نامور،مرکز نوآوري های آموزشی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • ✅ توصیه های اساسی و کلیدی درباره آرایش دخترانه و زنانه
  • ⭐ توصیه های مهم درباره میکاپ
  • تکنیک های طلایی درباره آرایش برای دختران که نباید نادیده گرفت
  • کاش این موارد را درباره آرایش دخترانه و زنانه می دانستم
  • جدیدترین توصیه های مهم درباره آرایش دخترانه
  • ❌ هشدار!  رعایت نکردن این نکته ها درباره آرایش برای دختران مساوی با ضرر
  • ❌ هشدار!  رعایت نکردن این موارد درباره آرایش دخترانه و زنانه مساوی با زیان
  • " مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | ۵-۲- بحث و نتیجه گیری – 7 "
  • " مقاله های علمی- دانشگاهی | گفتار چهارم- تاکید عقل بر تامین عدالت استخدامی – 7 "
  • " خرید متن کامل پایان نامه ارشد | ۲-۲-۱-۲-۴- انتشار آگهی مزایده – 7 "
پایان نامه روانشناسی با موضوع خود پنداره و هویت
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

معنوی[۱۱](الکساندر[۱۲]و همکاران،۱۹۹۰)وجود دارد.اگر چه نظریه ا تغییر می کنند، ولی در توصف آنها زمینه مشترکی است که می گوید :خودپنداره و هویت از طریق فرایند مشاهده و تامل شکل می گیرد،از این طریق فرد در حال رشد،خود را کشف می کند،مس شناسد و ارزیابی می کند.بنابراین خودآگاهی قسمت اصلی این جزء از سلامت روان و فرایند آن است.هرچند برخی دو واژه “خود”و”ارگانیسم را به صورت مترادف به کار می برند،ولی در اینجا خود به شکل محدودتر ،و به معنای آگاهی از بودن و عمل کردن[۱۳]به کار می رود.فردی که از سلامت روان برخوردار است باید بتواند به گونه ای هوشیار از نیازها ،توانائی ها،محدودیت ها ،مسئولیت ها ،حقوق ،اعمال و اهداف خود با حداقل تحریف آگاه باشد(چیو[۱۴]،۱۹۹۲).

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

۲-۳-۵-۴-عزت نفس

در صورت وجود خودپنداره است که ارزیابی از خود (عزت نفس)امکان پذیر می شود.بعضی ارتباط این دو را رشدی می دانند،و عده ای دیگر آن را فرایندی تعاملی می بینند.با توجه به نظر آنتوفسکی درباره سلامت روان ،به عنوان حسی یکپارچه می توان گفت :تنها پس از ارزیابی از خود پنداره است که یکپارچگی خود[۱۵]پذیرش محدودیت ها ،درک کنش متقابل خود و جامعه پدید می آید.عزت نفس به صورت پاسخی روان شناختی ،کنشی شخصیتی و نگرشی مفهوم سازی شده است.پرایس[۱۶](۲۰۰۱)درباره عزت نفس و چگونگی برجسته کردن صفت مثبت از وضعیت زیستی ،تکاملی چنین دیدگاهی را پیشنهاد می کند؛ارتقاء سلامت روان به انرژی دهی کافی پیام های تقویت کننده برای حفظ عزت نفس و اجتناب از تخلیه انرژی اضافی ،مربوط به پیام های تحقیرکننده نیاز دارد.کارل راجرز[۱۷]در مفهوم کانون ارزیابی[۱۸]خود توضیح می دهد، پاسخ روان شناختی ما بر اساس قضاوت و انتظارات دیگران و شرایط ارزشی محیط بیرونی است یا براساس ارزیابی خود فرد از احساسات اعمال ،افکار و باورهای درونی است.با وجود این اگر به خاطر علت های خانوادگی ،موقعیتی ،محیطی یا اجتماعی ارزشها را به شکل تحریف شده به گونه ای درون فکنی کنیم که با ساختار خود ما متناقض باشد،ممکن است که ما خوب ،یا بد انطباق پیدا کنیم .به همین جهت چنین بازنمائی هائی تحریف شده یا درون فکنانه کنش شخصیتی ما می شود.این امر ممکن است در نگرش فرد نسبت به خودش بخصوص در نادیده گرفتن خود ،تحقیر خود و گفتگوی منفی با خود و دیگران ظاهر شود(مک دونالد[۱۹]،۱۹۹۴).

گاهی لازم است مهارت های عزت نفس و ارتقای خود ارزیابی[۲۰]مثبت از انتهای (قابل مشاهده)آن فرایند آغاز شود.در مواجهه با نگرش منفی گاهی بهتر است کار از نقطه ای آغلز شود که فرد از نظر هیجانی و اجتماعی در آن قرار دارد.ئسپس به جای آنکه پیش برویم و ببینیم فرد کجا است و چه می خواهد باشد به کارکرد فرد و شیوه ای که برای پاسخ دادن یاد گرفته است ،توجه کنیم .بنابراین مهارت های عزت نفس شامل توانائی گوش دادن به خود ،خود ارزیابی(منبع درونی کانون ارزیابی)،و ارزش گذاری و بها دادنبه خودمان است .در توصیف نقش و مهارت درمانگر،فلمینگ[۲۱](۱۹۸۵)به هفت سطح از گوش دادن اشاره می کند. که حداقل شش مورد آن می تواند به گونه ای مفید درباره گوش دادن به خود به کار بسته شود.۱-گوش دادن منفعلانه ،ترکیبی از مدی تیشن و گوش دادن؛۲-گوش دادن به محتوای آنچه می گوئیم؛۳-گوش دادن به آنچه بدیهی و ساده است؛۴-گوش دادن به پیام از نظر حالت و کیفیت صدایمان(واکنش هیجانی گوش دادن)۵-در نظر گرفتن امکان ایجاد تغییر(مهربان بودن با خود)؛و گوش دادن به منظور درک منطق درونی گفته های خود .عزت نفس از نظر فردی و با توجه به پژوهش ها زمینه دیگری از رشد است.در جریان درمان به سوی کانون درونی “خودارزیابی”در فرایند ارزیابی ،تغییری صورت می گیرد،اگرچه ایچاس[۲۲](۱۹۱)کانون کنترل درونی را عاملی میانجی گر در نابرابری های سلامتی می داند(تودور،۲۰۰۱،به نقل از نیری،۱۳۸۵).

با این وجود عقل سلیم حکم می کند بگوئیم ،جایگزین کردن پیام های تائید کننده خود به جای ارزیابی های منفی قدیمی ،شیوه ای جدید برای ارتقاء سلامت روان خود ما است.

۲-۳-۵-۵-رشد خود

اصطلاح رشد خود شامل چندین زیرمجموعه است ،ولی در متون مربوط به رشد خود مضامین مشترکی وجود دارد .خودآگاهی[۲۳] و کاهش استرس از طریق فعالت های خاص به هم ارتباط دارند.تاکید بر ارزیابی توانایی های موجود ،تشخیص مشکل یا چیزی که مردم مایل به آن هستند و قائده بندی هدف ها و برنامه های ارجائی گاهی با اجزائی از مدیریت زمان ،موضوع انگیزش ؛شناسایی موانع رشد خود ،و چگونگی غلبه بر این موانع و حفظ خود،پیوند دارد.

بعضی افراد به چنین رشدی به عنوان خودشکوفایی[۲۴]،کشف و احیای ویزگی های ذاتی خود نگاه می کنن.با توجه به نکاتی که قبلا درباره سازگاری گفته شد،عوامل استرس زا،ملاحظات رشدی و پاسخ های روانشناختی را به ابعاد سلامت روان ارتباط می دهند؛رشد خود و عملکرد بهینه ممکن است به صورت چند بعدی دیده شود .مفهوم سواد هیجانی (اشتاینر[۲۵]،۱۹۴۸)تنها نشانگر بعدی عاطفی است(اگر چه بردانش رفتاری و شناختی نیز دلالت دارد).او در ابتدا سواد هیجانی را برای توصیف دانش هیجان ها به کار برد :برای کسب سواد هیجانی ما باید هم احساسات خود و هم علل ایجاد آن را بدانیم.او ابتدا نیاز به “محیط های اجتماعی مشارکتی”را به محیط ایده آل برای ارتقاء و رشد سواد هیجانی مطرح کرد سپس گام هائی در جهت کسب سواد هیجانی به شکل زیر ارائه داد.

-کسب اجازه :برای وارسی احساسات

-نکته ها را قبول کردن[۲۶](اشتاینر،۱۹۷۴)یا شناخت فرد

-تصحیح دریافت های احساسی/کنشی :که سرزنش کننده نباشد،مانند”وقتی تو عمل می کنی”،من احساس می کنم(هیجان)(به جای اینکه تو باعث ایجاد احساس در من هستی…)

-درک اینگونه گفته های احساسی/کنشی که از طریق شناخت آنها و از راه شباهت و همانندی آنها.

-وارسی کردن و دریافت “تخیلات بدبینانه”مانند”من فکر می کنم شما از من عصبانی هستید”شهود ما وسیله قدرتمند درک واقعیت است.برای اینکه ادراکات شهودی ابتدائی ما شکل بدبینی (پارانوئیدی)پیدا نکند نیازمند وارسی شهود ابتدایی خود هستیم.رویتس[۲۷](۲۰۰۲)در توصیف سلامت روان و ارتقاء آن می گوید،برای حفظ سلامت روان به سح بالایی از یک مداخله هیجانی پرانرژی نیازمندیم.اگر چه اشتاینربا استفاده از واژه”سوادهیجانی”بر بعد عاطفی کارخود تاکید نمود،بر جنبه های رفتاری و شناختی ،یعنی الفبای روان درمانی توجه داشت که دیگران هم در توسعه آن کوشیده اند.نمونه های دیگر مربوط به جنبه هائی است که می توانیم آن را سواد شناختی بنامیم :بحث افضل نیا(۱۹۹۳)درباره سواد شناختی در گفتگوی مربوط به اهمیت “ادبیات” یا “مجموعه قوانین “تلویزیونی و تاثیر آن بر مهارت های خواندن و شنیدن کودکان از آن جمله اند.کلمان[۲۸](۱۹۸۹)روان زیست شناسی است که درباره کارهیجانی جسمانی [۲۹]خود و آموزش جسمانی با تاکید بر بدن فرد و وضعیت قرار گرفتن بدن اینگونه توضیح می دهد:آنچه را که فرد به وجود می آورد یا شکال می دهد در تمام عمر همراه او خواهد بود؛اگر کسی فقط زندگی کند و در هیچ فعالیتی شرکت نکند نسبت به وجود خود منفعل خواهد ماند ولی اگر تلاش کند چیزی را به خاطر خودش شکل دهد آن شکل ارگانیسم بدن و زندگی او خواهد شد(کلمان،۱۹۸۹).هولدن[۳۰](۱۹۹۳)پیشنهاد می کند خنده[۳۱] بر بسیاری از سطوح یا ابعاد تاثیر می کند.جرات ورزی (بیانگری[۳۲])ممکن است جنبه ای از سلامت روان به حساب آید ،و بر برخی ابعاد یکپارچه و عزت نفس تاثیراتی داشته باشد.

پینتر[۳۳](۱۹۹۴)از کارآموزی جرات ورزی در زمینه سلامت جنسی ،زمینه دیگری از رشد ،به خصوص برای زنان استفاده کرده است .این آموزش شامل شکل های زیادی از جمله :احترام به فردیت و هویت او ،حقوق ،تعدادی فن است.آموزش جرات ورزی (نظری و عملی )بین جسارت داشتن و پرخاشگر بودن تفاوت قائل است .در جرات ورزی ،فرد بیشتر به بیان حقوق معینی می پردازد.مثلا می خواهد با او مثل فردی دارای هوش و توانایی و برابر با دیگران رفتار کنند و احساسات ،نظرات و ارزش های خود را بیان کند،نیازها و اولویت های خود را بگوید آنچه را می خواهد درخواست کند ،بتواند آری و نه بگوید وضعیت خود را تغییر دهد و ….  .این آموزش همچنین می گوید که همه از این حقوق برخوردار هستند آموزش جرات ورزی ،جسارت را نه تنها از طریق کلام بلکه از طریق تماس چشمی ،صدا ،وضعیت بدن گسترش می دهد .جرات ورزی موضوعی جدید در سلامت روان است (تودور،۲۰۰۰؛به نقل از نیری ،۱۳۸۵).

۲-۳-۵-۶-استقلال

اریک برن[۳۴]پدد آورنده مکتب تحلیل تبادلی ،سلامت روان و سالم بودن را با استقلال پیوند می دهد و معتقد است سلامت به معنای کسب آن چیزی است که ،از طریق رهایی یا بهبود سه توانایی آگاهی ،خودانگیختگی و صمیمیت آشکار می شود(برن،۱۹۶۸) ،استقلال از مفاهیمی است که هم در فضاهای شخصی و هم سیاسی توسعه یافته است.استقلال به صورت سنتی این گونه تعریف می شود:وقتی تصمیمات و اعمال فرد متعلق به خودش است.دورکین[۳۵]در سال ۱۹۸۸ استقلال را این گونه توصیف می کند :توانائی های اشخاص در انعکاس جدی اولویت ها ،نیازها ،آرزوهای درجه اول و ظرفیت پذیرش و سعی در تغییر آنها ،در پرتو اولویت ها و ارزش های بالاتر.با تقویت چنین توانایی اشخاص ماهیت خود را معنا می کنند ،به زندگی خود معنا و وحدت می بخشند و به خاطر نوع شخصی که هستند احساس مسئولیت می کنند(دورکین،۱۹۸۸).

بنابراین استقلال شامل توانایی های ،آگاه بودن ،معنا بخشیدن ،تعریف تامل کردن[۳۶] ،بازتابی بودن ،یکپارچه کردن زندگی ،پذیرش مسئولیت از طریق توانائی راستین در پاسخگویی ،خود انگیختگی و صمیمی بودن است.استقلال و توانایی ما در بیان ظرفیت های ما ،به نوبه خود ،مبتنی بر آزاد بودن از فشارها و تحریف های روانی اجتماعی و آزادی بیان خود است(ارسکین و زالکمن[۳۷]،۱۹۷۹)یک “نظام راکتی”را به عنوان خودتقویتی فرد ،نظام تحریف کننده شده احساسات ،افکار و اعمال ،توصیف و تعریف می کنند ،که از طریق نقش زندگی مبتنی بر تصمیم آنها حفظ می شود.نظام راکتی نه تنها وسیله ای برای تحلیل ،بلکه ابزاری برای تغییر است. در این نظام هرگونه مداخله درمانی که سیستم را مختل می سازد ،گامی موثر در جهت تغییر فردی و مستقل شدن خواهد بود.نظام استقلال همتای مثبت نظام راکتی است .البته استقلال واقعی تلفیقی از هر دو نظام است(تودور،۲۰۰۰؛به نقل از نیری،۱۳۸۵)

ارتباطی که برن بین آزادی و صمیمیت ،با خود و دیگران برقرار می کند ،به استقلال ،معنای ضمنی از خویشاوندی و ارتباط متقابل می دهد(و آن را از خود-وسواسی[۳۸] و خودجستجوگری[۳۹]جدا می کند).

مشکلات روانی از آغاز پیدایش آدمی همواره وجود داشته و پایگاه سازشی اغلب افراد در برابر مشکلات  است وکمبودهای زندگی کم و بیش از درون متزلزل می شود .فقدان بهداشت روانی یا سلامت روان خطری است که کمتر کسی از آن مصون می ماند .زمانی فرا می رسد که انسان بنا به ظرفیت سازش پذیری خود،انعطاف و تعادل خویش را از دست می دهد(شریفی ،۱۳۷۶؛به نقل از حقیقت پناه ،۱۳۸۳) .

۲-۳-۶-راهبردهای تامین بهداشت روان از دیدگاه اسلام به شرح ذیل است :

۱-تحکیم مبانی خانواده و ارتقاءفرهنگ آن

یکی از راه های تامین سلامت روانی برای انسان ها ،تامین محیطی گرم و عاطفی برای ارضای نیازهای روانی و ارگانیک است .خانواده هسته ای از دیدگاه اسلام مناسب ترین مجموعه ای است که می تواند چنین محیطی را فراهم کند.از دیدگاه اسلام خانواده گرامی ترین نهادی است که خداوند بر آن صحه گذاشته است و در واقع خانواده به عنوان طبیعی ترین محل برای ارضای نیازهای مختلف

نظر دهید »
پایان نامه روانشناسی : کیفیت زندگی :
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

اصطلاح کیفیت زندگی تا قرن بیستم مورد استفاده قرار نگرفته بود .به مرور زمان محققین متوجه شدند که کیفیت زندگی می تواند یکی از پیامدهای پراهمیت در ارزیابی های سلامت باشد ،چنانچه تعریف سازمان بهداشت جهانی از سلامت نیز به این نکته تاکید دارد(فایرس و ماچین[۱]،۲۰۰۰)

سازمان بهداشت جهانی چها بعد سلامت جسمی ،روابط اجتماعی و حیط زندگی را برای کیفیت زندگی در نظر گرفته است(رحیمی و خیر،۲۰۰۷)

بسیاری از رشته های علمی از جمله علوم اجتماعی و رشته های مربوط به مراقبت از سلامت در گسترش تاریخی زندگی نقش داشته اند.این مسئله خود مشکاتی بوجود میآورد چون هر یک از این رشته ها از زاویه ای متفاوت به کیفیت زندگی پرداخته و بر علائق متفاوتی متمرکز است و پیامدهای مختلفی را دنبال می کند(هولمز،۲۰۰۵)

جامعه شناسان و روان شناسان اساسا کیفیت زندگی را برحسب رضایت از زندگی و شادی که میزان تحقق خواسته ها یا انتظارات فرد را مدنظر قرارمی دهد ،توصیف می کنند.دشواریهای مربوط به مفهوم سازی کیفیت زندگی روی تعیین مولفه های شادی و یا رضایت از زندگی و تایید تفاوتهای احتمالی موجود بین فرهنگ های مختلف از لحاظ انتظارات و معیارهای قابل قبول برای افراد ،متمرکز است(هولمز،۲۰۰۵)در واقع بسیاری از محققان (برای مثال بولینگ[۲]،۱۹۹۵) توجه خود را بر گیج کنندگی بالقوه عواملی مانند فرهنگی ،سن ،طبقه اجتماعی و سوگیری های جنسیتی معطوف کرده اند.

دانشمندان علوم اجتماعی نیز نقش عواملی مانند وضعیت اقتصادی اجتماعی ،علائق مالی ،اهداف شخصی ،اشتغال و حمایت اجتماعی در کیفیت زندگی را مدنظر قرار داده اند(هولمز،۲۰۰۵).

متخصصین اقتصاد مراقبت از سلامت ،بیشتر نگران تخصیص منابع برای دستیابی به اهداف جایگزین هستند(گرابوسکی و هانسن[۳]،۱۹۹۰)و برای مثال روی مسائلی مانند هزینه های مربوط ب بهره مندی و خوب بودن بیشتر ،متمرکز می شوند(اسپیکر و کلینج[۴]،۱۹۸۸؛به نقل از مرادی،۱۳۸۹)

مفهوم کیفیت زندگی در پزشکی زمانی مطرح است که شاخص های پزشکی سنتی از قبیل مرگ و میرو نرخ بیماری به علت دید بسیار محدودشان مورد انتقاد قرارگرفتند.چنین شاخص هایی نمی توانستند دامنه گسترده ای از سایر پیامدهای بالقوه ای را که حتی در پزشکی رایج هستند ،منعکس کنند.برای مثال در درمان سرطان این موضوع تایید شده است که اثرات جانبی درمانها خود می توانند باعث اختلالات قابل توجهی شوند.بنابراین در مورد چنین درمان طولانی غیرمطمئنی ممکن است فرد ترجیح دهد که زندگی کوتاهتری با کیفیت بالاتری داشته باشد تا عمر طولانی تری و با کیفیت زندگی پایین تر(لوپز و اشنایدر[۵]،۲۰۰۴)

سازمان بهداشت جهانی «سلامتی[۶]»را حالتی می داند که در آن افراد از نظر روانی ،عاطفی و اجتماعی کاملا سالم است و در او هیچ نشانه ای از بیماری و روان رنجوری مشاهده نمی شود این تعریف به این معنی است که ارزیابی سلامتی ،نباید تنها به شاخص های سنتی سلامتی یعنی نرخ«مرگ ومیر[۷]»و«ابتلای به بیماری[۸]»توجه نمود ،بلکه باید کیفیت زندگی افراد را نیز در نظر گرفت(ساکساناو اوکانل،۲۰۰۲؛به نقل از مرادی،۱۳۸۹).با توجه به تعریف تندرستی توسط سازمان بهداشت جهانی در سال۱۹۴۸میلادی ،مبنی بر ابعاد وسیع آن به شکل رفاه کامل فیزیکی ،روحی و اجتماعی و نه فقط عدم وجود بیماری ،لازم است اندازه گیری سلامت و ارزیابی مداخلات بهداشتی علاوه بر شاخص های فراوانی و شدت بیماری به سایر ارزشهای انسانی مانند کیفیت زندگی نیز توجه کنند(فایرس و ماچین،۲۰۰۰،فایر کلوو[۹]۲۰۰۲ و بنومی ،پاتریک و بوشنل[۱۰]۲۰۰۰).

مفهوم کیفیت زندگی با ساخت اولین مقیاس کیفیت زندگی توسط کارنوفسکی در سال ۱۹۶۹ به صورت رسمی مطرح شد .اگر چه در این مقیاس بیشتر بر بعد جسمانی کیفیت زندگی تاکید شده بود ،ولی از سوی درمانگران مورد استقبال گسترده ای قرار گرفت و در فضایی که رویکرده ای عرفی و معمول آن زمان ،تنها به تشخیص،تعیین پیش آگهی وپیشرفت درمانی اکتفا می کردند،به عنوان یک حرکت نمادین و ماندگارمطرح شد(کارنوفسکی و بورچنال[۱۱]،۱۹۴۹،به نقل از حقایق،۱۳۸۶).

در حالی که بین سالهای ۱۹۶۶تا۱۹۷۰تنهاچهار مقاله در مورد کیفیت زندگی وجود داشت،این رقم در بین سالهای ۱۹۷۰تا۱۹۷۴به ۳۳مقاله رسید و از آن به بعد به عنوان یک موضوع رایج در عرصه پژوهش و مهمترین هدف درمانی در تلاش های بالینی تبدیل شد(گاکنموس-هلزمن،بلو،فیلد برنرو فلیک،۱۹۹۵،به نقل از صالح زاده،۱۳۷۸)،به طوری که نتایج پژوهش موسسه اطلاعات علمی[۱۲] نشان می دهدکه بین سالهای ۱۹۸۲تا۲۰۰۵بیش از ۵۵۰۰۰مقاله علمی ،از اصطلاح کیفیت زندگی استفاده کرده اند(کاستانزا و همکاران،۲۰۰۷)امروز در مقایسه اثربخشی و ارزش نسبی درمانهای متفاوت ،تحقیقات ،سیاست گذاریهای بهداشتی ،ارزیابی خدمات بهداشتی ،درمان بیماران و بهبود رابطه پزشک و بیمار می توان کیفیت زندگی را به عنوان یک پیامد پراهمیت اندازه گیری نمود(بنومی،پاتریک و بوشنل۲۰۰۰،گروه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی[۱۳]۱۹۹۶).برهمین اساس بسیاری از پژوهشگران و صاحبنظران در رشته های مختلف معتقدندکه تعیین و ارزشیابی کیفیت زندگی باید مبنای اصلی سیایتگذاریهای داخلی کشورها باشد و وظیفه اصلی دولتها ،علاوه بر افزایش سطح تولید اقتصادی ،طراحی و تدوین برنامه های درازمدت و مستمر به منظور بهبود کیفیت زندگی افراد است(ایسترلین[۱۴]،۲۰۰۳،به نقل از واحدی،۱۳۹۱).

تورانس معتقد است که کیفیت زندگی در حال حاضر مفهومی وسیع دارد که تمامی جنبه های زندگی فعلی فرد را در بر می گیرد(تورانس،۱۹۸۷).این جنبه ها شامل موفقیت فرد در رسیدن به شرایط خاص یا موقعیتی از پیش تعیین شده (مک کال،۱۹۷۵)و نیز تجربه کنونی احساس سلامتی ورضایتمندی فردی (لهمان،۱۹۸۳)می شود.

۲-۴-۲-تعریف کیفیت زندگی

واژه کیفیت[۱۵]،دارای معانی متفاوتی است که در فلسفه و نظریه شناخت ،منظور از کیفیت چگونگی و ماهیت شیء می باشد در زمینه های اقتصادی ،کیفیت معادل مرغوبیت و مطلوبیت و مجموعه ای از ویژگی های یک کالا ،که باعث فروش آن کالا می شود ،می باشد.در زمینه های اجتماعی و فردی ،کیفیت معادل شایستگی صلاحیت و لیاقت فردی و اجتماعی می باشد.در مباحث کنترل کیفیت ،کیفیت میزان رضایت مصرف کننده از کالای مصرفی می باشد(وود و دوفین،۱۹۹۹،به نقل از دونالد،۲۰۰۱).

اگر چه در این مورد که کیفیت زندگی یک سازه چندبعدی و پیچیده است و براساس ارزیابی بیمار از وضعیت خودش در حیطه های جسمانی ،روانشناختی ،و اجتماعی ،تعیین می شود،یک توافق همگانی در بین پژوهشگران وجود دارد،ولی در تعاریف نظری و عملیاتی و تعیین حوزه های اختصاصی آن توافقی وجود ندارد(کوت و والاندر[۱۶]،۱۹۹۵،به نقل از صالح زاده،۱۳۸۷).

به طور کلی کیفیت زندگی از واژه هایی است که تعریف مشخص و یکسانی ندارد،اگر چه مردم به شکل غریزی معنای آن را به راحتی درک می کنند ،لیکن این کفهوم برای آنها یکسان نیست(نجات،۱۳۸۷).

فقدان قابل توجه یک نظریه دارای جزئیات و عدم ثبات روش شناختی در بین رشته های مربوط به مراقبت از سلامت باعث شده است که کیفیت زندگی معادل با سازه های متفاوتی در نظر گرفته می شود.بسته به تحقیق،کیفیت زندگی ،رضایت از زندگی ،بهزیستی ذهنی،شرایط و وضعیت زندگی عینی ،رویاهای«سالم یا خوب»و…را منعکس می کند(بولینگ[۱۷]،۱۹۹۱؛سالک[۱۸]،۱۹۹۸؛استوار و کیک[۱۹]،۱۹۹۴).

از طرفی از آنجا که مانند سایر متغیرها اندازه گیری کیفیت زندگی مستلزم وجود تعریف جامع و مشخصی از آن خواهد بود،همواره تلاش شده است تا تعریف مناسبی برای آن ارائه گردد(نجات،۱۳۸۷).

نظریات متفاوتی در مورد مفهوم کیفیت زندگی وجود دارد.بعضی از محققین تنها در صورتی که تواما چندین بعد از سلامتی سنجیده شود میتوان آن را کیفیت زندگی نامید.عده ای نیز بر این باورند که یک تعریف واحد که در تمام مراحل یک بیماری یا در جوامع مختلف کاربرد داشته باشدبرای این مفهوم وجودندارد.اغلب صاحبنظران در ان زمینه توافق دارند که کیفیت زندگی ،حقایق مثبت و منفی زندگی را در کناریکدیگر در نظر می گیرد و چند بعد دارد.از طرفی آن را یک مفهوم ذهنی[۲۰]و پویا[۲۱]قلمداد می نمایند.ذهنی به این معنا که حتما باید توسط خود شخص ،براساس نظر او و نه فرد جایگزین تعیین گردد و پویا یعنی در طی زمان تغییر خواهد کرد و لذا ضروری است در دوره ای از زمان اندازه گیری گردد(هاجرتی،کومینس و فریس،کومینس۲۰۰۵).

راپلی[۲۲](۲۰۰۳)با پایبندی به دیدگاه ذهنی در مورد کیفیت زندگی ویژگی های کلیدی که به اعتقاد او در چند تعریف مورد پذیرش گسترده از کیفیت زندگی ،وجود دارد را خلاصه می کند.او می گوید:«همه این تعاریف تصریح می کنند که کیفیت زندگی برداشت روانشناختی شخص از واقعیت مادی جنبه های مختلف جهان است».بنابراین چنین دیدگاهی قطعا به جای واقعیت عینی مستقل مربوط به وجود افراد ،بر برداشت روانشناختی آنها مبتنی است.

اگر چه ذهنی بودن دامنه های کیفیت زندگی از نظر برخی دانشمندان کافی نیست به طوری که برخی از صاحبنظران بر این باورند که هر یک از دامنه های کیفیت زندگی باید این قابلیت را داشته باشد که هم به صورت ذهنی و هم به صورت عینی[۲۳]قابل اندازه گیری باشد(هاجرتی و همکاران،۲۰۰۱،کومینس،۲۰۰۵).مهم آن است که در هر تحقیق که مرتبط با کیفیت زندگی باشد ،تعریف آن از نظر محقق روشن گردد(فایرسو ماچین،۲۰۰۰،کینگ و هیندز[۲۴]،۲۰۰۳)و با آن تعریف بتوان میان این مفهوم و سایر مفاهیم مانند«خوب بودن» ،«وضعیت سلامتی» ،«رضایت زندگی» و«امید»تمایز قائل شد(نجات،۱۳۸۷).

در نتیجه تعاریف و طبقه بندی های متعدد و متفاوت ،پزوهشگران به این توافق رسیده اند که ایده تعریف را کناربگذارند و تعریف سازمان بهداشت جهانی را به عنوان یک تعریف ملاک مورد پذیرش قراردهند و ۴تا ۵حوزه اصلی را به منظور عملیاتی کردن آن در نظر بگیرند.

تعریف ارائه شده توسط گروه کیفیت سازمان بهداشت جهانی عبارت است از:

«کیفیت زندگی عبارت است از برداشت افراد از موقعیت خود در زندگی در بافت فرهنگ و سیستم ارزشی که در آن زندگی می کنند و در ارتباط با اهداف ،انتظارات ،ارزشهاو علایق آنها ،شامل سلامت جسمی ،حالت روانشناختی ،سطح استقلال ،روابط اجتماعی ،باورها . ارتباط افراد با ویژگی های مهم محیطشان کیفیت زندگی ارزیابی ذهنی از آنچه در بافت فرهنگی ،اجتماعی و محیطی وجود دارد را منعکس می کند»(اسپیلکر،۱۹۹۶،به نقل از صالح زاده،۱۳۸۷).

[۱] Fayers & Machin

[۲] Bowling

[۳] Grbowski & Hansen

[۴] Schipper & Clinch

[۵] Lopez & Snyder

نظر دهید »
پایان نامه روانشناسی در مورد اندازه گیری کیفیت زندگی
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

دانلود مقاله و پایان نامه

علاوه بر این مقیاس های چندزبانه کیفیت زندگی که بر گیجی نظری پیش روی این سازه های مختلف در مقیاس های واحد افزوده است،این وضعیت را بغرنج تر کرده است(سالک،۱۹۹۸).

از بررسی متون چنین استنباط می شود که فعلا معیارهایی طلایی که بتوان بر اساس آن کیفیت زندگی را ارزیابی نمود،وجود ندارد.محققان سعی کرده اند که با روش های مختلف مبتنی بر نقطه نظرات فلسفی یا ایدئولوژیکی خاص که منعکس کننده تفسیرهای شخصی یا علمی آنهاست،به چنین هدفی دست یابند که البته توافق همگانی کمی در مورد آنها وجود دارد(هولمز،۲۰۰۵).

کانتریل(۱۹۶۳)چنین مطرح می کند که معیارهایی ذهنی است که در ارزیابی کیفیت زندگی مشکل ایجاد می کند.چون به جای تلاش برای قضاوت درباره کیفیت زندگی افراد بر اساس معیارهای خود ،باید آنچه را که برای آنها مهم است تعیین کرد.ذالکی و رورک،لویس و اشنایدر[۴](۱۹۷۲)نیز معتقدند که اگر چه مولفه های اساسی کیفیت زندگی برای همه مشترک است اما تاکیدی که افراد روی آنها دارند(وزنی که به آنها می دهند)، به علت سبک و سنگین کردنی ،که بین آنها انجام می دهند،متفاوت است.

۲-۴-۴-ابعاد کیفیت زندگی

جمع آوری داده ها از دامنه گسترده ای از فرهنگ ها این سوال را مطرح ساخته است که آیا در فرهنگ های مختلف ،چیزی جهان شمول درباره جنبه های مختلف زندگی وجود دارد که برکیفیت زندگی کلی موثر باشد ؟اگرچه خود اصطلاح «کیفیت زندگی»به همه زبان ها خوب ترجمه نشده است ،اما تحلیل ها در دامنه گسترده ای از فرهنگها نشان می دهد که جنبه های جهان شمولی از این مفهوم وجود دارد که ممکن است به سایر حیطه های جهان شمول از قبیل زبان ،هیجان و ارتباطات اجتماعی تا حد زیادی مرتبط باشد(پاور و دالگلیش[۵]۱۹۹۷).

علاوه بر تعریف کیفیت زندگی ،ضروری است که ابعاد مورد بررسی آن در مورد آموزش ،پژوهش و طب مشخص گردد.جهت یافتن ابعاد موجود در این مفهوم معمولا با رویکرد استقرایی[۶]از داده های کسب شده از خود بیمار و با بهره گرفتن از روش های آماری مانند تحلیل عوامل ،قوی ترین تعیین کننده های کیفیت زندگی را به عنوان ابعاد آن در نظر گرفته اند.

اغلب دانشمندان توافق دارند که مفهوم کیفیت زندگی همواره ۵بعد زیرا شامل می شود(نجات،۱۳۸۷).

۱-جسمانی[۷]:مفاهیمی مانند قدرت ،انرژی ،توانایی انجام فعالیتهای روزمره و مراقبت از خود از این دسته هستند.

۲-روانی[۸]:اضطراب ،افسردگی و ترس از این زمره اند.

۳-اجتماعی[۹]:این بعد در مورد رابطه فرد با خانواده ،دوستان و همکاران و در نهایت جامعه است.

۴-معنوی[۱۰]:درک فرد از زندگی و هدف و معنای زندگی را در برمی گیرد.نشان داده شده است که بعد معنوی،زیرمجموعه بعد روانی نبوده و یک بعد مهم و مستقل محسوب می شود.

۵-علائم مربوط به بیماری یا تغییرات مربوط به درمان:در این بعد ،مواردی مانند درد ،تهوع و استفراغ را می توان نام برد این بعد بیشتر در ابزارهای اختصاصی مورد توجه واقع می شود.

رابطه این ابعاد با یکدیگرنیز از اهمیت زیادی برخوردار می باشد،برای تفسیر درست این رابطه ،آگاهی از زیربنای نظری آنها لازم است(فایرس و ماچین،۲۰۰۰،کینگ و هیندز،۲۰۰۳).سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی را اینگونه تعریف نموده است «ادراکی است که افراد از موقعیتی که در زندگی ،زمینه فرهنگی و سیستم ارزشی که در آن زندگی می کنند ،ادراکی که در ارتباط با اهداف ،انتظارات،استانداردها و علائق شان می باشد»(گروه تهیه مقیاس زندگی سازمان بهداشت جهانی،۱۹۹۸-۱۹۹۳)

۲-۴-۵-مبانی نظری کیفیت زندگی

کیفیت زندگی مفهوم جدیدی نیست ،بسیاری از دانشمندان در رشته های جامعه شناسی ،روان شناسی و اقتصاد قبلا آن را مورد توجه قرار داده اند(فایر و مشین۲۰۰۰)تاریخچه موضوع کیفیت زندگی[۱۱]به زمان ارسطو بر می گردد.او معتقد بود که کیفیت زندگی به معنای زندگی خوب و شادی است که در نتیجه پرهیزگاری حاصل می شود(به نقل از دیو،۲۰۰۵)اصطلاح کیفیت زندگی در عصر ما ،اولین بار توسط پیگو[۱۲]در کتابی به نام اقتصاد و رفاه به کار رفت(فایر و میشن ،۲۰۰۰).

اکنون به بیان تاریخچه ای از پیدایش این مفهوم در علوم مختلف پرداخته می شود.منشا ظهور مفهوم کیفیت زندگی به سال های بسیار دور در میان فلاسفه و دانشمندان ایرانی ،یونانی و چینی بر می گردد و در ادبیات و فلسفه و طب ریشه دارد و این مبحث که زندگی خوب ،چگونه است همیشه در طول اعصار و قرون مورد توجه فلاسفه و اندیشمندان بوده است.

تاترویوسکی[۱۳](۱۹۷۶)بر عقاید و نظریات مختلفی که در مورد شخصیتی در طول سالهای مختلف ارائه شده بود بازنگری و بررسی مجددی انجام داد و در نوشته های خود قدمت تارخچه مفهوم سعادتمندی را در طول تاریخ بالغ بر ۲هزار سال ذکر می کند.در ابتدا معتقد بودند که خوشحالی یکی از نعمت های خدادادی است و انسان خوشحال ،خوب زندگی می کند و خوشبختی به صورت ساده موفقیت و کامیابی تعریف می شد.سپس در قرون وسطی این مفهوم به صورت وضعیتی که انسان آن را ترجیح می دهد یا در حالتی که در آن فرد بیشترین فضایل روحی را کسب می کند تعریف گردید،بعد از مدتی مفهوم خوشبختی به شکل لذت بردن از زندگی تعرف شد و بعدها در نظریه ها اصالت لذت نیز معنای رفاه مورد توجه قرارگرفت .به عنوان مثال فروید اصل لذت را شرط اساس حرکت انسان دانسته است(به نقل از کلستاد[۱۴]،۲۰۰۰).

نخستین تحقیقات واقعی در زمینه مفهوم کیفیت زندگی به کمپل[۱۵]،کانورس و راجرز[۱۶](۱۹۷۶)اندروز و ایتی(۱۹۷۶)بر می گردد.

هارت(۱۹۹۹)به نقل از ویلکا و دیگران(۲۰۰۳)کیفیت زندگی را به دو نقطه اصلی و غیرکاری تقسیم کردند.کیفیت زندگی کاری به مسائل شغلی و کیفیت زندگی غیرکاری به دامنه ای از مواردی چون ازدواج یا روابط فامیلی ،سلامتی ،زندگی خانوادگی ،همسایگی ،زندگی جنسی ،سکونت ،دوستی ها،تحصیلات ،استانداردهای زندگی و فعالیت های اوقات فراغت مربوط است .همانطور که ملاحظه می شود تعاریف عملیاتی کیفیت زندگی متنوع هستند.تعاریف مختلف در تاکید بر جنبه های فردی-اجتماعی و یا نظری عملی با هم تفاوت دارند.

فلس و پری(۱۹۹۵)معتقد است که به تعداد مردم ،تعریف برای کیفیت زندگی وجود دارد ،چرا که آن چه در نظر هر فرد مهم است از دیگران متمایز است.

سارویماکی[۱۷]و استنبوک[۱۸]و هالت[۱۹](۲۰۰۰)می نویسند:سه حیطه برای کیفیت زندگی وجود دارد که عبارتند از:حس رفاه ،حس معنا و حس باارزش بودن.انتخاب این ۳حیطه به عنوان متغیرهای اصلی کیفیت زندگی بر اساس مباحث فلسفی فرانکل[۲۰](۱۹۷۲)و نوردن فلت[۲۱]می باشد.فرانکل معتقد است که انسان موجودی است در جستجوی معنا و خالق معنا و رفاه به جنبه لذت بردن از زندگی اشاره دارد وحس باارزش بودن به معنای تجربه فرد به عنوان شخصی ارزشمند با توجه به فعالیتهای فرد ایجاد می شود.عواملی که بر حس رفاه ،حس با معنا بودن و باارزش بودن تاثیر می گذارد،شرایط کیفیت زندگی نامیده می شود و به دو دسته شرایط داخلی و شرایط خارجی تقسیم می شوندبه این ترتیب سلامتی ،ظرفیت عملکرد ،مکانیسم های تطابقی و شخصیت جز شرایط داخلی و محیط شامل :شغل شرایط مسکن و شبکه اجتماعی و وضعیت زیستی–جسمی جز شرایط خارجی کیفیت زندگی محسوب می شوند،این عوامل بر روی کیفیت زندگی تاثیر می گذارند.

تعریف کیفیت زندگی را شامل مولفه پذیرش خود ،هدف داشتن در زندگی ،رشد شخصی،تسلط بر محیط ،خودمختاری و روابط مثبت با دیگران می داند.

۱-پذیرش خود:به معنای احترام به نفس براساس آگاهی از نقاط قوت و ضعف خود است.

۲-هدف داشتن در زندگی :با بهره گرفتن از هدف در زندگی ،افراد می توانند در مقابل سختی ها و رنج ها پایداری و مقاومت کنند.

۳-رشد شخصی :به صورت شکوفا ساختن کلیه نیروها و استعدادهای خود ،به دست آوردن توانایی های جدید حاصل می شود.

۴-تسلط بر محیط:فرد محیط را مطابق خصوصیات و نیازهای فردی خود شکل دهد و بتواند آن را به همان شکل نگه دارد.

۵-خودمختاری:به این معنا که فرد بتواند براساس معیارها و عقاید خویش عمل و زندگی کند .

۶-روابط مثبت با دیگران:عبارت است از توانایی برقراری روابط نزدیک و صمیمانه با دیگران و اشتیاق برای برقراری روابط نزدیک و صمیمانه با دیگران و نیز عشق ورزیدن به دیگران(فریدونی،۱۳۸۴؛به نقل از مرادی،۱۳۸۹).

[۱] Evers

[۲] Qolid

[۳] Holmes

[۴] Dalikey,Rourke,Lewis and Snyder

[۵] Power and Dalgleish

[۶] Inductive

[۷] Physical

[۸] Psychological

[۹] Social

[۱۰] Spiritu

[۱۱] Quality of life

[۱۲]Pigou

[۱۳] Tateruwski

Kolstad

نظر دهید »
مولفه های کیفیت زندگی
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

نیازهای انسان مهم ترین مولفه در تعیین کیفیت زندگی ،شناخت نیازهای انسان است.تلاش زیادی در طبقه بندی نیازهای انسان انجام گرفته است.طبقه بندی نیازها و کارکردهای انسان از نیوسام و سن،(۲۰۰۱) و سلسله مراتب نیازها از مازلو(۱۹۵۴به نقل از شارف،۱۳۸۶)از جمله این تلاش ها به شمار می روند.با این حال به نظرمی رسد که پاره ای از نیازها در اکثر این طبقه بندی ها مشترک بوده و از سوی صاحب نظران به عنوان نیازهای اساسی انسان ها پذیرفته شده اندبرخی از این نیازها عبارتند از :نیازهای مربوط به امرارمعاش[۴]مانند غذا ،پناهگاه،آب و هوای سالم و استراحت؛تولیدمثل[۵]و فرزندپروریمانند تشکیل خانواده ،تولد و تناسل ،تربیت فرزند،انتقال ارزش ها ؛امنیت[۶]و محبت[۷] مثل نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن و احترام متقابل ؛فهم[۸]مانند دسترسی به اطلاعات و توانایی استدلال ؛مشارکت[۹]مثل شرکت در فعالیت های اجتماعی و احساس کارآمدی و شایستگی در انجام آنها ؛تفریح[۱۰]مثل نیاز به تجدید قوا ،مسافرت و گردش در طبیعت ؛معنویت[۱۱]مانند اعتقاد به تکیه گاه برتر ،تجارب معنوی و داشتن جامعه ای مبتنی بر اصول اخلاقی ؛خلاقیت[۱۲]مانند نوآوری و اختراع ؛هویت[۱۳]مثل رسیدن به یک حس یکپارچه از خود ؛آزادی[۱۴]مانند حق انتخاب شیوه زندگی ،همسر ،شغل و غیره(دونالد۲۰۰۱و نیوسام و سن۲۰۰۱؛به نقل از صولتی،۱۳۸۷)بعضی از این نیازها مانند فهم و خلاقیت ،با یکدیگر هم پوشی دارند.کمیت و کیفیت ارضای این نیازها ،روابط تنگاتنگی با فرهنگ و سیستم ارزشی یک جامعه دارد.

۲-۴-۷-سه اصل کیفیت زندگی

به رغم اختلاف نظرها در تعریف کیفیت زندگی ،بیشتر پژوهش گران برسه اصل کیفیت زندگی اتفاق نظر دارند که شامل :چند بعدی بودن ،ذهنی بودن و پویا بودن می باشد(رحیمی،۱۳۸۶).

۲-۴-۷-۱-چندبعدی بودن:کیفیت زندگی یک مفهوم چندبعدی بوده و باید از زوایا و ابعاد مختلف سنجیده شود که شامل سه بعد جسمی ،روانی و اجتماعی می باشد.بعد جسمی به درک فرد از توانایی هایش در فعالیت های روزانه که نیاز به صرف انرژی دارد اطلاق می شود ،که شامل مقیاس های تحرک ،توازن،انرژی ،درد و ناراحتی ،خواب و استراحت و ظرفیت توان کاری می باشد.و بعداجتماعی به توانایی فرد در ایجاد ارتباط با خانواده ،همسایگان ،همکاران و سایر گروه های اجتماعی ،شغلی با در نظرگرفتن شرایط اقتصادی می باشد(رحیمی،۱۳۸۶).

۲-۴-۷-۲-ذهنی بودن:کیفیت زندگی یک ارزشیابی ذهنی است و بیماران خود بهترین قضاوت کنندگان راجع به کیفیت زندگی خود هستند .اما گاهی شرایطی وجود دارد که این قضاوت را برای بیمار مشکل می سازد در این صورت فرد مراقبت کننده (پزشک یا پرستار)فادر به انجام ارزیابی خواهند بود.

۲-۴-۷-۳-پویا بودن:کیفیت زندگی یک ماهیت پویا و فعال است نه یک ماهیت ایستا ،و بدین جهت یک فرایند وابسته به زمان بوده و تغییرات درونی در آن دخیل می باشند ،این مشخصه در یک مطالعه طولی به خوبی قابل مشاهده است(رحیمی،۱۳۸۶).

۲-۴-۸-عوامل موثر بر کیفیت زندگی

از دید الیور و همکاران(۱۹۹۷)عوامل تعیین کننده زندگی در سه طبقه قراردارند:

۱-مشخصات فردی شامل متغیرهای دموگرافیک.

۲-شاخص های عینی کیفیت زندگی که شرایط محیطی هستند و بر متغیرهای مربوط به رفاه عمومی ،بهداشت محیط اجتماعی ،تحرک ،فرهنگ ،مذهب ،محیز طبیعی و سیاست ها.

۳-شاخص های ذهنی کیفیت زندگی که به مفاهیمی همچون احساس رضایت مندی از زندگی ،رفاه و آسایش جسمی و روانی و شادکامی توصیف می شود(مختاری،۱۳۸۹).

[۱] Objective

[۲] Subjective

[۳] Opportunities

[۴] Policy

[۵] subsistence

[۶] security

[۷] reporduction

نظر دهید »
پایان نامه روانشناسی در مورد مدل های کیفیت زندگی
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

و سطح حمایت اجتماعی است .

-رشد و فعالیت که با مهارت های مربوط به خود تعیینی-شایستگی یا استقلال ،خبر یا اختیار ،اشتغال اوقات فراغت ،کارهای خانه ،تحصیلات ،تولید یا مشارکت است .

-بهکامی هیجانی در برگیرنده عاطفه یا خلق و خو ،رضایت مندی تکامل ،عزت نفس ،شان احترام و اعتقادات مذهبی می باشد.

 

 

۲-۴-۹-۲-مدل لی و همکاران

لی ،یانگ ،وی ،ژانگ ،ژنگ ،اکسیو ،وانگ و چن (۱۹۹۸؛به نقل از رحیمی ،۱۳۸۶)با توجه به بیشتر عوامل شخصیتی و فرهنگ مدلی در ارتباط با کیفیت زندگی ارائه دادند.آن ها معتقد بودند که ساختار مفهومی کیفیت زندگی باید حداقل شامل چهار بعد یا زمینه گسترده زندگی و دو محورعینی و ذهنی باشد ،رضایت ذهنی زندگی فرد توسط زندگی عینی ،نظام سلسله مراتبی نیازهای زندگی و استانداردهای مقایسه شده با زندگی حاضر فرد تعیین می شود.این ارزیابی ها نیز بر اساس شخصیت ،تجربه های زندگی و منابع شخصی در بافت فرهنگی ،اجتماعی و محیطی می باشد.

از نظر کالمن وقتی می توان گفت که یک کیفیت عالی برای زندگی وجود دارد که امیدهای فرد با تجارب وی تطابق داشته باشد و تکمیل شود حالت عکس هم صدق می کند ،کیفیت پایین زندگی وقتی است که امیدها با تجارب همخوان نشود .به بیان دیگر ادعای کالمن این است که شیوه ی زندگی ،با این مفهوم که فرد به خواسته های خود می رسد بهبود می یابد .با این وجود این به این معنا نیست که امیدهای شخصی و آرزوها ،ابتدا مثبت شده و سپس تکمیل می شوند.کالمن اشاره می کند که اهدافی که توسط عوامل ایجاد می شوند باید واقع گراتر باشند(وقتی که آرزوها را واقعی تر کرده ،فرد را به توسعه و رشد در راه های دیگر تشویق کنیم )فاصله میان امیدها و دستیابی به آن ها به خوبی کم می شود.بنابراین با توجه به نظر کالمن ،حقیقتا می توان شیوه زندگی فرد را با مخالفت کردن با آرزوها بهبود بخشید(حسن شاهی،۱۳۸۸)

پایان نامه

در سال ۱۹۹۲ در دانشکده بوستون تحقیق گسترده ای در مورد کیفیت زندگی در محیط دانشکده انجام شد ،این بررسی به ارزیابی ارتباط بین احساس تعلق به اجتماعی که دانشجویان در آن قراردارند و عوامل متفاوت شخصیتی و محیطی از جمله جنس ،نژاد ،محل اقامت و دانشکده پرداخت .بررسی داده ها نشان داد ،دانشجویانی که از هنجارهای تعیین شده دور بودند که جدیدا به محیط دانشکده وارد شده بودند ،و کاستی در تجارب مراوده در محیط دانشکده منتهی به کم تر شدن احساس تعلق به محیط دانشکده می شد.این احساس در بین تازه واردین بیشتر بود.این مطالعه  که احساس تعلق به محیط دانشکده را تقویت می نماید به این قرار معرفی کرد:وضعیت مناسب خدمات دانشجویی ،اتحاد موجود در دانشکده محل تحصیل و فعالیتهای اجتماعی موجود در دانشکده در مقایسه بین دو دانشکده که در یکی اکثریت با دانشجویان مذکر و در دیگری اکثریت با دانشجویان مونث بود ،چنین مشخص گردید که هر دو جنس مذکر و مونث در دانشکده هایی که اکثریت دانشجویان آن مونث بودند ،احساس تعلق بیشتری از خود نشان می دادند و هنگامی که به دانفنگرش دینی ،وضعیت اجتماعی –اقتصادی شجویان مونث اجازه داده می شد که با اعضای هیات علمی همکاری نشان دهند،آنان به صورت بارزی بهتر از دانشجویان مذکر عمل می کردند(ماندل و دیگران۱۹۹۲).

اخیرا در ایران پژوهشی بر روی ۳۷۰۰ دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی به منظور پاسح یابی ۳۱سوال در مورد کیفیت زندگی ،نگرش دینی ،وضعیت اجتماعی –اقتصادی و عملکرد تحصیلی دانشجویان به تفکیک جنس ،سن و رشته تحصیلی و رابطه متقابل برخی از متغیرهای مذکور ،انجام شده است.برخی از یافته های این بررسی نشان داده اند که کیفیت زندگی حدود نیمی از دانشجویان در حد متوسط و یا کمی بهتر از آن است.لیکن حدود۲۵% از آنها از کیفیت زندگی در آنچنان شرایط نارسایی به سر می برند که نیازمد تغییر جدی هستند .به عوامل جنسیت ،سن ،نوع مذهب ،وضعیت حیات والدین ،در کیفیت زندگی گروه نمونه بی تاثیر و عوامل تاهل ،اشتغال ،برخی از سطوح تحصیلی و شغلی والدین و نیز موقعیت اجتماعی اقتصادی بر کیفیت زندگی دانشجویان مورد نظر،تاثیر داشته است(بهمنی ،۷۹-۱۳۷۸)

از نظر خوارزمی(۱۳۸۲)کیفیت زندگی در سطح فردی به جهان بینی فرد و نگاه او به زندگی بستگی دارد ،همه بحث کیفیت زندگی سرانجام به فرد برمی گردد ،این فرد است که باید احساس کند همه تلاش هایی که در سطح جهانی و ملی و محلی صورت می گیرد ،زندگی او را بهبود می بخشد.

آرینگتون و همکاران[۱].(۲۰۰۶).در پژوهشی نشان داده اند که کیفیت زندگی در دختران نسبت به پسران پایین تر است.

راسل و والز(۱۹۹۴ ؛ به نقل ازآلیس ،۲۰۰۴) در تحقیقی نشان دادند که رضایت مندی زناشویی و کیفیت زندگی خوب به سلامت جسمی و روانی می افزاید. و کیفیت زندگی بالا با سلامتی،رضایت و بهداشت روانی و فعایت روزمره رابطه دارد.

تحقیقات سارکوسکی و گرین(۲۰۰۶ ؛به نقل از اسدی راد،۱۳۸۸)؛در مورد ارتباط خوشبختی و دیدگاه مثبت و کیفیت زندگی که بر روی ۸۰ پرستار زن و مرد در کشور لهستان انجام گرفت نشان داد که ارتباط مثبت و قوی میان مثبت نگری و کیفیت زندگی وجود دارد. همچنین این تحقیق نشان داد که میان مردان و زنان از لحاظ کیفیت زندگی تفاوت معنی داری وجود ندارد .

اشمیث و همکاران(۲۰۰۷) در مطالعه خود به بررسی کیفیت زندگی و تاب آوری نوجوانان دارای ناتوانی حرکتی بر روی ۱۵۹ نفر از نوجوانان ۱۸-۱۱ ساله پرداختند نتایج نشان داد که افزایش کیفیت زندگی در نوجوانان دارای ناتوانی حرکتی بر کاهش فشارهای زندگی و افزایش تاب آوری متأثر است.

در پژوهشی که توسط جیلین و همکاران (۲۰۰۴) با هدف بررسی ارتباط سن با کیفیت زندگی و مفاهیم رشد شناختی در سه رده سنی جوانان، میان سالان و سالمندان صورت گرفت مشخص شد که کیفیت زندگی جنس مذکر از جنس مونث بیشتر و کیفیت زندگی با تغییر ساختارهای شناختی در محله صوری ارتباط مستقیم دارد.

جوادی (۱۳۸۹) به بررسی رابطه بین کیفیت زندگی بر بهداشت روانی ۲۱۵ نفر از دانش آموزان(۱۰۵ نفر دختر و ۲۱۰ نفر پسر) دبیرستانی شهر کهنوج انجام داد.یافته ها نشان داد که هر چهار بعد کیفیت زندگی، یعنی سلامت جسمی،سلامت روان،ارتباطات اجتماعی و ادراک محیط زندگی بر بهداشت روان دانش آموزان دختر و پسر رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.

نصری و واعظ موسوی (۱۳۸۵) به بررسی سلامت روانی و کیفیت زندگی مربیان ورزش کشور پرداختند. یافته ها نشان دادند که بین کیفیت سلامت روانی مربیان  و کیفیت زندگی آن ها رابطه مثبت  وجود داشت و بین مربیان استان های مختلف از نظر میزان سلامت روانی تفاوت معنی داری وجود داشت و همچنین بین مربیان استان های مختلف از نظر کیفیت زندگی تفاوت وجود داشت.

دهقان نیری (۱۳۸۵) در بررسی استرس و کیفیت زندگی در دانشجویان مقیم دانشگاه نشان داد که تن آرامی می تواند باعث بهبود درک از کیفیت زندگی گردد، به همین دلیل می توان کاربرد تن آرامی را در جهت افزایش سطح کیفیت زندگی دانشجویان توصیه کرد.

گروه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی ،کیفیت زندگی را چنین تعریف می کند :«دریافت های شخصی فرد از جایگاه زندگی اش با توجه به فرهنگ و نظام ارزشی که در آن زندگی می کند که متاثر از اهداف ،انتظارات و استانداردهای مورد نظر فرد است.با توجه به این تعریف ،بیشتر متخصصان علوم پزشکی بر این باورند که کیفیت زندگی مفهومی چند بعدی و ذهنی است .

بولینگ[۲]در بررسی مفاهیم مربوط به کیفیت زندگی به این نتیجه می رسد:

کیفیت زندگی چیزی بیش از سلامت جسمانی است،کیفیت زندگی شامل احساس سالم بودن ،سطح اساسی رضایتمندی،و وجود حس کلی خود ارزشمندی است.مفهومی انتزاعی و پیچیده ،شامل زمینه های گوناگونی که ،تمام آن ها در رضایت شخصی و عزت نفس سهم دارند(بولینگ،۱۹۹۱).

کیفیت زندگی دانشجویان در تعامل با شرایطی است که آنان در آن زندگی می کنند.در نگاهی کلی این شرایط را به بخش های عمده ای مانند محیط یادگیری ،مسکن ،برنامه های  درسی ،فعالیتهای اجتماعی ،بهداشت عمومی ،روابط بین فردی ،فعالیتهای فوق برنامه،امکانات فردی،تعطیلات آخر هفته و تعطیلات طولانی تر تقسیم نمود.

بسیاری از بررسی های خارجی در رابطه با ارزیابی کیفیت زندگی دانشجویان ،با هدف ارزیابی روانشناختی دانشجویان جهت تعیین برنامه های حمایتی برای گروه های نیازمند انجام شده است که از کیفیت های زندگی پایین برخوردار بوده اند(فریش مایکل بی،۱۹۹۲).

گروهی از مطالعات انجام شده برای تدوین و ساخت پرسشنامه های گوناگون ارزیابی کیفیت زندگی دانشجویان نیز به منظور استفاده خاص از آنها در مشاوره خانواده انجام شده اند.تاکید غالب این آزمون ها بر سنجش موقعیت فرد در چهار حیطه عمده رضایت ،سلامت

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 156
  • 157
  • 158
  • ...
  • 159
  • ...
  • 160
  • 161
  • 162
  • ...
  • 163
  • ...
  • 164
  • 165
  • 166
  • ...
  • 234
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

نامور،مرکز نوآوري های آموزشی

 کسب درآمد خلاقانه بدون اینترنت
 حفظ عشق در میان‌سالی
 درآمد از عکاسی
 سئوی فنی وبسایت
 کفایت عشق به تنهایی
 تغذیه اصولی سگ
 تفاوت کلینیک و بیمارستان دامپزشکی
 شناخت گربه از صاحبش
 نشانه‌های بیتوجهی مردان
 نژادهای سگ عروسکی
 درآمد مشاوره استارتاپ
 روانشناسی عشق مردان
 تدریس گیتار آنلاین
 ساخت دوره آموزشی هوش مصنوعی
 اعتمادسازی در رابطه
 ابراز علاقه در رابطه
 تغذیه سگ چاو چاو
 کسب درآمد با سرمایه کم
 احترام به تغییرات شخصیت
 همکاری در فروش آنلاین
 سرپرستی گربه تهران
 روانشناسی شکست عشقی
 بهبود سئو ارگانیک
 معرفی سگ گریت دین
 بهبود تجربه کاربری فروشگاه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان