نامور،مرکز نوآوري های آموزشی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • ✅ توصیه های اساسی و کلیدی درباره آرایش دخترانه و زنانه
  • ⭐ توصیه های مهم درباره میکاپ
  • تکنیک های طلایی درباره آرایش برای دختران که نباید نادیده گرفت
  • کاش این موارد را درباره آرایش دخترانه و زنانه می دانستم
  • جدیدترین توصیه های مهم درباره آرایش دخترانه
  • ❌ هشدار!  رعایت نکردن این نکته ها درباره آرایش برای دختران مساوی با ضرر
  • ❌ هشدار!  رعایت نکردن این موارد درباره آرایش دخترانه و زنانه مساوی با زیان
  • " مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | ۵-۲- بحث و نتیجه گیری – 7 "
  • " مقاله های علمی- دانشگاهی | گفتار چهارم- تاکید عقل بر تامین عدالت استخدامی – 7 "
  • " خرید متن کامل پایان نامه ارشد | ۲-۲-۱-۲-۴- انتشار آگهی مزایده – 7 "
پایان نامه روانشناسی: فراشناخت و فراحافظه
ارسال شده در 11 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

نامیدند. فراشناخت خود به سه سطح دانش فراشناخت، تجربه فراشناخت و راهبردهای کنترل فراشناختی تقسیم میشود(بیابانگرد، ۱۳۸۱).

دانش فراشناخت بر باورها و نظریههایی اشاره دارد که افراد در مورد شناختهای خود دارند، نظیر باور در مورد نوع خاصی از افکار در مورد اثربخشی حافظه و کنترل شناختی. تجربه فراشناختی نیز شامل ارزیابی معنای خاص وقایع ذهنی خاص همچون احساسات فراشناختی و قضاوت در مورد وضعیت شناخت است. تجربه های شناختی با اختلالات هیجانی در رابطه هستند. برخی اختلالات همچون افسردگی و وسواس فکری با ارزیابیها و قضاوتهای فراشناختی منفی در رابطه هستند. شوارتز و کلور(۱۹۹۴) مطرح کردند که افراد به احساسات خود به عنوان اطلاعات برای ارزیابی و قضاوت متکی میشوند(بیابانگرد،۱۳۸۱) و تنها به بخشهایی از خاطرات توجه میکنند که این اطلاعات را برای آن‌ها تکمیل سازد. راهبردهای کنترل فراشناختی کاهشدهنده یا افزایشدهنده فرایندهای نظارتی و بازیابی اطلاعات از حافظه برای فرد هستند. افراد از راهبردهایی که دامنه استفاده از وسایل کمک حافظهای برای رمزگردانی(نظیر یادیارها یا مرور ذهنی مواد به خاطر سپردهشده) تا راهبردهایی( نظیر نشانهگذاری) استفاده میکنند(بیابانگرد، ۱۳۸۱).

در پردازش هیجانی، واکنش هیجانی از ترکیب اطلاعات موقعیتی و اطلاعات مبتنی بر حافظه و از طریق سازوکارهای نیمههوشیار و خودکار به وجود میایند و چارچوب مناسبی برای درک پیشآیندهای شناختی و تجربه های عاطفی در اختیار ما میگذارد (فورگاس، ۲۰۰۵؛ راجزی، ۱۳۸۷).

از آن‌جایی که بسیاری از رفتارهای پیچیده حاصل پردازشهای شناختی افراد هستند احتمالا انتظار میرود که عاطفه پس از تاثیر بر شناخت فرد بر رفتار وی نیز تاثیر بگذارد همچنین عاطفه نقش مهمی در قالب‌بندی و قضاوتهای بین گروهی ایفا کند (فورگاس، ۲۰۰۵؛ راجزی، ۱۳۸۷). عاطفه هم بر محتوای و هم بر فرایند تفکر افراد تاثیر میگذارد. تاثیرات عاطفه بر شناخت مبتنی بر سبک پردازشی است که در موقعیتهای مختلف متفاوت است. اغلب مواقع القای عاطفه زمانی صورت میگیرد که پردازشهای سازنده مثل پردازش بافتاری یا پردازش واقعی مورد استفاده قرار میگیرد. حالت عاطفی مستقیما بر راهبرد پردازش اطلاعات تاثیر میگذارد (فورگاس، ۲۰۰۵؛راجزی، ۱۳۸۷).

ولز با ارائه مفهوم فراشناخت در درمانهای رفتاری شناختی تحول برپا کرد. او معتقد است آنچه در اختلالهای هیجانی بایست آماج درمان قرار گیرد باورهای شناختی است زیرا به اعتقاد وی فراشناخت است که شناخت را کنترل و بازبینی میکند. نظریه فراشناختی فرض را بر این میگذارد که توجه در ایجاد و تداوم هیجان نقش فوق‌العادهای دارد. در این مدل راهبردهای مقابلهای نقش عمدهای در تداوم اختلالهای هیجانی بازی میکند. ولز معتقداست آنچه اندیشناکی را به عنوان یک راهبرد مقابلهای در برابر حوادث منفی فعال می‌کند تقابل باورهای فراشناختی مثبت و منفی است. اندیشناکی منابع شناختی از جمله توجه را به خود جلب میکند و با توجه به خلق فرد شروع به پیش روی میکند و منابع شناختی جهت حل مساله در فرد کاهش می یابد (حمیدپور، ۱۳۸۵). فراشناخت یا همان فراحافظه به رمزگردانی و ارزیابی مجدد اطلاعات ذخیره شده در حافظه اشاره میکند که در این باره پژوهشگران نظرات خود را از منظرهای گوناگون مطرح ساختند که بدانها میپردازیم.

مطالعات نشان میدهد که عاطفه همخوان با تفکر را میتوان با اصول شرطی (همایندی زمان و مکان) تبیین کرد. در  پردازش اطلاعات ابتدا توجه بر تفکر بدون عاطفه معطوف شد و عاطفه به عنوان خاستگاه مخرب و مزاحم تلقی گردید. تحقیقاتی که در زمینه طبیعتگرایی شناخت صورت گرفت حاکی از آن است که عاطفه نقش اساسی در پردازش اطلاعات اجتماعی دارد. گوردن باور در مدل شبکه تداعی خود اشاره  میکند که همخوانی قوی خلق با شناخت در حافظه اجتماعی تاثیر دارد. عواطف نقش مهمی در ایجاد و تداوم بازنماییهای ذهنی مربوط به محیط اجتماعی حافظه بازی میکنند (فورگاس، ۲۰۰۵؛ راجزی، ۱۳۸۷).

دو مقاله از سوی ولز و کارتر(۲۰۰۰) و دیگری از سوی پاپاگئورگیو و ولز (۲۰۰۰) درخصوص تاثیر باورهای فراشناختی بر نگرانی و تفکر افسرده ساز منتشر شد. آن‌ها دریافتند که محتوای نگرانی افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر متفاوت از محتوای سایر اختلالات اضطرابی است اما با این حال خصوصیات یا ویژگیهای منحصربفرد افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر حاکی از سطوح بالای باورهای شناختی منفی پایدار درباره خطر کنترلناپذیری و نگرانی نسبت به این موضوع است بدین معنی که آن‌ها گرایش به نگرانی در مورد نگران بودن را در خود دارند. همچنین دریافتند که باورهای مثبت در مورد اندیشناکی در افسردگی با گرایش به تفکر منفی اندیشناکگونه ارتباط دارد. این یافتهها نشان میدهد که چگونه فرد فکرش را تفسیر میکند و به آن پاسخ میدهد و در برخی موارد این تفسیر مهمتر از چیزی است که طی حالت هیجانی منفی پیش آمده است. در این یافتهها بر اهمیت فراشناخت یا باورها و ارزیابیهای مرتبط با محتوی افکار درونی تاکید شده است. اهمیت بالینی فرایندهای فراشناختی در اختلالهایی نظیر اختلال وسواس، استرس پس از سانحه و اختلال اضطراب فراگیر روشن است چراکه تفکر یا شناخت کنترل پذیر از ویژگیهای اصلی این اختلالها است (کلارک،۱۹۹۳؛حمیدپور، ۱۳۸۸).

بازیابی بازخوانی هرگونه اطلاعات از حافظه است که به معنای پیدا کردن جای اطلاعات ذخیره شده در حافظه و بازگرداندن آن‌ها به آگاهی است. در مورد اطلاعاتی که برای اهداف خاص هستند معمولا بازیابی بدون کوشش و خیلی سریع انجام میگیرد. اما زمانی که مقدار زیادی از اطلاعات را خوب رمزگذاری نکرده باشیم بازیابی مشکل خواهد شد و با شکست مواجه میشویم که به نظرمیرسد در افراد افسرده در خصوص موقعیتها و خاطرات شادیبخش برایشان این مشکل پیش مییابد. اگر از رمزگذاری مناسب در بخشهای مختلف و یا تقطیع استفاده کنیم یادآوری و بازشناسی بدون اشتباه خواهد بود. حافظه فرایندی است که از طریق آن اطلاعات را رمزگذاری و ذخیره و بازیابی میکنیم.

بعضی روان‌شناسان از جمله فروید اعتقاد داشتند که تقریبا همه ادراکها و عقاید برای همیشه ذخیره میشود اما ممکن است نتوانیم همه آن‌ها را بازیابی و بازشناسی کنیم. بعضی خاطرات ممکن است به علت فقدان نشانه های مناسب از دست برود یا از طریق نیروهای واپسرانده به طور ناخودآگاه بازداری شود(بیابانگرد،۱۳۸۱).

روان‌شناس الیزابت لوفتوس طی آزمایشهایی متوجه شد که حافظه متناسب با نیازها و پیش داوریها و روشهایی که طبق آن‌ها دنیا را مفهومسازی میکنیم تحریف شود. ما دنیای خود را بر اساس باورهایمان بازنمایی میکنیم. برخلاف ساخت دست بشر توانایی ذخیرهسازی اطلاعات در مغز انسان برای هر هدف خاصی عملا نامحدود است. فرض کنید که نظام حسی دقیق دارید در حافظه بلندمدت نه تنها رنگ و صدا بلکه بو، احساسهای لمسی و اطلاعات دیگر نگهداری میشود. در حافظه بلندمدت یک مخزن بیوشیمیایی هست که در مقدار اطلاعاتی که میتواند ذخیره کند هیچ محدودیت شناخته شدهای وجود ندارد(ابوالمعالی،زیرچاپ).

ممکن است در حافظه کوتاهمدت اطلاعات جدید جانشین اطلاعات قدیمیتر شود اما هیچ مدرکی وجود ندارد که در حافظه بلندمدت اطلاعات انبارشده از طریق جانشینی از بین برود. ممکن است حافظه بلندمدت تا آخر زندگی دوام داشته باشد. ناتوانی ما در یادآوری اطلاعات در حافظه بلندمدت میتواند به این علت باشد که نمیتوانیم نشانه ها را بازیابی کنیم اما گاهی اطلاعات جدیدی را روی اطلاعات قبلی خوب ذخیره نشده انبار کردهایم که با یکدیگر تداخل میکند و مانع یادآوری صحیح میشود.

برای ایجاد حافظه جدید دو سیستم وجود دارد، حافظه اخباری که نتها، چهرهها و تجربه های جدید را ذخیره میکند و به طور آگاهانه بازیابی میشود. این نوع حافظه وابسته به هیپوکامپ است. سیستم دوم حافظه حرکتی است که به طور ناآگاهانه اجرا میشود و به سایر قسمتهای مغز وابسته است مانند به یادآوردن نواختن آلات موسیقی و یا دوچرخه سواری پس از سالها عدم تمرین(پارسا، ۱۳۸۷). افراد میتوانند اطلاعات فراوانی را به خاطر بسپارند. اما در هر لحظه تنها تعداد معدودی از اطلاعات که در حافظه فعال نگهداری میشود قابل دسترسی است. پژوهشهای جدید نشان داده است که تمرین ذهنی عناصر مهم مغزی را که در استدلال و حل مساله اهمیت دارند بهبود میبخشد و افراد میتوانند اطلاعات بیشماری را به یاد آورند.

حافظه فعال پایه و اساس هوش عمومی و استدلال در افراد است و کسانی که مطالب زیادی را به ذهن میسپارند به خوبی قادرند زوایای مختلف یک مساله پیچیده را همزمان مدنظر قرار دهند. پژوهشها نیز حاکی از آن است که توان حافظه فعال با تمرین گسترش می‌یابد. محدودیت حافظه فعال بین یک و چهار قطعه اطلاعات گزارش میدهد. با توجه به آزمایشات صورت گرفته در خصوص افزایش این ظرفیت توسط پژوهشگران نتایج نشان میدهد کانون توجه میتواند در حالی که سایر فرایندهای حافظه فعال خودکار میشود گسترش مییابد. شاید تمرین فرایند پیونددادن یک موقعیت به یک عدد را بهبود بخشد و برای یادآوری چهار عدد آزاد سازد و در عین حال تمرین رمزگذاری اطلاعات کارآمدتر میسازد و ارتباطی به توانایی حافظه فعال را میتوان با تمرین بهبود بخشید و در زندگی واقعی با تکرار تکالیف متعدد اختلال در حافظه فعال را کاهش داد. اگر روان‌شناسان بتوانند به افراد کمک کنند تا توانایی حافظه فعال‌شان افزایش یابد و کارکرد آن مفیدتر شود میتواند در بازیابی و بازیادآوری خاطرات  و دلایل مثبت نیز موثر باشند(خمسه، ۱۳۸۵).

همچنین تمرین و آموزش میتواند بر نوع و میزان از اختلالهای حافظه فعال اثر بگذارد و توانایی حافظه را بهتر سازد. برخی از پژوهشگران بر این باورند که تمرین و آموزش حافظه بر انگیزش بیشتر و نگرش بهتر به موقعیت اثر میگذارد و تاثیری بر حافظه فعال ندارد. تاثیر تمرین همچنین میتواند باعث شود که افراد یاد بگیرند که توانایی محدود حافظه فعال خود را موثرتر بکار گیرند و شاید این کار را از طریق دستهبندی اطلاعات در قطعات بزرگتر و یا بکارگیری حافظه بلندمدت انجام میدهند (خمسه، ۱۳۸۵).

به نظر میرسد تمرین و ذخیرهسازی اطلاعات ذهنی در حافظه فعال این گونه است که اطلاعات حاصل از محیط و جهان بصری خارج به حافظه فعال وارد میشود و در بخشهایی از لبهای آهیانه و گیجگاه مخصوص پردازش ادراکی مورد پردازش قرار میگیرد و همین بخشها هستند که هنگام حذف کوتاه مدت محرک همچنان فعال باقی میماند. مخزن حافظه فعال از سازوکارهایی استفاده میکند که مسئول ادراک هستند. به طریقی مشابه اطلاعاتی که از حافظه بلندمدت به حافظه فعال وارد میشود از طریق ساختارهایی که برعهده داشتهاند ذخیره میگردد. فعالبودن این ساختمان‌ها به مرور زمان یا در اثر عوامل مداخله‌گر کم میشود مگر آن که مجددا تغییراتی بر روی آن اعمال شود و این تغییرات(تمرین ذهنی) توسط‌مداری کنترل میشود که تنظیم اطلاعات ورودی را بر عهده دارد و در واقع سازوکار توجه انتخابی است. مدار کنترلکننده تمرین ذهنی از فرایندهای ادراکی-حرکتی در قشر آهیانه و پیشانی استفاده میکند که سازوکارهای پیشانی مربوطه همانهایی هستند که کنترل گفتار بیرونی را هم بر عهده دارند (جونیدز، لیسی، اوان نی،۲۰۰۵؛ گلدیان، ۱۳۸۵).

برای اثر حافظه خودارجاعی دو تعریف متفاوت ارائه شده است، راجرز خویشتن را یک ساخت‌ شناختی توصیف میکند که تواناییهای یادیار به خصوصی در اختیار دارد. این تواناییها به خاطرسپاری موارد پردازش‌شده در ارتباط با خویشتن را افزایش میدهد. نگرش متضاد دیگر طرح میکند که خویشتن هیچ‌گونه نقش خاصی در شناخت انسان ندارد و این که تقویت حافظه که همراه با پردازش خودارجاعی است میتواند به عنوان اثر عمق پردازش تفسیر شود. بدینمعنی که غنای اطلاعات که شخص درباره خویشتن در حافظه دارد رمزگردانی پیچیده را به نوبه خود و توانایی به خاطرسپاری اطلاعات مربوط به خویشتن را تقویت میکند. از این منظر خویشتن کاملا معمولی محسوب میشود و تنها میزان بالای مشخصی از بسط اطلاعات را در حین رمزگردانی فراخوانی میکند (هیترتون؛دیباییان، ۱۳۸۵).

پوردن(۲۰۰۰) و ونزلاف و ایزنبرگ (۲۰۰۰) از روش های پردازش اطلاعات که ریشه در روان‌شناسی شناختی دارد نظیر تکلیف تشخیص کلمات همآوا و در معنا متفاوت، برای چالش با رویکرد سنتی شناخت منفی در افسردگی همخوان با خلق استفاده کردهاند (کلارک به نقل از تیزدیل و بارنارد،۱۹۹۳؛حمیدپور،۱۳۸۸).

نظر دهید »
مقاله عزت نفس درقرآن مجید :
ارسال شده در 11 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

است(باید از خدا بخواهند ، چرا که) تمام عزت برای خدا است .

پایان نامه - مقاله

با توجه به این آیات، پایه اساسی و شرایط اصلی تحصیل عزت، اعتقاد به خداست. بنابراین در کارها و برنامه ها ی غیر خدایی، هیچ گونه عزتی به دست نخواهد آمد.

عزت نفس درجه  و ارزشی است که یک فرد برای خود قایل می شود. عزت نفس به منزله بیان تأیید یا عدم تایید فرد نسبت به خویشتن است و نشان می دهد که تا چه  اندازه فرد خود را توانا، ارزنده و پر اهمیت می داند و به عبارت دیگر عزت نفس یک تجربه شخصی

نظر دهید »
دانلود مقاله و پایان نامه روانشناسی : مولفه های اساسی عزت نفس:
ارسال شده در 11 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۲-خود پذیری: احساس فردیتی است که اطلاعاتی درباره خود و توصیف دقیق و واقع بینانه را بر حسب نقش ها، اسنادها و ویژگیهای جسمانی را در بر می گیرد. کودکانی که واجد خود پذیری قوی باشند( من خود را دوست دارم و می پذیرم) احساس فرد گرایی، شایستگی، کفایت و تحسین از خود دارند وکودکانی که احساس خود پذیری ضعیفی دارند( من خودم را دوست ندارم) در پذیرش خود فاقد اراده اند.

۳-پیوند جویی: احساسی از پذیرفتن و مقبولیت است به ویژه در روابطی که مهم قلمداد می شوند، همچنین به معنای احساس پذیرفته شدن و مورد احترام قرار گرفتن از سوی دیگران به کار می رود. کودکانی که دارایی احساسات پیوند جویی قوی باشند(احساس تعلق داشتن) رابطه راحت و رضایتمندی با دیگران برقرار می کنند. حال آنکه احساس پیوند جویی ضعیف درکودک( کسی نمی خواهد با من باشد) منجر به انزوا طلبی و احساس بیگانگی وی خواهدشد.

۴-شایستگی: این مولفه به احساس موفقیت و فضیلت در کارایی اشاره دارد و شامل وقوف بر نیرومندی ها، توانمندی ها و پذیرش ضعف ها نیز می شود. کودکانی که واجد احساس شایستگی می باشند( من احساس توانایی می کنم، بنابراین می توانم با هر خطری رو برو شوم).

نظر دهید »
پایان نامه روانشناسی در مورد نظریات مرتبط با عزت نفس:
ارسال شده در 11 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

نظریه ی جمیز[۱] :

کوپر اسمیت[۲] در رابطه با نظریه جمیز(۱۹۶۷) از اولین کسانی است که در مورد عزت نفس نگاشته است به اعتقاد وی آرزوها و ارزشهای انسان نقش اساسی درتعیین اینکه آیا خود او را مطلوب می پندارد یا نه دارند احساس فرد دراین دنیا کاملاً به آنچه می خواهد باشد یا انجام می دهد بستگی دارد. وی می پنداشت که قضاوت فرد در مورد ارزش خود تابعی از موقعیتهای و کمالات وی نست به آنچه ادعا یا آرزوی خوب انجام دادن آن را دارد. اگر فرد به هیچ وجه به ریاضیات خود بنالد عملکرد ضعیف در امتحان ریاضی عزت نفس او هیچ تاثیری نخواهد گذاشت. جمیز این موضوع را با طرح کلی فرمول عزت نفس ابراز نموده است:   عزت نفس= موقعیت / آرزوها یا انتظارات.

بر اساس فرمول فوق اگر در زمینه ارزشمند پیشرفت به آرزوها نزدیک باشد یا به آن زمینه دست یابیم نتیجه آن عزت نفس بالاست. اگر اتلاف زیادی بی پیشرفت وآروزها وجود داشته باشد، خود را ضعیف می دانیم(کوپر اسمیت ۱۹۶۷).

نظریه ی مید[۳] :

کوپر اسمیت (۱۹۶۷) درباره نظریه مید می گوید او به عنوان جامعه شناس توجه اش به فرایندی بودکه در اثر آن فرد عنصر سازگار اجتماعش می شود. مید نتیجه می گیرد که درجریان این فرایند فرد ایده ها و نگرش های ابراز شده توسط افراد مهم زندگی اش را درونی می نماید. اعمال و نگرش های او را مشاهده می کند و آنها را اغلب بدون شناخت پذیرفته و مثل اینکه از آن خود می دارد. او نگرش خودش را کسب می کند که با نگرش هایی که افراد مهم در زندگی او ابراز کرده اند هماهنگ است و با درونی کردن واکنش دیگران نسبت به خودش آنگونه که آنان برای او ارزش قائل اند برا ی خودش ارزش قائل می شود و خودش را تا حدی که آنها  او را طرد کرده  نادیده گرفته و باور می کند چیزهایی را که دیگران به او نسبت می دهند. از گفته های مید استنباط می گردد که عزت نفس تا حدی از ارزیابی منعکس شده دیگران ناشی می شود هیچ انسانی در ارزیابی از خود یک جریره ی تنها نیست که فقط خودش قائل است، افرادی در زندگی او بوده اند که با توجه به احترام با او رفتار نموده اند و اگر او خود را دست کم می گیرد ا فراد مهم دیگر به صورت یک شی با او رفتار نموده اند تفکر و نحوه ی رفتار افراد مهم کلید اصلی نظریه مید در مطالعه عزت نفس است.

نظریه ی کولی:

گی ریش[۴] (۱۹۸۹) درباره ی نظریه کولی می نویسد او همانند مید از دید جامعه شناسی به فرد نگاه می کند ونقش محیط را بسیار مهم می داند. او خود را جنبه ی اجتماعی شخصیت توصیف می کند و در بحث  مفهوم خود بیان می نماید که اصولاً خود و جامعه دو پدیده همانند هستند که در یک ارتباط متقابل شکل می گیرند. آگاهی شخص ازخودش بازتاب افکار دیگران است.

آلبرخت(۱۹۸۶) می گوید ازنظر کولی از طریق پاسخ ها یا به طور متداولتر تغییر و یا تفسیر پاسخ های که شخصی از دیگران دریافت می کند شکل می گیرد. درست همان طور که ما چهره مان را آئینه می بینیم خودمان را در آئینه اجتماعی تحت تاثیر واکنش دیگران به وجود مان صحبت هایمان و نیازهایمان می بینیم و این همان است که کولی آئینه خود نامیده است. به اعتقاد وی سه گام در رشد آئینه خود نما وجود دارد:

۱-تصویر ظاهر شخص در نظر دیگران( آیا مرا چاق می بینید یا لاغر).

۲-تصویرقضاوت دیگران درنظر دیگران(آیا ظاهر مرا مثبت ارزیابی می کنی یا منفی).

۳- نتایجی که در آن مورد احساس می کند(غرور، حجالت، تحقیر ).

بنابرین اگر افراد احساس کنند که دیگران به طور منفی به آنها پاسخ می دهند این می تواند به شدت به مفهوم خود آنها تاثیر بگذارد مگر اینکه  دیگران تصویب و پذیرش را به آنها بدهند.

 

نظریه ی سالیوان:

پیرسون(۱۹۷۷) می گوید«سالیوان از عزت نفس بر اساس نیاز به امنیت  بین فردی نظر می دهد. طبق این نظریه ارزش خود با احساس توان فرد برای اجتناب از نا امنی بین فرد بالا می رود».

اسمیت(۱۹۷۷) عنوان می کند که سالیون معتقد است فرد به طور مداوم در مقابل از دست دادن عزت نفس از خود دفاع می کند زیرا این فقدان اضطراب ایجاد می نماید در واقع فرد نیازمند است، دفع اضطراب کند زیرا اضطرابی  را که در اثر تهدیدات بر عزت نفس(از طریق طرد یا ارزیابی منفی دیگران) حاصل شده است دفع نماید. زیرا اضطراب یک پدیده فردی است. هنگامی اتفاق می افتد که فرد انتظار طرد یا تحقیر شدن به وسیله دیگران را دارد یا واقعاً به وسیله خود یا دیگران طرد یا تحقیرشود.

سالیوان همچنین درمورد اینکه فرد چگونه یاد می گیرد که تهدید به عزت نفس خود را تقلیل دهد یا بی اثر نماید صحبت نموده است افراد می آموزندکه با سبک های مختلف و درجات مختلف با چنین تهدید های روبرو می شوند. توانایی اجتناب با کاهش از دست دادن عزت نفس در حفظ سطح نسبتاً بالا ومطلوب عزت نفس مهم می باشد. گر چه سالیوان در مورد اینکه این توانایی چگونه به وجود می آید. بحثی به عمل نمی آورد ولی می پندارد که تجربیات اولیه خانوادگی اش نقش مهمی را ایفا می نماید. او بر بنیاد بین فردی عزت نفس یعنی اهمیت ویژه والدین وخواهران و برادران و اهمیت روش های کاهش دهنده حوادث تحقیر کننده تاکید کرده است.

به اعتقاد پروین[۵](۱۳۷۹) تاکید سالیون بر تاثیرات اجتماعی از نظریه های او درمورد رشد انسان مشهود است. این نظریات در تاثیرات بین فرد و در تاکید مراحل مهم رشد یعنی بعد از عقده ادیب به اریکسون است. مخصوصاً تاکید سالیون بر دوره نوجوانی و قبل از نوجوانی شایان ذکر است.

در خلال مرحله نوجوانی تجارت کودک با دوستان ومعلمان خود با تاثیرات والدین رقابت می نماید. مقبولیت اجتماعی اهمیت پیدا می کند، اعتبار کودک در میان دیگران منبع مهمی برای عزت نفس با اضطراب می شود.

 

نظریه ی روزنبرگ:

پترسون(۱۹۷۷) درباره نظریه ی روزنبرگ می گوید او با ابراز موضعی شبیه جمیز فرض می کند که فرایند قضاوت فرد درباره ارزش خود را می توان طی سه گام مورد تحلیل قرار داد:

۱-فرد ابعادی را که بر اساس آن درباره ی خود قضاوت می نماید انتخاب می نماید مثلا قضاوت درمورد یک توانایی ورزشی یا تحصیلی.

۲- فرد خودش را در این ابعاد ارزیابی می نماید. مثلاً من یک ورزشکار بد و یا دانش آموز ضعیف هستم.

۳- اینکه فرد این ارزیابی را برحسب ارزش خود تقسیر می نماید مثلاً من یک ورزشکار و یا دانش آموز ضعیف هستم ما با وجود این یک انسان ارزشمند هستم. کوپر اسمیت(۱۹۶۷) درباره می گوید روزنبرگ مطالعات وسیعی درباره پیشایند های عزت نفس انجام داده است تحقیق او گامی مهم در روشن کردن بسیاری ار شرایط اجتماعی همراه با افزایش یا کاهش عرت نفس نشان می دهد.

نظریه ی هورنای[۶]:

هورنای دربحث دفاع درمقابل اضطراب بر عزت نفس تاکید می کند. اما درمورد دفاع ها می گوید که کی روش رویایی با اضطراب تشکیل تصویر آرمانی از ظرافتهای افراد  است در واقع  فرد برای غلبه بر اضطراب باید عزت نفس، خود را تقویت نماید و برای تقویت عزت نفس باید تصویر آرمانی بسازد. این تصویر آرمانی بهر دلیل عالی و بلند پایه بودن اثر تقویت و عزت نفس را دارد. اما چنانچه این تصویر آرمانی غیر واقع بینانه باشد و به آن نرسد منجر به نارضایتی می شود. بدینسان تصویر آرمانی نقش مهمی در اینکه فرد خود را چگونه ارزیابی می نماید. تصویر آرمانی هورنای از آرزوهای جمیز متفاوت است زیرا تصویر آرمانی(هورنای) ضرورتاً ناشی از احساسات منفی است ولی آرزوها( جیمز) ممکن است از احساسات مثبت یا منفی برخیزد.

 

 

نظریه ی آدلر[۷]:

آدلر( ۱۹۵۶-۱۹۲۷) در مقایسه با دیگر نظریه پردازان بر اهمیت  ضعیف و با تواناییهای واقعی که منجر به عزت نفس پایین می شود تاکید بیشتری نموده است. کوپر اسمیت( ۱۹۶۷) درباره نظریه ی آدلر می گوید: او در ابتدای کار تصور می نماید که احساس حقارت در حول و حوش اعضا الگو های مشخصی از رفتار که واقعاً نقص دارند به  وجود می آید این نقص های واقعی(مثل کوری، ضعف جسمانی و….) ممکن است احساس ناکفایتی را به  وجود آورند. اما بعداً آدلر این نقایص وناتوانیها را حقارت عضوی نامیده از تعریف اجتماعی و فردی احساس حقارت متمایز می نماید.

آدلر به شرط و پیشایند را که ممکن است  پیامد های تاسف باری در رشد عزت نفس داشته باشد ذکر می کند:

اول حقارت های عضوی و تفاوت اندازه و قدرت این شرایط تا حدی زیادی غیر قابل اجتناب می باشد اما به علت اینکه اثرات برانگیختگی دارند می توان منجر به نتیجه مطلوب گردند. او مفروض می دارد که احساس حقارت ناگزیر در تجربیات دوران کودکی هر فرد به وجود می آید.

پیشایند دوم که مهم نیز می باشد عبارت است از عدم دریافت میزان مناسب پذیرش و حمایت وتشویق از والدین و دوستان نزدیک می باشد. کودکان دارایی حقارت عضوی با دریافت پذیرش و حمایت می توانند ضعفها را جبران و به قوت تبدیل نمایند اما آنها بدون چنین حالتی ناامید و پریشان می شوند.

پیشایندسوم: افراط زیاد در حمایت و پذیرش است. در صورتی که آدلر معتقد است به اثرات سودمند حمایت و پذیرش می باشد ولی در مورد اثرات تخریبی افراط زیاد اخطاری می دهد او معتقد است که کودکان نازپرورده  به میزان غیر واقع بینانه ای از ارزش دست خواهند یافت. آنها خود محور و طلبکارانه می باشند و خواهان شرکت در روابط دو جانبه اجتماعی نیستند و یا آمادگی آن را ندارند.

 

 

نظر دهید »
راهنمای مقاله : اصول بهداشت روانی:
ارسال شده در 11 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

الف) احترام به شخصیت خود و دیگران: یکی از شرایط اصولی بهداشت روانی احترام به شخص خود است و اینکه فرد خود را دوست بدارد و به عکس، یکی از علایم بارز غیر عادی بودن، تنفر از خویش است. اصول بهداشت روانی مبتنی بر تقویت افراد است، نه تخریب شخصیت آنها، بر اساس این اصول باید نسبت به دیگران اغماض و بردباری داشت و به عوض تنبیه، تشویق را پیش بینی کرد و خلاصه اینکه، برای شخصیت افراد احترام قائل شد.

ب) شناخت محدودیت های خود و دیگران: یکی از اصول مهم بهداشت روانی، روبرو شدن مستقیم با واقعیت زندگی است. برای رسیدن به این مقصود، نه تنها لازم است که عوامل خارجی را شناخته و بپذیریم، بلکه ضروری است تا شخصیت خود را آن طور که واقعا هست قبول نمائیم. کشمکش و خصومت با واقعیت اغلب سبب بروز اختلال روانی می گردد. شخص سالم در عین حالی که از خصوصیات مثبت و بر جسته ی خود استفاده می کند، به محدودیت ها و نواقص خود نیز آشنایی دارد. البته باید خاطر نشان کرد که اگر چه خودشناسی کاری دشوار است، ولی شناختن دیگران دشوارتر است، زیرا افراد بشر از خیلی جهات با یکدیگر متفاوتند.

ج)پی بردن به علل رفتار: در هر عملی باید اصل علت و معلول حکمفرما باشد زیرا که از نظر علم، هیچ پدیده ای خود به خود به وجود نمی آید. از نظر علمای روان شناسی، رفتار خوب و بد وجود ندارد، بلکه هر رفتاری عللی دارد و اگر رفتاری برای فرد و جامعه مضر باشد، باید مانند برطرف کردن مرضی جسمی، سعی بر درمان آن نمود، بنابراین اولین قدم برای از بین بردن اختلال رفتار، یافتن دلیل آن است.

د) درک اینکه رفتار، تابع تمامیت فرد است: رفتار بشر تمامیت وجود اوست. بدین معنی که هر انسانی بر اثر ارتباط خصوصیات روانی و جسمی خود دست به انجام عمل می زند. هیچ رفتاری جداگانه و در خلاء  نجام نمی گیرد و هیچ عملی مستقل از سایر اعمال و خصوصیات موجود بروز نمی کند. مثلا ناراحتی های جسمانی، اختلالات روانی را باعث می شود و بالعکس، نارسائی های روانی سبب بروز علایم جسمانی خواهد شد.

ه) شناسایی احتیاجات اولیه ا ی که سبب ایجاد رفتار و اعمال انسان می گردد: بهداشت روانی مستلزم دانستن و ارزش دادن به احتیاجات اولیه ی افراد بشر است. بعضی از این احتیاجات جسمانی است، مانند نیاز به آب و غذا و گروهی از آنها روانی می باشد مانند احتیاج به پیشرفت. بشر دائما تحت تاثیر این نیازهاست و به نسبت محرومیت و یا ارضاء آنها رفتار می کند، بنابراین زندگی او هیچ وقت در حالت سکون مطلق نیست، بلکه دائما در کشمکش و تلاش برای به دست آوردن غذا، آب، مسکن و عشق به پیشرفت موقعیت اجتماعی و امنیت جسمی و روانی است. شخصی که این اصول را بداند و بپذیرد، واقع بینانه با مشکلات زندگی مقابله کرده و دارای سلامت روانی خواهد بود( شاملو،۱۳۷۶).

خصوصیات افراد دارای سلامت روانی:

بنابر تحقیقات انجمن ملی بهداشت روانی، افراد دارای سلامت روانی دارای خصوصیات زیر هستند:

آنان احساس راحتی می کنند، خود را آنگونه که هستند می پذیرند، از استعدادهای خود بهره مند می شوند، نگرانی، ترس واضطراب و حسادت کمی دارند و دارای اعتماد به نفس می باشند. سیستم ارزشی آنان از تجارب شخصی خودشان سرچشمه می گیرد. احساس خوبی نسبت به دیگران دارند، به علایق افراد دیگر توجه می کنند و نسبت به آنها احساس مسئولیت نشان می دهند. سعی نمی کنند بر دیگران تسلط یابند. آنها با مشکلات روبرو می شوند و نسبت به اعمال خود احساس مسئولیت می کنند. محیط خود را تا آنجا که ممکن است شکل می دهند و تا آنجا که ضرورت دارد با آن سازگار می شوند(بنی جمال واحدی،۱۳۷۰).

تحقیقات متعددی در خصوص سلامت روانی انجام گرفته است که برخی از این تحقیقات رابط بین سلامت روانی و خانواده و همچنین ازدواج مجدد را مورد بررسی قرار داده اند، پس لازم است تحقیقاتی که در این زمینه انجام گرفته است مورد بررسی قرار گیرند.

در مطالعه ای که تحت عنوان مقایسه ی بهداشت روانی بین دانشجویان مجرد و متاهل خوابگاهی انجام گرفت به شرح زیر می باشد. نمونه تحقیق مذکور۱۲۰ نفر(۶۰ نفر مجرد و۶۰ نفر متاهل ) می باشد که به صورت تصادفی انتخاب شده اند و نتایج  نشان داد که بین دانشجویان مجرد و متاهل نمره کل سلامت روانی(یعنی از نظر اضطراب، افسردگی، اختلال در کارکرد اجتماعی و علایم جسمانی) تفاوت معنی داری وجود ندارد. محقق علت معنی ندار بودن دو گروه از لحاظ سلامت روان را به علت وجود عوامل مزاحم مانند نمونه های انتخاب شده هر دو گروه خوابگاه دانشجویی زندگی می کنند و چون هر دو گروه از خانواده همسرشان دور هستند وهمچنین مشکلات مربوط به خوابگاه ها و مشکلات خاص خود دانشجویان می داند(اختیاری امیری،۱۳۸۳).

در تحقیقی که تحت عنوان: بررسی رابطه ی عملکرد خانواده و سلامت عمومی فرزندان انجام گرفت. نتایج نشان داد که بین عملکرد خانواده به طور کلی و سلامت عمومی دانش آموزان رابطه معنی داری وجود دارد. از میان متغییرهای عملکرد خانواده، بین میزان همبستگی خانواده و سلامت عمومی دانش آموزان رابطه مثبت و معنی داری به دست می آمد. بین میزان ابزار و بیان خود و سلامت عمومی دانش آموزان نیز رابطه ی مثبت و معنی داری مشاهده شد. نتایج بدست آمده چه در ابعاد نظری وچه در بعد تحقیقاتی نشانگر این است که نحوه ی تعاملات درون خانواده با میزان سلامت عمومی فرزندان آنها در ارتباط است(حنانی،۱۳۸۳).

در تحقیق دیگری که تحت عنوان: ارتباط بین سازگاری خانواده با سلامت روانی و سطح رضاء نیازهای روانشناختی فرزندان نوجوان انجام گرفت. نتایج نشان داد که عملکرد خانواده در ابعاد شش گانه حل مشکل، ارتباط نقش همراهی عاطفی و کنترل عاطفی و نیز عملکرد با مشکلات روانی(شکایت جسمانی، ناسازگاری اجتماعی، اضظراب و افسردگی) همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. به صورتی که هر چه عملکرد خانواده ضعیف تر باشد مشکلات روانی نیز بیشتر خواهد شد. همچنین عملکرد با میزان احساس نیازهای روانی، آزادی عمل، شایستگی و ارتباط، همبستگی  منفی معناداری داشت. به صورتی که هر چه عملکرد خانواده ضعیف تر باشد، عدم ارضای نیازهای روانی، ارتباط، شایستگی و آزادی عمل نیز بیشتر خواهد بود. یافته دیگر نشان داد که عملکرد کل، آمیزش عاطفی و همراهی عاطفی

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 162
  • 163
  • 164
  • ...
  • 165
  • ...
  • 166
  • 167
  • 168
  • ...
  • 169
  • ...
  • 170
  • 171
  • 172
  • ...
  • 234
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

نامور،مرکز نوآوري های آموزشی

 کسب درآمد خلاقانه بدون اینترنت
 حفظ عشق در میان‌سالی
 درآمد از عکاسی
 سئوی فنی وبسایت
 کفایت عشق به تنهایی
 تغذیه اصولی سگ
 تفاوت کلینیک و بیمارستان دامپزشکی
 شناخت گربه از صاحبش
 نشانه‌های بیتوجهی مردان
 نژادهای سگ عروسکی
 درآمد مشاوره استارتاپ
 روانشناسی عشق مردان
 تدریس گیتار آنلاین
 ساخت دوره آموزشی هوش مصنوعی
 اعتمادسازی در رابطه
 ابراز علاقه در رابطه
 تغذیه سگ چاو چاو
 کسب درآمد با سرمایه کم
 احترام به تغییرات شخصیت
 همکاری در فروش آنلاین
 سرپرستی گربه تهران
 روانشناسی شکست عشقی
 بهبود سئو ارگانیک
 معرفی سگ گریت دین
 بهبود تجربه کاربری فروشگاه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان