نامور،مرکز نوآوري های آموزشی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • ✅ توصیه های اساسی و کلیدی درباره آرایش دخترانه و زنانه
  • ⭐ توصیه های مهم درباره میکاپ
  • تکنیک های طلایی درباره آرایش برای دختران که نباید نادیده گرفت
  • کاش این موارد را درباره آرایش دخترانه و زنانه می دانستم
  • جدیدترین توصیه های مهم درباره آرایش دخترانه
  • ❌ هشدار!  رعایت نکردن این نکته ها درباره آرایش برای دختران مساوی با ضرر
  • ❌ هشدار!  رعایت نکردن این موارد درباره آرایش دخترانه و زنانه مساوی با زیان
  • " مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | ۵-۲- بحث و نتیجه گیری – 7 "
  • " مقاله های علمی- دانشگاهی | گفتار چهارم- تاکید عقل بر تامین عدالت استخدامی – 7 "
  • " خرید متن کامل پایان نامه ارشد | ۲-۲-۱-۲-۴- انتشار آگهی مزایده – 7 "
پایان نامه روانشناسی در مورد : طرحواره
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

طرحواره ها همانند چهارچوبی[۱] برای پردازش اطلاعات به کار می روند و تعیین کننده واکنش های عاطفی افراد نسبت به موقعیت های زندگی و روابط بین فردی می باشند و به عنوان صافی و کلیشه، در خالص کردن تجربه فرد از دنیا عمل می کنند و فرد را در سازماندهی رفتارش یاری می دهند و همچنین در زندگی فرد به عنوان عدسی هایی عمل می کنند که تفسیر، انتخاب و ارزیابی فرد از تجارب وی را شکل می دهند. به بیان دیگر، نوعی الگوی سازمان یافته تفکر، احساس و رفتار مبتنی بر مجموعه ای از طرحواره هاست (یوسف نژاد شیروانی و پیوسته گر۱۳۹۰، ۲؛ شهامت ۱۳۸۹، ۲۰؛ هنر پروران، نظیری و محمد نژاد ۱۳۸۹، ۱). طرحواره ها همیشه باعث ایجاد سوگیری در تفسیر انسان از وقایع می شوند و این سوگیری ها به صورت سوء تفاهم ها، نگرش های تحریف شده، فرض های نادرست و هدف ها و انتظارات غیر واقع بینانه تجلی می یابند، همچنین تمایل بشر به هماهنگی شناختی باعث می شود که موقعیت ها را به گونه ای سوء تعبیر کند که طرحواره ها تقویت شوند، به گونه ای که بر داده های همخوان با طرحواره انگشت می گذارد و داده هایی را که با طرحواره منافات دارند، نادیده می گیرد و یا کم ارزش می شمرد (یانگ و همکاران ۱۳۹۰، ۱۸).

از آن جا که طرحواره ها هسته خودپنداره افراد را شکل می دهند، اگر دارای محتوای ناسازگار باشند افراد را نسبت به گستره ای از کاستی ها و مشکلات آسیب پذیر می کنند. بررسی های چندی که در این زمینه انجام شده، نشان می دهند که طرحواره های ناسازگار اولیه در شکل گیری و گسترش بسیاری از مشکلات نقش دارند (حقیقت منش و همکاران ۱۳۸۹، ۲).

 

۲-۶- تعریف طرحواره های ناسازگار

طرحواره های ناسازگار اولیه[۲](EMS) الگوهای گسترده و نافذی هستند که در کودکی شروع شده و در طول زندگی تکرار می شوند (یانگ و همکاران ۱۳۹۰، ۱:۵). همچنین شناخت درمانگران معتقدند که طرحواره های ناسازگار اولیه قدیمی ترین مؤلفه های شناختی محسوب شده و حتی گاهی اوقات پیش از آن که کودک زبان را بیاموزد شکل می گیرد و اغلب نفوذ خود را بر سیستم پردازش اطلاعات در زیر آستانه هوشیاری اعمال می کند و حالتی خود آیند دارند (کاظمی، مطهری و قربانی ۱۳۹۰، ۲). خصوصیات طرحواره ناسازگار اولیه را مطرح کرده اند که عبارتند از:

  • الگوها یا درون مایه های عمیق و فراگیری هستند.
  • از خاطرات، هیجان ها، شناخت واره­ها و احساسات بدنی تشکیل شده ­اند.
  • در سیر زندگی تداوم دارند.
  • درباره خود و رابطه با دیگران هستند.
  • به شدت ناکارآمدند[۳].

بدین سان، طرحواره های ناسازگار اولیه، الگوهای هیجانی و شناختی خود آسیب رسانی هستند که در ابتدای رشد و تحول در ذهن شکل گرفته اند و در سیر زندگی تکرار می شوند. با این تعریف، رفتار یک فرد، بخشی از طرحواره محسوب نمی شود، چون یانگ معتقد است که رفتارهای ناسازگار در پاسخ به طرحواره به وجود می آیند. بنابراین، رفتارها از طرحواره نشأت می گیرند، ولی بخشی از طرحواره ها محسوب نمی شوند.

به باور یانگ (۱۹۹۰) طرحواره های غیر انطباقی اولیه ساختارهای شناختی عمیقی، شامل باورهایی درباره خود، دیگران و محیط هستند که از ارضاء نشده نیازهای اولیه به ویژه نیازهای هیجانی در دوران کودکی سرچشمه می گیرد.

با توجه، به ویژگی های بیان شده، تمام طرحواره ها بر پایه وقایع آسیب رسان یا بدرفتاری دوران کودکی شکل نگرفته اند. ممکن است در ذهن یک فرد، بدون تجربه وقایع آسیب زای دوران کودکی، طرحواره وابستگی پدید بیاید، به این دلیل که در دوران کودکی، کاملاً تحت سلطه و حمایت والدین بوده است. با این وجود، اگر چه تمام طرحواره ها، ریشه تحولی وقایع آسیب زا ندارد، ولی همه آن ها مخل زندگی سالم هستند. اغلب طرحواره ها نتیجه  تجارب زیان بخش[۴] محسوب می شوند که فرد در سیر دوران کودکی و نوجوانی دایماً با این تجارب روبه رو بوده است. طرحواره های ناسازگار اولیه برای بقاء خودشان می جنگند. اگر چه فرد می داند طرحواره منجر به ناراحتی وی می شود، ولی با طرحواره احساس راحتی می کند و همین احساس راحتی، فرد را به این نتیجه می رساند که طرحواره اش درست است.

طرحواره ها در اوایل دوران کودکی یا نوجوانی بازنمایی های دقیق از محیط پیرامون ایجاد می کنند، معمولاً ماهیت ناکارآمد طرحواره ها وقتی ظاهر می شود که بیماران در روند زندگی روزمره خود و در تعاملات شان با دیگران به گونه ای عمل کنند که طرحواره های آن ها تأیید شود، حتی اگر برداشت اولیه آن ها درست نباشد. بعلاوه، طرحواره ها حالت ابعادی[۵] دارند، بدین معنا که از نظر شدت و گستره فعالیت در ذهن با یکدیگر فرق دارند. هرچه طرحواره شدیدتر باشد، شمار بیشتری از موقعیت ها می توانند آن را فعال کنند.

 

۲-۷- ریشه های تحولی طرحواره ها

یانگ و همکاران (۱۳۹۰،۱:۱۶) و تیم (۲۰۱۰،۴۱)، شکل گیری طرحواره های ناسازگار اولیه را ناشی از عدم ارضاء نیازهای اساسی دوران کودکی، تجارب اولیه زندگی و خلق و خوی هیجانی کودک می دانند. طبق نظر یانگ و همکاران پنج نیاز هیجانی اساسی وجود دارد:

  • دلبستگی[۶] ایمن به دیگران (شامل نیاز به امنیت ، ثبات، محبت وپذیرش).
  • خودگردانی[۷]،کفایت و هویت.
  • آزادی در بیان نیازها وهیجان های سالم
  • خودانگیختگی[۸] و تفریح
  • محدودیت های[۹] واقع بینانه و خویشتن-داری[۱۰]

ارضاء نشدن این نیاز ها که نیازهای جهان شمول هستند سنگ بنای اولیه شکل گیری طرخواره های ناکارآمد بشمار می رود.

علاوه بر این تجارب ناگوار دوران کودکی بسیار مهم هستند. یانگ و همکاران (۱۳۹۰، ۱۸) چهار دسته از تجارب زندگی که تسریع کننده روند اکتساب طرحواره های ناکارآمد بحساب  می آیند را برشمرده اند که عبارتند از:

  • ناکامی ناگوار نیاز ها[۱۱]: این حالت وقتی اتفاق می افتد که کودک تجارب خوشایندی را تجربه نکند، برای مثال طرحواره های محرومیت هیجانی[۱۲] یا رها شدگی[۱۳] بدلیل نقص در محیط اولیه بوجود می آیند. در محیط زندگی چنین کودکی، ثبات، درک شدن یا عشق وجود ندارد.
  • آسیب دیدن[۱۴] و قربانی شدن[۱۵]: در چنین وضعیتی، کودک آسیب می بیند یا قربانی می شود و طرحواره هایی مثل بی اعتمادی/ بدرفتاری[۱۶]، نقص/ شرم[۱۷] یا آسیب پذیری نسبت به ضرر[۱۸] در ذهن او شکل می گیرد.
  • افراط در کسب تجارب خوب: این حالت به دنبال تجربه بیش از اندازه چیزهای خوب رخ می دهد، والدین جهت رفاه و آسایش کودک، همه کار می کنند؛ در حالی که تأمین رفاه و راحتی در حد متعادل برای رشد سالم کودک لازم است. در این حالت، والدین به ندرت با کودک جدی برخورد می کنند و کودک لوس بار می آید و در نتیجه نیازهای خودگردانی یا محدودیت های واقع بینانه ارضاء نمی شود. در اثر این گونه تجارب، طرحواره هایی نظیر وابستگی/ بی کفایتی[۱۹] یا استحقاق/ بزرگ منشی به وجود می آید.
  • تجربه درونی سازی انتخابی یا همانند سازی با افراد مهم زندگی: کودک به طور انتخابی با افکار، احساسات، تجارب و رفتارهای والدین خود همانند سازی کرده و آن ها را درون سازی می کند. برخی از این همانند سازی ها و درون سازی ها به طرحواره تبدیل می شود. یکی از شاخص های مهم در نوع همانندسازی و درونی سازی کودک، خلق و خوی اوست (یانگ و همکاران ۱۳۹۰، ۱:۱۸).

خلق و خوی هیجانی کودک در تعامل با وقایع دردناک دوران کودکی منجر به شکل گیری طرحواره ها می شود. خلق و خوی های متفاوت، کودکان را در معرض شرایط گوناگونی قرار می دهد. به عنوان مثال، یک کودک پرخاشگر در مقایسه با یک کودک منفعل و پذیرا، بیشتر احتمال دارد مورد بدرفتاری بدنی والدین خشن قرار گیرد. علاوه بر این، خلق و خوی های مختلف به گونه ای متفاوت، کودکان را نسبت به شرایط مشابه آسیب پذیر می سازد. کودکان ممکن است به دلیل خلق و خوهای متفاوت، در مقابل رفتار مشابه والدین خود، واکنش های کاملاً متفاوتی نشان دهند، به عنوان مثال، دو پسر بچه را در نظر بگیرید که هر دو توسط مادرانشان طرد شده اند، کودک خجالتی از محیط اطراف کناره گیری می کند و به تدریج منزوی شده و به مادر خشن خود وابسته می شود، ولی کودک اجتماعی جرأت می کند که از لاک خود بیرون بیاید و دیگران را به برقراری ارتباط مثبت وادار کند.محیط اولیه  فوق العاده محبت آمیز یا منزجر کننده می تواند به میزان زیادی خلق و خوی هیجانی را تحت الشعاع قرار دهد (یانگ و همکاران ۱۳۹۰، ۱:۱۸).

[۱]. Frame

[۲]. Early Maladaptive Schemas (EMS)

[۳]. Dysfunctional

[۴]. Noxious

[۵]. Dimensional

[۶]. Attachment

[۷]. Autonomy

[۸]. Spontaneity

[۹].Limits

[۱۰]. Self-control

[۱۱]. Toxic frustration needs

[۱۲]. Emotional Deprivation

نظر دهید »
پایان نامه : انواع طرحواره های ناسازگار اولیه
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

اغلب بیشترین آسیب را می بینند. بسیاری از آن ها، دوران کودکی تکان دهنده ای داشته اند و در بزرگسالی تمایل دارند به گونه ای نسنجیده و شتاب زده از یک رابطه خود- آسیب رسان به رابطه ای دیگر پناه ببرند یا از برقراری روابط بین فردی نزدیک اجتناب کنند.

بیمارانی که دارای طرحواره ی رها شدگی/ بی ثباتی (AB)[4] هستند، اعتقاد دارند روابطشان با افراد مهم زندگی ثباتی ندارد. بیمارانی که این طرحواره را دارند، احساس می کنند افراد مهم زندگیشان در کنار آن ها نمی مانند، زیرا از نظر هیجانی غیر قابل پیش بینی اند، فقط چند صباحی به طور موقت در کنار آن ها حضور دارند و می میرند یا بیمار را به حال خود رها می کنند.

بیمارانی که طرحواره بی اعتمادی/ بدرفتاری (MA)[5] دارند، بر این باورند که دیگران با کوچکترین فرصت از آن ها سوءاستفاده می کنند. به عنوان مثال، به آن ها آسیب می زنند، تحقیرشان می کنند، دروغ می گویند، بدرفتاری می کنند، فریب می دهند یا آن ها را دست می اندازند[۶].

بیمارانی که طرحواره محرومیت هیجانی (ED)[7] دارند، انتطار ندارند تمایل آن ها برای برقراری رابطه  هیجانی با دیگران به طور کافی ارضاء شود. تا به حال سه نوع محرومیت هیجان شناخته شده است: ۱) محرومیت از محبت[۸] (فقدان عاطفه یا توجه)؛ ۲) محرومیت از همدلی[۹] (به حرف دل فرد گوش ندادن و درک نشدن) و ۳) محرومیت از حمایت[۱۰] (راهنمایی نشدن از سوی دیگران).

بیمارانی که طرحواره نقص و شرم (DS)[11] دارند، احساس می کنند افرادی ناقص، بد، حقیر و بی ارزش اند و اگر خود را معرض نگاه دیگران قرار دهند، بدون شک طرد می شوند. این طرحواره معمولاً با احساس شرم نسبت به نقایص ادراک شده همراه است. این نقص ها و کمبودها ممکن است شخصی[۱۲] مثل (خود خواهی، تکانه های پرخاشگرانه، تمایلات جنسی غیر قابل قبول) یا عمومی[۱۳] مثل (ظاهر غیر جذاب، نا برازندگی اجتماعی) باشند.

بیمارانی که طرحواره  انزوای اجتماعی/ بیگانگی (SI)[14] دارند، احساس می کنند با دیگران متفاوتند و وصله ناجور اجتماع هستند. در واقع این طرحواره، حس متفاوت بودن فرد یا عدم تناسب با اجتماع را در بر می گیرد (یانگ و همکاران۱۳۹۰، ۱:۲۰).

 

۲-۸-۲ حوزه دوم: خود گردانی و عملکرد مختل[۱۵]

خودگردانی یعنی توانایی فرد برای جدا شدن از خانواده و عملکرد مستقل. این توانایی در مقایسه با افراد هم سن و سال سنجیده می شود. بیمارانی که طرحواره هایشان در این حوزه قرار دارد،از خودشان و محیط اطراف شان، انتظاراتی دارند که در توانایی آن ها برای تفکیک خود از نماد والدین[۱۶] و دستیابی به عملکرد مستقلانه مانع ایجاد می کند. والدین این بیماران برای آن ها هر کاری انجام می دادند و به شدت از آن ها حمایت می کردند و گاهی برعکس،  بندرت از آن ها مراقبت یا نگهداری می نمودند (که مورد اخیر بسیار نادر است). افراط و تفریط در حمایت از کودک منجر به بروز مشکلاتی در حوزه خودگردانی می شود. والدین این گروه از بیماران، اغلب به اعتماد به نفس کودک خود لطمه می زنند و در تقویت عملکرد ماهرانه او در خارج از خانه موفق نیستند. در نتیجه، این بیماران نمی توانند هویت مستقلی در مورد خودشان بدست بیاورند و نمی توانند زندگیشان را بدون کمک های بی شائبه دیگران اداره کنند. آن ها نمی توانند برای خودشان اهداف مشخصی در نظر بگیرند و در مهارت های مورد نیاز تبحر پیدا کنند، لذا از نظر کارآیی و کفایت در دوران بزرگسالی، مثل یک کودک کم سن و سال عمل می کنند (یانگ و همکاران ۱۳۹۰، ۱:۱۸).

بیمارانی که طرحواره وابستگی/ بی کفایتی (DI)[17] دارند، احساس می کنند بدون کمک قابل ملاحظه دیگران، قادر نیستند از عهده مسئولیت های روزمره (مراقبت از دیگران، کسب درآمد، حل مشکلات روزانه، تلاش برای قضاوت خوب، از عهده تکالیف جدید برآمدن و تصمیم گیری صحیح) برآیند. این حالت اغلب به صورت درماندگی ظاهر می شود (یانگ ۱۳۸۳، ۱:۸).

بیمارانی که طرحواره آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری (VH)[18]  دارند، شدیداً می ترسند مبادا هر لحظه دچار یک فاجعه شوند و نتوانند با آن مقابله کنند. این افراد از چنین فجایعی می ترسند:               ۱- پزشکی (مانند بروز حملات قلبی، ابتلا به بیماری ایدز)، ۲- هیجانی (مانند دیوانه شدن، از دست دادن کنترل) و ۳-  محیطی (مانند وقوع تصادف ها، جنایت، بلایای طبیعی).

بیمارانی که طرحواره خود تحول نیافته/ گرفتار (EM)[19] دارند، اغلب در خصوص ارتباطشان با یکی یا چند نفر از افراد مهم زندگی شان (اغلب والدین)، بیش از حد اشتغال ذهنی دارند و به همین دلیل، فردیت و رشد اجتماعی بیماران به آن ها وابسته است. این بیماران، سخت معتقدند که حداقل یکی از افراد این رابطه، نمی تواند بدون دیگری به زندگی ادامه دهد. این طرحواره ممکن است احساساتی مثل غرق در شخصیت طرف مقابل شدن، فقدان هویت و بی هدف بودن زندگی را در بر بگیرد.

بیمارانی که طرحواره شکست[۲۰] دارند، معتقدند بدون شک در دستیابی به حد معمول پیشرفت            (زمینه هایی مثل تحصیل، ورزش، شغل) شکست خواهند خورد و در مقایسه با هم سن و سال هایشان، خیلی بی کفایتند. افرادی که این طرحواره را دارند، اغلب خود را کم هوش، بی استعداد یا ناموفق            می دانند (یانگ و همکاران ۱۳۹۰، ۱:۱۹).

 

  ۲-۸-۳ حوزه سوم: محدودیت های مختل[۲۱]

بیمارانی که طرحواره هایشان در این حوزه قرار دارد، محدودیت های درونی آن ها در خصوص احترام متقابل و خویشتن- داری به اندازه کافی رشد نکرده است. آن ها ممکن است در خصوص احترام به حقوق دیگران، همکاری کردن، متعهد بودن یا دستیابی به اهداف بلند مدت مشکل داشته باشند. علاوه براین، چنین بیمارانی اغلب خودخواه، لوس، بی مسئولیت یا خودشیفته به نظر می رسند. (گاهی اوقات طرحواره استحقاق می تواند شکلی از جبران افراطی طرحواره های دیگر مثل محرومیت هیجانی باشد. معمولاً در این قبیل موارد ریشه تحولی اولیه  این طرحواره، محبت بیش از حد نیست). این بیماران در دوران کودکی، نیازی نداشته اند از قوانینی پیروی کنند که دیگران از آن قوانین تبعیت می کردند. آن ها در دوران کودکی ملاحظه دیگران را نمی کرده اند و خویشتن دار نبوده اند. در نتیجه در بزرگسالی، توانایی مهار تکانه های خود را ندارند و نمی توانند ارضاء نیازهای آنی خود را به خاطر دستیابی به منافع آتی به تأخیر بیندازند.

بیمارانی که طرحواره استحقاق/ بزرگ منشی (ET)[22] دارند، خودشان را یک سر و گردن بالاتر از دیگران می دانند و در نتیجه حقوق و امتیازات خاصی برای خودشان قایلند. بیمارانی که این طرحواره را دارند، خود را نسبت به رعایت احترام متقابل که پایه و اساس تعاملات اجتماعی سالم است، موظف نمی دانند. آن ها اغلب اصرار می کنند که می توانند هر کاری که دلشان بخواهد، بدون توجه به هزینه ای که این کار برای دیگران دارد، انجام دهند. آن ها دوست دارند به قدرت برسند تا بتوانند برتری خود را به رخ دیگران بکشند (مثل موفق شدن، مشهور شدن و پولدار شدن). این بیماران اغلب بیش از حد پر توقع یا سلطه گرند و در روابط اجتماعی با مشکلات دیگران همدلی نمی کنند.

بیمارانی که طرحواره خویشتن- داری/ خود- انضباطی ناکافی (IS)[23] دارند، نمی توانند برای دستیابی به اهدافشان، خویشتن- داری نشان دهند و ناکامی را به قدر کافی تحمل کنند. از سوی دیگر نمی توانند ابراز هیجان ها و تکانه هایشان را کنترل کنند. در شکل های خفیف تر این طرحواره، بیماران بر اجتناب از ناراحتی خیلی تأکید می کنند: به عنوان مثال سعی می کنند در روابط بین فردی، تعارضی ایجاد کنند و از پذیرفتن مسؤلیت های بیشتر، طفره می روند (یانگ و همکاران ۱۳۹۰، ۱:۱۹).

 

 ۲-۸ -۴ حوزه چهارم: دیگر جهت مندی[۲۴]

بیمارانی که طرحواره هایشان در این حوزه قرار دارد، به جای رسیدگی به نیازهای خود به دنبال ارضای نیازهای دیگران هستند. آن ها این کار را برای دستیابی به تأیید، تداوم رابطه  هیجانی یا اجتناب از انتقام انجام می دهند. این بیماران در روابط اجتماعی تمایل دارند بر پاسخ های دیگران بیشتر از نیازهای خودشان تأکید کنند و اغلب از خشم و تمایلات خودشان ناآگاه هستند. آن ها در دوران کودکی، آزاد نبوده اند تا از تمایلات طبیعی خودشان پیروی کنند و در بزرگسالی به جای این که از درون جهت دهی شوند از محیط بیرونی تأثیر می پذیرند از خواسته های دیگران تبعیت می کنند. ریشه تحولی طرحواره‌های این حوزه، مبتنی بر پذیرش مشروط[۲۵] بوده است: کودکان باید جنبه‌های مهم شخصیت خود را برای دستیابی به عشق یا تأیید دیگران مهار می‌کردند. در اکثر این خانواده‌ها، والدین به جای توجه و اهمیت قایل شدن به نیازهای منحصر بفرد کودک، بیشتر نیازهای هیجانی یا منزلت اجتماعی خود را مهم می‌دانند.

بیمارانی که طرحواره ی اطاعت (SB)[26] دارند، کنترل خود را به دست دیگران می‌سپارند و در برابر آنها تسلیم می‌شوند، زیرا احساس می‌کنند مجبورند این کار را انجام دهند. کارکرد طرحواره اطاعت معمولاً اجتناب از خشم، انتقام یا رهاشدگی است. دو شکل عمده این طرحواره عبارتند از: ۱ اطاعت از نیازها. سرکوب تمایلات و خواسته‌های فرد و ۲- اطاعت از هیجان‌ها: سرکوب پاسخهای هیجانی، خصوصاً خشم. طرحواره اطاعت معمولاً با این برداشت همراه است که نیازها و احساسات فرد مهم و ارزشمند نیستند. این طرحواره، اغلب به شکل رضایت و اشتیاق وافر برای خرسند کردن دیگران ظاهر می‌شود، در عین حال که نسبت به نیرنگ و فریب خوردن حساسیت زیادی دارند. اطاعت معمولاً منجر به افزایش تدریجی خشم شده و به شکل علایم یا رفتار ناسازگار ظاهر می‌شود (مثل رفتار منفعل ـ پرخاشگرانه، طغیانهای غیر قابل کنترل خشم، علایم روان‌تنی یا انزوای عاطفی).

بیمارانی که طرحواره ایثار (SS)[27] دارند، نیازهای دیگران را با میل خود و حتی به قیمت از دست دادن رضایت‌مندی شخصی ارضاء می‌کنند. آن ها این کار را برای کاهش رنج و گرفتاری دیگران، دوری از گناه، دستیابی به احساس ارزشمندی[۲۸] و تداوم رابطه هیجانی با افراد نیازمند انجام می‌دهند. بیمارانی که این طرحواره را دارند، اغلب نسبت به رنج دیگران حساسیت زیادی نشان می‌دهند. آن ها مدام با این احساس دست و پنجه نرم می‌کنند که نیازهایشان به طور کافی ارضاء نمی‌شود و این امر گاهاً منجر به احساس دلخوری آنها می‌شود.

بیمارانی که طرحواره پذیرش‌جویی/ جلب توجه[۲۹] دارند، دستیابی به تأیید یا توجه دیگران را سرلوحه زندگی خود قرار می‌دهند. احساس ارزشمندی آن ها بیشتر به واکنش دیگران بستگی دارد تا واکنش های خودشان. این طرحواره اغلب مسایلی از قبیل اشتغال ذهنی زیاد نسبت به منزلت اجتماعی، ظاهر، پول یا موفقیت به عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به تأیید و توجه دیگران را در برمی‌گیرد. چنین طرحواره‌ای، اغلب منجر به تصمیمهای سرنوشت‌سازی در زندگی می‌شود که غیرقابل اطمینان هستند و نتایج ناگواری در پی دارند (یانگ و همکاران ۱۳۹۰، ۱:۲۲).

 

۲-۸-۵ حوزه پنجم: گوش به زنگی بیش از حد و بازداری[۳۰]

بیمارانی که طرحواره‌های شان در این حوزه قرار دارد، احساسات و تکانه‌های خود انگیخته را واپس‌زنی می‌کنند. آن ها اغلب تلاش می‌کنند تا بتوانند طبق قواعد انعطاف‌ناپذیر و درونی شده خود، عمل کنند؛ ولو به قیمت از دست دادن خوشحالی، ابراز عقیده[۳۱]، آرامش خاطر، روابط صمیمی یا سلامتی. دوران کودکی این بیماران پر از خشونت، واپس‌زدگی و سختگیری بوده و خویشتن- داری و فداکاری بیش از حد[۳۲] بر خودانگیختگی و لذت غلبه داشته است. این بیماران در دوران کودکی به تفریح و شادی کردن تشویق نشده‌اند و در عوض یاد گرفته‌اند که در خصوص حوادث منفی زندگی گوش به زنگ باشند و زندگی را طاقت‌فرسا در نظر بگیرند. این بیماران معمولاً در احساس بدبینی، نگران و ترس بسر می‌برند، به طوری که معتقدند اگر نتوانند در تمام لحظات زندگی خود هوشیار و مراقب باشند، ممکن است زندگیشان از هم بپاشد.

بیمارانی که طرحواره منفی‌گرایی/ بدبینی دارند، به جنبه‌های منفی زندگی (مثل درد، مرگ، فقدان، ناامیدی، تعارض و خیانت) خیلی توجه می‌کنند. در حالی که جنبه‌های مثبت را کم ارزش جلوه می‌دهند. این بیماران در حین فعال شدن این طرحواره، معمولاً دست به پیش‌بینی‌های افراطی می‌زنند. مثلاً پیش‌بینی می‌کنند همیشه کارهای شغلی، اقتصادی و بین فردی به طرز اسفناکی اشتباه از آب درمی‌آیند. این بیماران از اشتباه‌ کردن خیلی می‌ترسند. این نوع طرز تفکر به نوبه خود منجر به گرفتاریهای مالی، فقدان، احساس

نظر دهید »
مقاله پرسش نامه طرحواره یانگ (شکل کوتاه [۱]YSQ –SF)
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

اعتبار مقیاسYSQ –SF بوسیله آلفای کرونباخ برای کل آزمون ۹۶/۰ و برای تمام خرده مقیاس ها بالاتر از۸۵/۰گزارش شده است (یانگ ۱۹۹۸، ۱۲). این پرسش نامه را در ایران آهی (۱۳۸۵، ۳) ترجمه و آماده اجرا کرده و همسانی درونی آن را برحسب آلفای کرونباخ در گروه مونث ۹۷/۰ و در گروه مذکر ۹۸/۰،گزارش کرده است. در پژوهشی که یوسف نژاد شیروانی و پیوسته نگر (۱۳۹۰، ۲) انجام دادند آلفای کرونباخ به ترتیب برای محرومیت هیجانی برابر با ۸۰/۰، برای طرد/ رهاشدگی برابربا ۸۷/۰، برای بی اعتمادی/ بد رفتاری برابر با ۷۷/۰ ، برای انزوای اجتماعی برابر با ۷۰/۰ ، برای نقص/ شرم برابر با ۸۳/۰، برای شکست در پیشرفت برابر با ۸۴/۰، برای وابستگی/ بی کفایتی برابر با ۸۰/۰، برای آسیب پذیری نسبت به ضرر برابر  با ۷۳/۰، برای گرفتاری/ در دام افتادگی برابر با ۷۱/۰، برای اطاعت برابر با ۷۰/۰، برای از خود گذشتگی برابربا ۷۱/۰، برای بازداری هیجانی  برابربا ۷۹/۰، برای معیارهای سرسختانه برابر با ۷۳/۰، برای استحقاق برابر با ۶۶/۰، برای خویشتن داری و عدم انضباط کافی برابر با ۷۱/۰ و برای کل پرسش نامه برابر با ۹۰/۰ به دست آمد. در پژوهش حاضر میزان آلفای کرونباخ کل محاسبه شده با ۷۵ آیتم برابر با ۹۷/۰ و  ضریب پایایی زیر مقیاس های پرسش نامه طرحواره های ناسازگار به شرح زیر است:

جدول ۳-۱: میزان آلفای کرونباخ طرحواره های ناسازگار

نظر دهید »
پرسشنامه راهبردهای تنظیم هیجان[۱](ERQ)
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع
متغیر آلفای کرونباخ
فرونشانی ۴۷/۰
ارزیابی مجدد ۶۹/۰

 

۱ . Emotion Regulation Questionnaire (ERQ)

[۲]. Cognitive reappraisal

[

نظر دهید »
پایان نامه روانشناسی با موضوع پرسش نامه راهبرد های مقابله ای کارور[۱]
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

با تحلیل عامل صورت گرفته توسط ولراث، سه سبک مقابله مساله مدار،هیجان مدار مثبت و هیجان مدار منفی از این پرسش نامه استخراج شد. روایی و اعتبار این پرسش نامه در ایران در تحقیقات متعدد گزارش شده است از جمله پژوهش  ملازاده  که پایایی و باز آزمایی را ۷۹/۰ و آلفای کرونباخ کل پرسشنامه را ۸۰/۰ گزارش نمود. همچنین پس از انجام تحلیل عامل روی گویه های پرسش نامه مشخص شد که تنها تفاوت با تحلیل عاملی ولراث، قرار گرفتن مذهب در گروه راهبرد های مساله مدار است (ملازاده ۱۳۸۱، ۴). پایایی به دست آمده در این پژوهش برای راهبردهای مقابله کارآمد و برای راهبردهای مقابله ناکارآمد  به این صورت است:

پایان نامه

 

جدول  ۳-۳: میزان آلفای کرونباخ راهبردهای مقابله ای

 

 

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 142
  • 143
  • 144
  • ...
  • 145
  • ...
  • 146
  • 147
  • 148
  • ...
  • 149
  • ...
  • 150
  • 151
  • 152
  • ...
  • 234
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

نامور،مرکز نوآوري های آموزشی

 کسب درآمد خلاقانه بدون اینترنت
 حفظ عشق در میان‌سالی
 درآمد از عکاسی
 سئوی فنی وبسایت
 کفایت عشق به تنهایی
 تغذیه اصولی سگ
 تفاوت کلینیک و بیمارستان دامپزشکی
 شناخت گربه از صاحبش
 نشانه‌های بیتوجهی مردان
 نژادهای سگ عروسکی
 درآمد مشاوره استارتاپ
 روانشناسی عشق مردان
 تدریس گیتار آنلاین
 ساخت دوره آموزشی هوش مصنوعی
 اعتمادسازی در رابطه
 ابراز علاقه در رابطه
 تغذیه سگ چاو چاو
 کسب درآمد با سرمایه کم
 احترام به تغییرات شخصیت
 همکاری در فروش آنلاین
 سرپرستی گربه تهران
 روانشناسی شکست عشقی
 بهبود سئو ارگانیک
 معرفی سگ گریت دین
 بهبود تجربه کاربری فروشگاه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان