نامور،مرکز نوآوري های آموزشی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • ✅ توصیه های اساسی و کلیدی درباره آرایش دخترانه و زنانه
  • ⭐ توصیه های مهم درباره میکاپ
  • تکنیک های طلایی درباره آرایش برای دختران که نباید نادیده گرفت
  • کاش این موارد را درباره آرایش دخترانه و زنانه می دانستم
  • جدیدترین توصیه های مهم درباره آرایش دخترانه
  • ❌ هشدار!  رعایت نکردن این نکته ها درباره آرایش برای دختران مساوی با ضرر
  • ❌ هشدار!  رعایت نکردن این موارد درباره آرایش دخترانه و زنانه مساوی با زیان
  • " مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | ۵-۲- بحث و نتیجه گیری – 7 "
  • " مقاله های علمی- دانشگاهی | گفتار چهارم- تاکید عقل بر تامین عدالت استخدامی – 7 "
  • " خرید متن کامل پایان نامه ارشد | ۲-۲-۱-۲-۴- انتشار آگهی مزایده – 7 "
رضایت شغلی
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

سازد. اگر هدفی برای فرد از ارزش و اهمیت بیشتری برخوردار باشد فرد برای دستیابی به آن فعالیت بیشتری انجام خواهد داد. تا حدی که همتایان بااستعدادتر را از میدان بدر کند.(کبیری،۱۳۶۹:۵۰) برآورده شدن رضایت خاطر فرد را به وجد می آورد و این احساس رضایت منجربه تحریک فرد برای تلاش بیشتر و کارآیی مطلوب تر می شود. اگر انتظارات فرد از حرفه اش برآورده شود و به هدفی که از انتخاب شغل خود داشته است برسد در او ایجاد رضایت شده و خود را موفق احساس می کند.

کوهلن معتقد است اگر انگیزه های اصلی و مهم فرد در زمینه شغل او و کارهایی که انجام می دهد ارضاء شوند هرچه فاصله بین نیازهای شخصی فرد و ادراک یا نگرش او نسبت به توانایی بالقوه شغل برای ارضاء این نیازها کمتر باشد رضایت شغلی نیز زیاد خواهد بود.(ساعتچی،۱۳۷۲:۲۴)

وجود انگیزش در شغل برای ادامه اشتغال لازم و ضروری است و اگر فرد به شغل خود علاقمند نباشد و در انجام وظایفش برانگیخته نشود ادامه حرفه برایش ملامت آور خواهد بود. ولی برآورده شدن نیازها از طریق حرفه احساس رضایت نسبت به شغل ایجاد می شود.بسته به اهمیت و شدت وجود نیاز و میزان ارضاء آن توسط حرفه، احساس رضایت نیز بیشتر خواهد بود.

هاپاک[۱] رضایت شغلی را مفهومی پیچیده و چند بعدی تعریف می کند که با عوامل روانی، جسمانی و اجتماعی ارتباط دارد. تنها یک عامل موجب رضایت شغلی نمی شود بلکه ترکیب معینی از مجموعه عوامل گوناگون سبب می گردند که فرد در لحظه معینی از زمان از شغلش احساس رضایت نماید و به خود بگوید که از شغلش راضی است و از آن لذت می برد. فرد با تأکیدی که بر عوامل مختلف از جمله درآمد، ارزش اجتماعی شغل، شرایط کار و فرآورده های اشتغال در زمان ها ی متفاوت دارد. به طرق گوناگون احساس رضایت از شغلش می نماید.

نویسنده فوق الذکر تلقی شغلی را با رضایت شغلی مقایسه نموده است. طرز تلقی شغلی عبارت است از عکس العمل فرد نسبت به جنبه ای از کارش و مجموعه طرز تلقی های فرد نسبت به جوانب مختلف حرفه اش رضایت شغلی او را تشکیل می دهد.(شفیع آبادی،۱۳۷۲:۱۲۴)

بخشی از رضایت شغلی از مقایسه شرایط واقعی کار با انتظارات از کار و بخش دیگر از طرز تلقی افراد نسبت به کار حاصل می شود. پس در محیط کار طرز تلقی های فرد می تواند عاملی برای ایجاد انگیزه و رضایت باشد. در واقع طرز تلقی میزان احساس مثبت فرد نسبت به هدف یا موضوع خاص می باشد. همانطور که قبلاً گفته شد ادراک فرد از شغلش بهتر از شغل بوده و طرز تلقی فرد از شغل باید در طراحی شغل و انگیزش مدنظر باشد.(رفتار سازمانی مترجم: الوانی، سید مهدی،۱۳۷۴:۱۵۸)

کینز برگ[۲] و همکاران رضایت شغلی را به دو نوع تقسیم می نمایند. اول رضایت درونی که از دو منبع حاصل می شود. یکی احساس لذتی که انسان صرفاً از اشتغال به کار و فعالیت به دست می آورد و نیز لذتی که بر اثر مشاهده یا انجام برخی مسؤلیت های اجتماعی و به ظهور رساندن توانایی ها و استعداد های فردی به دست می آید. دیگر رضایت بیرونی که با شرایط اشتغال و محیط کار ارتباط دارد و هر آن در حال تغییر است. از جمله این عوامل می توان شرایط محیط کار، میزان دستمزد و پاداش و نوع کار و روابط موجود میان کارگر و کارفرما را ذکر نمود. ضمناً رضایت درونی پایدارتر از رضایت بیرونی است.(شفیع آبادی،۱۳۷۲:۱۲۴)

بنابراین با فراهم نمودن امکان پیشرفت و ترقی و سپردن مسؤلیت به افراد و با توجه به رغبت های فردی می توان رضایت پایدارتر ایجاد نمود.

از جمله نظریه های رضایت شغلی که در مورد آنها نیز مثل تعریف و عوامل ایجادکننده رضایت شغلی اتفاق نظر وجود ندارد می توان به نظریات زیر که بروفی بیان می کند اشاره کرد:

۱. نظریه نیازها: که رضایت شغل را به دو عامل وابسته می داند: یکی اینکه چه میزان از نیازهای فرد توسط کار او تأمین می شود و دیگر آنکه چه میزان از آنها تأمین نمی شود. نتیجه ای که از این دو عامل حاصل می شود میزان رضایت فرد از شغلش را معین می سازد.

۲. نظریه انتظارات: که انتظارات فرد را در تعیین نوع و میزان رضایت از شغل مؤثر می داند. مطابق این نظریه اگر انتظارات فرد از شغلش زیاد باشد دیرتر و مشکل تر به رضایت دست می یابد. پس در واقع رضایت از شغل یک مفهوم انفرادی است و باید در مورد هر فرد به طور جداگانه عوامل و میزان آن را بررسی نمود.

۳. نظریه نقشی: در این نظریه به دو جنبه روانی و اجتماعی توجه شده است. در جنبه اجتماعی تأثیر عواملی مثل نظام سازمانی و کارگاهی و شرایط محیط کار مورد توجه است. که همان شرایط بیرونی رضایت از شغل را شامل می شود. جنبه روانی به انتظارات و توقعات فرد توجه دارد. احساس فرد از موقعیت شغلی و فعالیت هایش در انجام مسؤلیت های محوله و ایفای نقش خاص به عنوان عضوی از اعضای جامعه میزان رضایت فرد از شغلش را تعیین می کند. رضایت کلی نتیجه این دو جنبه است.(همان منبع:۱۲۶)

عوامل مؤثر در رضایت و نارضایتی شغلی در سازمان:

از جمله عواملی که بر روی رضایت از شغل مؤثر است عوامل مختلف شغلی می باشند که در ارتباط با آنها اظهارنظرهای مختلفی شده است:

کازمایر[۳] اظهار می دارد که رضایت از شغل و علاقمندی به کار تنها از طریق توجه به عوامل انگیزشی امکان پذیر است.( کازمایر،۱۳۷۰:۷۰) از جمله عواملی که در انگیزش افراد بسیار از آنها نام برده می شود«تشویق» و تنبیه است.

تشویق و پاداش مجموعه یا بخشی از عواملی است که احتمال تکرار یک رفتار پسندیده را افزایش می دهد و تنبیه نوعی آموزش است که هدف آن بهبود در رفتار می باشد. و نیز سرزنش فرد برای جلوگیری از کاری در جهت بهتر ساختن آن است. بنابراین تشویق عامل انگیزنده قوی و نیروی محرکه سازمان است و تنبیه بجا و به موقع نیز موجب بازداشتن فرد از کردار و رفتار ناخوشایند غیر صحیح است. ساده ترین الگوی انگیزش را روانشناسان الگوی محرک و پاسخ نام گذاشته اند و بدین ترتیب است که در برابر هر پیشامدی موجود زنده واکنشی از خود نشان می دهد. شمای زیر این فرایند را نشان می دهد.

پاداش سبب می شود که رفتار قبلی مجدداً بروز کند به این جهت می توان وسیله مهمی برای انجام کارهای مورد نظر مدیریت سازمان باشد.(علوی،۱۳۶۸:۵۱-۴۷)

وقتی که فرد در یک سازمان به کار اشتغال می ورزد و نیروی خود را برای ارائه خدمت یا تولید محصول صرف می نماید و در مقابل انتظار دارد که سازمان این صرف وقت و نیرو را جبران نماید. انگیزه ها همان امکانات مادی و معنوی هستند که به فرد داده می شوند تا رفتار او را در جهت خاصی هدایت نمایند. این عوامل باید برای فرد از اهمیت و ارزش برخوردار باشد.(ساعتچی،۱۳۶۹:۴۲۹) ایجاد جاذبه برای پیوستن فرد به سازمان و حفظ او در سازمان و وادار ساختن وی به عملکرد قابل اعتماد یا اخذ تصمیمات خلاق و بدیع پاداش های گوناگون را طلب می کند. صرف وقت و مهارت های خلاق فرد با آنچه سازمان به او می دهد مبادله می شود.

قدردانی وتشکر از تلاشهای فرد، قوی ترین فعالیتی است که می تواند در پرورش نیروی انسانی به کار رود.(رضائیان،۱۳۷۴:۲۹۴) و البته قدردانی از جانب مراجعین خود می تواند به عنوان یک تشویق منجربه رضایت و دلگرمی کارمند شود.

عوامل تشویق به دو دسته تقسیم می شوند: یکی عوامل مربوط به ویژگی های شخصی و دیگری عوامل رفتاری. عوامل شخصی به خود فرد و تاریخچه زندگی او بستگی دارد مثل وضع تحصیلی و سابقه خدمت. اما میزان تولید و یا کیفیت ارائه خدمات و ایفای وظابف از جمله عوامل رفتاری اند. علاوه بر پاداش های نقدی، پاداش های غیرنقدی نیز وجود دارد مثل لوح های تقدیر، تشویق نامه کتبی یا مرخصی تشویقی و ترفیع به موقع(علوی،۱۳۶۸:۴۹)

یکی دیگر از عوامل بسیار مهم شغلی«حقوق و دستمزد» است. دستمزد به معنی پولی است که در ازای انجام کار به فرد داده می شود. بسیاری از مدیران«حقوق و دستمزد» را مهم ترین عامل انگیزش رفتار فرد در سازمان می دانند در حالیکه روانشناسان معتقد هستند که وقتی نیازهای اولیه کارکنان یک سازمان در حد معقول تأمین شده باشد میزان حقوق، در ردیف سوم تا ششم اهمیت قرار می گیرد و ثابت بودن شغل و توانایی انجام کار و وظایف شغلی بیش از میزان حقوق باعث برانگیختن فرد به کار                                  می شود. (ساعتچی،۱۳۶۹:۴۲۹) تشویق و تحسین و دادن حقوق منطقی و ایجاد رفاه نیز از اصولی است که می توان به وسیله آن درجه نارسایی را پایین آورد و روحیه افراد را بالا برد. مایو(Mayo) معتقد است که برای جلب رضایت و همکاری افراد سازمان باید علاوه بر پاداش مادی با در نظر گرفتن احساسات، عواطف و احتیاجات روحی آنها رضایت خاطر بیشتر و در نتیجه کارایی مطلوب تری به دست آورد. (پرهیزکار ،۱۳۶۸ : ۲۲۴ -۸۱)

البته در جامعه ما که عوامل غیرمادی در پیشرفت کارها مؤثر هستند عوامل دیگری غیر از پول                می توانند حائز اهمیت بیشتر باشند. هرزبرگ معتقد است که برای بسیاری افراد پول مهم ترین عامل انگیزشی نیست بلکه جلوی نارضایتی را می گیرد. یعنی کمبود حقوق و مزایا سبب نارضایتی می شود ولی نمی توان با یقین گفت که زیاد بودن آن عامل رضایت از شغل است. آنچه به پول اهمیت انگیزشی می دهد، این است که پول وسیله ای است برای رسیدن به خواسته های گوناگون فرد. با پول می توان نیازهای فیزیکی، امنیتی و اجتماعی را برآورده ساخت و یا گاه با دارا بودن بالاترین میزان دریافتی احساس برتری و احترام و منزلت اجتماعی داشت.(علوی،۱۳۶۸:۴۷)

پول در واقع انگیزه ای بسیار پیچیده است زیرا چنان با دیگر نیازها از جمله نیازهای فیزیولوژیک در هم شده است که با اشکال می توان اهمیت آن را تأیید کرد. مثلاً گاهی پول می تواند اشیاء مادی خاصی را برای فرد فراهم نماید که با داشتن آنها احساس اعتبار نماید. مثل یک منزل شیک و یا ممکن است سمبل مقام باشد و یا حتی خود شکوفایی، مثل راننده برجسته اسپرت بودن. به نظر گلرمن مهم ترین مشخصه پول، قدرت سمبلیک آن در بازار است، یعنی قدرت پول برای خرید. بنابراین چون پول معنای حقیقی و ذاتی خود را ندارد، می تواند سمبل تقریباً همه نیازهایی باشد که انسان از آن در ذهن خود مجسم می کند.(هرسی بلانچارد مترجم: کبیری،۱۳۷۳:۷۲-۷۱)

پول وسیله ای است برای رسیدن به کمترین سطح زندگی که در این سطح با افزایش رفاه ارتقاء           می یابد. برای نمونه فردی که به داشتن خانه ای کوچک راضی بوده، ممکن است با ارتقاء این سطح همان اندازه رضامندی را از یک خانه بزرگتر و راحت تر به دست آورد. اما نمی توانیم این مسأله را به همه تعمیم دهیم زیرا برای برخی افراد پول همیشه بیشترین اهمیت را خواهد داشت. در حالیکه برای برخی دیگر پول هرگز چنین ارزشی را ندارد.(کونتز و اودانل مترجم: طوسی،۱۳۷۲:۲۵۰) اما در صورتی که خواسته شود از پول به عنوان یک عامل انگیزشی قوی بهره گرفته شود باید به نکات زیر توجه داشت:

۱- پول برای افراد نیازمند جهت ارضاء نیازها اهمیت بیشتری دارد. پول شاید برای افرادی که در حال تشکیل خانواده هستند مهم ترین عامل باشد و افرادی که از این مرحله گذشته اند نیازشان چندان به پول ضروری نیست.

۲- در برخی از مؤسسات بازرگانی پول برای جذب و حفظ نیروی انسانی به عنوان یک وسیله به کار می رود نه یک عامل انگیزشی.

۳- تأثیر پول به عنوان عامل انگیزشی در مواردی که به کارکنان حقوق مساوی پرداخت می شود کاهش می یابد.

۴- اگر پول یک عامل انگیزشی قوی تصور شود باید حقوق و مزایا متناسب با عملکرد افراد پرداخت شود.

۵- اگر پاداش مادی متناسب با حقوق و دستمزد فرد باشد می تواند تولید انگیزش نماید. اما تناسب حقوق و دستمزد با پاداش به اندازه ای نیست که برای دریافت کننده انگیزش پدید آورد.

اینگونه پرداخت شاید از نارضایتی و جستجو برای تغییر شغل جلوگیری کند. اما اگر چشمگیر و درخور توجه نباشد احتمالاً به صورت یک عامل انگیزشی نیرومند عمل نخواهد کرد.(کونتز و اودانل مترجم: طوسی،۱۳۷۲:۲۵۲-۲۵۰)

اگر کارمندان سازمان از عدالت در پرداخت حقوق برخوردار باشند احساس رضایت شغلی می کنند و در غیر این صورت فشارهای روانی به آنها وارد شده و در نتیجه کمبود تولید یا خدمت حاصل می شود.(علوی،۱۳۶۸:۵۱). به هر حال پول تنها نیروی انگیزاننده نیست اما همواره به عنوان یک نیرون مهم عمل کرده است و در آینده نیز چنین خواهد بود. دشواری اساسی در استفاده از پول به عنوان عامل انگیزشی آن است که در بیشتر سازمانها افراد صرفنظر از عملکرد خود از راه اقدام هایی نظیر افزایش حقوق، ارتقاء بر اساس ارشدیت و افزایش رتبه خود به خود سهم خود را از این توجه سازمانی دریافت می کنند. و در این صورت نمی توان اطمینان داشت که پول باز هم بتواند به عنوان یک عامل محرک قوی محسوب شود یعنی اگر حقوق کارکنان نیازهای مادی آنها را تأمین کند افزایش حقوق نمی تواند عامل انگیزشی برای انجام دادن وظایف شغلی باشد.(همان منبع:۲۳۰)

به طور کلی ارزش پاداش های نقدی و پولی در جوامع مختلق متفاوت است ولی به هر صورت اهمیت آن در انگیزش کارکنان نباید نادیده گرفته شود. ضمناً قاعده مشخصی برای تشویق و ایجاد انگیزش در کارکنان موجود نیست و هر مدیری باید با توجه به نوع پاداش و عوامل تشویقی که در اختیار دارد و نیز موقعیت و وضعیت افراد، پاداش مناسب را انتخاب کنند. برای آنکه پاداش و تشویق بتواند نقش برانگیزاننده داشته باشد، باید با رفتار خاص کارکنان مرتبط باشد. یعنی اگر رفتار فرد منجربه تولید یا کارایی بیشتر می شود پاداش در رابطه مستقیم با این رفتار خاص ارائه شود. این رفتارها ممکن است میزان تولید، حضور مرتب در کار، عدم ترک شغل و نداشتن

نظر دهید »
تعاریف فرسودگی و فرسودگی ورزشی – روان­شناسی ورزشی
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

تعریف اسمیت: اولین تعریف توسط روانشناسی به نام اسمیت (۱۹۸۶) که فرسودگی را از چشم­انداز استرسی دیده­است، ارائه شده­است. او معتقد بود که فرسودگی ورزشی نتیجه استرس مزمن است. به دلیل تجربه­کردن استرس در طول زمان، یک فعالیت (ورزش) که قبلاً لذت­بخش بوده­است، دیگر لذت­بخش نیست. این منجر به پسرفت اجتماعی، روان­شناختی و جسمی در ورزش خود می­شود (گولد و آویتلی، ۲۰۰۹) بر اساس تعریف اسمیت، ویژگی­های فرسودگی ورزشی شامل ازدست­دادن بستگی و علاقه به یک فعالیت؛ مسخ شخصیت، که در آن شخص نسبت به یک فعالیت بیشتر غیر­شخصی می­شود؛ و احساسات منفی از موفقیت که ناشی از سطوح پایین­تر اعتمادبه­نفس و احتمالاً سطوح بالاتر افسردگی است، می­شود (لایی و اس­وسگینز، ۲۰۰۳).

تعریف ریدیک: فرسودگی ورزشی باید به عنوان یک سندرم در نظر گرفته­شود که با ویژگی­های (الف) فرسودگی جسمی و هیجانی، (ب) نزول توان ورزشی، و(ج) احساس کاهش­یافته کفایت، مشخص می­شود. محققان جدید روانشناسی ورزشی مانند کرسولد، اکلوند، پریس، ویز، ریدیک و اسمیت، مفهوم­سازی ریدیک از فرسودگی ورزشی را پذیرفته­اند و در تحقیقات جدید این مفهوم مورد استفاده قرار می­گیرد (هاج و همکاران، ۲۰۰۸).

تعریف ماسلاچ: ماسلاچ فرسودگی را با ویژگی­های تجربه خستگی جسمی، بی­دقتی و کمبود میل که معمولاً محصول استرس بیش از حد است، تعریف کرده است. استرس­های زیاد منجر به این احساس در فرد می­شوند که بهتر است ورزش را کنار بگذارد (لایی و اس­ویگینز، ۲۰۰۳).

تعریف ولی[۲]، آرمیسترانگ[۳]، کمار[۴] و گرین لیف[۵] (۱۹۹۸): بریدن روانی، هیجانی و جسمی از فعالیت­ها (لایی و اس ویگینز، ۲۰۰۳).

۲-۵-۲- مراحل فرسودگی

مراحل فرسودگی را چنین بیان کرده­­اند:

  1. وجود عوامل محیطی: عوامل جسمی (مانند بیش­تمرینی و صدمه[۶])؛ عوامل سازمانی (مانند محدودیت­های زمانی و مشکلات سازمانی)؛ و عوامل اجتماعی-بین­فردی[۷] (گولد و همکاران، ۱۹۹۶).
  2. وجود عوامل شخصیتی خاص: انتظارات بالا، کمبود لذت، کمبود مهارت­های جرأت­ورزی، کمال­گرایی، مهارت­های ارتباطی ضعیف، راهبردهای ضعیف برای مقابله با استرس، و کمبود کنترل شخصی در تمرین (گولد و همکاران، ۱۹۹۶).
  3. ارزیابی شناختی: علل محیطی و شخصیتی خود به خود منجر به فرسودگی نمی­شوند. ارزیابی شناختی مرحله­ بعدی فرایند فرسودگی است. ارزیابی شناختی تعامل بین عقاید و ادارک­های شخصی، و عوامل محیطی است. توان ادراک­شده­ ورزشکار برای روبروشدن با تقاضاهای موقعیت، ضرورتاً اثر عوامل محیطی و شخصیتی را تعدیل می­کند. هنگامی که ورزشکاران معتقد نباشند که می­توانند تقاضاهای روانی، رقابتی، اجتماعی، هیجانی و جسمی فرا روی خود را برآورده کنند، موقعیت طاقت­فرسا به نظر می­رسد. چیزی که این موضوع را پیچیده می­کند، این است که اگر فرد احساس نکند که موقعیتی به اندازه­ کافی چالش­برانگیز است، نتیجه ملالت[۸] و بی­علاقگی[۹] است. بدین لحاظ، این ضروری است که ورزشکاران احساس کنند که مهارت­هایشان به طور متعادلی به چالش کشیده می­شوند (جکسون و سیکزنمیهالی[۱۰]، ۱۹۹۹).
  4. پاسخ­های رفتاری: پاسخ­های رفتاری مرحله­ نهایی الگوی شناختی-عاطفی اسمیت را هستند. پاسخ­های رفتاری محصول ارزیابی­های شناختی و پاسخ­های روانشناختی مانند خستگی و اضطراب هستند. پاسخ­های رفتاری پیشایند فرسودگی عبارتند از: خلق متغیر، سردی، مسخ شخصیت، اضطراب، انزاوای عاطفی، خستگی، افت انگیزه، اعتمادبه­نفس پایین، افت عملکردی، و حتی مصرف مواد. پاسخ­های رفتاری (یا نشانه­ها) معمولاً منفی هستند، چرا که علاوه بر عملکرد ورزشکار، اثر قطعی روی به­زیستی او نیز می­گذارد. گرچه این نشانه­های فرسودگی اساساً راهبردهای مقابله­ای طبیعی هستند، این بدان معنا نیست که آنها نمی­توانند و نباید تغییر کنند (هنچسن[۱۱]، ۱۹۹۸).

۲-۵-۳- درمان

مداخلات مهم در درمان فرسودگی می­توانند دادن یک استراحت در وسط روز، استراحت برنامه­ریزی­شده برای کسانی که وظیفه­های بالینی دارند، تمجید و تحسین بیش­تر، نظام تشویقی برای حفظ علایق و افزایش­ بهره­وری کار، باشند. راه دیگر آموزش ورزشکاران در زمینه­هایی، مانند زمان­بندی­کردن آموزش، مدیریت استرس، تجدید قوا، تغذیه و حفظ توازن در زندگی فرد است (گولد و آویتلی، ۲۰۰۹).

۲-۵-۴- فرسودگی و خستگی

از نتایج فرسودگی ورزشی، می­توان به خستگی جسمی یا هیجانی، مسخ شخصیت، و احساس شایستگی کمتر اشاره کرد (گولد و آویتلی، ۲۰۰۹).

۲-۵-۵- فرسودگی و ماندگی

واژه ماندگی نیز به فرسودگی ربط داده­شده­است. گولد و همکاران (۱۹۹۶) کهنگی را به عنوان شرایطی که در آن تمارین و رقابت­ها در یک دوره با تغییرات خیلی کمی ثابت باقی می­مانند، تعریف کرده­اند (لایی و اس­ویگینز، ۲۰۰۳).

ورزشکاران کمبود فعالیت­هایمتنوع را دارند که منجر به خسته­شدن آنها از ورزششان می­شود. با تمارین روزانه که حداکثر ۲۰ ساعت در هفته، به­طول­می­انجامند، ورزشکاران در پیدا­کردن زمانی برای خودشان مشکل دارند و همه زمانشان برای ورزش صرف می­شود (لایی و اس­ویگینز، ۲۰۰۳).

۲-۵-۶- فرسودگی و کمال­گرایی

تحقیقات بر اهمیت عوامل شخصیتی، که روی فرایند ارزیابی مرکزی اثر می­گذارند و آسیب­پذیری افراد نسبت به تجربه تهدید و اضطراب تحت تأثیر قرار می­دهند، تأکید کرده­اند. یکی از عوامل شخصیتی که روی فرایند ارزیابی اثر می­گذارد، و بر به وجود آمدن فرسودگی مؤثر است، کمال­گرایی است (لمن و همکاران، ۱۹۹۷).

فرسودگی ورزشی تعاملی پیچیده از فشارزاهای چندگانه، تجدیدقوای ناکافی، و محرومیت از انتظارات برآورده­نشده است که تا حدی بوسیله­ خصایص و اهداف کمال­گرایانه توضیح داده می­شود. این فرایند با گرایشی قوی به تأیید اعتبار ارزش شخصی، گاهی متصل با احساسات به­دام­افتادن است (آ.جاداس[۱۲] و دی­سی­ال­حداد[۱۳]، ۲۰۰۹).

۲-۵-۷- مدل­های فرسودگی در ورزشکاران

پژوهشگرانی که فرسودگی را در ورزشکاران بررسی کرده­اند، چندین مدل و تئوری برای راهنمایی و توضیح تلاش­هایشان جهت درک این پدیده، ارائه داده­اند. این مدل­ها عبارتند از: مدل استرس شناختی-عاطفی اسمیت (۱۹۸۶)، مدل کنترل بیرونی و تحول هویت تک­بعدی کواکلی (۱۹۹۲)، مدل­های استرس تمرینی منفی سیلوا (۱۹۹۰) و کنتا و هسمن (۲۰۰۱)، و چندین نظریه انگیزشی: گیرافتادن ریدیک (۱۹۹۷)، کاربردهای اخیر نظریه خودمختاری اکلوند و کرسول (۲۰۰۵الف، ۲۰۰۵ب، ۲۰۰۵جیم، ۲۰۰۷الف، ۲۰۰۷ب)، رویکرد تعهد لانسدیل، هاگ و جکسون (۲۰۰۷) (به نقل از گولد و آویتلی، ۲۰۰۹).

مدل استرس شناختی-عاطفی:

اسمیت رویکردی مبتنی بر استرس برای فهم فرسودگی ورزشی دارد. همخوان با تئوری­های استرس، اسمیت فرسودگی را به عنوان فرایندی شامل ۴ مرحله مفهوم سازی کرده­است. این مراحل عبارتند از: تقاضاهای موقعیتی، ارزیابی شناختی، پاسخ­های فیزیولوژیکی و پاسخ­های رفتاری. این فرایند هنگامی آغاز می­شود که ورزشکار با چند تقاضای موقعیتی مانند حجم تمرینی بالا و/یا انتظارات شدید و بالای موفقیت، مواجه می­شود. مرحله دوم فرایند، شامل ارزیابی شناختی فرد از آن موقعیت است. ورزشکار تعیین می­کند که آیا تقاضاهای موقعیت فراتر از توان او هستند یا خیر. این مرحله تحت تأثیر تنوعی از عوامل انگیزشی و شخصیتی مانند اضطراب صفتی، جهت­گیری­های هدف، و کمال­گرایی، قرار می­گیرد. اگر ورزشکار چنین نتیجه­گیری کند که تقاضاهای موقعیتی فراتر از حد توان او هستند، پاسخ­های فیزیولوژیکی را مانند تغییراتی در تنش، بی­خوابی، خستگی و اضطراب، تجربه خواهد کرد. مرحله نهایی این مدل، پاسخ­های رفتاری ورزشکار است. این شامل تکلیف­های خاص رفتاری و پاسخ­های سازگاری مانند عملکرد کاهش­یافته و پسرفت در فعالیت­ها است (گولد و آویتلی، ۲۰۰۹).

مدل کنترل بیرونی و تحول تک­بعدی هویت:

در سال ۱۹۹۲، روانشناسی ورزشی به نام کواکلی، نگرشی تناوبی را به مدل­های استرس جسمی و روان­شناختی فرسودگی، پیشنهاد کرد. او به این نتیجه رسید، که گرچه استرس قطعاً در فرسودگی ورزشی دخیل است، اما علت آن نیست. او معتقد بود که استرس درحقیقت نشانه­ای از فرسودگی است. به نظر او، علت حقیقی فرسودگی مخصوصاً در افراد جوان درگیر در فعالیت­های ورزشی شدید، بیش­تر مربوط به مسائل جامعه­شناختی است. ورزش­های سازمان­یافته طوری ساخت یافته­اند که افراد در آن کمترین کنترل را در تصمیم­گیری دارند. علاوه بر این، ساختار ورزش­های با عملکرد بالا، در جامعه معاصر، اغلب عرصه را بر تحول بهنجار هویت برای افراد جوان تنگ می­کنند. افراد جوان جهت تمرکزکردن بر موفقیت­های ورزشی تربیت می­شوند، که این منجر به شکل­گیری هویت مبتنی بر ورزش[۱۴]، که فرصت تحول بقیه ابعاد هویت را از بین می­برد، می­شود (گولد و آویتلی، ۲۰۰۹).

مدل­های استرس تمرینی منفی:

یکی از جدیدترین مدل­های فرسودگی توسط سیلوا[۱۵] (۱۹۹۰) ارائه شده­است. نگرش او این بود که تمرین جسمی، استرس را در سطح جسمی و روانشناختی در ورزشکار،  به وجود می­آورد. این استرس می­تواند آثار مثبت و منفی داشته­باشد. بر اساس نظر سیلوا، فرسودگی زمانی که حجم تمرین بیش از حد بالا و شدید باشد و به سازگاری منفی منجر شود، به وجود می­آید. اگر چنین باشد، ممکن است ابتدا منجر به ماندگی و سپس در نهایت فرسودگی شود. کنتا و هسمن (۱۹۹۸) معتقد بودند که به عنوان قسمت بهنجاری از تمرین جسمی، ورزشکاران تمرین بیش از حد می­کنند، که منجر به فراتمرینی می­شود. این فرایند بیش­تمرینی بسیار فردگرایانه است و به این معناست که میزانی از آموزش­های جسمی که منجر به بیش­تمرینی می­شوند، از یک ورزشکار به ورزشکار دیگر متفاوت خواهد بود. اگر ورزشکارای به وضعیت فراتمرینی برسد، این ضرورتاً منفی نیست، زیرا با استراحت مناسب، بدن دوباره میزان خواهد شد و بهبود جسمی رخ خواهدداد. با این حال، بیش­تمرینی منفی هنگامی رخ می­دهد که تقاضاهای بدنی بسیار زیاد هستند و بدن نمی­تواند به طور مناسبی سازگار شود. این منجر به ماندگی در ورزشکار می­شود، و اگر بازیافت و استراحت کافی رخ ندهد، فرسودگی به وجود خواهدآمد. بنا بر این، این مدل حاکی از آن است که فرسودگی محصول نهایی فرایند بیش­تمرینی است (کنتا  و همسمن، ۱۹۹۸).

مدل­های انگیزشی:

درحالی که، در آغاز محققان به فرسودگی از جنبه­های استرس، ساختار اجتماعی ورزش شدید، و بیش­تمرینی نگاه می کردند، در دهه­های اخیر، علاقه قابل توجهی به مدل­های انگیزشی، به عنوان توصیف­گرهای فرسودگی پیدا شده ­است. تعدادی از این مدل­ها در زیر آورده شده­اند (گولد و آویتلی، ۲۰۰۹).

۱٫دیدگاه گیرافتادن[۱۶]

ریدیک در سال ۱۹۹۷ مدل انگیزشی خود را ارائه داد. این مدل مبنی بر این است که ورزشکار نسبت به متعهدشدن به ورزش، ۳ پاسخ می­دهد: (الف) ورزشکار می­خواهد؛ (ب) معتقد است که مجبور است ؛ یا (ج) ترکیبی از هر دو پاسخ. ریدیک ادعا کرد که ورزشکاری که احساس گیرافتادن می­کند، و معتقد است که باید تمرین کند، احتمال دارد که فرسوده شود. این ورزشکار گیرافتاده اغلب مشغولیت خود را با وجود این که به دلایل متعدد نمی­خواهد تمرین کند، حفظ می­کند. اولاً، ممکن است که این ورزشکار تناوبی در ورزش نداشته باشد. ثانیاً، ممکن است چنین احساس کند، که نمی­تواند به مشغولیت خود به ورزش ادامه ندهد، زیرا باید انرژی و زمان زیادی برای متوقف­شدن بپردازد. نهایتاً، ممکن است هویت شخصی ورزشکار با ورزش گره خورده باشد؛ چنان که در صورت ادامه­ندادن به ورزش، احساس خلاء شخصیتی کند (گولد و آویتلی، ۲۰۰۹).

۲٫نظریه خودمختاری

نظریه خودمختاری و فرسودگی ورزشی حاکی از آن است، که انسان­ها نیازهای روانی پایه­ای مانند شایستگی، استقلال و خودمختاری و تعلق دارند، که برای رسیدن به بهزیستی بهینه باید ارضا شوند. در بحث ورزشی، کفایت به احساس فرد از داشتن توانایی و فرصت مؤثربودن در یک ورزش اشاره دارد. استقلال و خودمختاری به ادراک فرد از داشتن حق انتخاب و خود جهت دهی اشاره می­کند. تعلق داشتن به احساس رشدیافته مراقبت و مرتبط­بودن با افراد (برای مثال هم­تیمی­ها و مربی) اشاره دارد. به همان میزانی که این نیازها ارضا شوند، نتایج مثبت روان­شناختی برانگیخته می­شوند و به همان میزان که فرد از آنها محروم باشد، تبعات منفی روان­شناختی مانند فرسودگی به وجود می­آورند. محرومیت از نیازهای روانی یکی از منابع اصلی پریشانی انسان است. ارتباط بین ارضای نیازها و فرسودگی به طور کلی قوی است (هاج و همکاران، ۲۰۰۸).

محققانی مانند کرسولد، اکلوند، لیمیر، ترشور، روبرت و پرالت، نظریه خودمختاری را در فرسودگی ورزشی به کار برده­اند. وقتی که سه

نظر دهید »
فایل پایان نامه : آمار توصیفی – خشونت ، کجروی ، جرم ، بزهکاری و پرخاشگری جوانان
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

 

۲-۱-۴ تحصیلات مادر

جدول ۲-۱-۴ مربوط به توزیع فراوانی متغیر « تحصیلات مادر » می باشد که در آن ۷/۴۷ درصد بیسواد ، ۴۴ درصد زیر دیپلم ، ۳/۴ درصد دیپلم ، ۹/۰ درصد لیسانس و ۱/۳ درصد هم لیسانس و بالاتر می باشند .

جدول ۲-۱-۴

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تحصیلات مادر فراوانی درصد
بیسواد ۱۶۷ ۴۷٫۷
زیر دیپلم ۱۵۴ ۴۴٫۰
دیپلم ۱۵ ۴٫۳
لیسانس ۳ .۹
فوق لیسانس و بالاتر ۱۱ ۳٫۱
کل ۳۵۰ ۱۰۰٫۰

 

۳-۱-۴ شغل پدر

جدول ۳-۱-۴ مربوط به توزیع فراوانی متغیر « شغل پدر » می باشد که در آن ۸/۱۷ درصد دارای شغل آزاد ، ۷/۳۶ درصد کارمند ، ۵/۲۳ درصد کشاورز ، ۱/۱۱ درصد راننده ، ۸/۷ درصد بیکار و ۳ درصد کارگر می باشند.

جدول ۳-۱-۴

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شغل پدر فراوانی درصد
آزاد ۵۹ ۱۶٫۹
کارمند ۱۲۲ ۳۴٫۹
کشاورز ۷۸ ۲۲٫۳
راننده ۳۷ ۱۰٫۶
بیکار ۲۶ ۷٫۴
کارگر ۱۰ ۲٫۹
کل ۳۳۲ ۹۴٫۹
بی پاسخ ۱۸ ۵٫۱
کل ۳۵۰ ۱۰۰٫۰

 

۴-۱-۴ شاغل بودن مادر

جدول ۴-۱-۴ مربوط به توزیع فراوانی متغیر « شاغل بودن مادر » می باشد که در آن ۳/۶ درصد مادرانشان شاغل و ۷/۹۳ درصد نیز خانه دار می باشند .

جدول ۴-۱-۴

 

 

 

 

 

 

 

 

شاغل بودن مادر فراوانی درصد
شاغل ۲۲ ۶٫۳
خانه دار ۳۲۸ ۹۳٫۷
کل ۳۵۰ ۱۰۰٫۰

 

 

 

 

 

 

 

۵-۱-۴ میزان هزینه ماهانه

جدول ۵-۱-۴ مربوط به توزیع فراوانی متغیر « میزان هزینه ماهانه » می باشد که در آن ۳/۵۶ درصد زیر ۳۰۰ هزار ، ۳/۲۶ درصد بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان ، ۳/۸ درصد بین ۵۰۰ تا ۸۰۰ هزار و ۰۹/۰ هم بین ۸۰۰ تا یک میلیون  با میانگین آن برابر با ۲۶۲۵۹۳ هزار تومان در ماه می باشد .

جدول ۵-۱-۴

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

میزان هزینه ماهانه فراوانی درصد
زیر ۳۰۰ ۱۹۷ ۵۶٫۳
۳۰۰ تا ۵۰۰ ۹۲ ۲۶٫۳
۵۰۱ تا ۸۰۰ ۲۹ ۸٫۳
۸۰۱ تا ۱۰۰۰۰۰۰ ۳ .۹
کل ۳۲۱ ۹۱٫۷
بدون پاسخ ۲۹ ۸٫۳
کل ۳۵۰ ۱۰۰٫۰

 

۶-۱-۴ میزان درآمد ماهانه

جدول ۶-۱-۴ مربوط به توزیع فراوانی متغیر « میزان درآمد ماهانه » می باشد که در آن ۱/۲۱ درصد زیر ۳۰۰ هزار ، ۹/۳۲ درصد بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان ، ۱/۲۳ درصد بین ۵۰۰ تا ۸۰۰ هزار ، ۱/۷ هم بین ۸۰۰ تا یک میلیون و ۳/۴ درصد هم بیش از یک میلیون می باشد که میانگین آن برابر با ۴۸۶۹۲۹ هزار تومان در ماه می باشد .

جدول ۶-۱-۴

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

میزان درآمد ماهانه فراوانی درصد
زیر ۳۰۰ ۷۴ ۲۱٫۱
۳۰۰ تا ۵۰۰ ۱۱۵ ۳۲٫۹
۵۰۱ تا ۸۰۰ ۸۱ ۲۳٫۱
۸۰۱ تا ۱۰۰۰۰۰۰ ۲۵ ۷٫۱
بیش از ۱۰۰۰۰۰۰ ۱۵ ۴٫۳
کل ۳۱۰ ۸۸٫۶
بدون پاسخ ۴۰ ۱۱٫۴
کل ۳۵۰ ۱۰۰٫۰

 

نظر دهید »
منابع پایان نامه روانشناسی با موضوع زنان به فرصت­های اجتماعی
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در قرون اخیر به صورت آرام اما مستمر و قاطع بوده است، زمانی دراز شکلی از خانواده وجود داشت که جامعه­شناسان آن را به اصطلاح خانواده­ گسترده معرفی می­کردند، این خانواده بر اساس پدرتباری و اولویت جنس مذکر استوار ­بود و زیر نظر پدر اداره می­شد، با این حال خانواده واحد تولید و مصرف بود. منزلت اجتماعی زن ناچیز بود و به فرزند آوری و انجام کارهای خانگی و گاهی کشاورزی و نساجی محدود بود، و فرزندان نام و نشان خود را از پدر به ارث می بردند.

وضعیت زنان که حدودا نیمی از جمعیت جهان را تشکیل می­ دهند در سراسر دنیا تحت تأثیر تحولات ­اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و فرهنگی (اشتغال، بهداشت، ازدواج، باروری، آموزش و پرورش) قرار داشته­است. با این حال زنان در کشورهای صنعتی و درحال توسعه و بالااخص جهان سوم سخت­تر از مردان کار می­ کنند این در حالی است که در مقابل کار سخت بهایی ناچیز به آنها داده­می­شود، همچنین با توجه به همه جانبه بودن مفهوم توسعه، هنگامی روند آن سیر مطلوب را در جهان طی می­ کند که امکانات و تمهیدات فراهم آمده برای نیمی از جمعیت یعنی زنان، به گونه­ای باشد تا ضمن حفظ و تقویت شئونات انسانی و تحکیم جایگاه وی در خانواده، زمینه شکوفایی ابتکار و خلاقیت را برای آنان ایجاد و امکان ارتقاء فرهنگی و مشارکت سازنده و گسترده شان را در جامعه فراهم آورد (ساروخانی، ۱۳۸۸: ۲).

دانلود مقاله و پایان نامه

گسترش اشتغال زنان و مشارکت بیشتر آنان درامور اجتماعی از جمله نمودهای کنونی نهاد خانواده در ایران است که شناخت هرچه بیشتر تأثیرات آن بر روابط خانوادگی، مسایل اقتصادی، کیفیت روابط عاطفی و … چشم انداز روشن­تری نسبت به آینده­ی خانواده، در اختیار ما قرار­می­دهد. همچنین با تحولات اخیر و گذار کشورمان از جامعه­ی سنتی به جدید و علاوه براین، زنان به عنوان یکی از اقشار در معرض آسیب جوامع، بیش از سایرین در معرض تبعیض های اجتماعی و فشارهای روانی قرار می گیرند (امینی یخدانی، ۱۳۸۸: ۱۷). با نظر به این تحولات ضرورت و اهمیت انجام اینگونه پژوهش­ها بیشتر احساس می­شود.

این پژوهش می ­تواند برنامه­ای تاثیر گذار در جهت فهم بهتر نسبت به جایگاه زنان و رفتارهای نسبت به آنان داشته باشد همچنین منجر به شناخت و بررسی مشکلاتی که زنان در جامعه با آن مواجه هستند، با این حال می ­تواند به مردان یاری ­رساند که برخوردهای صحیح­تری را در ارتباط با آنان در پیش بگیرند همچنین این تحقیق می ­تواند به نوعی تجربیات و گفتمان­های مشترک زنان را با دیگران در میان گذارد تا همه به خصوص زنان از تمامی این مسائل آگاهی ­یابند. این پژوهش می ­تواند جزیی از پژوهش­هایی باشد که به منزله چارچوب­بندی برنامه ­هایی برای زنان به شمار ­آید و در ادامه می ­تواند راهگشا و کمکی باشد تا توجه دولت و در نظر گرفتن بودجه­ای برای توسعه و پیشرفت زنان در آینده باشد. مطالعه در مورد زنان و مسایل مربوط به آنان، سابقه‌ای طولانی در ایران ندارد بدین جهت در پاره‌ای موارد­، برنامه‌ریزی بدون شناخت همه جانبه وضعیت زنان و موقعیت آنان در جامعه صورت می‌گیرد. با این حال برنامه‌ریزی بدون توجه به این قشر از جامعه­، دستیابی به نتیجه مطلوب را دچار اشکال می‌سازد. همچنین می ­تواند به شناخت بیشتر وضعیت زنان کمک ‌نماید. نتایج این بررسی زمینه را برای رسیدگی بیشتر به زنان به ویژه موانع و مشکلات آنان را در رسیدن به موقعیت بهتر مشخص خواهد کرد.

 

۱-۴٫  اهداف تحقیق

در این بخش از فصل تحقیق، اهداف تحقیق آورده شده است که اهداف تحقیق حاضر را می توان مشتمل بر دو بخش هدف کلی یا اصلی و اهداف جزئی یا فرعی تحقیق دانست که شامل موارد زیر می باشد:

 

۱-۴-۱٫  هدف کلی تحقیق

آسیب شناسی نقش زنان در جامعه و پیامدهای آن در خانواده های یزدی است

 

۱-۴-۲٫ اهداف فرعی تحقیق

در کنار هدف کلی فوق، اهداف فرعی دنبال می‌گردد:

  1. بررسی متون، دیدگاه ها و نظرات صاحب نظران مختلف در ارتباط با نقش و خانواده.
  2. بررسی نگرش زنان متاهل شهر یزد نسبت به نقش های بیرون از خانه.
  3. تعیین میزان نقش های مختلف زنان در جامعه.
  4. تعیین میزان آسیب هایی که ناشی از نقش زنان در جامعه، بوجود می آید.
  5. بررسی میزان آسیب شناسی نقش زنان در جامعه و پیامدهایی که بر خانواده می گذارد.
  6. ارائه پیشنهادات لازم برای کاهش آسیب های مربوط به نقش های اجتماعی و حضور زنان در جامعه.

 

۱-۵٫ کاربرد تحقیق

از آنجایی که پژوهش حاضر در قلمرو مباحث توسعه اجتماعی، انسانی و فرهنگی و امور مربوط به زنان قرار می گیرد، می تواند مورد استفاده تمام افراد و سازمان هایی قرار بگیرد که به هر نوعی با برنامه ریزی های اجتماعی و فرهنگی در رابطه با زنان و خانواده در سطح شهرستانی و استانی مرتبط هستند. از سوی دیگر نتایج پژوهش حاضر مربوط به نهادهای مرتبط در ابعاد مختلف روانی، اجتماعی و … در سطح جامعه می شود. شناخت و آگاهی از میزان نیاز به مشارکت و تغییر در الگوهای نقش جنسیتی در جامعه مورد مطالعه می تواند زمینه ساز مشارکت و همکاری سازمان با سازمان ها و نهادهای متولی امر خانواده در خصوص آسیب شناسی مسئله و ارائه راهکار باشد. نتایج این پژوهش می تواند راهگشای نهادهای اجتماعی در جامعه باشد تا آنان یا برنامه های خود را هدفمند دنبال کنند و یا اینکه برنامه های سابق خود را بر اساس نیاز افراد جامعه تنظیم نمایند.

نظر دهید »
مقاله اضطراب و اختلالات اضطرابی -نظریه فروید درباره اضطراب
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

فروید همچنین اضطراب را به عنوان علامت هشداردهنده پایگاه ” من” قلمداد می کرد که مکانیزم های دفاعی را به راه می اندازد. در دومین طبقه بندی مجموعه تشخیصی و آماری بیماری های روانی (DSM II، ۱۹۶۸، به نقل از دادستان، ۱۳۸۴)، روان آزردگی منطبق با دیدگاه فروید به این صورت تعریف شده است که” اضطراب به منزله خصیصه اصلی روان آزردگی ها است و می تواند به گونه ای مستقیم بیان شود یا  ناهشیارانه و خود به خود، بر اساس مکانیزم های روان شناختی مختلف مهار گردد” (ص: ۵۸). در سال های اخیر این دیدگاه به ویژه از سوی رفتار گرایان مورد مخالفت قرار گرفته است. این دیدگاه اعتقاد دارد روان آزردگی ها گستره ای وسیع تر از اختلالات اضطرابی را پوشش                        می دهند (دادستان، ۱۳۸۴).

البته انتقادهای دیگری نیز به دیدگاه فروید وارد شده است. از جمله این که اضطراب مانند هوش سازه ای استنباطی است که بر اساس گزارش های فاعلی، رفتارهای اجتنابی و علائم فیزیولوژیکی سنجیده می شود، و هنوز درباره شیوه های سنجش این نشانه های اضطرابی و چگونگی بروز آن در افراد مختلف اتفاق نظر وجود ندارد. این انتقاد به این نکته مهم اشاره دارد که اضطراب در افراد مختلف به گونه های متفاوتی بیان می شود به نحوی که در سنجش اضطراب ممکن است فردی بر سنجش های فیزیولوژیکی و دیگران بر گزارش های فاعلی تکیه کنند. انتقاد دیگر این است که اضطراب را نمی توان در قلمرو روان آزردگی ها محدود کرد چراکه چنین تجربه ای هم در افراد بهنجار وجود دارد و هم در طیف گسترده ای از بیماران از جمله در بیماران افسرده، روان گسسته و حتی منحرفان جنسی ( همان منبع).

۲-۲-۲-۲٫ سایر دیدگاه ها درباره اضطراب و اختلال اضطراب فراگیر

با توجه به نکات ارائه شده به خوبی می توان فهمید که فراهم کردن ضوابط تشخیصی دقیق برای اختلالات اضطرابی همواره با دشواری هایی روبرو بوده است. اما به طور کلی می توان گفت اختلالات اضطرابی به مجموعه ای از اختلالات پوشش می دهند که اضطراب یکی از  نشانه های اصلی آن است. وجه مشترک این اختلال ها، رنج روانی و به خصوص حالت اضطرابی است که به صورت محض یا همراه با نشانه های دیگر، متجلی می شوند. بنابر این هر اختلالی که نشانه اصلی آن اضطراب است خواه این اضطراب حاد و وابسته به موقعیت های معین یا پراکنده و مبهم و مزمن و مربوط به موقعیت های متنوع باشد، در قلمرو اختلالات اضطرابی قرار می گیرد. در حقیقت اضطراب مستلزم مفهوم نا ایمنی یا تهدید مبهم و پراکنده ای است که فرد منبع آن را به وضوح درک نمی کند و این مساله وجه تمایز اضطراب از ترس است، چراکه ترس مشخصا در مقابل شیء یا موقعیتی خطرناک بروز می کند (دادستان،۱۳۸۴).

اضطراب دارای نشانه های مختلفی در سطح رفتاری (خشم، تخریب گری، فزون کنشی و اختلال توجه و اختلال های حرکتی مانند لرزش)، بدنی (شاخص های فیزیولوژیکی مانند تغییر ضربان قلب، تظاهرات جسمی مانند ادرار و مدفوع بی اختیاری، روان بی اشتهایی و اختلال های خواب)، ارتباطی (بازداری، رفتارهای اجتنابی و وابستگی اضطراب آمیز) و شناختی(برانگیختگی فرایندهای عقلی و اختلال تمرکز حافظه) است. اما تظاهرات بالینی اضطراب بر حسب سطوح تحول متفاوت و متنوع هستند به طوری که اضطراب را در کودکان، نوجوانان و بزرگسالان از برخی جهات می توان متمایز کرد. به طور مثال در کودکان بیشتر شاهد اضطراب جدایی و اضطراب تعمیم یافته کودکان و در نوجوانان شاهد بحران های اضطرابی هستیم (همان منبع).

و اما در زمینه اختلال اضطراب فراگیر،  برخلافR  DSM III که ضابطه اول این اختلال را ” نگرانی      غیر واقع نگر” مطرح کرده است، در DSM IV  ضابطه اصلی اختلال اضطراب فراگیر، وجود اضطراب مفرط و نگرانی نام برده شده به طوری که فرد مهار کردن نگرانی خود را مشکل می داند. همچنین در چهارمین مجموعه تشخیصی آماری بیماری های روانی (DSM IV)، اختلال “فزون- مضطربی” دوران کودکی که در R III DSM آمده بود، حذف شده و ضوابط آن در چهار چوب اضطراب تعمیم یافته دوران بزرگسالی گنجانده شده است. در حقیقت ضوابط تشخیصی DSM IV  برای این اختلال عبارت است از وجود اضطراب مفرط و نگرانی و یا انتظار یک رویداد نگران کننده، اغلب روزها در خلال حداقل شش ماه گذشته درباره برخی رویدادها و فعالیت ها به طوری که فرد قادر به مهار نگرانی خود نبوده و این اضطراب و نگرانی با حداقل سه نشانه از نشانه هایی مانند بی قراری، خستگی پذیری، مشکلات تمرکز و حافظه، برانگیختگی، تنش عضلانی و اختلال خواب همراه باشد. همچنین این اضطراب و نگرانی نارسایی هایی را در قلمرو کنش وری اجتماعی، حرفه ای، تحصیلی و … ایجاد کرده باشد و ناشی از مصرف مواد یا دارو نباشد (دادستان ، ۱۳۸۴).

اضطراب تعمیم یافته در خلال تحول تظاهرات کمی متفاوت دارد. به این صورت که معمولا اضطراب تعمیم یافته در کودکان قبل از سیزده سالگی همزمان با اضطراب جدایی وجود دارد و می تواند تا بزرگسالی به صورت اضطراب تعمیم یافته یا هراس اجتماعی و یا سایر اختلالات اضطرابی پا بر جا بماند. در حالی که اضطراب تعمیم یافته به تنهایی در کودکان سیزده ساله و بزرگ تر دیده می شود. نوع نگرانی های کودکان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، معمولا فراتر از سطح تحول آنهاست و به همین دلیل فزون رشد یافته به نظر  می رسند. در نتیجه کمال جویی که با تردید های وسواس آمیز نسبت به خود همراه است، در آنها دیده          می شود. گاهی نیز تبعیت جویی افراطی برای کسب تایید دیگران وگاهی نشانه هایی مانند نا آرامی های مفرط حرکتی، ناخن خایی و یا کشیدن موهای سر و امتناع از شرکت در فعالیت هایی که مستلزم رقابت و دستیابی به کار آمدی است در کودک مبتلا به اضطراب فراگیر مشاهده می شود. البته گاهی تظاهرات جسمانی از جمله ناراحتی های امعایی و احشایی، سردرد، تهوع، سرگیجه، مشکلات خواب و تنش بدون هیچ گونه مبنای عضوی در این کودکان شایع تر است. نگرانی های کودکان بزرگ تر بر روی مسائل تحصیلی و ارتباطی تمرکز بیشتری دارد. در دوره نوجوانی گرچه بحران های اضطرابی طبیعی و محدود هستند اما می توانند زمینه ساز سازمان یافتگی های مرضی بعدی و بروز اضطراب های دوام دار و حتی احساس از هم پاشیدگی و واقعیت زدایی باشند (همان منبع).

در DSM IV آمده است که اضطراب فراگیر در فرزندان ارشد خانواده، در خانواده های کم جمعیت، در طبقات اجتماعی-اقتصادی مرفه و در خانواده هایی که همواره درباره پیشرفت فرزندانشان نگرانند فراوان تر است. اضطراب فراگیر موجب می شود که کودک وقت زیادی را به طرح پرسش هایی درباره زیان ها و خطرهای احتمالی اختصاص داده و درباره توانایی هایش در قلمروهای مختلف، به خصوص در مورد قضاوت دیگران در زمینه نتایج کارهایش، به شدت نگران باشد (دادستان ، ۱۳۸۴).

البته با وجود اینکه اشکالی از اضطراب فراگیر در کودکان و نوجوانان دیده می شود، اما این اختلال معمولا در اواخر نوجوانی و یا اوایل بزرگسالی شروع شده و در بزرگسالان مسن تر هم به وفور وجود دارد. البته تعیین سن دقیق شروع این اختلال دشوار است و اکثر بیماران مبتلا  اظهار می کنند از وقتی که به یاد دارند دچار اضطراب بوده اند. متاسفانه فقط یک سوم مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر در صدد درمان روانپزشکی بر   می آیند. بسیاری از این بیماران در جستجوی درمان جنبه های جسمی بیماری خود، به پزشکان عمومی، متخصصین داخلی، قلب و عرق و گوارش مراجعه می کنند. برخی یافته ها نشان دهنده این است که معمولا این بیماران تجربه چندین رویداد ناگوار را در زندگی خود داشته اند که احتمال بروز این بیماری را به میزان زیادی افزایش داده است. تقریبا ۲۵% بیمارانی که به درمانگاه های اختلالات اضطرابی مراجعه می کنند به اختلال اضطراب فراگیر مبتلا هستند. این اختلال در بسیاری موارد همزمان با اختلال روانی دیگری از جمله جمعیت هراسی، هراس اختصاصی، اختلال هول، اختلالات مرتبط با مواد و اختلالات افسردگی یافت می شود به طوری که احتمالا ۵۰ تا ۹۰ درصد بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر به یک اختلال روانی دیگر نیز مبتلا هستند. اختلال اضطراب فراگیر همچون سایر اختلالات  اضطرابی، بایستی از سایر اختلالات روانپزشکی متمایز شوند. بیماران مبتلا به این اختلال اغلب دچار افسردگی اساسی نیز می باشند. نکته کلیدی در افتراق این اختلال از افسردگی اساسی، اثبات وجود اضطراب یا نگرانی غیر مرتبط با اختلال افسردگی است (سادوک و سادوک، ترجمه رضاعی، ۱۳۸۷).

علل اختلال اضطراب فراگیر دقیقا مشخص نیست. تفکیک اضطراب طبیعی از مرضی و علل زیستی این اختلال از علل روانی و اجتماعی دشوار است شاید به این دلیل که همیشه  مقداری اضطراب انطباقی تلقی       می شود. البته علل زیستی بحث هایی تخصصی هستند که از بحث در این باره صرفنظر می شود. در زمینه عوامل روانی و اجتماعی دو مکتب فکری عمده وجود دارد. در مکتب شناختی- رفتاری تاکید بر این است که اختلال اضطراب فراگیر در واقع واکنشی بیمار به خطرات خیالی و احتمالی است که فرد گمان می کند تهدیدش       می کنند. این خطرات از توجه انتخابی بیمار به جزئیات منفی در محیط، پردازش تحریف شده اطلاعات و دیدگاه منفی در زمینه توانایی کنترل شرایط ناشی می شود. مکتب دیگر روانکاوی است. در این مکتب اضطراب علامتی است از تعارض های حل نشده ناخودآگاه. همانطور که قبلا اشاره شد این نظریه توسط فروید در رد مبنای فیزیولوژیکی اختلالات اضطرابی که قبلا مطرح بود، ارائه شد. بر اساس رویکرد روانکاوی، اضطراب هشداری است مبنی بر وجود آشوب و دغدغه ای در نا خود آگاه. این اضطراب بسته به این که در چه شرایطی بروز کند، می تواند طبیعی و انطباقی و یا غیر انطباقی باشد (همان منبع).

با توجه به آنچه در زمینه پیچیدگی این اختلال گفته شد، رویکردهای مختلفی در حوزه درمان این اختلال مطرح است از جمله روان درمانی، دارو درمانی و درمان های حمایتی. رویکردهای عمده روان درمانی عبارتند از رویکرد شناختی- رفتاری، رویکرد حمایتی و رویکرد بینشی. گرچه هنوز یافته های چندانی در زمینه ارجحیت این رویکردها بر یکدیگر وجود ندارد، اما دقیق ترین مطالعات بر رویکرد

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 129
  • 130
  • 131
  • ...
  • 132
  • ...
  • 133
  • 134
  • 135
  • ...
  • 136
  • ...
  • 137
  • 138
  • 139
  • ...
  • 234
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

نامور،مرکز نوآوري های آموزشی

 کسب درآمد خلاقانه بدون اینترنت
 حفظ عشق در میان‌سالی
 درآمد از عکاسی
 سئوی فنی وبسایت
 کفایت عشق به تنهایی
 تغذیه اصولی سگ
 تفاوت کلینیک و بیمارستان دامپزشکی
 شناخت گربه از صاحبش
 نشانه‌های بیتوجهی مردان
 نژادهای سگ عروسکی
 درآمد مشاوره استارتاپ
 روانشناسی عشق مردان
 تدریس گیتار آنلاین
 ساخت دوره آموزشی هوش مصنوعی
 اعتمادسازی در رابطه
 ابراز علاقه در رابطه
 تغذیه سگ چاو چاو
 کسب درآمد با سرمایه کم
 احترام به تغییرات شخصیت
 همکاری در فروش آنلاین
 سرپرستی گربه تهران
 روانشناسی شکست عشقی
 بهبود سئو ارگانیک
 معرفی سگ گریت دین
 بهبود تجربه کاربری فروشگاه
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان