نامور،مرکز نوآوري های آموزشی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • ✅ توصیه های اساسی و کلیدی درباره آرایش دخترانه و زنانه
  • ⭐ توصیه های مهم درباره میکاپ
  • تکنیک های طلایی درباره آرایش برای دختران که نباید نادیده گرفت
  • کاش این موارد را درباره آرایش دخترانه و زنانه می دانستم
  • جدیدترین توصیه های مهم درباره آرایش دخترانه
  • ❌ هشدار!  رعایت نکردن این نکته ها درباره آرایش برای دختران مساوی با ضرر
  • ❌ هشدار!  رعایت نکردن این موارد درباره آرایش دخترانه و زنانه مساوی با زیان
  • " مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | ۵-۲- بحث و نتیجه گیری – 7 "
  • " مقاله های علمی- دانشگاهی | گفتار چهارم- تاکید عقل بر تامین عدالت استخدامی – 7 "
  • " خرید متن کامل پایان نامه ارشد | ۲-۲-۱-۲-۴- انتشار آگهی مزایده – 7 "
پایان نامه : خشونت ، کجروی ، جرم ، بزهکاری و پرخاشگری جوانان – نظریه بی سازمانی شاو و مک کی
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مناطق و اطراف آن دیده می شود . آنها معتقدند که علت کجرفتاری و ارقام بالای آن در این مناطق بی سازمانی اجتماعی است . به این معنی که شیوه نرمال و رفتار در همه سطوح جامعه به یک شکل نفوذ نکرده است . شاو و مک کی کوشش می کنند تا از نظر تجربی این مسأله را به اثبات برسانند . آنها نشان می دهند که میزان و درصد بالای کجرفتاری در منطقه های در حال تغییر و تبدیل تحت تأثیر جریان هجوم و استقرار قرار گرفته ، این امر نه تنها در شیکاگو بلکه در شهرهای دیگر می توان مشاهده کرد . در این منطقه ها که دچار بی سازمانی اجتماعی هستند ارزشهایی پرورش پیدا می کنند که الگوی رفتار کجروی را مورد تأیید قرار می دهند ، و تأکید دارند که لزوم اصلاحات اجتماعی برای توسعه فرهنگ مسلط جامعه در این مناطق ضروری است . این مناطق تحت تأثیر نیروهای ویرانگر قرار دارند که کارکردهای اجتماعی را فلج می کند و جامعه از حالت تعادل خارج می شود . در عین حال مقاومت در مقابل رفتار کجروی کم شده و نه تنها تحمل می شود ، بلکه در مواردی رفتار پذیرفته شده محسوب می گردد . بنابراین از نظر شاو و مک کی مسئله این مناطق عدم حضور معیارهای فرهنگی مناسب می باشد که فقر و در نتیجه میل به انحراف نشانه های آن است ( ممتاز ، ۱۳۸۵ : ۸۵ و ۸۸ ) . به عبارت دیگر شاو و مک کی فرض کردند که زندگی در محله فقیر ( حوزه گذار ) موجب می شود افراد به جرم دست زنند . آنها جرم و بزهکاری را در زمینه تغییر محیط شهری و توسعه اکولوژی شهر نشینی تبیین و نشان داده اند که شیکاگو محله های متمایز و متفاوتی دارد . بعضی مرفه نشین و بقیه فوق العاده فقیر و رنج کشیده هستند . این محله های انتقالی خیلی فقیر از میزان بالای دگرگونی جمعیت رنج می برند . و توانایی نگهداری و محافظت ساکنین و حمایت این محله ها در برابر گروه های محرمانه اندک است . میزان مهاجرین در این محله ها زیاد است . بچه های این محله ها بین همانند شدن با فرهنگ جدید و پیروی از ارزشهای سنتی والدینشان دچار آشفتگی شده اند . آنها به زودی در می یابند که مکانیسم کنترل اجتماعی که رفتار آنها را در شهر یا کشور قبلی شان یا حوزه روستایی محدود کرده بودند از هم گسیخته اند . در این حوزه ها سنتها شکسته و نهادهای قراردادی محله ها کارایی خود را از دست داده اند . در نتیجه بچه های این محلات احساس از جا کندگی کرده و فاقد مجموعه ارزشهای مؤثر و عملی هستند که آنها را از ارتکاب جرم نگه دارد . شاو و مک کی نشان داده اند که حوزه های اکولوژیکی متمایز در شهر توسعه یافته اند که از پنج منطقه متحدالمرکز تشکیل شده اند و تفاوت ثابت و معنی داری در میزان جرم درون هر منطقه وجود دارد . بالاترین میزان جرم در منطقه گذار( انتقالی ) است که بیشترین مهاجر را هم دارد یعنی بیشترین ساکنین آن در شهرهای دیگر متولد شده اند و اکنون در این منطقه سکنی گزیده اند . دورترین مناطق از مرکز هم پایین ترین میزان جرم را دارند . شاو و مک کی مدعی هستند که در مناطق ( حوزه ) انتقالی فرهنگهای چندگانه و ارزشهای ناهمگن وجود دارد ؛ هم ارزشهای قراردادی و هم ارزشهای انحرافی وجود دارند . بچه هایی که در این محله ها بزرگ می شوند کم کم در می یابند افرادی که بزهکار هستند از نظر مالی موفق تر هستند . در نتیجه آنها نیز در انتخاب بین یک شیوه زندگی قراردادی و یا انحراف آمیز ، شیوه زندگی انحرافی را بر می گزینند .

آنها به باندهای خلافکار ملحق می شوند . شاو و مک کی می گویند که رشد و توسعه باندهای خلافکار علت اصلی بزهکاری نوجوانان و جوانان در حوزه های فقیر نشین است . آنها می گویند دگرگونی و ناهمگونی جمعیت در محله های فقیر نشین به چند دلیل احتمال بی سازمانی اجتماعی را افزایش می دهد:

۱- شایستگی و توانایی نهادها برای کنترل درونی مشکل است . وقتی که تعداد زیادی از ساکنین این محله به جامعه شان علاقمند نباشند در اولین فرصت تصمیم به مهاجرت می گیرند .

۲- زمانی که شبکه های محلی در یک حالت مداوم بی ثباتی قرار گیرند ، توسعه روابط اولیه که منجر به ساختار رسمی کنترل غیر رسمی می شود ، کم می گردد .

۳- ناهمگونی ا ز ارتباط افراد جلوگیری می کند و بنابراین افراد در صدد جستجو راه حل برای مشکلات عمومی و رسیدن به اهداف جمعی نخواهد بود ( ممتاز ، ۱۳۸۵ : ۸۵ و ۸۸ ) .

ابعاد مداخله گر بی سازمانی اجتماعی از دیدگاه شاو و مک کی

۱- توانایی اجتماعی برای نظارت و کنترل همسالان .

۲- وجود شبکه های دوستانه غیر رسمی محلی .

۳- میزان مشارکت محلی در سازمانهای داوطلبانه و رسمی .

ثابت شده است که بزهکاری در اصل یک پدیده گروهی و جمعی است و از این رو بر اساس نظر شاو و مک کی توانایی یک اجتماع برای کنترل دینامیسم های سطح گروهی مکانیسم کلیدی پیوند دهند . ویژگیهای اجتماع با بزهکاری است . آنها استدلال می کنند که ساکنان اجتماعات همبسته و همگن بهتر قادر هستند که رفتار نوجوانان را کنترل کنند تا زمینه برای بزهکاری گروهی ایجاد نشود . در عوض اجتماعاتی که قادر به کنترل گروه های نوجوانان نیستند میزان بالاتری از بزهکاری را تجربه خواهند کرد . بعد دوم سازمان اجتماعی یک اجتماع یا محله شبکه دوستانه غیر رسمی محلی است . تئوری سیستمی می گوید که شبکه های اجتماعی اصلی از اجتماعات اکولوژی انسانی را تشکیل می دهد . وقتی پیوندهای اجتماعی محلی توسعه و گسترش یابند توانایی ساکنین محله برای کنترل اجتماعی افزایش می یابد ؛ زیرا آنها قادرند تا غریبه ها را بهتر شناسایی کرده و آمادگی بیشتری برای درگیر شدن با افراد مجرم دارند . بعد سوم سازمان اجتماعی میزان مشارکت محلی در سازمانهای داوطلبانه و رسمی است . سازمانهای اجتماعی مظهر ساختاری همبستگی اجتماعی محلی است . کورن هاوزر استدلال می کند که بی ثباتی نهادی و انزوای نهادهای محلی عوامل ساختاری اساسی بی سازمانی اجتماعی هستند . به طور خلاصه نظر آنها این است که وقتی روابط نهادهای اجتماعی ضعیف شود ، توانایی اجتماع برای حفاظت و حمایت کردن علایق محله ضعیف می شود.

منابع بیرونی سازمانی اجتماعی شاو و مک کی

۱- پایگاه اقتصادی – اجتماعی پایین ساکنین محله .

۲- تحرک ساکنین یا عدم ثبات ساکنین محله .

۳- ناهمگونی نژادی و قومی .

۴- از هم پاشیدگی خانواده .

۵- شهر نشینی.

شاو و مک کی معتقدند که پایگاه اقتصادی – اجتماعی یک همبستگی اکولوژیکی قوی با جرم و بزهکاری دارد و می گویند که محله هایی با پایگاه اقتصادی پایین فقدان پول و منابع کافی هستند . همچنین می توان گفت که پایگاه اقتصادی – اجتماعی رابطه مستقیم با مشارکت در سازمانهای داوطلبانه و رسمی را دارد و نشان داده است که اجتماعات با پایگاه اقتصادی – اجتماعی پایین نسبت به اجتماعات با پایگاه اقتصادی – اجتماعی بالاتر از پایه سازمانی ضعیفتر رنج می برند . آنها بر این عقیده هستند که تأثیرات پایگاه اقتصادی- اجتماعی بر بزهکاری به صورت مقدماتی از طریق کنترل های رسمی به عنوان بازتابی از مشارکت سازمانی و نظارت اجتماع بر نوجوانان محله عمل کرده است . منبع دوم بی سازمانی اجتماعی شاو و مک کی فرض شده است که عدم ثبات و تحرک ساکنین شبکه روابط اجتماعی محله را تخریب می نماید . در یک طرح مشابه کاساردا و جان ویتز استدلال می کند که همگون سازی تازه واردها در ساختار اجتماعی محله یک فرآیند موقتی و گذار بوده است و عدم ثبات ساکنین به عنوان مانعی برای توسعه شبکه های وسیع و گسترده دوستانه ، گروه های خویشاوندی و پیوندهای معاشرتی محلی بوده است .

منبع سوم بی سازمانی اجتماعی در مدل شاو و مک کی ناهمگونی نژادی و قومی است که معتقدند توانایی ساکنین محلات فقیر نشین را برای رسیدن به وفاق خنثی می سازد . از نظر سوتل ، بی اعتمادی همراه با ناهمگونی ، ساکنین محله را از شرکت در انجمن ها باز می دارد اگر چه گروه های قومی متعدد ممکن است ارزشهای قراردادی مشترکی داشته باشند ؛ اما ناهمگونی از ارتباطات و الگوهای تعاملی جلوگیری می کند .

منبع چهارم بی سازمانی اجتماعی از هم پاشیدگی خانوادگی است . سامپسون استدلال کرده است که از هم پاشیدگی خانواده و زندگی زناشویی ممکن است کنترل اجتماعی غیر رسمی را در سطح اجتماعی کاهش دهد . عقیده کلی بر آن است که خانواده های دو والدینی نظارت و سرپرستی لازم را نه فقط بر فرزندان و اموال خانواده شان فراهم می کنند ، بلکه بر فعالیتهای عمومی اجتماع نیز اعمال خواهند کرد . از این دیدگاه نظارت بر گروه همالان و فعالیت باندها به سادگی به خانواده ، بچه ها وابسته نیست ، بلکه یک شبکه کنترل جمعی خانواده وابسته است ، در تأیید این امر سامپسون نشان داده است که از هم پاشیدگی خانواده در سطح کلان تأثیرات مستقیم زیادی بر میزان جرم جوانان داد که این امر هم برای سفید پوستان و هم برای سیاه پوستان صادق بوده است . پنجمین متغیر بیرونی بی سازمانی اجتماعی ، شهر نشینی است . اگر چه شاو و مک کی به صورت مقدماتی بر الگوهای درون شهری بزهکاری توجه کرده اند ؛ اما چارچوب آنها با این ایده منطبق است که اجتماعات شهری در مقایسه با حوزه های روستایی و شهرهای کوچک توانایی اندکی برای کنترل اجتماعی دارند . به طور کلی شهرنشینی ممکن است شبکه های خویشاوندی و دوستانه را تضعیف نماید و از مشارکت اجتماعی در امور محلی جلوگیری کند .

مدل علی نسخه گسترش یافته تئوری بی سازمانی شاو و مک کی برای تبیین میزان جرم و بزهکاری

تئوری بی سازمانی اجتماعی توسط افراد مختلفی مورد آزمون تجربی قرار گرفته است . سامپسون و همکارانش  ( ۱۹۹۷ ) در یک مطالعه بر روی ۳۴۳ محله شیکاگو نشان داده اند که چگونه همبستگی محله و کارایی جمعی در میان افراد محله یک بخش اساسی از تأثیرات محرومیت تمرکز یافته ( شامل درآمد پایین ، بیکاری ، از هم پاشیدگی خانوادگی یا از هم گسیختگی خانواده ها و درصد بالای غیر سفید پوستان ) و عدم ثبات ، ساکنین را بر جرایم خشونت آمیز تعدیل می کند .

یافته های پیمایشی جرم بریتانیا برای سالهای ۱۹۸۴ ، ۱۹۸۸ و ۱۹۹۲ هم نشان داده است که جرم و بی نظمی از قبیل تخریب کردن ، آشغال ریختن ، شعار روی دیوار نوشتن و عدم نظارت بر جوانان منجر به ترس می شود ترس هم همبستگی محله را کاهش می دهد و ضعیف شدن همبستگی دوباره جرم و بی نظمی را بیشتری را به همراه دارد .





بی نظمی / جرم

مدل بی سازمانی اجتماعی برای تبیین جرم

 
نظر دهید »
نظریه دوایر متحد المرکز -خشونت ، کجروی ، جرم ، بزهکاری و پرخاشگری جوانان
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

افراد مرفه الحال ، صاحبان صنایع ، هتلها و مراکز توریستی و … می باشد . منطقه پنجم بیرونی ترین منطقه شهر است که شهرکها را شامل می شود . بسیاری از ساکنین این منطقه در طول روز این منطقه را خالی نموده و برای کار به شهر می روند ( شیخی ، ۱۳۸۴ : ۲۲۵ – ۲۲۶ ) .

پایان نامه ها

برگس و پارک معتقدند که در تبیین جرم ، بزهکاری و دیگر اعمال خلاف ، منطقه اصلی و کلیدی ، منطقه دوم یعنی انتقالی است . در منطقه دوم از دوایر متحد المرکز جابه جایی هایی مستمر صورت می گیرد . همچنین ، منطقه یاد شده یا مسائل اجتماعی عدیده ای مواجه می شود . پیدایش مسائل گوناگون اجتماعی در این منطقه بیشتر به علت تحرک زیاد و از دست رفتن کنترل روی افراد ساکن در این منطقه است . در مواردی حتی کنترل کاملاً از دست می رود و نتیجه چنین وضعیتی پیدایش خشونت های گوناگون ، غیر اخلاقی شدن جامعه ، ظهور بزهکاری نوجوانان ، پیدایش دسته ها و گروه های خلافکار ، فقر ، گسسته شدن خانواده ، پیدایش « واندالیسم » یا محله نامناسب می باشد . برگس و همکارانش معتقدند که به دلیل شرایط نامناسب اقتصادی و عدم ثبات ساکنین جرم و بزهکاری در این منطقه ( دوم ) به اوج خود میرسد ( شیخی ، ۱۳۸۴ : ۲۲۷ و ممتاز ، ۱۳۸۵ : ۸۵ ).

۷-۳-۷-۲- تبیینهای تلفیقی

نظریه یا تبیینهای تلفیقی کجروی ، توجه خود را به متغیرهای متنوعی معطوف می دارند . این تنوع می تواند یا ناشی از تعلق متغیرها به سطوح مختلف تحلیل خرد ، میانه و کلان باشد و یا ناشی از طبیعت زیستی ، روانی ، روانشناختی اجتماعی یا جامعه شناسی آنها . توجه مستقل به این تبیینها از آن رو اهمیت دارد که بخش قابل توجهی از تبیینهای جرم و کجروی ، یا صرفاً یک متغیر مستقل را مورد توجه قرار داده اند ؛ یا اینکه در عین توجه به نقش متغیرهای متعدد ، نگاه خود را بر یک متغیر با یک نوع متغیر خاص ( مثلاً ، متغیرهای ساختی ) متمرکز ساخته و به « بزرگ نمایی » آن پرداخته اند . مطالعه تبیینهای کجروی ، نشان می دهد که کمتر نظریه ای تحلیل خود را به نقش آفرینی یک علت واحد محدود ساخته است و بسیاری از آنها ، دست کم ، اشاره ای به اثر گذاری انواع از علل متفاوت دارند ( سلیمی و داوری ، ۱۳۸۶ : ۴۳۴ ) .

در زیر به چند مورد از نظریه پردازان مشهور تبیینهای تلفیقی اشاره می گردد :

۱- الگوی خنثی سازی سایکس و ماتزا

گرشام سایکس و دیوید ماتزا ، الگویی را برای تبیین کجروی ارائه داده اند که عناصر اصلی نظریه های یادگیری ، پدیدار شناسی ، کنترل و برچسب زنی را در خود جمع دارد : نخست با پرداختن به اینکه کجروان ، راه فرار را فشارهای همنوایی را از جامعه می آموزند ، به نقش یادگیری اشاره می کند . دوم به اینکه توجه می دهد که کجروان ( به ویژه نوجوانان که در برابر برچسب های جامعه ، آسیب پذیرند ) پس از مواجهه با جامعه ، به بازنگری در خود پنداره و سپس رفتار خود می پردازند . سوم مثل نظریه های کنترل ، فشارهای عاطفی و ارزشی جامعه بر کجروان یا یکی از عوامل بازدارندۀ جرم و کجروی می شمرد . چهارم هدف کجروان را از توسل به فنون خنثی سازی ، رها شدن از فشارهای همنوایی می داند و این امر ناشی از پایبندی درونی آنان به نظام ارزشی و هنجاری جامعه است .

شواهد این پایبندی را نیز سایکس و ماتزا مشاهدات زیر می دانند :

۱- کجروان گاه از رفتار نادرست خود ، احساس پشیمانی و گناه می کنند .

۲- آنان ، اغلب به انسانهای درستکار و مطیع قانون احترام می گذارند .

۳- بین افرادی که می توانند قربانی آنان باشند ، یا دیگران فرق می گذارند .

به نظر سایکس و ماتزا بر اساس این مشاهدات باید پذیرفت که کجروان یا از نادرستی عمل خویش آگاهند و یا آنکه از نیاز به همنوایی در امان نیستند . چون همنوایان ، پیوسته خود را نیازمند مشارکت در انواع رفتارهای همنوایان ( مانند تحصیل ، رفت و آمدهای خانوادگی ) می بینند . سپس به هر دلیل ، ارزشها و نگرشهای مرسوم را معتبر می دانند . به همین سبب ، همواره خود را با معضل احساس گناه مواجه می یابند و به فرمولهای مبتنی بر عذر و بهانه و تخفیف با گناه متوسل می شوند (همان منبع ، ۱۳۸۶ : ۴۳۱ و ۴۳۲ ) .

۲- الگوی تلفیقی الیوت ، هیوزینگا و ایجتون

این الگو برآیند آثار متغیرهای به کار رفته در نظریه های ساختی ، تضاد ، زیستی ، روانی و روانشناختی اجتماعی بویژه عنصر جامعه پذیری را مورد توجه قرار داده اند تا بدین وسیله بتوانند جرم و انحراف را در جامعه تبیین کنند . بر اساس نظریه الیوت و همکارانش ، نوجوانانی که در حوزه های سازمان یافته اجتماعی زندگی می کنند – و در خانه به صورت ناقص جامعه پذیر شده اند – خطر زیادی برای فشارهای دریافتی دارند – درک آنها از فشار بعداً به ضعیف شدن دلبستگی فرد به هنجارها ، فعالیتها و گروه های قراردادی منجر می شود . – و پیوند قراردادی ضعیف و میزان بالای فشار اجتماعی موجب می شود تا بعضی از جوانان ارزشهای قراردادی جامعه را طرد کنند و نپذیرند –و در جستجوی پیوند با گروه های هم سال منحرف بر می آیند . این گروه های بزهکار ضد اجتماعی ، فرد را برای انجام جرم و خشونت تشویق و تقویت کرده و مدلهای نقشی برای رفتارهای ضد اجتماعی را فراهم  می کنند . دلبستگی به این گروه های بزهکار و ضد اجتماعی هنگامی که با پیوندهای ضعیف با هنجارها و گروه های قراردادی ترکیب شود و به افزایش رفتارهای بزهکارانه و خشونت آمیز و مصرف زیاد مواد مخدر منجر می شود .

او بیان می کند ، زندگی در محله های بی سازمان ، احساس یأس و ناامیدی ، احساس ناتوانی برای پیشرفت و درگیر شدن در جرایم را بوجود می آورد و این امر شرایطی را بوجود می آورد که در آن ارزشهای قراردادی جامعه تضعیف می شوند . در نتیجه بچه ها علاقه به درس و مدرسه ، خانواده و نظم اجتماعی را از دست می دهند ، در چنین جامعه ای گروه های همالان بزهکار جایگزین قابل قبولی شده و ارتکاب به جرم و خشونت را حمایت می کنند . ( Siegel , 2001 : 273 – ۲۷۵   ) .

 

الگوی تلفیقی الیوت و همکارانش

فشار و از خود بیگانگی
اجتماعی شدن ناقص

 

بی سازمانی اجتماعی

 

 

 

 

 

 

ضعیف شدن پیوندهای اجتماعی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

           
       
     
 

 

 

 

 

ملحق شدن به خرده فرهنگهای منحرف و کجرو

 

پذیرش ارزشهای گروه همسالان منحرف و کجرو

 

 
نظر دهید »
پایان نامه روانشناسی در مورد دیدگاه جرالد پترسون
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

به نظر پترسون می توان ، با حمایت از کودک ، برخورد گرم و صمیمی با او و همچنین بکارگیری منسجم انواعی از قواعد روشن رفتارهای پرخاشگرانه را کنترل کرد.(Petterson ,1986 : 932 –۹۹۴ ).

۵- تئوری چلبی

چلبی چهار سازه ، نیاز ، فرصت ، معنا و انتظار را در زمینه تبیین رفتار ارائه می دهد . او رفتار را تابعی از سازه های فوق به صورت ترکیبی و تجربه ای می داند و معتقد است راست رفتاری در سطحی منوط به آن است که افراد و کنشگران فردی و جمعی فرصت مکفی در اختیار داشته باشند ، نیازهایشان واقعی باشد ، انتظارات معقول و موجه اجتماعی از آنها وجود داشته باشد و معنی هایی که از طرف جامعه به آنها می رسد صریح ، منطقی و موجه باشد . در روابط اجتماعی شان احساس عدالت رابطه ای و در توزیع مواهب جامعه هم احساس عدالت توزیعی را داشته باشد . چلبی اظهار می دارد که تعهد ، اندیشه ، پول و زور پاسداران اصلی ، پایه هر نظم اجتماعی می باشند . که کم و کیف هر کدام در نظم اجتماعی تجربی متفاوت و متغیر است و میزان یک نظم در هر کدام از آنها به عوامل بیشماری از جمله بستگی به فاز جامعه دارد ، یعنی اگر جامعه در فاز اقتصادی باشد نظم اجتماعی آن بیشتر متکی بر پول و ثروت است ، در صورتی که در فاز اجتماعی باشد نظم آن بیشتر وابسته به تعهد است . در صورتی که در فاز سیاسی باشد نظم آن بیشتر اتکا به زور دارد و اگر در فاز فرهنگی باشد نظم آن بیشتر تکیه بر اندیشه دارد ( جلیلی ، ۱۳۸۱ : ۸۶ و ۸۷ ) .

از دیدگاه چلبی کژرفتاری وقتی به وجود می آید که :

۱- برای افراد فرصت کم یا زیاد باشد .

دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه

۲- فرد به دلایل مختلفی نیاز داشته باشد .

۳- انتظارات اجتماعی از افراد پایین یا بالا باشند .

۴- معناها برای آنها مبهم ، غیر منطقی و ناموجه باشند .

و احساس بی عدالتی رابطه ای و توزیعی کنند هر کدام از آنها در ترکیب با یکدیگر می توانند به کژرفتاری منجر شوند . اگر این تز را به صورت یک تابع در نظر بگیریم می توان گفت که این تابع از چهار سازه ژنریک ( نیاز ، فرصت ، معنا و انتظار ) تشکیل گردیده است که رفتار تابعی از این سازه های می باشد . خصوصیت جالب و قابل توجه این تابع ( ( نیاز ، فرصت ، معنا و انتظار ) رفتار = F ) اثر ترکیبی عناصر آن با یکدیگر می باشد به گونه ای که می توان تابع های مختلف را از آن استخراج نمود . به همین دلیل چلبی آن را یک ابر تابع یا تابع بزرگ می نامد .

وی دو نوع ترکیب عمده برای چهار عامل مزبور قایل می شود : اول ترکیبی که روابط آن بر اساس گزاره های منطقی باشد . دوم ترکیبی که رئالیستی باشد .

چلبی بر اساس ترکیب نوع اول یعنی ترکیبی که روابط آن بر اساس گزاره های منطقی باشد ، چهار قضیه محوری تئوریکی اش را به شرح زیر مطرح می کند :

قضیه اول : سطح تولید فرصتها در جامعه در سطوح مختلف با کژرفتاری رابطه ای سهمی درجه دو دارد؛ یعنی :

الف ) اگر فرصت مکفی باشد احتمال کژرفتاری فرد پایین می آید .

ب ) اگر فرصت کم باشد ، احتمال کژرفتاری بالا می رود .

ج ) اگر فرصتها زیاد باشد احتمال کژرفتاری بالا می رود .

قضیه دوم : نابرابری در توزیع فرصتهای اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی رابطه خطی مستقیم با کژرفتاری دارد . نابرابری ها موجب اشاعه فساد و کژرفتاری در جامعه می شود .

قضیه سوم : میزان انتظارات جامعه از افراد با کژرفتاری رابطه سهمی درجه دو دارد یعنی :

الف ) اگر انتظارات اجتماعی افراد موجه و معقول باشد احتمال کژرفتاری کاهش می یابد .

ب ) اگر انتظارات اجتماعی از افراد بالا باشد احتمال کژرفتاری افزایش می یابد .

ج ) اگر انتظارات اجتماعی از افراد پایین باشد احتمال کژرفتاری افزایش می یابد .

قضیه چهارم : معنی سیبرنتیکی روی رفتار دارد یعنی رفتار را تعیین می کند ، آنومی معنایی می تواند احتمال کژرفتاری را افزایش دهد ( همان منبع ، ۱۳۸۱ : ۹۳ و ۹۴ ) .

جمع بندی مطالب جامعه شناختی

– نظریه فشار

نظریه های فشار یک نوع دیگر از نظریه های جامعه شناختی هستند و معتقد هستند که انحراف برای این پیش می آید که جامعه دستیابی به برخی هدفها را تشویق می کنند ؛ ولی وسایل ضروری برای رسیدن به این هدفها را در اختیار همه اعضای جامعه قرار نمی دهد . به عبارت دیگر نظریه پردازان فشار مدعی هستند جرم تابعی از تضاد بین اهداف و ابزارهایی است که مردم می توانند به شیوه مشروع برای رسیدن به آن اهداف از آنها استفاده کنند . بر اساس این نظریه احساس ناکامی ، از خود بیگانگی و فقدان حمایت مثبت خانواده احتمال ارتکاب جرم فرد را افزایش می دهد و یک امر مطلوب برای انتقام ، کینه توزی و گسست قید و بندهای اجتماعی را بوجود می آورد که این احساس را به شکل رفتارهایی از قبیل خشونت نشان می دهد . دورکیم از جمله نظریه پردازان قرن نوزدهم است که به تبیین کژرفتاری از دیدگاه جامعه شناختی پرداخت . او از پیشگامان نظریه فشار است که نظریه آنومی ( بی هنجاری ) را برای تبیین جرم و کجروی مطرح نمود.  او معتقد است که در شرایط اجتماعی استوار و پایدار ، آرزوهای انسان از طریق هنجارها تنظیم و محدود می شود و با از هم پاشیدگی هنجارها ( و لذا از بین رفتن کنترل آرزوها ) یک وضعیت آرزوهای بی حد و حصر یا آنومی بوجود می آید . از آنجا که این آرزوهای بی حد و حصر ، نمی توانند ارضا شوند ، در نتیجه یک وضعیت نارضایتی اجتماعی دائمی پدید    می آید . سپس این نارضایتی در جریان اقدامات اجتماعی منفی نظیر خودکشی ، تبهکاری ، طلاق ، خشونت و … ظاهر می گردد . دورکیم بر این باور است همانطور که جامعه به سمت ارگانیک شدن پیش می رود ، هنجارهای اجتماعی مستقر تضعیف می شوند و قدرت تنظیم کنندگی خود را از دست می دهند ، و جامعه دچار شکل خاصی از نابسامانی و آشفتگی ارزشی می شود که دورکیم آنرا آنومی می نامد . آنومی زمینه ساز انواع مختلف ناهنجاری های اجتماعی است. ( ستوده ، ۱۳۸۵ : ۱۲۸ ).

رابرت مرتن نیز در کنار سایر نظریه پردازان فشار معتقد است که انحراف ( کژرفتاری ) برای این پیش می آید که جامعه دستیابی به برخی هدفها را تشویق می کند ولی وسایل ضروری برای رسیدن به این هدفها را در اختیار همه اعضای جامعه قرار نمی دهد . در نتیجه ، برخی افراد یا باید هدفهای خاصی را برای خود برگزینند و یا برای رسیدن به هدفهایی که فرهنگ جامعه شان تجویز کرده ، باید وسایل نامشروعی را بکار ببرند .

به عبارت دیگر مرتن آنومی یا بی هنجاری را به فشاری اطلاق می کند که وقتی هنجارهای پذیرفته شده با واقعیت اجتماعی در ستیزند ، برای افراد وارد می آید . در واقع این نظریه ، انحراف را به عنوان نتیجه فشارهای ساختاری می داند که مردم را تحت فشار قرار می دهد ، تبیین می کند.( همان منبع،۱۳۸۵ : ۱۲۹ ).

آلبرت کوهن در نظریه خود به عنوان ناکامی منزلتی ، کجروی را به پایگاه اجتماعی و طبقات اجتماعی منسوب می کند و منشأ این رفتارها را عدم دسترسی به هدف مورد قبول جامعه می داند . او کجروی را اعتراض ناشی از یأس و نومیدی ، ناکامی و حرمان طبقه محروم جامعه ذکر کرده که به شکل ویرانگری ، تخریب و خشونت نمایان می شود . کوهن معتقد است در بسیاری موارد ارتکاب جرایم گوناگون به خاطر یک هدف سودمند گرایانه انجام نمی گیرد . بلکه هدف از ارتکاب جرم سرگرمی و لذت جویی می باشد . و از سوی دیگر کوهن مفهوم ناکامی منزلتی را به علت فشاری در نظر می گیرد که نظام اجتماعی به فرد وارد می سازد و او را به سوی بزهکاری سوق می دهد ( کوهن ، ۱۹۷۱ : ۴۹ و ۵۰ ) .

بنابراین با توجه به نظریه فشار می توان گفت که پایگاه اجتماعی – اقتصادی پایین والدین و ناکامی در ارتکاب خشونت جوانان و دیگر رفتارهای خطرناک تأثیر عمده ای دارد . بر اساس تئوری محرومیت نسبی احساس بی عدالتی اجتماعی مستقیماً با نابرابری درآمد رابطه دارد و این احساس در جوامعی بیشتر است که در آن فقرا و ثروتمندان در آن در کنار هم زندگی می کنند ، و جوانان محله های فقیر نشین هنگامی که خودشان را با افراد ثروتمند و کسانی که در ناز و نعمت هستند مقایسه می کنند احساس ناکامی و بی عدالتی کرده و در نتیجه آنها هم سعی می کنند تا به ثروت و رفاه دست یابند . حتی اگر از طریق روش های غیر قانونی باشد و این شرایط میزان جرم و خشونت را در میان این افراد افزایش می دهد . تأثیر نابرابری ممکن است زمانی به حداکثر خود برسد که افراد فقیر باور داشته باشند توانایی اندکی برای رقابت در جامعه داشته یا جایی که تعادل قدرت اقتصادی و اجتماعی بیشتری به نفع ثروتمندان تغییر می یابد . تحت این شرایط فقر نسبی احتمال انتخاب فعالیتها و اعمال غیر قانونی را افزایش می دهد . چنین احساسی در افراد باعث افزایش میزان جرم و خشونت می شود . مارکووتیز محرومیتها و کمبودهای اقتصادی منجر به یک حساسیت یا نگرانی از موفقیت بویژه در میان همالان و هم محلی ها می گردد و این کمبود برای دستیابی به کالاهای مادی تأکید دارد و چون فرد نمی تواند به شیوه قانونی به این کالا دست یابد از خشونت به عنوان شیوه ای برای دستیابی به کالای مادی استفاده می کند . بسیاری از نظریه پردازان نظریه خرده فرهنگ ، بر تمایز هنجارها و ارزشهایی تأکید دارند که گروه های متفاوت بدان پایبندند و مدعی می شوند که علت تحقق جرم ، نوعی

نظر دهید »
راهنمای مقاله : نظریه بی سازمانی اجتماعی
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

دیدگاه اکولوژی ( بوم شناسی )

این دیدگاه در اواسط قرن بیستم توسط لوئیز ورث ، رابرت پارک و ارنست برگس مطرح گردید . دیدگاه اکولوژی به توزیع پدیده ها و رابطه آنها با محیط می پردازد و جرم را تابعی از تغییرات اجتماعی می داند که جدایی از تغییرات محیطی به وقوع می پیوندد . برگس و همکارانش تلاش کردند رابطه بین جرم و اکولوژی را در شیکاگو تبیین کنند . آنها شهر را به عنوان یک موجود زنده در نظر می دیدند که رشد می کند و کل ارگانیکی را تشکیل می دهد و حوزه های متعدد شهر را به عنوان اندامهایی در نظر گرفتند که برای کارهای مختلفی به خدمت گرفته می شوند .

پایان نامه

تئوری محرومیت نسبی

مفاهیم تئوری آنومی را با مدلهای بی سازمانی اجتماعی ترکیب کرده اند بر اساس نظریه بلاو افراد طبقه پایین ممکن است هم احساس محرومیت نسبی کنند و هم این احساس را تشدید کنند وقتی که آنها شیوه زندگیشان را به آنهایی که در ناز و نعمت و رفاه هستند مقایسه می کنند . افرادی که به دلیل طبقه اقتصادی یا نژادی شان احساس محرومیت کنند . سر انجام احساس بی عدالتی و نارضایتی را گسترش می دهند . رفاه و خوشبختی اندک طبقات پایین شروع به تخریب جامعه ای می کند که نابرابری اجتماع را پرورش داده و شانس افراد را برای ترقی و پیشرفت با بهره گرفتن از ابزارها و شیوه های مشروع مسدود کرده است . ناکامی مداوم و زیاد که منتج از این احساس نابرابری است ، پرخاشگری و دشمنی سرکوب شده را به وجود می آورد که در نهایت به خشونت و جرم منجر    می شود . تأثیر نابرابری ممکن است زمانی به حداکثر خود برسد که افراد فقیر باور داشته باشند توانایی اندکی برای رقابت در جامعه داشته یا جایی که تعادل قدرت اقتصادی و اجتماعی بیشتر به نفع ثروتمندان تغییر می یابد . تحت این شرایط فقر نسبی احتمال انتخاب فعالیتها و اعمال غیر قانونی را افزایش می دهد . براساس دیدگاه محرومیت نسبی احساس بی عدالتی اجتماعی مستقیماً با نابرابری درآمد رابطه دارد و این احساس در جوامعی بیشتر است که در آن فقیر و ثروتمند در کنار هم زندگی می کنند . نوجوانان محله های فقیر نشین هنگامی که محله شان را با محلات مرفه و ثروتمند نشین همان شهر مقایسه می کنند احساس ناکامی و بی عدالتی کرده و در نتیجه آنها هم سعی می کنند تا به این امکانات اقتصادی ارزشمند دست یابند . حتی اگر از طریق روش های غیر قانونی باشد ، این شرایط خود میزان جرم و خشونت را در این محلات افزایش می دهد .

نظریه رده سنی سامپسون و لوپ

مهمترین عوامل در بستر خانواده که بزهکاری را تحت تأثیر قرار می دهند از انضباط نابسامان و سخت گیری های اعمال شده از سوی پدر و مادر ، طرد پدر ، طرد عاطفی کودک از سوی پدر و مادر خود این عوامل را ویژگیهای ساختاری همانند یک خانواده پر جمعیت ، پایگاه اقتصادی – اجتماعی پایین والدین ، جابجایی زیاد خانواده ، مجرمیت والدین و فروپاشی خانواده را تحت تأثیر قرار می دهند . تأثیر این عوامل ساختاری بزهکاری غیر مستقیم است . بقیه نظریه سامپسون و لوپ به پایداری و دگرگونی در روند زندگی مربوط است . آنها تلاش می کنند به این پارادوکس آشکار معنا بخشند که رفتار جامعه ستیزان دوران بچگی و بزهکاری اطفال و نوجوانان بهترین پیش بینی کننده رفتار مجرمانه دوران بزرگسالی است . با این وجود بیشتر بزهکاران در بزرگسالی مجرم نمی شوند . آنها بیان می کنند که بزهکاری دوران بچگی احتمال پیوند خوردن اجتماعی دوران بزرگسالی را کاهش می دهد که آن هم به نوبه خود احتمال رفتار مجرمانه دوران بزرگسالی را فزونی می بخشد.

دیدگاه تضاد

نظریه پردازان اجتماعی ، تبیین جرم را در درون بافتهای اقتصادی بافتهای اقتصادی و اجتماعی و با بیان ارتباطی پی می گیرند ، که میان طبقات اجتماعی ، کجروی و فرآیند کنترل اجتماعی وجود دارد . تبیینهای تضاد فرض می کنند که در درون جامعه وفاقی کامل و واقعی درباره ارزشها وجود ندارد ؛ و جامعه مرکب از گروه های ستیزه گر و برخوردار از ارزشها و منافع متفاوت است که در بخش عمده ای از این آرا و نظرات ، در قالب طبقات اجتماعی جلوه گر می شوند . و این وضعیت باعث شده تا نظریه پردازان ، جرم را پیامد تضاد طبقاتی تلقی کنند .

تئوری خرده فرهنگ خشونت

یکی از مهمترین تبیین های تئوریک در مطالعه خشونت های بین شخصی جوانان و بزرگسالان ، تئوری خرده فرهنگی خشونت ولفگانگ و فراکوتی است . بر اساس نظریه خرده فرهنگ خشونت بعضی گروه ها نسبت به دیگران بیشتر مرتکب خشونت می شوند ؛ زیرا آنها مجموعه متمایزی از ارزشهایی دارند که خشونت را تأیید نموده یا با آن مدارا می شود . این ارزشها برای تبیین میزان بالای خشونت در میان اقلیتها و مردان و زنان طبقات پایین جامعه و غیر به کار گرفته می شود . فیلسون و همکارانش معتقدند که تئوری خرده فرهنگ برای واحدهای اجتماعی در ابعاد متوسط از قبیل مدرسه و محله ها ، نیز قابل کار برد است . یعنی میزان خشونت از محله ای به محله دیگر متفاوت است . تبیین های خرده فرهنگ خشونت به صورت ضمنی یا آشکار بر تأثیرات اجتماعی شدن تأکید دارند .

نظر دهید »
مقاله الگوی تلفیقی الیوت
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

جمع بندی دیدگاه های روانشناختی

بسیاری از اندیشمندان که در زمینه خشونت و جرم کار کرده اند ، روانشناسان می باشند . این افراد بر نقش عوامل روانی و خلق و خوی افراد تأکید دارند و برخلاف دسته قبل معتقدند که رفتار های نابهنجار فرد را باید توسط عوامل روان و مشکلات درونی فرد جستجو کرد نه مشکلات زیستی و وراثتی . روانشناسان به نقش و تأثیر غریزه ، محرومیت و بی نظمی های روانی در زمینه خشونت و جرم اشاره می کنند .

جمع بندی مطالب نظریه های یادگیری

یکی از مهمترین دیدگاه های اجتماعی عمده در تبیین خشونت نظریه های یادگیری اجتماعی می باشند . بر اساس این دیدگاه خشونت همانند دیگر رفتارهای افراد در اثر همنشینی با افراد جامعه آموخته می شود . آنها در این باره به نقش خانواده و همالان در ارتکاب خشونت اشاره می کنند . از جمله نظریه پردازان یادگیری اجتماعی که از مهمترین آنها نیز به شمار می رود می توان به آلبرت باندورا اشاره کرد . او مدعی است که غالب رفتارهای انسان از طریق مشاهده در خلال فرایند الگوسازی فرا گرفته می شوند . الگوهایی که از طریق تجربه مستقیم و تقلید رفتارهایی که مشاهده کرده یا دیده اند یاد می گیرند . ادوین اچ ساترلند نیز در کنار سایر نظریه پردازان یادگیری معتقد است که رفتار انحرافی از طریق داشتن روابط اجتماعی با انواع خاص از مردم آموخته می شود ، به عبارت دیگر مردم همانطور که در مصاحبت و معاشرت با افرادی که به هنجارها احترام می گذارند ، به رعایت هنجارها ترغیب و متمایل می شوند ، در هم صحبتی و همنشینی با افراد منحرف و کجرو به سمت رفتارهای انحرافی سوق می یابند . آلبرت باندورا اعتقاد دارد هر نوع رفتاری بوسیله مشاهده رفتار دیگران آموخته می شود . یا اینکه فرد به عنوان الگو انتخاب می شود یا چند بستگی به عوامل مختلفی از جمله موقعیت او دارد .

جمع بندی دیدگاه زیست شناسی

خشونت و جرم به عنوان یک پدیده و مسئله اجتماعی مورد توجه اندیشمندانی همچون لومبروزو و شلدون قرار گرفته است ، آنها به نقش عوامل زیستی و وراثتی اشاره کرده اند و در واقع معتقدند که خشونت و جرم افراد را می توان توسط خصوصیات بیولوژیکی فرد تبیین کرد .

 

بنابراین با توجه به نظریه های و تحقیقات گوناگون صورت گرفته می توان مدل نظری تحقیق را به صورت زیر نشان داد .

 

منابع فرضیه ها

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 115
  • 116
  • 117
  • ...
  • 118
  • ...
  • 119
  • 120
  • 121
  • ...
  • 122
  • ...
  • 123
  • 124
  • 125
  • ...
  • 234
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

نامور،مرکز نوآوري های آموزشی

 کسب درآمد خلاقانه بدون اینترنت
 حفظ عشق در میان‌سالی
 درآمد از عکاسی
 سئوی فنی وبسایت
 کفایت عشق به تنهایی
 تغذیه اصولی سگ
 تفاوت کلینیک و بیمارستان دامپزشکی
 شناخت گربه از صاحبش
 نشانه‌های بیتوجهی مردان
 نژادهای سگ عروسکی
 درآمد مشاوره استارتاپ
 روانشناسی عشق مردان
 تدریس گیتار آنلاین
 ساخت دوره آموزشی هوش مصنوعی
 اعتمادسازی در رابطه
 ابراز علاقه در رابطه
 تغذیه سگ چاو چاو
 کسب درآمد با سرمایه کم
 احترام به تغییرات شخصیت
 همکاری در فروش آنلاین
 سرپرستی گربه تهران
 روانشناسی شکست عشقی
 بهبود سئو ارگانیک
 معرفی سگ گریت دین
 بهبود تجربه کاربری فروشگاه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان