونیدز،لیسی، اوان نی،۲۰۰۵؛ گلدیان، ۱۳۸۵).

یک احتمال وجود دارد که سیستم های ادراکی در درون خود دارای حافظهای مختصر جهت نگهداری اطلاعات حتی پس از متوقفشدن تحریک باشند. پژوهش در زمینه خاطرات بسیار کوتاه‌مدت بصری و شنیداری این احتمال را توجیه‌پذیر میسازد. روش های اختصاصی تمرین ذهنی بسته به نوع اطلاعات ذخیره شده اعم از بصری، فضایی یا کلامی متفاوتند (جونیدز، لیسی، اوان نی، ۲۰۰۵؛ گلدیان، ۱۳۸۵).

شواهدی وجود دارد که بازنمایی ذخیرهشده اطلاعات فضایی از طریق فعالشدن ناحیه در لب پسسری مغز به نام قشر خارج ناحیه

نظر دهید »
پایان نامه کارشناسی ارشد : حافظه و بخشهای مرتبط
ارسال شده در 11 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

پایان نامه ها

به طور کلی میتوان گفت که اطلاعات از دنیای برون به صورت محرکهای شیمیایی یا فیزیکی از طریق حواس به حافظه منتقل خواهند شد. اولین مرحله پردازش، تغییر داده های به حس درآمده به گونهای است که بتوانیم در حافظه جای دهیم یعنی آن‌ها را رمزگذاری نماییم. زمانی که اطلاعات را رمزگذاری میکنیم آن‌ها را به چارچوبهای روانی منتقل میکنیم تا قادر به بازیابی آن‌ها به صورت ذهنی باشیم. معمولا برای این کار از رمزهای دیداری، شنیداری و معنایی کمک میگیریم. در رمزگذاری دیداری همان موضوع را به یاد می‌آورید و تصور آن را در ذهن تداعی میکنید. در رمزگذاری شنیداری فهرست اطلاعات را از طریق سیستم شنوایی پردازش میکنید یعنی محرکها را به صورت صداهای متوالی بازنمایی میکنید. در رمزگذاری معنایی از رمزگذاری شنیداری هم کمک گرفته میشود با این تفاوت که معانی اطلاعات مورد توجه جهت رمزگذاری قرار خواهد گرفت. رمزهای معنایی اجازه میدهند تا محرکها برحسب معنا بازنمایی شوند. علامتهای اختصاری سرنخهای مناسبی به فرد میدهند تا موضوع را  به صورت رمزگذاری معنایی در حافظه جای دهند.

دومین فرایند حافظه ذخیرهسازی است. ذخیرهسازی به معنای نگهداری اطلاعات در طول زمان است. یکی از روشها مرور ذهنی نگهدارنده یعنی تکرار ذهنی فهرست یا گفتن آن به خود است. روان‌شناسان آگاهی از عملکرد حافظه را فراحافظه مینامند. فراحافظه به موازات رشد پیچیدهتر میشود که در جای مناسب بدان خواهیم پرداخت. همچنین رمزگذاری را میتوان از طریق مرتبط کردن اطلاعات با آنچه یاد گرفتهایم انجام دهیم که این خود مرور ذهنی بسطی نامیده می شود. در این صورت با معنادادن به اطلاعات بر اساس محتویات قبلی یادگرفتهشده سعی میکنیم بازیادآوری کنیم (ابوالمعالی، زیرچاپ). دوام اطلاعات اشاره به مدت ماندگاری اطلاعات در حافظه اشاره دارد. اطلاعات به حافظه کوتاهمدت انتقال یافته و از آن‌جا طی فرایندی به حافظه بلندمدت منتقل میشود. دوام اطلاعات در حافظه کوتاهمدت نسبت به حافظه بلندمدت کمتر است. اطلاعات در حافظه کوتاهمدت بعد از ۱۸ ثانیه از دست میرود و افراد از مرور ذهنی و رمزگردانی استفاده میکنند و اطلاعات را به حافظه بلندمدت منتقل میکنند. میزان ماندگاری اطلاعات به نوع پردازش آن‌ها و بازیابی از حافظه بستگی دارد(ابوالمعالی، زیرچاپ).

سومین فرایند حافظه فرایند بازیابی که به نوع بازخوانی اطلاعات ذخیره شده در حافظه اشاره دارد، لازم به ذکر است که طی سالهای اخیر پژوهشگران شناختی بالینی نقش شناختهای بالاتر یا فراشناخت را در اختلالهای هیجانی مورد بررسی قرار دادهاند. فراشناخت یا تفکر درباره تفکر اولین بار توسط فلاول (۱۹۸۹) در حوزه روان‌شناسی رشد مطرح شد که دو جنبه دارد ۱) توانایی برای پایش یا بازبینی یا دنبال کردن افکار و هیجانات خود و ۲) ظرفیت و توانایی برای اعمال درجاتی از کنترل بر افکار و احساسات است (کلارک به نقل از نلسون، استوارت، هاوارد، کراولی،۱۹۹۳؛ حمیدپور، ۱۳۸۸).

با ورود اطلاعات به هر قسمت از ذهن میتوانیم برای اقدام روی آن‌ها و تغییرشان از راهبردهای ذهنی استفاده کنیم و احتمال نگهداری بیشتر اطلاعات و استفاده موثر از آن‌ها و فکرکردن انعطافپذیر را افزایش دهیم. یک موضوع ممکن است جدای از اطلاعات به صورتهای گوناگون ذخیره و پردازش شود. در نتیجه ذخیرهسازی و تعبیرها از یک محرک منفرد ممکن است احساسهای نامتجانس به شکل توام در فرد ایجاد شود به طور مثال احساس همزمان اشتیاق و بیزاری. همچنین این شیوه پردازش ممکن است به دو شیوه کیفی متفاوت از جمله خودکار  و یا راهبردی پردازش باشد (ایورت و فلگویس،۲۰۰۲).

شاید بتوان بدین صورت توضیح داد که ابتدا اطلاعات وارد ثبتکننده حسی میشوند و در آن‌جا دیدنیها و شنیدنیها به طور مستقیم بازنمایی میشود و برای مدت کوتاهی ذخیره میگردد. از طریق توجه ما به برخی از اطلاعات به طور دقیق‌تر احتمال این‌ که آن اطلاعات به مرحله بعدی سیستم پردازش منتقل شود، افزایش مییابد. حافظه کوتاه یا فعال جایی است که از راهبردهای ذهنی به طور فعال برای کارکردن روی مقدار محدودی اطلاعات استفاده میشود. راهبردهای حافظه فعالیتهای ذهنی عمدی هستند که احتمال یادآوری ما را افزایش میدهند. پردازش خودکار جهت افزایش ظرفیت محدود حافظه کوتاهمدت به ما این امکان را میدهد تا به طور همزمان قادر به تمرکز روی اطلاعات دیگر در اطراف خود باشیم. پردازش خودکار نیمههوشیار بوده و عملش به واسطه ارتباط تداعیهاست. جهت اداره فعالیتهای پیچیده حافظه فعال، بخش خاصی از آن که مجری مرکزی نام دارد، جریان اطلاعات را هدایت میکند که قسمت هوشیار و متفکر سیستم ذهنی ماست. این بخش اطلاعات فعلی را با اطلاعاتی که از قبل در سیستم وجود دارد هماهنگ میکند و راهبردها را انتخاب کرده و بکار میگیرد. هرچه اطلاعات در حافظه فعال طولانیتر نگهداری شود احتمال انتقال آن به مخزن سوم و بزرگتر یعنی حافظه بلندمدت بیشتر میشود. حافظه بلندمدت مبنای دانش دایمی ما و نامحدود است. در این بخش از حافظه نیز جهت بازیابی از راهبردهای خاص استفاده میشود. اطلاعات در این بخش طبق یک طرح جامع بر اساس محتوا طبقهبندی میشوند (برک، ۲۰۰۷؛ سیدمحمدی، ۱۳۸۷).

اما پردازش راهبردی فعالیتهای شناختی را دربر میگیرد که در سطح بالای هوشیاری روی میدهد. ساختار پیچیده شناخت و عملکرد شناختی به صورت مجازی در الگوهای پردازش اطلاعات اساسی را برای درک برخی از پدیده ها از قبیل تعارضهای احساسی- عقلانی، دفاعهای ادراکی و عمل بدون آگاهی مهیا مینماید (ایورت و فلگویس،۲۰۰۲).

آلفورد و بک مدل سلسلهمراتبی پردازش اطلاعات را دارای سه سطح عملکرد شناختی میدانند. الف) نیمه هوشیار، غیرارادی، سطح خودکار؛ ب) هوشیاری که شامل نظارت فعالانه تجربه شناختی است؛  پ) سطح فراشناخت که پردازش فکری سطح بالاست و شامل توانایی فعال و دقیق تحلیل حافظه و آگاهی هوشیارانه است. مطابق این مدل شناختها در تمامی سطوح به صورت کلامی قابل فراخوانی به هوشیاری با کمترین تلاش هستند (ایورت و فلگویس،۲۰۰۲).

نظریهپردازان درخصوص حافظه و فرایندهای مرتبط با آن مدلهای متعددی در مورد حافظه ارائه کردند که در این پژوهش تشریح و چگونگی مدلهای حافظه که مرتبط با بسته درمانی است مورد نظر قرار میگیرد.

[۱]Sensory register

نظر دهید »
مدلهای حافظه
ارسال شده در 11 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

دانلود مقاله و پایان نامه

کرک و لوکهارت پیشنهاد کردند که دوام حافظه بیشتر از طریق پردازشی که روی آن انجام می‌گیرد، ایجاد می‌شود تا از طریق مرور ذهنی. در زمان رمزگذاری اطلاعات، تجارب به گونه متفاوت رمزگذاری می‌شوند. آن‌ها معتقدند که آن چه با عمق بیشتر پردازش می‌شود فقط به علت روش‌هایی که آن‌ها را پردازش می‌کنند، ماندگاری بیشتری دارند. در مدل سطوح پردازش،  دو روش برای نگهداری اطلاعات وجود دارد. ۱) از طریق فرآیندهای رمزگذاری عمیق حافظه به صورت با دوام حفظ می‌شوند.۲) اطلاعات می‌توانند دوباره به جریان افتاده در سطح پایین‌تر پردازش در حافظه اولیه (مانند حافظه کوتاه‌مدت) مرور شوند که در آن پردازش قابل انعطاف‌ امکان‌پذیر است (ابوالمعالی به نقل از کاردول و فلنگان، ۲۰۰۴؛  زیرچاپ).

کرک و لوکهارت مطرح کردند که نگهداری اطلاعات تابعی از عمق و عوامل مختلف است مانند مقدار توجهی که به محرک اختصاص داده می‌شود، سازگاری‌اش با ساختارهای تحلیلی و زمان در دسترس که عمق آن چه را که پردازش می شود، تعیین می‌کند. سطح پیوستار به عنوان یک پیوستار از محصولات زودگذر تحلیل حسی تا محصولات خیلی ماندگار تداعی معنایی را دربرمی‌گیرد. در مجموع این دیدگاه بیان می‌کند که از دست رفتن اطلاعات از حافظه کوتاه‌مدت صرفا به خاطر سطوح پردازش است. در نظر آن‌ها تفاوت اصلی بین حافظه کوتاه‌مدت و بلندمدت در نحوه سطوح پردازش درون‌دادها است. به طور مثال ان چه برحسب ظاهر پردازش می‌شود سطح پایینی از پردازش دارد. درون‌دادهایی که برحسب صدا و آوا پردازش می‌شوند دارای سطوح پردازش نسبی و عمیق‌تری هستند. همچنین مطرح می‌کنند که اطلاعاتی که از طریق تحلیل ادراکی و معنایی صورت می‌گیرد، به صورت بسیار عمیق در حافظه بلندمدت پردازش می شوند (ابوالمعالی، زیرچاپ).

 

مدل اتکینسون و شیفرین

دو روان‌شناس به نامهای ریچارد اتکینسون و ریچارد شیفرین برای توضیح این که چگونه برخی اطلاعات در حافظه ثبت و نگهداری و برخی فورا از دست میروند و این که اطلاعات گاهی کوتاهمدت و گاهی مادالمعمر ثبت میشوند الگویی ارائه کردند. آن‌ها از حافظه الگویی ارائه کردند که سه مرحله را معرفی میکند و مشخص میسازد اطلاعات برای چه مدت در حافظه باقی میمانند. حافظه حسی، حافظه کوتاهمدت، حافظه بلندمدت. آثار اطلاعات حسی روی ثبت کنندههای حافظه حسی هستند. اثر یا رد حافظه پیش از زوال برای مدت کوتاه در حافظه حسی نگهداری میشوند و اگر بتوانیم این اطلاعات را مورد توجه یا دقت قرار دهیم بهتر میتوانیم آن‌ها را به حافظه کوتاهمدت انتقال دهیم. حافظه کوتاهمدت نشان میدهد که ممکن است اطلاعات از طریق مرور نگهدارنده ذهنی یا مرور ذهنی بسطی نگهداری شود در غیر این‌صورت احتمالا زوال خواهد یافت یا جانشین خواهد شد. حافظه بلندمدت اطلاعاتی را که دریافت میکند ممکن است برای همیشه در خود نگه دارد. اطلاعاتی که در آن به طور ضعیف سازماندهی شده باشند یا نتوانیم نشانه های آن‌ها را بازیابی کنیم از دست خواهد رفت (ابوالمعالی، زیرچاپ).

وقتی به یک محرک نگاه کرده و اطلاعات دیداری را دریافت میکنیم اثر حسی آن پیوسته و سیال به نظر میرسد. اما واقعیت این است که اثر حسی مجموعهای از تثبیتهای چشمی است که تحت عنوان حرکات سریع چشم هنگامی است که روی نقاط متفاوت متمرکز میشویم خوانده میشود. این حرکات در هر ثانیه تقریبا چهار بار از یک نقطه به نقطه دیگر میجهند. اما احساسهای دیداری به دلیل وجود حافظه حسی پیوسته یا مداوم به نظر میرسند. حافظه حسی نوعی حافظه یا مرحلهای از حافظه است که در اثر یک محرک به وجود میاید. اگرچه حافظه حسی اثر حسی یا رد حسی را برای مدت کوتاهی نگه میدارد آنقدر طول میکشد که بتواند مجموعهای از ادراکهای مشاهده شده را بهم مربوط کند. اگر حروف به مدت کوتاهی روی صفحه ظاهر شود مثلا برای۰٫۱ ثانیه توانایی برای یادآوری آن‌ها تنها بر اساس حافظه حسی انجام خواهد گرفت. یعنی حافظه تنها روی تثبیت چشمی بنا خواهد شد و رد تصویری زودتر از یک ثانیه از بین خواهد رفت (برک، ۲۰۰۷؛سیدمحمدی، ۱۳۸۷).

یک قرن پیش روان‌شناس ویلیام مک دوگال طی پژوهشی دریافت که یادآوریها احتمالا به نحوه رمزگذاری بستگی دارد. جرج اسپرلینگ با ایجاد تغییر در روش آزمایش مک دوگال نشان داد که بین آنچه افراد میبینند و آنچه گزارش میدهند تفاوت وجود دارد. مک دوگال از روش گزارش کلی و روش گزارش بخشی استفاده میکرد. اسپرلینگ دریافت که با سپری شدن یک ثانیه کامل رد حافظهای به طور کامل از بین خواهد رفت (ابوالمعالی، زیرچاپ).

روان‌شناسان معتقدند که برای هر حس ثبتکننده حس جداگانهای وجود دارد که در نظریه بدلی و هیچ به طور کامل‌تر بدان اشاره خواهیم کرد. بازنماییهای ذهنی محرکهای دیداری تصویر خوانده میشود. زمانی که ثبت کننده حسی تصاویر را نگهمیدارد از حافظه تصویری سخن میگوییم. حافظه تصویری عبارت از حافظه عکس‌برداری دقیق. افرادی که توانایی دیدن دارند و محرکهای دیداری را به طور ذهنی بازنمایی میکنند حافظه تصویری دارند اما این حافظه محدود است. بازنماییهای ذهنی محرکهای دیداری در طول زمان یعنی آنچه را که اغلب حافظه تصویری مینامیم از نظر فنی ابقای حافظه دیداری در طول چندین دقیقه خوانده میشود. اگرچه همه افرادی که میبینید حافظه عکس‌برداری(تصویری) دارند تنها تعداد کمی از آن‌ها تصویر ذهنی روشن دارند (ابوالمعالی، زیرچاپ).

در مدل اتکینسون و شیفرین یک مدل واسط کمی وجود داشت که در آن فرایندهای کنترلی مانند تمرین را توضیح میدهد. مدل واسط تنها روشی برای مدل سازی فرایند تمرین است. آن‌ها بین دو جنبه فرایندهای کنترلی در انباره کوتاهمدت تفاوت قایل میشوند. تمرین که اطلاعات را در حافظه کوتاهمدت نگه میدارد و رمزگذاری که آن‌ها را در حافظه بلندمدت ذخیره میکند. آن‌ها معتقدند که یک فرایند تمرینی خالص درنهایت منجر به ذخیره مقداری اطلاعات در حافظه بلندمدت خواهد شد و در رمزگذاری خالص نیز مقداری اطلاعات در حافظه کوتاهمدت در نظر گرفته میشود. کارکرد عمده تمرین نگهدارنده حفظ اطلاعات در یک حالت به سهولت در دسترس و تمرین بسط یابنده ذخیره اطلاعات در حافظه بلندمدت است (دیباییان، ۱۳۸۶).

شاید مهمترین دستاورد در این مدل تفکیک حافظهها و فریندهای کنترلی همچون تمرین رمزگذاری و راهبرد بازیابی باشد اما از آن

نظر دهید »
دانلود پایان نامه : مدل بدلی و هیچ
ارسال شده در 11 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

پیوند میدهد. شمارهای را در اختیار شما میگذارند آن را فورا یادداشت میکنید در واقع آن را در حافظه کوتاهمدت خود ثبت کردهاید. تصاویر در حافظه کوتاهمدت اگر تکرار نشود یا مورد مرور ذهنی قرار نگیرد پس از ۱۰ الی ۱۲ ثانیه ناپدید خواهد شد. برای نگهداری تصاویر دیداری در حافظه کوتاهمدت باید روی آن‌ها متمرکز شد اما رمزگذاری محرکهای دیداری به صورت اصوات یا محرکهای شنیداری رایجتر است بنابراین میتوان اصوات را مورد مرور ذهنی قرار داد یا تکرار کرد جالب است که در بیماران افسرده به نظر میرسد مرور و ثبت خاطرات منفی بیشتر صورت گرفته باشد و اطلاعات مرتبط با هیجانهای منفی را پردازش و رمزگذاری میکنند (ابوالمعالی، زیرچاپ).

بر اساس مدل مشهور بدلی حافظه فعال شامل مخزنهایی است که هریک مسئول ذخیرهسازی اطلاعات در قالب رمزهایی خاص هستند. به طور مثال یکی مسئول ذخیرهسازی اطلاعات کلامی است و دیگری اطلاعات بینایی و فضایی را ذخیره میکند و دیگر وقایع و اتفاقات را صرفنظر از نوع آن‌ها در خود ذخیره میکند. در این مدل به فرایندهای تمرین ذهنی اشاره میشود که اطلاعات ذخیره شده را در مخزن بازسازی کرده و آن‌ها را در دسترس نگهمیدارد. هر یک از این مخزنها با حافظه بلندمدت پیوند دارد و به این ترتیب اطلاعات میتواند از دنیای خارج یا از محتویات حافظه بلندمدت به حافظه فعال وارد شود. سرانجام این مدل فرایندهای اجراییای را طرح میکند که اطلاعات موجود در مخزنهای ذخیرهای را جهت عملیات شناختی پیچیده نظیر محاسبات ذهنی بکار میگیرند (جونیدز، لیسی، اوان نی، ۲۰۰۵؛ گلدیان، ۱۳۸۵).

شواهد متعدد نشان میدهد که ذخیره و بازیابی در حافظه فعال از طریق سازوکارهایی انجام میشود که به ادراک و عمل نیز میپردازند. در رابطه با ذخیرهسازی ما معتقدیم همان مناطق مغزی که در رمزگذاری اطلاعات دخیل هستند هنگام حفظ کوتاهمدت اطلاعات کماکان فعال میماند و به این ترتیب حافظه فعال را تشکیل میدهند. اغلب این رمزگذاریها در نواحی خلفی مغز (یعنی قشر گیجگاهی و آهیانهای) رخ میدهد. گاهی چنین رمزگذاریها نه تنها در مورد اطلاعات ورودی بلکه در مورد خروجیهایی که انتظار میرود قشر قدامی مغز صادر کند هم مصداق دارند نظیر رمزهای حرکتی که نماینده صداهای گفتاری یا فعالیتهای عملی هستند. در رابطه با تمرین‌های ذهنی اعتقاد بر این است که سازوکارهای مربوط به توجه به بازسازی نمودهای درونی حافظه فعال میپردازند همانهایی هستند که در هنگام ورود اطلاعات به حواس برای تنظیم پردازش حسی بکار مییایند. این سازوکارها هم سیستم های ادراکی و هم سیستم های حرکتی را بکار میگیرند (جونیدز، لیسی، اوان نی، ۲۰۰۵؛ گلدیان، ۱۳۸۵).

اغلب میدانیم که یکی از روش های نگهداری اطلاعات در حافظه کوتاهمدت و احتمالا ذخیرهسازی به صورت دایمی در حافظه بلندمدت تکرار آن‌ها با صدای بلند یا به طور ذهنی است. تکرار زیاد اطلاعات احتمال یاداوری آن‌ها را بیشتر میکند که در افراد افسرده این مطلب را با نشخوار افکارهای منفی میتوانیم ببینیم. ما گنجایش تکرار و نگهداری اطلاعات در حافظه کوتاهمدت داریم. وقتی اطلاعات در حافظه کوتاهمدت است میتوانیم روی آن‌ها کار کنیم یعنی آن‌ها را به شکل درست پردازش کنیم. سعی میکنیم با کمک راهبردهای ذهنی روی آن‌ها را به شکل صحیح بازسازی کنیم اما گاهی ممکن است هرکز اطلاعات قبلی را به یاد نیاوریم. برای ذخیرهسازی اطلاعات جدید نیاز است تا آن‌ها را مرور کنیم و برای بازیابی  اطلاعات از حافظه بلندمدت نیاز به نشانه مناسب جهت بازیابی داریم (ابوالمعالی، زیرچاپ).

برای خواندن هر لغت ممکن است بارها و بارها قبل از آن‌که از پاک شدن رد حافظهای آن را تکرار کنید. ممکن است برای هر لغت تصویر ذهنی بسازد و سعی کنید قبل از ناپدید شدن آن را مرور کنید. اگر حروف را به شکل صدا رمزگذاری میکنید ممکن است زودتر دچار اشتباه شوید اما اگر رمزگذار معنایی داشته باشید احتمال بازخوانی آن آسان‌تر خواهد بود تمایل به یادآوری بهتر اولین و آخرین عناصر یک مجموعه را اثر موقعیت در سری مینامند. این اثر ممکن است به این علت باشد که به اولین و آخرین محرکهای سری بیشتر توجه کنیم و مورد توجه بیشتر ما در مجری مرکزی قرار خواهند گرفت و افراد افسرده نیز معمولا به اتفاقاتی که هیجانهای مرتبط با خلقشان را توجه بیشتر خواهند داشت و آن‌ها را بیشتر ذخیره و رمزگذاری خواهند کرد. این اطلاعات مرزهای شنیداری یا دیداری سایر محرکها را به وجود می‌آورند (ابوالمعالی، زیرچاپ).

همچنین ممکن است اولین عنصر در مقایسه با آخرین عنصر بیشتر مورد مرور ذهنی یا تکرار قرار گیرد. آخرین عناصر هم ممکن است به علت تازگی مدت زمان بیشتر در حافظه کوتاهمدت باقی بماند و در آن نگهداری شود. روان‌شناسان معتقدند در حافظه کوتاهمدت اطلاعات جدید جانشین اطلاعات قدیمی میشود. به یاد داشته باشید که در یک زمان معین تنها میتوانیم اطلاعات کمی را در حافظه کوتاهمدت نگهداری کنیم(ابوالمعالی، زیرچاپ).

مدل بدلیو هیچ (۱۹۷۴) مدلی برای توضیح حافظه کوتاهمدت است. آن‌ها معتقدند که حافظه کوتاهمدت صرفاً یک انبار نیست و انبارهای متفاوتی را دربرمیگیرد (ابوالمعالی به نقل از کاردول و فلنگان ۲۰۰۴، زیرچاپ). بدلی و هیچ حافظه کاری را یک کنترلکننده توجهی یا مجری مرکزی است که تعدادی از سیستم های تابع را بررسی و هماهنگ میکند (ابوالمعالی به نقل از استیلز، ۲۰۰۵؛  زیرچاپ). آن‌ها مطرح میسازند که اگر همزمان دو عمل مختلف دیداری و شنوایی (شنیداری) صورت گیرد، فرد قادر به انجام و پردازش آن اعمال است چراکه هریک به طور همزمان اما جداگانه در انبارهای خاصی پردازش و ذخیرهسازی میشوند. آن‌ها درمورد انبارهای پردازش دیداری و شنیداری به طور مجزا سخن میگویند و واژه حافظهکاری را جهت اشاره به قطعهای از حافظه که در زمان کار روی یک مطلب خاص مورد استفاده قرارمیگیرد، بکار میبرند (ابوالمعالی به نقل از کاردول و فلنگان ۲۰۰۴؛ زیرچاپ). بر مبنای نظر این دو محقق مجری مرکزی همچون توجه عمل میکند و زمانی که فرد به موضوع یا چیزی توجه میکند، خود را بر روی آن متمرکز میسازد. مجری مرکزی حلقه واج شناختی و مسیر طرح فضایی-دیداری را تحت عنوان سیستم های درگیر به وجود می­آورد و گنجایش محدودی دارد و به عبارت دیگر در یک زمان فرد نمیتواند به چیزهای زیادی توجه کند (ابوالمعالی به نقل از کاردول و فلنگان، ۲۰۰۴؛  زیرچاپ).

حلقه واج شناختی                مجری مرکزی                    مسسیر طرح دیداری فضایی

 

 

 

 

مدل حافظه کاری که به وسیله بدلی و هیچ در سال ۱۹۷۴ ارائه شده است (کاردول و فلنگان ۲۰۰۴؛ ابوالمعالی، زیرچاپ)

همان‌گونه که در تصویر نشان داده شده است حلقه واجشناختی با اطلاعات مبتنی بر گفتار سروکار دارد و گنجایش محدودی دارد. این حلقه با اطلاعات شنیداری سروکار دارد و نظم اطلاعات را حفظ میکند. از این‌رو آن را حلقه مینامیم چراکه در اطراف یک حلقه حرکت میکند. بدلی در سال ۱۹۸۶ این حلقه را به دو قسمت تقسیم و هر یک را نامگذاری کرد. انبار فنولوژیکی و فرایند تلفظی. انبار فنولوژیکی به آسانی لغاتی را که میشنوید نگه میدارد. انبار فنولوژیکی یک گوش درونی است. فرایند تلفظی فرایند استفاده از لغاتی است که شما شنیده یا دیدهاید. این لغات به طور غیرملفوظ تکرار میشوند و به صورت حلقه درمیآیند و مشابه یک صدای درونی عمل می‌کنند حلقه فنولوژیکی هنگام یادگیری لغات جدید بکارگرفته میشود و به آسانی اطلاعات شنیداری را نگه میدارد (کاردول و فلنگان، ۲۰۰۴؛ ابوالمعالی، زیرچاپ).

مسیر طرح فضایی- دیداری با اطلاعات مبتنی بر دیدن سرو کار دارد و اطلاعات مربوطه به طور موقت در آن‌جا انبار میشود. اطلاعات دیداری اطلاعاتی هستند که مشابه به نظر میرسند و اطلاعات فضایی ارتباط بین اطلاعات را طرح میکند. زمانی که شما مجبور هستید یک تکلیف فضایی- دیداری، به طور مثال عبور از یک اتاق به اتاق دیگر را انجام دهید از این مسیر استفاده میکنید (کاردول و فلنگان، ۲۰۰۴؛ ابوالمعالی، زیرچاپ).

انبار فنولوژیکی

 

(گوش درونی)

فرایند تلفظی

 

(صدای درونی)

 

 

ارتباطات فنولوژیکی با صدا است.

فنو شبیه یک واج است.

 

نمودار فرایند فنولوژیکی مسیر شنیداری توسط مدل بدلی و هیچ ارائه شده است (کاردول و فلنگان، ۲۰۰۴؛ ابوالمعالی، زیرچاپ)

 

مدل اندرسون

از سوی دیگر اندرسوندر سال ۱۹۸۳ مدل کامپیوتری را با نام ACT معرفی کرد. در این مدل وی بین دانش توضیحی و دانش روشی تمایز قایل شد. دانش توضیحی را میتوان این گونه معرفی کرد که این اطلاعات از فردی به فرد دیگر قابل انتقال است و قادر به بازیابی آن از آگاهی هوشیار هستیم. دانش روشی قابل انتقال از شما به فرد دیگر نیست و نوعی مهارت است که توسط خود فرد باید از طریق تمرین کسب شود و به شکل آماده در هوشیار شما وجود ندارد. ACT یک نظام تولیدی را معرفی میکند و برای توضیح نحوه تغییرات دانش از طریق تمرین و شیوهای که میتواند مهارت کسب شود مفید است. نظامهای تولیدی میتوانند برای شبیهسازی کامپیوتری مورد استفاده قرارگیرند همان اساسی که در پردازش اطلاعات بر آن تاکید میشد این بار در حافظه مورد بررسی قرار میگیرد. در این نظام در اصطلاح یک محصول ارتباط بین دو مجموعه از شرایط است که تحت عنوان قواعد اگر……. در نتیجه………. بیان میشود. این‌ها زوجهای عمل- شرط

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 161
  • 162
  • 163
  • ...
  • 164
  • ...
  • 165
  • 166
  • 167
  • ...
  • 168
  • ...
  • 169
  • 170
  • 171
  • ...
  • 234
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

نامور،مرکز نوآوري های آموزشی

 کسب درآمد خلاقانه بدون اینترنت
 حفظ عشق در میان‌سالی
 درآمد از عکاسی
 سئوی فنی وبسایت
 کفایت عشق به تنهایی
 تغذیه اصولی سگ
 تفاوت کلینیک و بیمارستان دامپزشکی
 شناخت گربه از صاحبش
 نشانه‌های بیتوجهی مردان
 نژادهای سگ عروسکی
 درآمد مشاوره استارتاپ
 روانشناسی عشق مردان
 تدریس گیتار آنلاین
 ساخت دوره آموزشی هوش مصنوعی
 اعتمادسازی در رابطه
 ابراز علاقه در رابطه
 تغذیه سگ چاو چاو
 کسب درآمد با سرمایه کم
 احترام به تغییرات شخصیت
 همکاری در فروش آنلاین
 سرپرستی گربه تهران
 روانشناسی شکست عشقی
 بهبود سئو ارگانیک
 معرفی سگ گریت دین
 بهبود تجربه کاربری فروشگاه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان