نامور،مرکز نوآوري های آموزشی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • ✅ توصیه های اساسی و کلیدی درباره آرایش دخترانه و زنانه
  • ⭐ توصیه های مهم درباره میکاپ
  • تکنیک های طلایی درباره آرایش برای دختران که نباید نادیده گرفت
  • کاش این موارد را درباره آرایش دخترانه و زنانه می دانستم
  • جدیدترین توصیه های مهم درباره آرایش دخترانه
  • ❌ هشدار!  رعایت نکردن این نکته ها درباره آرایش برای دختران مساوی با ضرر
  • ❌ هشدار!  رعایت نکردن این موارد درباره آرایش دخترانه و زنانه مساوی با زیان
  • " مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | ۵-۲- بحث و نتیجه گیری – 7 "
  • " مقاله های علمی- دانشگاهی | گفتار چهارم- تاکید عقل بر تامین عدالت استخدامی – 7 "
  • " خرید متن کامل پایان نامه ارشد | ۲-۲-۱-۲-۴- انتشار آگهی مزایده – 7 "
پایان نامه : مهم ترین موانع رفع تعارض در روابط زناشویی
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

پایان نامه - مقاله

* شناسایی جنبه های اساسی شخصیت

* درک ساختار این جنبه های مهم

* مستند کردن روش هایی که این جنبه ها با ساختارشان، بر شیوه تفکر، احساس و رفتار افراد در بافتار مهم اجتماعی تأثیر می گذارند.

۲) شدت استرس

۳) مشکلات اقتصادی دیرپا

۴) تفاوت سبک های مقابله همسران: اکثر مردها هنگام بروز تعارضات زناشویی از راهبردهای اجتناب هیجانی و پناه بردن به کار و دوستان خارج از خانه استفاده می کنند. این در حالی است که اکثر زن ها نگرانی و اضطراب درونی شان زیادتر می شود و برون ریزی هیجانی را بیشتر می کنند.

۵) انتظارات مغایر: وقتی یک نسبت به رابطه خوش بین و دیگری منفی نگر است.

۶) هیجان ها: مثلاً ترس فزاینده و فراگیر عاملی است که شیوه های حل تعارض را از بین می برد. قربانیان خشم و افسردگی شدید به ندرت می توانند برتعارضات زناشویی غلبه کنند.

۷) فشارهای درون زناشویی ناگریز: مواردی چون داشتن فرزند لاعلاج (بودنمن، ۲۰۰۵) (ترجمه بیتا حسینی، ۱۳۸۹، ص ۶۶۵).

الگوهای تغییر زناشویی

به گفته ی کاقلین و هاستن (۲۰۰۲)، اساساً پنج مدل کلی پیرامون تبیین تغییرات زناشویی وجود دارد:

  1. الگوی آشفتگی آنی (تکوینی)
  2. الگوی سرخودگی (یأس)
  3. الگوی پویایی های دیرپا (ماندگار)
  4. الگوی اول همسازی: تطابق با چرخه زندگی
  5. الگوی دوم همسازی: تطابق با رویدادهای زندگی
    • الگوی آشفتگی تکوینی: این مدل در یادگیری اجتماعی یا الگوهای رفتاری ریشه دارد. الگوی آشفتگی تکوینی نیز پیشنهاد می کند که رفتارهای ستیزه جویانه ـ خصوصاً در طول تعارض ـ موجب فرسایش جنبه های مثبت ازدواج می گردنند(کلمنتس، ۲۰۰۴). گویاترین نمونه مدل آشفتگی آنی، «الگوی آبشار طلاق» ارائه شده توسط گاتمن ۱۹۹۴، است. او در این الگو اشاره کرده است که طلاق ها عمدتاً پیامد یک فرآیند سلسله مراتبی و طی شده هستند. این فرآیند به ترتیب عبارتست از: کاهش رضایت زناشویی، توجه به جدایی یا طلاق، جدایی عاطفی و روانی، طلاق. دستاوردهای مهم الگوی آشفتگی تکوینی اشاره به این مطلب است که: «رفتارهای منفی و ناکارسازی که مهرورزی را فرسایش می دهند. از مهارت های ضعیف همسران در مدیریت تعارض برمی خیزد».

 

  • الگوی سرخوردگی: این الگو مانند الگوی تکوینی بر این فرضیه که تازه عروس دامادها به شدت به یکدیگر مهر می ورزند، تأکید دارد. خاستگاه این فرضیه، کلیشه معروف و تقریباً جهان شمولی است که می گوید «وقتی افراد در احساسات رمانتیک غرق می شوند، تصمیم می گیرند که باقی عمرشان را در کنار هم بگذارنند و همین تصمیم عمدتاً به ازدواج می انجامد (برم، میلر، ۲۰۰۲). از نقطه نظر الگوی سرخوردگی، بسیار دشوار است که افراد بتوانند در روزهای پس از شیفتگی نیز تصویر ایده آل سازی شده همسرشان را در ذهن حفظ نمایند. از آنجا که فقدان مهرورزی، به خودی خود یأس آور است، همین سرخوردگی عاطفی سرانجام به بی تفاوتی منجر خواهد شد. به گفته هاستون و همکاران (۲۰۰۱)، خیال پردازی های غیر واقع بینانه «نسبت به ازدواج» یکی از عوامل مهم ایجاد سرخوردگی پس از ازدواج است که زوج ها را به سوی جدایی می کشاند» (حسینی، ص ۶۵۷).
  • الگوی پویایی های دیرپا: برخلاف دو الگوی قبل، پویایی های دیرپا چنین فرض می کند که دوره شیفتگی و معاشقه فقط شامل ایده آل سازی ها و محبت های افراطی نیست: وقتی زوج ها وارد ازدواج می شوند، علاوه بر تصوراتی که در مورد خوشبختی جاودان در ذهن دارند، از خصلت های باثبات و منفی یکدیگر نیز آگاهند. بنیان گذاران الگوی پویایی های دیرپا (کاقلین، هاتسون و هاتس، ۲۰۰۰) بر این باورند که هر کس دارای خصلت های دیرپا و ثابتی است که آنها را به صورت الگوهای رفتاری شخصی وارد رابطه می کند. هاتسون و هاتس در تأیید مفروضات پویایی های دیرپا به این یافته پژوهشی اشاره می کنند: میزان تعارض پیش از ازدواج، با مقدار تعارضات پس از ازدواج رابطه مثبت و معنادار دارد.
  • الگوهای همسازی: نگرش اول براساس فرضیه چرخه زندگی بنا شده و اشاره می کند که مشکلات شخصیتی افراد و برون ریزی های ناسازگارانه ایشان، پس از ازدواج به سطح می آید و نمایان می گردد. از این رو سال های اولیه از ازدواج، اوقاتی پر چالش اند که تعارضات در آن دوران در اوج خود قرار می گیرد. اما این ستیزه جویی ها با سازگاری همسران با یکدیگر و شناختی که نسبت به هم پیدا می کنند، کاهش خواهد یافت.

نگرش دوم: این نگرش بر رویدادها یا رفتارهای دشوار و استرس زایی تأکید می کند که ممکن است در مراحل گوناگون ازدواج پدیدار می گردند. الگوی تطابق با رویدادهای زندگی چنین فرض می کند که تجربه رویدادهای دشوار زندگی خود، همسازی و تطابق می آفریند. معتبرترین الگوی برخاسته از این مدل، به کارهای کارنی و بردبری (۱۹۹۵) برمی گردد. این پژوهشگران در «مدل استرس ـ آسیب پذیری ـ انطباق» خود چنین می گوید: «افراد با سطوح گوناگونی از آسیب پذیری ها تأثیر کمی روی رابطه بگذراند. اما زمانی که رویدادهای استرس زا و مهمی در زندگی پدیدار می شود، اوضاع فرق خواهد کرد. در این شرایط افرادی که آسیب پذیری های دیرپای اندکی دارند احتمالاً آشفتگی موقتی را در رابطه تجربه می کنند و سرانجام کاهش ایجاد شده در کیفیت رابطه را به حداقل می رسانند (همسازی)» (همان منبع، ص ۶۶۱).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول ۴-۲: تبیین کننده تغییرات زناشویی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مشخصه های تعریف کننده الگوهای تغییر زناشویی
توصیف پیرامون دوره اولیه ازدواج (ویژگی تازه ازدواج کرده ها) الگوی آشفتگی تکوینی الگوی سرخوردگی الگوی پویایی های دیرپا الگوهای همسازی
در این دوره زوج ها مهرورزی شدیدی را برون ریزی می کند مهرورزی شدید این دوره بنا به نقاط ضعف و قوت همسران متفاوت خواهد بود تطابق با چرخه زندگی فوق العاده تعارض ساز و ستیزه جویانه تطابق با رویدادهای زندگی نظری در رابطه  با این مورد ارائه نکرده
دوره بحرانی تغییرات سال های اول ازدواج سال های اول ازدواج دوره رابطه عاشقانه (زمانی که پویایی های زناشویی ایجاد می شود) سال های اول ازدواج دوره هایی که در میان و پس از رویدادهای اخلال گر
تغییرات اساسی افزایش در میزان هم ستیزی فقدان مهرورزی هیچ (نقاط قوت و ضعف همچنان حفظ می شوند) کاهش رویارویی/ رفع نسبی ستیزه جویی رویدادهای اخلال گر و نحوه سازگاری زوج ها با این رویدادها
پیامدهای ارتباطی خاصی که مدل به درستی به آن پرداخته باشد طلاق قریب الوقوع یا خیلی سریع طلاق، حداکثر پس از چند سال در میان ازدواج های باثبات، سرانجام رضایت برقرار می شود ــــــــــ پیامدهاییکه در آغاز ازدواج نشانی از آنها وجود نداشت

 

مدل های نظری و تبیین کننده تغییرات زناشویی (کاقلین و هاستن؛ ۲۰۰۲)

 

 

 

نظر دهید »
امید و انواع آن
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مطالعه آیات الهی حاکی است که رجاء یا امید واقعی به معنای ۱- امیدواری به رحمت الهی، برای نمونه، مؤمنین کسانی اند که به رحمت خدایشان امیدوارند (سوره بقره، آیه ۲۰۸)؛ ۲- مطلق اعتقاد به خداوند (برای نمونه، در سوره نوح آیه ۱۳ می فرماید، شما را چه می شود که برای خدا عظمتی قائل نیستید)؛ و ۳- تأخیر است (برای نمونه، در سوره توبه آیه ۱۰۶: «عده ای دیگر کارهایشان به خدا محول شده است») (منصوری، ۱۳۸۷).

از آنجا که در فرهنگ عامه واژه هایی مانند خوش خیال، خوش باور، خوش بین، یا امیدوار به مراتب و درجات امید اشاره دارند که طیفی از تفکر امیدوارانه را از حداقل تا حداکثر دربرمی گیرند؛ برای روشن شدن ماهیت و حدود امید، به تفاوت آن با مفاهیم و تفکیک آنها از مفهوم پرداخته می شود.

 

 

 

امید و خوش بینی

محققان مطالعه بر روی خوش بینی را به عنوان یک سازه روان شناختی در قرن بیستم آغاز کردند (میلیگان، ۲۰۰۳). خوش بینی معادل کلمه لاتین به معنی بهترین است. تیگر (۱۹۷۹) خوش بینی را خلق یا نگرش می داند که با در نظر گرفتن انتظار فرد و اجتماع همراه است؛ یعنی فرد آنچه مطلوب اجتماع است را نسبت به آن چه برای خود سودمند می داند در نظر می گیرد. با توجه به این تعریف می توان استنباط کرد که خوش بینی مفهومی عینی یا واحد نیست و با مضامین آن مشخص می شود. زیرا در مورد هر فرد آنچه به عنوان خوش بینی در نظر گرفته می شود به چیزهایی که برای او مطلوب و خواستنی است، بستگی دارد (پترسون، ۲۰۰۰).

نویسندگانی چون سوفوکلس و نیچه معتقد بودند خوش بینی موجب تداوم رنج انسان است و مواجه شدن با واقعیت تلخ بهتر است. این دیدگاه منفی نسبت به تفکر مثبت در آثار فروید نیز به چشم می خورد. به عقیده فروید (۱۹۲۸) خوش بینی قسمتی از طبیعت انسان است اما صرفاً از تعارض بیت غرایز و فرایند اجتماعی شدن ناشی شده است. فروید خوش بینی را پدیده ای فراگیر اما غیر واقعی می داند و معتقد است که به ویژه وقتی در قلمرو باورهای مذهبی مربوط به آخرت تبیین می شود به برقراری تمدن کمک می کند، با این وجود هزینه آن انکار ماهیت غریزی و در نتیجه انکار واقعیت است. گرچه خوش بینی و امید به نظر می رسد که هم معنا، اسنایدر (۲۰۰۰) تمایزی را بین این دو ساخت برحسب تعریف و ارتباط با سایر متغیرها خاطر نشان کرد (بارل، ۲۰۰۲).

کارل مینجر (۱۹۷۵) مترادف بودن این دو مفهوم را باور نداشته، می گوید خوش بینی همیشه با حقیقت مقداری فاصله دارد و فرد خوش بین بر اهمیت «من» تأکید دارد. تفاوت اصلی در مدل های خوش بینی و امید، تأکیدهای قبلی بر کارآمدی فرد در تفکر معطوف به هدف است. در حالی که تأکیدهای بعدی به شرکت داشتن متقابل کارآمدی و راهکارهای معطوف به هدف است (میلیگان، ۲۰۰۳). دو بعد خوش بین، انتظار و کارآمدی، در مطالعات اسنایدر (۱۹۹۶) راجع به امید ادغام شده اند. در این مدل، امید به عنوان انتظار فرد برای موفقیت در دستیابی به هدف تعریف شده است. طبق دیدگاه اسنایدر انتظارات معطوف به هدف از دو عنصر تشکیل شده است: ۱- افکاری که فرد درباره ی توانایی پیشبرد راهکارهای رسیدن به اهداف دارد و ۲- حس کارآمدی در مورد دستیابی به اهداف (پترسون، ۲۰۰۰).

تایلر (۱۹۷۹) خوش بینی را روحیه یا نگرشی تعریف می کند که با توقع درباره آیند. اجتماعی یا مادی مرتبط است؛ آینده ای که فرد ارزیابی کننده از نظر اجتماعی به دلیل منافع یا لذتی که برایش دارد، مطلوب تلقی می کند. طبق این تعریف، خوش بینی در بعد همخوان با هدف امید سهیم است، خوش بینی با امید از این نظر که هر دو مفاهیمی معطوف به آینده اند وجه اشتراک دارد (گیلهام و همکاران، ۲۰۰۱).

اسنایدر (۲۰۰۰) معتقد است که افراد خوش بین گرچه معتقدند چیزهای مثبتی برای آنها اتفاق خواهد افتاد اما لزوماً برنامه ریزی روشنی برای رسیدن به چیزی که می خواهند، ندارند و چنان چه با موانعی برخورد کنند که زندگی بالاجبار سر راه آدمی قرار می دهد، ممکن است احساس کنند که گیر افتاده اند یا ناکام شوند. اما افراد پرامید دارای هدف، قدرت اراده راهیابی برای رسیدن به هدفمند و معمولاً موانع را تشخیص می دهند. تفاوت بین امید و خوش بینی را می توان در این کلام گوهربار علی (علیه السلام) مشاهده کرد که می فرمایند: از کسانی مباش که بدون عمل، امید به آینده داشته باشی (منصوری، ۱۳۸۷).

امید و الگوی رفتاری تیپ A

مشخصه اشخاص تیپ A مسئولیت پذیری زیاد و سفت و سخت، بودن درمنیق وقت و هدف مداری است و به همین دلیل معمولاً برای

نظر دهید »
مقاله دیدگاه های رایج درباره امید
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

اعتبار امید در رشد و تکامل انسان همراه با عشق و ایمان حرف بزنیم (بورچارد و همکاران، ۲۰۰۳).

چارلزریک اسنایدر (۲۰۰۶) ملقب به سلطان امید برای اولین بار نظریه اش را درباره امید مطرح کرد و آن را مرکب از «قدرت اراده»، «قدرت راهیابی»،«داشتن هدف» و «تشخیص موانع» دانست(اسنایدر، ۲۰۰۶). براساس این فرض که امید موجب امید بیشتر می شود، روابط خانوادگی، دوستی های امیدبخش می توانند به عنوان عوامل روابط خواهر و برادری مدتی بعد ورئینگتون (۲۰۰۵) از مؤلفه دیگری در امید به نام «قدرت صبر» موقعی که ما تغییری نمی بینیم، یاد کرد. او درباره بازسازی امید می نویسد که زن و شوهر باید بتوانند با هر ارتباط برقرار کنند، اختلافشان را حل کنند، و آسیب ها را جبران (ورئینگتون، ۱۹۹۹). زن و شوهر باید الف. اراده برای بهسازی ازدواجشان داشته باشند، ب. باید به راه هایی برای بهسازی ازدواجشان دست یابند و ج. اعتقاد به صبر برای ازدواجشان داشته باشند و در عین حال برای بهبود ازدواجشان فعالانه بکوشند. به طور خلاصه، زوج ها به امید احتیاج دارند تا بتوانند مشکلات را طلاق دهند تا اینکه شریک زندگیشان را به عنوان مشکل ببینند. باید این نگرش و طرز فکر را جدی گرفت تا زوج ها برای مدتی طولانی از مشکلاتشان مرخصی بگیرند. راه این کار امید است زیرا امید هسته اصلی ازدواج و برای موفقیت هر ازدواجی لازم است (ورئینگتون، ۲۰۰۳).

لوپژ و همکارانش (۲۰۰۷) می نویسد که قدرت امید به عنوان یک نیروی انگیزشی در تمام دوران معاصر مورد بحث بوده و در قرن گذشته صاحب نظران پزشکی و روان شناسی آن را بررسی کرده اند. بیش از ۴۰ سال پیش، اثر جروم فرانک (۱۹۷۵) و (۱۹۷۵) امید را فرایندی مفهوم سازی کرد که در تمام رویکردهای روان درمانی مشترک است.

به نظر می رسد که امید مختص شرایط خاص و وابسته به توانایی خود شخص (شرایط درونی) است وقتی از توماس ادیسون درباره تلاش هایش برای اختراع لامپ سؤال شد، وی گفت «من شکست نخوردم فقط ۱۰۰۰۰ راه پیدا کردم که نتیجه نداد» (براون وبروس، ۲۰۰۳). به نظر می رسد که ادیسون به صورت تلویحی در تلاش هایش با دیدی امیدوارانه، پشتکار و صبر را اضافه کرد.

ارزش امید به قدرتی است که در آینده نهفته است. اگر آینده مثبتی را نمی شد تصور کرد امیدوار در آدمی فروکش می کرد. در امید، نگاه به آینده موج می زند امید به آینده نیروی حافظ زندگی است. چنین به نظر می رسد که امید از همان ابتدا مهارتی آموختنی باشد و از طریق جریان اجتماعی شدن در سنین اولیه عمر آموخته می شود.

برخلاف گروپمن (۲۰۰۵) که امید را مانند دارونم نافعال تلقی می کند و آن را انتظار، تمایل و باور می داند. اسنایدر معتقد بود که تلقی به عنوان مؤلفه ای که دارای اجزایی مثل چشمداشت و آرزوست، تلقی منفعلانه ای است و در عوض مضمون فعالی از امید را معرفی می کند که شامل داشتن هدف، قدرت برنامه ای و برنامه ریزی و قدرت اراده برای دستیابی به هدف با در نظر گرفتن موانع رسیدن به هدف و رفع آنهاست. از نظر او، هدف که اولین مؤلف امید است همان چیزی است که فرد آن را انجام می دهد یا می خواهد آن را داشته باشد و می تواند کوچک یا بزرگ باشد. کولریج (۱۹۱۲؛ به نقل از اسنایدر، ۲۰۰۲) می گوید «امید بدون هدف نمی تواند زنده بماند» بنابراین، اهداف صفر درصدی قابل دفاع اند. در واقع، اشخاص امید را تحت شرایط احتمالی متوسط از رسیدن به هدف رونق بخش می بینند. قدرت برنامه ریزی یا راهیابی، دومین جزء است و همان تصور توانایی یافتن راه هایی به سوی هدف مورد نظر است مثل «من می توانم برای این وضع راهی پیدا کنم» سرانجام، قدرت اراده با پایوری، جزء سوم امید، یک نیروی سوق دهنده در تفکر امیدبخش است. در واقع همان نیرویی است مه شخص را به سوی هدف می کشاند، یعنی تصور داشتن اراده برای به کارگیری راه های پیدا/ خلق شده برای رسیدن به هدف است و به صورت «با خودگویی مثبت» درونی مثل «من می توانم این کار را بکنم»، «من آماده ام»، «من به اوضاع مسلطم» است (اسنایدر، ۱۹۹۶). در این نظریه، قدرت اراده در آدمی نهفته است و چیزی نیست که باید آموخته شود یا از هیچ به وجود آید. در عوض می تواند افزایش یابد و به سوی اهداف خاصی سوق داده شود (همان منبع، ص ۱۳).

اسنایدر (۲۰۰۲) عقیده داشت که امید ماهیتی اضدادی دارد زیرا چارچوب نظریه امید حتی کسی که قصد خودکشی دارد برای هدفی البته بسیار منفی در حال نقشه کشیدن (برنامه ریزی) است؛ یعنی او با تمام امید می کوشد خودش را باشد. به عقیده او خودکشی در نهایت ممکن است بازتاب تجلی آخرین تفکر امیدبخش باشد. وقتی تعقیب اهداف مربوط به زندگی مسدود می شود، مردم سرشار از یأس و جستجو برای هدفی می شود که آنها را از دام های غیرقابل تحمل برهاند. مرگ همان هدف غایی است. هر چند که شخص ممکن است با تصمیم برای تعقیب مرگ مبارزه کند. از نظر اسنایدر (۱۹۹۶) افراد خودکشی گرا از نظر فکری فعال و پرتوان می شوند تا راهی برای رسیدن به هدفشان یعنی مرگ پیدا کنند. در واقع براساس این دانش بالینی است که متخصصان زمانی باید نسبت به اقدام به خودکشی که مرگ آور است، نگران باشند که سه شاخص مطرح باشد. نخست شخص شروع به توصیف مرگ خود در قالب کلمات روشن (هدف) کند، دوم، این طور به نظر بیاید که شخص دارای موج عظیمی از انرژی (تفکر پایورانه) است، و سوم شخص طرح و نقشه های خاصی درباره اینکه چگونه این تصمیم را عملی کند (تفکر رهیاب) دارا باشد. با این که درماندگی صحنه روانی را برای خودکشی از طریق تثبیت شخص روی هدف مرگ آماده می سازد، اما تفکرات پایورانه و رهیاب این سناریو مرگ آور را تکمیل می کند. بنابراین اصول تفکر امیدبخش را برای خودکشی قطعاً می توان به کار بست.

ورئینگتون (۲۰۰۵) در تأیید نظریه امید اسنایدر می نویسد «تصور داشتن قدرت رهیابی یا برنامه ریزی بدون تصور داشتن قدرت اراده، امیدی در پی ندارد. تصور داشتن قدرت اراده بدون تصور قدرت رهیابی، معنای امید را نمی دهد». با این حال، او معتقد است که امید چیزی بیش از دست و پنجه نرم کردن با موانع است و شامل پشتکار است. به قول گابریل مارسل، فیلسوف و خداشناس مسیحی، امید شامل این یقین است که خدا در شرایط سخت با ماست حتی وقتی که راهی را طول آن شرایط نشان نداده باشد. قرآن کریم بارها می

نظر دهید »
پایان نامه روانشناسی در مورد آناتومی و بیولوژی امید
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

با چشمان باز به ما جرأت می دهد که با شرایط خویش مواجه شویم و ظرفیت غلبه بر آنها را داشته باشیم. امید هیجانی مرکب از دو جزء است: جزء شناختی و جزء عاطفی. وقتی ما به چیزی امید داریم تا اندازه ای از شناخت خود استفاده می کنیم و اطلاعات و داده های مرتبط با واقعه بعدی مورد نظر را مرتب می کنیم.

برای مثال، اگر فردی از یک بیماری جدی رنج ببرد و به بهبودی امید داشته باشد حتی برای معالجه مجبور است دید متفاوتی از وضعیت از وضعیت خود در ذهنش ایجاد کند. این تصویری اندازه ای با درون سازی اطلاعات درباره بیماری و درمان های بالقوه آن رنگ می گیرد. اما امید با پیش بینی عاطفی یعنی آرامش داشتن، قوت قلب، برانگیزی احساسی که هنگام فرافکنی یک آینده مثبت در ذهن تجربه می شود نیز همراه است. این کار ایجاب می کند که مغز حالت عاطفی یا احساسی متفاوتی با حال حاضر داشته باشد. این دو جزء ـ شناخت و احساس ـ در مغز جدا از هم نیستند بلکه همبافته اند و یکدیگر تعدیل می کنند؛ این نکته مهمی درباره امید و سایر هیجان هاست می توانند در تصمیم گیری به شیوه ای سازنده سهم داشته باشند هیجان همراه اصلی تصمیم گیری منطقی است.

بیم و امید

بادامه ساختاری در عمق مغز آدمی که در دو طرف راست و چپ مغز قرار دارد. بادامه بخش کلیدی مسیری است که واسط ترس است. جوزف لی دوو، استاد دانشگاه نیویورک، تحقیق بنیادی درباره حیوانات جونده انجام داد تا مدارهایی را که در پاسخ به ترس و خطر وارد به بادامه یا از آن خارج می شوند، مشخص کند. آمیگدالا در انسان در حکم نظافتچی خانه برای ادغام محرک هایی که فراخوان ترسند، عمل می کند. آمیگدالایمی را می فرستد که موجب پاسخ های جسمی آشناترس می شود، یعنی افزایش ضربان قلب، انقباض شدید عضلات، تعریق پوست و غیره. علاوه بر این تغییرات ادراک شده در فیزیولوژی (بدن) ما، ترس موجب آزاد شدن آبشار هورمون های اصلی مانند GRH، بخش هیپوتالاموس می شود که روی غده هیپوفیز (رشد) برای آزادسازی هورمون دیگری به نام ACTH اثر می گذارد و این هورمون به سمت غده های کلیوی حرکت می کند تا هورمون کورتیزول (هورمون استرس) را آزاد کند. تمام این ها ظرف چند لحظه از دیدن صحنه یک چاقوی برنده (یا شنیدن صدای هیس هیس یک مار) ممکن است اتفاق بیفتد.

این بدان معنی است که افراد نادری که دچار آسیب مسیرهای مغزی اند، ممکن است «نترس» به نظر برسند. آسیب دیدن آمیگدالا موجب پاک شدن هیجان ترس و از این رو، هیجان های مثبت مخالفی می شود که به دفعات و شدت بیشتری اتفاق می افتند. این بیماران قادر به تشخیص حالت ترس در چهره طرف مقابل نیستند، گرچه قادرند سایر هیجان ها را مانند تعجب که با تشکیلات مشابهی از ماهیچه های صورت ابراز می شود، به راحتی تشخیص دهند. آنها قادر نیستند تصویر حالت ترس را در چهره دیگری بکشند هر چه می توانند تصویر هیجان های دیگر را بکشند. وقتی از آنها خواسته می شود که حالت ترس را چهره خود تقلید کنند، قادر به این کار نیستند. گرچه آنها از نظر عقلی می دانند که ترس چگونه است و چه چیزی آن را ایجاد می کند و در موقعیت های تهدیدآمیز می دانند که باید چه کار کنند اما به نظر نمی رسد که هیچ کدام از این اطلاعات بتواند به آنها کمک کند.

وقتی به بیمارانی که هر دو بادامه آنها تخریب شده است، تصویر فردی قابل اعتماد و فرد مظنونی را نشان می دهند، قادر به تشخیص بین چهره این دو نفر نیستند. اما بیمارانی که فقط یک بادامه آنها درست کار نمی کند، توانایی تشخیص بین چهره ای معتمد و مشکوک را دارند. این آزمایش ها نشان می دهد که چگونه هیجان های نخستین مانند ترس به رفتارهای اجتماعی پیچیده تغییر ماهیت می دهد که مستلزم تصمیم گیری و اداره روابط ما با دیگران در خانه و محل کار است.

یکی از مسایل مهمی که در امید نقش اساسی دارد، تاب آوری یا قدرت صبر است. در سال ۱۹۵۷ مطالعه ای روی یک سوم فارغ التحصیلان دبیرستانی ایالت وسیکانسین در آمریکا شروع شد. حدود ۱۰۰۰۰ زن و مرد اهل این شهر در این مطالعه پزشکی و روان شناختی بی نظیر شرکت کردند. آنها طی چند دهه از زمان فارغ التحصیلی از دبیرستان تا سال های بعد پیگیری شدند. ۹۷ درصد این گروه در شهر باقی ماندند. اطلاعات اساسی بسیار مفصلی درباره آنها به طور منظم درباره وضعیت سلامتی و وقایع زندگی شان به روز می شد. دکتر دیویدسون نمونه پانصد نفری از این گروه را که میانگین سنی آنها ۷۵ سال بود، برگزیده و پاسخ های آنها را به یک پرسشنامه جامع روان شناختی تجزیه و تحلیل کرد و نیمرخ روان شناختی از هر زن با توجه به سبک عاطفی وی ترسیم کرد. تاب آوری کانون اصلی بود. به منظور ترسیم نقشه ژنتیکی آنها براساس DNA آنها نمونه خونی گرفته شد سپس هر یک از این گروه ها در معرض محرک های عاطفی قرار گرفت. با بهره گرفتن از دستگاه مغزنگار الکتریکی (EEG) و اسکن های پیچیده، دکتر دیویدسون الگوهای عملکرد مغز را در پاسخ به اختلالات دردناک در گذشته بررسی کرد. همین طور، وی زنان را در معرض محرک هایی که هم اکنون اندازه می گرفت، قرار می داد که پاسخ های مغزی خاصی را فرامی خواندند. مانند سروصدای تیز و گوش خراش که آنها را ناگهان دچار هول و هراس می کرد. سپس تغییرات موجود در فعالیت مغزی، فعال سازی هم زمان مدارهای عصبی خاصی همراه با آزاد شدن هورمون کورتیزول (هورمون استرس) اندازه گیری شده نتایج نشان داد زنانی که عاطفه منعطف و مقاومی داشتند در طول روز میزان هورمون کورتیزول خط پایه آنها طبیعی بود و در اواخر بعدازظهر و عصر کاهش یافت. وقتی تجربه منفی تجدید خاطره شد، زنان منعطف و مقاوم افزایش زیادی در سطح کورتیزول نشان ندادند؛ این نشان داد که آنها از نظر فیزیولوژیکی پاسخ خود را به استرس شدید معتدل کرده بودند. برخلاف آنها، زنان آسیب پذیر هنگام یادآوری تجربیات روان خراش به طور مشخص نیمرخ کورتیزول متفاوتی داشتند. یعنی سطح کورتیزول در خون آنها به کاهش نشان داد.

وقتی درباره امید واهی می اندیشیم به نظر می رسد که امید واهی خطرات و تهدیدهایی را که امید واقعی تشخیص می دهد، تمیز

نظر دهید »
ارتباط متقابل ذهن و جسم
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

بنابراین، وقتی محققان کشف می کنند که چگونه افکار و هیجان ها در بافت های و اندام های ما تأثیر می گذارند، ادامه تحقیقات درباره پیوند ذهن و جسم مهم است. یعنی چگونه اطلاعات حاصل از اندام های محیطی به دستگاه اعصاب مرکزی منتقل می شوند و شیمی مغز را تعدیل می کنند تا شناخت و احساسات را شکل دهند وقتی ما از ناتوانی جسمی احساس درد می کنیم، این یک دور باطل ایجاد می کند بدین ترتیب که درد حس درماندگی را در ما تشدید می کند، هر چه کمتر احساس امیدواری کنیم، اندورفین و انکفالین کمتر و کلوسیستوکنین (CCK) بیشتر تولید می شود. هر چه به خاطر این انتقال دهنده های عصبی درد بیشتری را احساس کنیم، کمتر می توانیم احساس امید کنیم.

برای شکستن این دور باطل، کلید وجود دارد. این دور باطل را می توان با اولین جرقه شکست، یعنی واکنش زنجیره ای را از کار انداخت. امید درد را ملایم می کند، وقتی درد کمتری حس می کنیم، احساس امید گسترش می یابد که موجب کاهش درد بیشتر می شود. وقتی درد کاهش می یابد مانع بزرگی برای ادامه درمان سخت اما ضروری برطرف می شود.

به عقیده گروپمن (۲۰۰۵) ذهن محصول مغز است و مغز و جسم اساساً از طریق شبکه ای از اعصاب و هورمون ها و سایر مولکول های فعالی که واسط بسیاری از عملکردهای فیزیولوژیکی اند، به هم وصلند. بنابراین پیوند ذهن و جسم بدین معناست که فیزیولوژی بدن با کارکرد های ذهن مرتبط است. برای نمونه، اثرات زیانبار را اضطراب و یأس را می توان در شخصیت تیپ A که بی محابا رانندگی می کند و هیچگاه رنگ و آرامش به خود نمی بیند، مشاهده کرد. به همین دلیل مستعد حملات قلبی و زخم و التصاب معده است. افسردگی بالینی از جمله علل قاعدگی نامنظم و ناباوری قلمداد می شود. در فراسوی این مثالها، ذهن جدا دیده شده و به عنوان تأثیر بر نتایج بالینی به طور جدی تلقی نمی شود. بنابراین، همان طور که مبنای زیستی ترس، خشم اضطراب و هر هیجان دیگری وجود دارد، مبنای زیستی برای امید نیز قابل تصور است. سؤال اساسی این نیست که آیا چنین مبنای زیستی وجود دارد، بلکه این است که این مبنا شامل چه چیزی است؟ دکتر بروس کوهن استاد دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد و مدیر بیمارستان مک لین ـ یکی از مؤسسات پیشگام طرفدار مراقبت و تحقیقات روان پزشکی در آمریکا عقیده دارد که عملکرد ذهن در سلامت و بیماری اساساً با عملکرد بدن تفاوتی ندارد.

پایان نامه

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 150
  • 151
  • 152
  • ...
  • 153
  • ...
  • 154
  • 155
  • 156
  • ...
  • 157
  • ...
  • 158
  • 159
  • 160
  • ...
  • 234
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

نامور،مرکز نوآوري های آموزشی

 کسب درآمد خلاقانه بدون اینترنت
 حفظ عشق در میان‌سالی
 درآمد از عکاسی
 سئوی فنی وبسایت
 کفایت عشق به تنهایی
 تغذیه اصولی سگ
 تفاوت کلینیک و بیمارستان دامپزشکی
 شناخت گربه از صاحبش
 نشانه‌های بیتوجهی مردان
 نژادهای سگ عروسکی
 درآمد مشاوره استارتاپ
 روانشناسی عشق مردان
 تدریس گیتار آنلاین
 ساخت دوره آموزشی هوش مصنوعی
 اعتمادسازی در رابطه
 ابراز علاقه در رابطه
 تغذیه سگ چاو چاو
 کسب درآمد با سرمایه کم
 احترام به تغییرات شخصیت
 همکاری در فروش آنلاین
 سرپرستی گربه تهران
 روانشناسی شکست عشقی
 بهبود سئو ارگانیک
 معرفی سگ گریت دین
 بهبود تجربه کاربری فروشگاه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان