نامور،مرکز نوآوري های آموزشی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • ✅ توصیه های اساسی و کلیدی درباره آرایش دخترانه و زنانه
  • ⭐ توصیه های مهم درباره میکاپ
  • تکنیک های طلایی درباره آرایش برای دختران که نباید نادیده گرفت
  • کاش این موارد را درباره آرایش دخترانه و زنانه می دانستم
  • جدیدترین توصیه های مهم درباره آرایش دخترانه
  • ❌ هشدار!  رعایت نکردن این نکته ها درباره آرایش برای دختران مساوی با ضرر
  • ❌ هشدار!  رعایت نکردن این موارد درباره آرایش دخترانه و زنانه مساوی با زیان
  • " مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | ۵-۲- بحث و نتیجه گیری – 7 "
  • " مقاله های علمی- دانشگاهی | گفتار چهارم- تاکید عقل بر تامین عدالت استخدامی – 7 "
  • " خرید متن کامل پایان نامه ارشد | ۲-۲-۱-۲-۴- انتشار آگهی مزایده – 7 "
" دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | قسمت 13 – 5 "
ارسال شده در 21 آذر 1401 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

“

 

حقوق ‌دانان تعاریف مختلفی از اقدامات تأمینی و تربیتی بیان کرده‌اند.

 

پاره ای از حقوق ‌دانان اقدامات تأمینی را، اقداماتی فردی، الزام آور و بدون رنگ اخلاقی می دانند که فقط برای افرادی به مورد اجرا گذاشته می شود که حالت خطرناک برای جامعه داشته باشند.[۶۱]

 

در تعریف دیگری از اقدامات تأمینی بیان شده است: ” اقدامات تأمینی عبارتند از تدابیری که دادگاه برای جلوگیری از تکرار جرم، درباره ی مجرمین خطرناک اتخاذ می‌کند.”[۶۲]

 

و در تعریف مجرمین خطرناک بیان می‌کنند:

 

“مجرمین خطرناک کسانی هستند که سوابق و خصوصیات روحی و اخلاقی آنان و کیفیات ارتکاب و جرم ارتکابی آنان را در مظان ارتکاب جرم در آینده قرار می‌دهد، اعم از آنکه قانوناً مسئول یا غیر مسئول باشند.

 

صدور حکم تأمینی از طرف دادگاه وقتی جایز است که، کسی مرتکب جرم شده باشد.”[۶۳]

 

‌بنابرین‏ اقدامات تأمینی، تدابیری فردی و یا وضعی الزامی بدون صبغه ی اخلاقی هستند که درباره ی افراد خطرناک که نظم اجتماعی را با حالات و رفتار خود تهدید می‌کنند و یا نسبت به یک وضع خطرناک، به موجب حکم دادگاه اتخاذ می‌شوند.[۶۴]

 

‌بنابرین‏ می توان گفت دلیل وجودی اقدام تأمینی حالت خطرناک بزهکار می‌باشد، که به منظور اجتناب از جرم آتی، می بایست اقدام تأمینی را اعمال کرد.

 

لذا هدف اقدام تأمینی، مکافات عمل نیست، بلکه می توان گفت هدف این اقدامات پیشگیری از وقوع جرایم و اجرای روش های اصلاحی، تربیتی، درمانی و یا خنثی ساختن خطرات احتمالی اشخاص یا اشیاء یا مؤسساتی است که حالت خطرناک دارند.

 

به طور کلی می توان گفت که فقدان صبغه ی اخلاقی،[۶۵] نامعین بودن مدت و تجدیدنظرپذیری، ازجمله ویژگی های اقدامات تأمینی و تربیتی می‌باشند.[۶۶]

 

در فقه نیز حالت خطرناک می‌تواند جواز اعمال اقدام تأمینی باشد. با توجه به مبانی اعمال واکنش در برابر حالت خطرناکی در فقه جزایی (ازجمله تربیت، ماهیت مجازات، تأمین امنیت، دفاع اجتماعی و نهی ‌از منکر) و نیز مفاهیم فقهی (چون معصیت منتظر) و فتاوی فقها، امکان اعمال این واکنش ها حتی قبل از وقوع فعل (جرم)، نیز موجود است.[۶۷]

 

اقدامات تأمینی و تربیتی که پس از ارتکاب جرم بر مجرم اعمال می‌گردد با توجه به ماهیت غیرکیفری این اقدامات و با توجه به مفهوم عام تعزیرات، جزء مجازات های تعزیری غیرکیفری قرار می گیرند.

 

این نکته قابل ذکر است که با وجود همه ی تفاصیل، اقدامات تأمینی و تربیتی در قانون مجازات ۱۳۹۲، در معنای اصطلاحی و به عنوان واکنشی مستقل در مقابل حالت خطرناکی به کار نرفته است.

 

‌بنابرین‏ در حال حاضر در ایران اقدامات تأمینی در مفهوم خاص می‌باشد، بدین معنا که تدابیری است که صرفاً در خصوص اطفال و مجانین اعمال می‌گردد.

 

مطابق قانون مجازات مصوب ۱۳۹۲ جهت اعمال اقدامات تأمینی در خصوص اطفال و نوجوانان نیازی به احراز حالت خطرناک نمی باشد اما مطابق ماده ی۱۵۰ قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲، جهت اعمال اقدامات تأمینی در خصوص مجانین، هم چنان احراز حالت خطرناک ضرورت دارد

 

‌بنابرین‏ می توان گفت اقدامات تأمینی و تربیتی در حقوق جزای ایران به دو دسته تقسیم می‌گردد، یکی اقدامات تأمینی و تربیتی در مفهوم عام مطابق با قانون اقدامات تأمینی مصوب۱۳۳۹، که این دسته از اقدامات تأمینی منسوخ شده اند و دیگری اقدامات تأمینی در مفهوم خاص مطابق با قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ که بر نظام حقوقی ایران حاکم می‌باشند.

 

بنددوم: وجوه افتراق مجازات های تکمیلی از اقدامات تأمینی و تربیتی

 

بیان کردیم که اقدامات تأمینی و تربیتی در قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲، به عنوان واکنشی مستقل در مقابل حالت خطرناکی پیش‌بینی نشده است و جهت اعمال اقدامات تأمینی علیه اطفال و نوجوانان نیازی به احراز حالت خطرناک نمی باشد.

 

با توجه ‌به این اقدام قانون‌گذار، پاره ای از حقوق ‌دانان معتقدند که با وجود ماده ی ۲۳ قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲، نیازی به اقدامات تأمینی و تربیتی نیست، زیرا مجازات های تکمیلی شبیه این اقدامات هستند و هدف آن ها را تأمین می‌کنند، از همین روی قانون اقدامات تأمینی به وسیله ی قانون‌گذار نسخ گردید.[۶۸]

 

لذا این گروه قائل به ماهیتی یکسان برای مجازات های تکمیلی و اقدامات تأمینی و تربیتی هستند.[۶۹]

 

نگارنده با نظر اخیر مخالف است، زیرا درست است که مجازات های تکمیلی نیزهم چون اقدامات تأمینی و تربیتی بیشتر وسیله ی اصلاح و تزکیه می‌باشند تا مکافات عمل، اما دلایلی وجود دارد که نشان می‌دهند اقدامات تأمینی و مجازات های تکمیلی با یکدیگر متفاوت می‌باشند.

 

لذا در ادامه دلایل تفاوت اقدامات تأمینی و مجازات های تکمیلی توضیح داده خواهد شد.

 

ذکر این نکته ضروری است که علی رغم نسخ قانون اقدامات تأمینی مصوب ۱۳۳۹، اما به دلیل اعتقاد برخی از حقوق ‌دانان مبنی بر یکسان دانستن مجازات های تکمیلی موجود در ماده ی ۲۳ قانون مجازات اسلامی با اقدامات تأمینی موجود در قانون اقدامات تأمینی مصوب ۱۳۳۹، علاوه بر مقایسه ی مجازات های تکمیلی با اقدامات تأمینی موجود در قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲، این دسته از واکنش ها با اقدامات تأمینی مذکور در قانون اقدامات تأمینی مصوب ۱۳۳۹ نیز مقایسه می‌گردند.

 

الف- مسئولیت کیفری

 

مطابق ماده ی ۲۳ قانون مجازات اسلامی۱۳۹۲، قاضی تنها زمانی می‌تواند حکم به مجازات های تکمیلی صادر کند که شخص، مجرم شناخته شده باشد، بدین معنا که مطابق مواد قانون مجازات اسلامی متهم، مسئول شناخته شده و به مجازات حد، قصاص و یا تعزیر محکوم شده باشد.

 

لذا می توان گفت که مجازات های تکمیلی تنها در خصوص اشخاص دارای مسئولیت کیفری قابل اعمال است بر خلاف اقدامات تأمینی و تربیتی که هم بر اشخاص دارای مسئولیت کیفری و هم بر اشخاص فاقد مسئولیت کیفری اعمال می‌گردد، زیرا اقدامات تأمینی در خصوص اطفال و مجانین نیز قابل اعمال است، اما این اشخاص مطابق قانون فاقد مسئولیت کیفری هستند.

 

‌بنابرین‏ شرطِ داشتن مسئولیت کیفری جهت اعمال مجازات های تکمیلی را می بایست به عنوان ممیزه ی میان مجازات های تکمیلی و اقدامات تأمینی برشمرد، بدین معنا که علیه اشخاص فاقد مسئولیت کیفری می توان اقدامات تأمینی و تربیتی اعمال کرد اما این اشخاص را نمی توان به مجازات های تکمیلی محکوم کرد.

 

ب- حالت خطرناک

 

همان گونه که گفته شد اقدامات تأمینی و تربیتی یک سلسله تدابیر پیشگیرانه، ناشی از واکنش جامعه، برای جلوگیری از تکرار جرم از سوی مجرمین خطرناک می‌باشد.

“

نظر دهید »
" فایل های مقالات و پروژه ها | گفتار سوم: تفاوت پرداخت ایفاء تعهد و محکوم به توسط غیر مدیون و ضمان – 10 "
ارسال شده در 21 آذر 1401 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

“

همچنین در مواردی که پرداخت ثالث مسبوق به اذن می‌باشد نمی توان ماهیت آن را وکالت در پرداخت تلقی کرد؛ چون همچنان که در مبحث قبل گذشت هر اذنی وکالت محسوب نمی شود. ‌در مورد اذن به پرداخت نیز اذن مستقل محسوب و ماهیتاً یک ایقاع اذنی است که از احکام و آثار متفاوتی نسبت به وکالت برخوردار است.

گفتار دوم – تفاوت ایفاء تعهد و محکوم به توسط غیر مدیون با قرض

ماده۶۴۸ ق.م. در تعریف عقد قرض می‌گوید:« قرض عقدی است که به موجب آن احد طرفین مقدار معینی از مال خود را به طرف دیگر تملیک می‌کند که طرف مذبور مثل آن را از حیث مقدار و جنس و وصف رد نماید و در صورت تعذر مثل، قیمت یوم الرد را بدهد.»

هدف مقترض از قرض گرفتن متفاوت است؛ گاهی او برای پرداخت دین خود اقدام به گرفتن قرض می‌کند، پس مقرض مبلغ را که مقترض لازم دارد در اختیار او قرار می‌دهد که مقترض با دریافت وجه، بدهی خود را پرداخت نماید که اگر هدف مقترض از قرض گرفتن این باشد، می توان گفت که تا حدودی شبیه پرداخت تعهد دیگری توسط ثالث می‌باشد؛[۹۰] زیرا در عقد قرض مقرض می‌تواند در ازاء آنچه قرض داده است به مقترض رجوع کند. به عبارت ساده تر اداء دین با وجوه قرضی صورت گرفته و لذا مدیون (مقترض ) پس از پرداخت دین خود از وجوهی که از مقرض قرض گرفته اکنون در مقابل قرض دهنده مدیون است و مقرض نوعی حق رجوع به او دارد و به نوعی بابت آن دین تغییر طلبکار صورت گرفته است؛ پس ممکن است گفته شود از آنجایی که در هر دو صورت دین به وسیله دارایی شخص دیگر پرداخت می شود و در هر دو نهاد مدیون متعهد می شود آنچه را که دریافت ‌کرده‌است، مسترد نماید؛ پس بین آن ها شباهتهایی وجود دارد. اما باید گفت که بین قرض و در پرداخت تعهد دیگری یک سری اختلافات اساسی وجود دارد:

۱- نکته خیلی مهم این است که عقد قرض یک عقد تملیکی است و در ماده۶۴۸ هم ‌به این نکته اشاره شده است؛ پس مالی را که مقرض در اختیار مقترض قرار می‌دهد به تملیک او درآمده است؛ از اینرو باید گفت مالی را که مقترض در ازاء دین پرداخت می‌کند مال متعلق به خود او می‌باشد و او از دارایی شخص خود اقدام به پرداخت دین خود ‌کرده‌است. علاوه بر آنچه که در ماده۶۴۸ ق.م. درمورد تملیکی بودن عقد قرض بیان شده است، در ماده۶۵۰ ق.م. نیز در بیان قوت این مطلب بیان می‌کند که: « مقترض باید مثل مالی را که قرض ‌کرده‌است رد کند اگر چه قیمتاً ترقی یا تنزیل کرده باشد.»

پس حق رجوع مقرض به مقترض یک حق شخصی است که از عقد قرض نشأت گرفته شده است و هیچ ارتباطی به طلب طلبکار دریافت کننده ندارد، در حالی که در پرداخت محکوم به و ایفاء تعهد توسط ثالث در مواردی منجر به جانشینی در پرداخت می‌گردد،حق پرداخت کننده ناشی از جانشینی او در حقوق طلبکار دریافت کننده می‌باشد.

۲- اگر مقرض به منظور پرداخت دین خود اقدام به عمل قرض نماید پس با پرداخت دین از سوی مدیون، دین از بین می رود که با از بین رفتن دین کلیه تضمینات طلب اصلی نیز منتفی می شود. به طور مثال اگر شخصی به بانک مدیون باشد و شخص دیگری به وام دهنده قرض دهد تا وام خود را پرداخت نماید؛ ‌بنابرین‏ قرض دهنده نمی تواند از وثایقی که مدیون به بانک در ازاء دریافت وام ارائه ‌کرده‌است، استفاده نماید و در وثایق مذبور پس از پرداخت بدهی مقترض به او مسترد می شود. در حالی که در مواردی که پرداخت تعهد و محکوم به توسط ثالث موجب جانشینی با پرداخت می شود، وضع ‌به این منوال نیست و به دلیل عدم سقوط دین اصلی و انتقال آن به پرداخت کننده ثالث، او می‌تواند از تمام تضمینات مذبور استفاده کند.

۳- همان‌ طور که در مباحث قبلی هم بیان شد برای تحقق جانشینی با پرداخت محکوم به و تعهد باید دین توسط شخص ثالث پرداخت شود و قبل از پرداخت دین جانشینی برای پرداخت کننده ایجاد نمی شود، اگر چه ممکن است غیر مدیون رضایت طلبکار را به گونه ای دیگر و بدون پرداخت بدهی به دست آورده باشد، در حالی که در عقد قرض همین که مقرض، مال را در اختیار مقترض قرار داد، عقد قرض محقق می شود، ولو اینکه مقترض وجه دریافتی را که طلبکار پرداخت نکرده باشد و یا به مصرف دیگری رسانده باشد و رجوع حقی است که برای مقرض پس از تسلیم مال ایجاد می شود و هیچ ارتباطی به استفاده مقترض در جهت پرداخت دین ندارد.

گفتار سوم: تفاوت پرداخت ایفاء تعهد و محکوم به توسط غیر مدیون و ضمان

به نظر می‌رسد بین دو نهاد حقوقی پرداخت تعهد توسط غیر مدیون و ضمان شباهت‌های زیادی وجود دارد که عبارتند از:

۱- در ضمان نیز مانند ایفاء تعهد دیگری شخص ثالث (ضامن) دین دیگری (مضمون عنه) را پرداخت می‌کند. (ماده۶۹۴ ق.م.)

۲- در ضمان نیز مانند ایفاء تعهد دیگری رضایت مدیون شرط نیست. (ماده۶۵۸ ق.م.)

۳- در ضمان، همانند ایفاء تعهد دیگری، در صورتی شخص ثالث (ضامن) می‌تواند به مدیون اصلی (مضمون عنه) رجوع کند که دین را پرداخت کرده باشد؛ از اینرو باید گفت شرط اساسی و اصلی برای رجوع به مدیون پرداخت می‌باشد. در تأیید این مطلب ماده۷۰۹ ق.م. مقرر می‌کند:« ضامن حق رجوع به مضمون عنه ندارد مگر بعد از ادای دین…»

۴- در ضمان نیز همانند ایفاء تعهد دیگری، شخص ثالث (ضامن) فقط تا میزانی که به طلبکار پرداخت ‌کرده‌است حق رجوع به مضمون عنه را دارد؛ ‌بنابرین‏ اگر شخص ثالث با پرداخت مبلغ کمتر از بدهی توانست رضایت مدیون را جلب کند، نمی تواند نسبت به تمام مبلغ طلب به مدیون رجوع کند، حتی در صورتی که ثالث با پرداخت مبلغ مازاد بر دین بدهی را پرداخت کرده باشد باز هم نسبت به مازاد دین حق رجوع به مدیون را ندارد.

۵- در ضمان نیز همانند ایفاء تعهد و محکوم به دیگری، نسبت به مدیون نوعی تغییر طلبکار صورت می‌گیرد و ضامن به جای مضمون له یا طلبکار اصلی قرار می‌گیرد و مدیون پس از آن در مقابل ضامن مدیون است یکی از نویسندگان کشور مصر در این باره می‌گویند:« ضامن خواه شخصی یا عینی، ‌خواه متضامن با مدیون یا غیر متضامن، هر گاه دین را بپردازد جانشین طلبکار می شود.»[۹۱]

در حقوق ایران قانون‌گذار صراحتاً به حق رجوع ضامن پس از پرداخت دین اشاره شده است و نسبت به مبنای این رجوع ساکت است. (ماده۷۰۹ ق.م.) به دلیل اهمیت نظری و عملی که این حق رجوع دارد، به جهت تمییز این تأسيس حقوقی از پرداخت دین دیگری شایسته است که مبنای حق رجوع روشن شود:

“

نظر دهید »
" دانلود پایان نامه و مقاله | – فراوانی پاسخ دهندگان براساس تعداد خواهر برادر – 1 "
ارسال شده در 21 آذر 1401 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

“

 

    1. سائق(BAS-DR،چهار آیتم)،

 

    1. پاسخدهی به پاداش (BAS-RR، پنج آیتم)،

 

  1. جستجوی سرگرمی(BAS-FS، چهار آیتم).

آیتم ها روی یک مقیاس چهار درجه ای توسط آزمودنی رتبه بندی می شود که امتیاز ۴،۳،۲،۱ به ترتیب به پاسخ کاملا مخالف ،تا حدی مخالف ،تاحدی موافق ، کاملاموافق داده می شود .

 

و همچنین شماره سوالات مربوط به هر زیر مقیاس ‌به این صورت است که سوال های ۸-۱۳-۱۶-۱۹-۲۲-۲۴ برای زیر مقیاس BIS و ‌در مورد زیر مقیاس سیستم فعالساز رفتاری ، مؤلفه‌ سایق شماره سوالات ۳- ۹-۱۲-۲۱ و همچنین سوالات مربوط به پاسخدهی به پاداش ۴-۷-۱۴-۱۸-۲۳ و سوالات مربوط به مؤلفه‌ جستجوی سرگرمی۵-۱۰-۱۵-۲۰ می‌باشند . برای به دست آوردن امتیاز هر بعد، مجموع امتیازات سوالات مربوط به آن بعد با هم جمع می شود.البته گزینه های ۱،۶،۱۱،۱۷ در نمره گذاری هیچ تاثیری نداشته و صرفا جهت هماهنگی با سایر آیتم ها به پرسشنامه اضافه شده اند.

 

کارور و وایت (۱۹۹۴) ثبات درونی زیر مقیاس BIS را ۷۴/۰ و ثبات درونی BAS را ۷۱/۰ گزارش کرده‌اند. خصوصیات روان سنجی نسخه فارسی این مقیاس در ایران توسط محمدی (۱۳۸۷) در دانشجویان مطلوب گزارش و اعتبار به روش باز آزمایی برای زیر مقیاس BAS، ۶۸/۰ و برای زیر مقیاس BIS، ۷۱/۰ به دست آمده است. عبدالهی مجارشین (۱۳۸۵) اعتبار این پرسشنامه را به روش بازآزمایی برای زیر مقیاس BAS، ۷۸/۰ و برای زیر مقیاس BIS، ۸۱/۰ گزارش نموده است.در پژوهش حاضر آلفای کرونباخ برای BAS 76/0 و برای BIS 72/0 به دست آمد.

 

۳-۴-۳ پرسشنامه ابرازگری هیجانی (EEQ)

 

این پرسشنامه را کینگ و امونز (۱۹۹۰) در سه زیر ‌مقیاس شامل ابراز هیجان مثبت، ابراز صمیمیت و ابراز هیجان منفی و در ۱۶ ماده طراحی کردند. مواد یک تا هفت مربوط به ابراز هیجان مثبت، مواد هشت تا ۱۲ مربوط به ابراز صمیمیت و مواد ۱۳ تا ۱۶ مربوط به ابراز هیجان منفی میﺑاشد. دامنه پاسخ به هر ماده در اصل هفت درجه و از «کاملاً موافق» تا «کاملاً مخالف» متغیر است که به منظور تسهیل ‌پاسخ‌گویی‌ برای پاسخ دهندگان به پنج درجه محدود شده است (رفیعی‌نیا، ۱۳۸۱).

 

روش نمره گذاری آن به شیوه لیکرت است که به پاسخ «کاملاً موافق» نمره ۵ و به پاسخ «کاملاً مخالف» نمره ۱ تعلق می‌گیرد . البته ‌در مورد پاسخ مواد ۷ ، ۸ و ۹ روش نمره گذاری به دلیل منفی بودن جهت مواد با ابراز هیجان ، معکوس است ، یعنی به پاسخ «کاملاً موافق» نمره ۱ و «کاملا ً مخالف» نمره ۵ تعلق می‌گیرد که ‌بر اساس این شیوه نمره گذاری ، نمره کل یک فرد از ۱۶ تا ۸۰ متغیر خواهد بود . نمره بالاتر ، بیانگر ابرازگری هیجانی بالاتر است.

 

اعتبار و روایی این پرسشنامه در نمونه ایرانی توسط رفیعی نیا (۱۳۸۱) تأیید شده است.. آلفای کرونباخ پرسشنامه در تحقیق حاضر ۰/۹۱ به دست آمد.

 

۳-۴-۴ پرسشنامه کنترل هیجانی (ECQ)

 

راجر و نشوور (۱۹۸۷) ساختار اولیه پرسشنامه کنترل هیجانی را تنظیم نموده و راجر و نجاریان (۱۹۸۹) این پرسشنامه را تجدید نظرنمودند که این پرسشنامه تجدید نظر شده در پژوهش حاضر استفاده گردیده است. پرسشنامه مذکور چهار زیر مقیاس و ۵۶ ماده دارد.زیر مقیاس های آن عبارتنداز”بازداری هیجانی”، “کنترل پرخاشگری”، “نشخوار”یا”مرور ذهنی”و”کنترل خوش خیم”. هر زیر مقیاس ۱۴ ماده دارد. مواد ۱ ، ۶ ، ۸ ، ۱۱(-) ، ۱۶ ، ۲۰ ، ۲۳(-) ، ۲۵(-)، ۳۰(-) ،۳۷(-) ، ۴۳ ،۵۰ ،۵۲(-)، و ۵۶(-) مربوط به زیر مقیاس بازداری هیجانی، مواد ۲(-) ،۱۰(-) ،۱۲(-)، ۱۵ ، ۱۸(-) ، ۱۹(-) ، ۲۴(-) ، ۲۶(-) ،۲۷ ، ۳۳ ، ۳۶(-) ،۴۰(-) ، ۴۴ و ۴۸ مربوط به زیر مقیاس کنترل پرخاشگری، مواد ۳ ، ۹(-) ، ۱۳، ۲۲ ، ۲۸(-) ، ۳۱ ، ۳۲ ، ۳۴ ، ۳۸ ، ۴۱ ، ۴۶ ، ۴۹(-) ،۵۱(-) و۵۳(-) مربوط به زیر مقیاس نشخوار یا مرور ذهنی و مواد ۴ ، ۵(-) ، ۷(-) ، ۱۴ ، ۱۷(-) ، ۲۱(-) ، ۲۹(-) ، ۳۵ ، ۳۹ ، ۴۲(-) ، ۴۵(-) ، ۴۷(-) ، ۵۴ و ۵۵(-) مربوط به زیر مقیاس کنترل خوش خیم است،گزینه های پاسخ ، مواد «درست» و «غلط» است که به گزینه «درست» آن نمره ۱ و به گزینه «غلط» آن ، نمره صفر تعلق می‌گیرد ، البته موادی که با علامت (-) مشخص شده اند ، درجهت عکس کنترل هیجانی است و به گزینه «درست» نمره صفر و گزینه «غلط» نمره ۱ تعلق می‌گیرد . نمره یک فرد در هر زیر مقیاس از صفر تا ۱۴ و در کل مقیاس از صفر تا ۵۶ متغیر خواهد بود . نمره بالاتر بیانگر کنترل هیجانی بالاتر است .

 

اعتبار و روایی این پرسشنامه در نمونه ایرانی توسط رفیعی نیا (۱۳۸۱) تأیید شده است. در پژوهش حاضر آلفای کرونباخ پرسشنامه حاضر ۷۸/۰ به دست آمد.

 

۳-۵ روش اجرای پژوهش

 

بعد از مشخص کردن مدارس مورد نظر در جلسه ای که از قبل بامسئولین محترم هرکدام از مدارس هماهنگ شده بود موضوع واهداف پژوهش برای آن ها توضیح داده شد بعد از جلب نظر مساعد مسئولین مدارس، در روز‌های اجرا با هماهنگی قبلی به کلاسها مراجعه کرده و برای دانش آموزان توضیحاتی در رابطه با اهداف پژوهش و نحوه ‌پاسخ‌گویی‌ داده شد و از آن ها خواسته شد در صورت تمایل پرسشنامه را تکمیل کرده و با دقت و صداقت پاسخ دهند .کلاس به کلاس موضوع پژوهش توضیح داده شد ودانش آموزان توجیه شدند و نیز به آن ها تأکید شد که لزومی به نوشتن نام و نام خانوادگی نیست و در خصوص محرمانه ماندن اطلاعات لازم وتوضیحات داده شد تا نگرانی از بابت شناسایی هویت پاسخ دهنده نداشته باشند.به منظورکنترل عامل خستگی پرسشنامه‌ها ‌در ساعات ابتدایی روز میان دانش آموزان توزیع گردیدند بعد از پاسخ دهی و جمع کردن پرسش نامه‌ها از دانش آموزانی که علاقه مند بودند نتیجه را بدانند ایمیل گرفته شد تا در صورت امکان، نتیجه برای آن ها ایمیل شود. لازم به ذکر است تعداد۱۹۶ پرسشنامه تکمیل شده به دست آمد.

 

 

 

۳-۶ روش آماری تحلیل داده ها

 

این پژوهش از نوع همبستگی است. به تناسب سوالات و با توجه به اهداف تحقیقی از روش‌ها و شاخص‌های آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (همبستگی، رگرسیون) استفاده شد.

 

 

 

فصل چهارم

 

تجزیه و تحلیل داده ها

 

۴-۱ نتایج توصیفی

 

تحقیق توصیفی شامل مجموعه روش‌هایی است که هدف آن‌ ها توصیف کردن شرایط یا پدیده‌های مورد بررسی است. در این روش پژوهشگر داده های جمع‌ آوری شده را با تنظیم جدول توزیع فراوانی خلاصه می‌کند و سپس به کمک نمودار آن‌ ها را نمایش می‌دهد و سرانجام با بهره گرفتن از سایر شاخص‌های آمار توصیفی آن‌ ها را خلاصه می‌کند. معروف ترین و در عین حال پرمصرف ترین شاخص‌های آماری عبارتند از: میانگین، انحراف معیار و … . در این بخش سیمای کلی افراد مورد مطالعه را ‌به کمک جداول فراوانی و وضعیت متغیرها به کمک جدول آماره­ های توصیفی در دو قسمت مورد بررسی و تلخیص قرار گرفته‌اند.

 

۴-۱-۱ ویژگی‌های جمعیت‌شناختی

 

در این بخش اطلاعات توصیفی افراد تحت بررسی و یافته های توصیفی متغیرهای مورد مطالعه ارائه شده است.

 

برخی اطلاعات توصیفی شامل تعداد خواهر و برادر، مقطع تحصیلی، رشته تحصیلی، فرزند چندم خانواده و سابقه بیماری جسمی و روانی و سابقه مصرف دارو ، در جداول اشاره شده است :

 

– فراوانی پاسخ دهندگان ‌بر اساس تعداد خواهر برادر

“

نظر دهید »
" دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | گفتار چهارم: مبانی فقهی و حقوقی نفقه زوجه – 4 "
ارسال شده در 21 آذر 1401 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

“

تعاریفی که در فقه برای نفقه ارائه شده اغلب با ذکر مصادیق می‌باشد.بدین جهت اکثر اختلاف ها به مصادیق برمی گردد.

 

در برخی از کتب فقهی بیان شده : « مایحتاج زن از جمله غذا ، لباس،مسکن،خادم و وسایل آشپزی که به طور متعارف با وضعیت زن در آن شهر متناسب باشد.» .[۱۲]

 

بعضی از فقها ،مصادیق دیگری به آن اضافه نموده اند ،همانند: «وسایل تنظیف و آرایش از جمله شانه ،کرم،صابون و هزینه حمام در صورت نیاز.»[۱۳] .

 

در جای دیگر، در تعریفی کوتاه بدون ذکر مصادیق آمده است : «آنچه زن بدان نیازمند است و در شان چنین زنی در آن شهر است»[۱۴].

 

به نظر می‌رسد مفهوم نفقه یک مفهوم کاملا عرفی است و شارع مقدس آن را به عرف واگذار ‌کرده‌است که عنصر زمان و مکان در آن نقش تعیین کننده ای دارد و قرآن کریم هم آن را تأیید می‌کند ؛ زیرا تمام آیاتی که مسئله نفقه را مطرح می‌کنند ،آن را به عرف احاله داده‌اند، همانند : «عاشروهن بالمعروف» ، (نساء ،۱۹) ، «فامساک بالمعروف او تسریح بالاحسان» ، (بقره ،۲۲۹) ، «علی المولود له رزقهن و کسوتهن بالمعروف » ، (بقره،۲۳۳).

 

کلمه معروف در برخی تفاسیر به معنای امور متعارف تفسیر شده است ،چنان که بعضی مفسرین در تفسیر آیه «علی المولود له رزقهن و کسوتهن بالمعروف» آورده اند : «منظور از رزق و کسوه خرجی ‌و لباس است و خدای عزوجل این خرجی را مقید به معروف نموده ، یعنی متعارف از حال شوهر و همسر ،همچنین مصالح زندگی و لوازم تربیت و از آن جمله خوراک و پوشاک و نفقه مادر ی که به بچه شیر می‌دهد به عهده ی اوست »[۱۵].

 

برخی مفسرین هم کلمه ی معروف را به معنای« شایسته و مناسب »تفسیر نمودند.[۱۶] . یعنی مناسب و در شان زن که در واقع به همان معنای متعارف بر می‌گردد.

 

به طور کلی با استنباط از متون فقهی امامیه و عامه، نفقه در اصطلاح شرعی، عبارت است از: «چیزی که زن برای معیشت به آن نیازمند است، مانند طعام، لباس، مسکن و آنچه میان مردم متعارف باشد».[۱۷]

 

بر اساس اصلاحیه ماده ۱۱۰۷ که در سال ۱۳۸۱ صورت گرفت ، بدون شک باید گفت: نفقه شامل تمام نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زوجه است و حتی مواردی هم که در ماده فوق ذکر شده به عنوان نمونه است. بر اساس اصلاحیه فوق الذکر هزینه های درمان بیماری زوجه چنانچه متعارف باشد، جزو نفقه قرار خواهد گرفت مشروط بر اینکه به عسر و حرج زوج منتهی نشود.[۱۸]

 

‌بنابرین‏، این مزیتی است که قانون‌گذار ایران برای زن قائل شده است و به موجب آن زن می‌تواند از شوهر مطالبه نفقه کند.

 

البته همان طور که مشاهده می‌کنید ماده ۱۱۰۷ نیز تعریفی از واژه نفقه ارائه نداده است و تنها به ذکر پاره‌ای از مصادیق آن بسنده می‌کند. در همین راستا، یکی از اساتید حقوق سعی ‌کرده‌است که نفقه را تعریف نماید و می‌نویسد: «نفقه از نظر حقوقی عبارت است از تأمین مخارج ضروری خود یا افرادی که تحت تکفل شخص بوده و شخص قانوناً ملزم به رعایت و پرداخت آن ‌باشد.»[۱۹]

 

فقهای عامه نیز معمولا نفقه را اینگونه تعریف می‌کنند:

 

« هی اسم للشی الذی ینفقه الانسان علی عیاله و زوجته و اقاربه و مملوکه و یشتمل الطعام و الکسوه و السکنی»

 

در اصطلاح فقهای عامه، نفقه چیزی است که انسان برای خانواده و همسر و نزدیکان و بندگانش خرج می‌کند و شامل خوراک و پوشاک و مسکن می‌شود.[۲۰]

 

عده‌ای نیز نفقه را چیزی می‌دانند که عادتاً بقای حیات انسان، منوط به آن است بدون اسراف.[۲۱]

 

به نظر می‌رسد مفهوم نفقه، یک مفهوم کاملاً عرفی است و پسندیده‌تر آن است که قضاوت راجع به نفقه را به عرف واگذار کنیم. زیرا نفقه از جمله مسائلی است که با توجه به نیازها و شرایط فردی و اجتماعی افراد متغیر است.

 

به نظر می‌رسد شارع مقدس نیز به قضاوت عرف نظر داشته است چنان که در آیات و روایات مربوط مشاهده می‌کنیم. همانند: « فَإِمْسَاکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسَانٍ» «وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ»[۲۲]

 

کلمه معروف در برخی تفاسیر به‌معنای امور متعارف تفسیر شده است. چنان‌که بعضی مفسرین در تفسیر آیه «علَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» آورده‌اند: « منظور از رزق و کسوه، خرجی و لباس است و خدای عزوجل این خرجی را مقید به معروف نموده یعنی متعارف از حال شوهر و همسر، همچنین مصالح زندگی و لوازم تربیت و از آن جمله خوراک و پوشاک و نفقه مادری که (به بچه) شیر می‌دهد به عهده اوست.[۲۳]

 

برخی مفسرین هم کلمه معروف را به معنای «مناسب و شایسته» تفسیر نمودند.[۲۴]

 

یعنی مناسب در شأن زنان که در واقع به همان معنای متعارف برمی‌گردد. به نظر می‌رسد، مفهوم فقهی نفقه با معنای لغوی آن کاملاً همخوانی دارد و این مفهوم که یک مفهوم عرفی است، روشن و واضح می‌باشد، البته اختلاف‌هایی که در مصادیق مشاهده می‌شود، ابهامی در اصل مفهوم به وجود نمی‌آورد.

 

گفتار سوم :تعریف حقوقی نفقه:

 

قانون مدنی تعریفی از نفقه ارائه نکرده است . بلکه فقط در ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی مصادیق نفقه را عنوان نموده: « نفقه عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت که به طور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد و خادم در صورت عادت زن یا احتیاج او به واسطه مرض یا نقصان اعضا ».

 

اما در دکترین حقوق ، تعاریف چندی ارائه شده است. بعضی معتقدند: « چیزی که برای گذران زندگی لازم و مورد نیاز باشد ».[۲۵]

 

برخی دیگر در تعریف جامع تری چنین آورده اند: «نفقه تمام وسایلی است که زن ،با توجه به درجه تمدن و محیط زندگی و وضع جسمی و روحی خود،بدان نیازمند است.»[۲۶]

 

به نظر می‌رسد، اگر عبارت «به طور متعارف» یا « عرف آن رابه رسمیت بشناسد» ، به تعریف اخیر اضافه شود ، این تعریف دقیق تر خواهد بود. زیرا همانند موردی که زن به علت وضع جسمی نیازمند هزینه غیر متعارفی باشد ،همان طور که برخی فقها ادعا کرده‌اند ، دیگر نمی توان آن را جز نفقه محسوب نمود.[۲۷]

 

گفتار چهارم: مبانی فقهی و حقوقی نفقه زوجه

 

در فقه و قانون مدنی ایران چندین مبنا برای نفقه زوجه وجود دارد که در گفتار حاضر به بررسی آن ها خواهیم پرداخت.

 

بند اول: مبانی فقهی نفقه زوجه

 

مبانی فقهی نفقه زوجه که مورد تأیید فقهای امامیه است عبارتند از: کتاب، سنت، و اجماع.

 

الف) کتاب

 

یک) آیه ۲۳۳ سوره بقره:

 

«والوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین لمن اراد ان یتم الرضاعه و علی المولود له رزقهن و کسوتهن بالمعروف…» : مادران دو سال کامل فرزندان خود را شیر دهند برای کسی که خواهد شیردادن را به پایان رساند و خوراک و پوشاک مادران به طور متعارف به عهده ی صاحب فرزند است.

 

این آیه پس از بیان بعضی احکام طلاق نسبت به زنانی که طلاق داده شده و حامله هستند نازل شده است و پدران این فرزندان، موظف به پرداخت خوراک و پوشاک این زنان شدند.[۲۸]

 

دو) آیه ۳ سوره نساء :

 

«وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِی الْیَتامی‏ فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلث و ربع فان خفتم الا تعدلوا …»

 

یکی از فقها ذیل «الا تعولو» چند معنی نقل می‌کند و معنای صحیح را این‌گونه معنا می‌کند که : « هنگامی که ترس دارید به زنان جور و ستم شود پس یک زن اختیار نمایید یا حتی به کنیزان اکتفا نموده و با یک همسر یا چند همسر ازدواج نکنید تا مبادا از عهده اجرای عدالت برنیامده و به آنان ستم نمایید».[۲۹]

 

سه ) آیه ۱۹ سوره نساء:

“

نظر دهید »
" مقاله های علمی- دانشگاهی – گفتار اول: اعلام توقف به وسیله خود تاجر – 5 "
ارسال شده در 21 آذر 1401 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

“

 

مبحث اول: دادگاه صلاحیتدار

 

گفتار اول: صلاحیت ذاتی

 

ماده ۴۱۵ ق.ت «محکمه بدایت» را صالح به رسیدگی به امور ورشکستگی و صدور حکم معرفی ‌کرده‌است. محکمه بدایت طبق ماده ۲۴ قانون اصول تشکیلات عدلی مصوب ۲۷/۴/۱۳۰۶ به نام «محکمه ابتدایی» یا «دادگاه نخستین» نامیده می­شد. در قانون آ. د.م مصوب ۱۳۱۸ از محکمه بدایت به نام «دادگاه شهرستان» نام برده شده است. به موجب ق.ت.د.ع.و.ا مصوب ۵۸، «دادگاه حقوقی عمومی» جانشین دادگاه شهرستان شد. با تصویب قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب ۱۵/۴/۷۳ به کلیه دعاوی در«دادگاه های عمومی» رسیدگی می شود. فلذا تاجر مکلف است توقف خود را از تادیه دین و تعهدات نقدی خود به دفتر دادگاه حقوقی عمومی اظهار نماید.[۳۶]

 

البته در یک دوره از تاریخ قانونگذاری ایران محاکمی تحت عنوان محاکم تجاری تشکیل شدند. فکر ایجاد محاکم تجاری با تصویب قانون موقتی تجارت در سال ۱۲۹۴ ه .ش آغاز و با تصویب قانون تشکیل محاکم تجاری در تاریخ ۱۳۰۴ تکمیل گردید؛ ولی بعدها به موجب قانون تسریع محاکمات مصوب ۱۳۰۹ کنار گذاشته شد. مطابق ماده ۲۳ قانون ۱۲۹۴، محاکم تجارت به امور راجعه به معاملاتی تجارتی که طرفین یا یک طرف آن تاجر بودند رسیدگی کرد. در حال حاضر محاکم تجاری از بین رفته اند. به ظاهر محکمه­ی تجارت جز در تهران در جای دیگر تشکیل نشده است و از نحوه عمل آن نیز اطلاعاتی در دست نیست.

 

گفتاردوم: صلاحیت محلی

 

ماده ۴۱۳ ق.ت مقرر ‌کرده‌است که تاجر ظرف سه روز از تاریخ وقفه در تادیه دینش، باید توقف خود را به محکمه بدایت محل اقامت خود اظهار دارد. گفتیم که منظور از «محکمه بدایت»، در حال حاضر «دادگاه حقوقی عمومی» است ولی از لحاظ صلاحیت محلی، دادگاه حقوقی عمومی محل اقامت تاجر صالح به رسیدگی است و در این راستا ماده ۲۱ ق.آ.د.م تأیید کننده ماده ۴۱۳ ق.ت ‌می‌باشد. این ماده مقرر می­دارد: “دعوای راجع به توقف یا ورشکستگی باید در دادگاه اقامه شود که شخص متوقف یا ورشکسته در حوزه آن اقامت داشته است و چنانچه در ایران اقامت نداشته باشد، در دادگاهی اقامه می شود که متوقف یا ورشکسته در حوزه آن برای انجام معاملات خود شعبه ی نمایندگی داشته یا دارد”.

 

«قاعده مندرج در ماده ۴۱۳ ق.ت و ماده ۲۱ ق.آ.د.م بر خلاف اصل صلاحیت دادگاه محل اقامت خوانده مندرج در ماده ۱۱ ق.آ.د.م است اگر چه دست کم زمانی که ورشکسته خوانده دعوی توقف باشد، راه حل مندرج در کلیه مواد مذکور با یکدیگر منطبق خواهد بود. اینکه برای رسیدگی به امر ورشکستگی تاجر و صدور حکم، دادگاه محل اقامت وی صالح شناخته شده است کاملاً با هدف قانون‌گذار در سازماندهی امور ورشکسته منطبق است. در واقع هدف از رسیدگی به امور ورشکسته و صدور حکم به شیوه­ای خاص این بوده است که دعاوی اشخاص راجع به اموال ورشکسته در یک محکمه جمع شود و در نتیجه در تصفیه و تقسیم به نسبت اموال او تسهیل به وجود آید».[۳۷]

 

گفتیم علاوه بر شخص حقیقی، اشخاص حقوقی نیز می ­توانند تاجر شناخته شوند و از میان آن ها به شرکت های تجارتی (که موضوع فعالیت آن ها تجاری باشد) اشاره کردیم. قانون‌گذار، دادگاه صالح برای رسیدگی به دعاوی ورشکستگی شرکت های تجارتی را در مواد ۲۲ و ۲۳ ق.آ.د.م مشخص ‌کرده‌است. ماده ۲۲ مقرر می­دارد: “دعاوی راجع به ورشکستگی شرکت های بازرگانی که مرکز اصلی آن ها در ایران است، همچنین دعاوی مربوط به اصل شرکت و دعاوی بین شرکت و شرکا و اختلافات حاصله بین شرکا و دعاوی اشخاص دیگر علیه شرکت تا زمانی که شرکت باقی است و نیز در صورت انحلال تا وقتی که تصفیه امور شرکت در جریان است، در مرکز اصلی شرکت اقامه می­ شود. ” حال چنانچه شرکت در ایران اقامتگاه نداشته باشد، ماده ۲۳ ق.آ.د.م راه حلی بیان داشته: “دعوای توقف آن باید در دادگاهی اقامه شود که شرکت ، شعبه ی نمایندگی برای معاملات در حوزه آن دارد یا سابقاً داشته است”.

 

مبحث دوم: اشخاص ذی نفع در طرح دعوای ورشکستگی

 

ماده ۴۱۵ ق.ت به بیان افرادی که می ­توانند تقاضای ورشکستگی تاجر را به دادگاه صلاحیتدار تقدیم کنند، می ­پردازد. این ماده مقرر می­دارد: “ورشکستگی تاجر به حکم محکمه ی بدایت در موارد ذیل اعلام می­ شود: الف- بر جسب اظهار خود تاجر. ب – به موجب تقاضای یک یا چند نفر از طلبکارها. ج- بر حسب تقاضای مدعی العموم”.

 

گفتار اول: اعلام توقف به وسیله خود تاجر

 

ماده ۴۱۵ ق.ت اشخاصی را که می ­توانند در خواست ورشکستگی دهند معرفی ‌کرده‌است و یکی از این اشخاص تاجر ورشکسته ‌می‌باشد ولی قبل از آن ماده ۴۱۳ عملاً تاجر را مکلف ‌کرده‌است که ظرف ۳روز از تاریخ وقفه در تادیه دینش، توقف خود را به دادگاه صلاحیتدار اعلام کند. و در ادامه آن ماده ۴۱۴ ق.ت تکلیف از بابت تسلیم صورت حساب های تاجر، بر وی محول ‌کرده‌است. اما به نظر عده ای از حقوق ‌دانان مهلت ۳ روزه برای اعلام توقف، مهلت بسیار کمی است. چرا که ممکن است تاجر در این زمان کم نتواند پی به توقف خود ببرد و حتی در تجارت خانه هایی که بسیار متعدد و سریع هستند این امر عملاً غیر ممکن است. ‌بنابرین‏ بهتر است که دادگاه ها نسبت به مهلت سه روزه در ماده ۴۱۳ کمی مسامحه داشته باشند و زمان دقیق اعلام توقف به وسیله تاجر را با توجه به دفاتر تجاری، صورت حساب اموال و سایر امارات مربوط به وی احراز کنند.[۳۸] در رویه عملی دادگاه ها، در صورت اعلام توقف به وسیله ی تاجر خوانده­ی دعوا دادستان است و این دعوا برای تاجر جای دفاع دارد.

 

در رابطه با تاجر متوفی قانوگذار تعیین تکلیف نکرده است که چه کسی باید توقف تاجر را اعلام کند. ولی به نظر می­رسد که ورثه متوفی بتوانند این کار را انجام دهند. در رابطه با اشخص حقوقی تاجر، نظر اغلب حقوق ‌دانان این است که، این تکلیف بر عهده­ مدیران شرکت است و اگر شرکت در حال انحلال باشد این تکلیف بر عهده­ مدیر تصفیه شرکت است.[۳۹]

 

ما نیز معتقدیم نسبت به ورشکسته­ی متوفی، طلبکاران نیز حق اعلام ورشکستگی وی را داشته باشند. زیرا وقتی تاجر ورشکسته در قید حیات است طلبکاران دارای چنین حقی هستند؛ به طریق اولی در زمان بعد از حیات و برای جلوگیری از تلف ترکه دارای چنین حقی نیز می­باشند. همچنین در خصوص اشخاص حقوقی معتقدیم تکلیف اعلام ورشکستگی بر عهده­ مدیران شرکت ‌می‌باشد. زیرا اداره کنندگان اشخاص حقوقی تاجر، مدیران شرکت هستند که نسبت به هر شخص دیگر، از وضعیت مالی و سرمایه ای شرکت آگاه هستند. پس تکلیف موجود در ماده ۴۱۳ ق.ت برعهده آن ها‌ است. در رابطه با شرکت در حال انحلال، چون مدیر تصفیه در حال رسیدگی به حساب ها و تصفیه اموال شرکت ‌می‌باشد، چنانچه شرکت در حال توقف بوده باشد، ‌به این مقوله پی­خواهد برد و موظف است که توقف شرکت را به دادگاه اعلام کند.

“

نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 234
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

نامور،مرکز نوآوري های آموزشی

 کسب درآمد خلاقانه بدون اینترنت
 حفظ عشق در میان‌سالی
 درآمد از عکاسی
 سئوی فنی وبسایت
 کفایت عشق به تنهایی
 تغذیه اصولی سگ
 تفاوت کلینیک و بیمارستان دامپزشکی
 شناخت گربه از صاحبش
 نشانه‌های بیتوجهی مردان
 نژادهای سگ عروسکی
 درآمد مشاوره استارتاپ
 روانشناسی عشق مردان
 تدریس گیتار آنلاین
 ساخت دوره آموزشی هوش مصنوعی
 اعتمادسازی در رابطه
 ابراز علاقه در رابطه
 تغذیه سگ چاو چاو
 کسب درآمد با سرمایه کم
 احترام به تغییرات شخصیت
 همکاری در فروش آنلاین
 سرپرستی گربه تهران
 روانشناسی شکست عشقی
 بهبود سئو ارگانیک
 معرفی سگ گریت دین
 بهبود تجربه کاربری فروشگاه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان